<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتگوي گيمفا - تمامی انجمن‌ها]]></title>
		<link>http://forum.gamefa.com/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتگوي گيمفا - http://forum.gamefa.com]]></description>
		<pubDate>Sat, 19 May 2012 23:22:44 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[رد خون بر دستان اژدها،نقد و بررسی Ninja Gaiden 3]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=389</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:59:24 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=389</guid>
			<description><![CDATA[بسیاری از گیمر ها و منتقدان با شنیدن نام Ninja Gaiden ، یاد یک بازی H &amp; S درجه یک و صحنه های خونین و گیم پلی بسیار دشوار می افتند. این سری یکی از بهترین ها در سبک خود بوده و طرفداران بسیاری نیز دارد. اما قبل از انتشار این نسخه از سری، طرفداران نگرانی های بسیاری در مورد کیفیت این عنوان داشتند. این نگرانی ها از وقتی شروع شد که Tomonobu Itagaki خالق افسانه ای سری Ninja Gaiden، استدیو Team Ninja را ترک کرد. به هر حال ۳Ninja Gaiden منتشر و وارد بازار شد. در ادامه میبینیم که آیا این نسخه بدون ایتاگاکی توانسته در حد و اندازه نامش ظاهر شود یا خیر.داستان<br />
داستان NG3 معجونی از شخصیت های نچسب، اتفاقات مسخره و روایت ضعیف است. کاملا مشخص است که سازندگان بازی تلاش زیادی برای پررنگ کردن داستان در این بازی داشته اند اما به جرات میتوان گفت در این زمینه شکست خورده اند. NG3 با صحنه ای از نبرد پایانی بازی آغاز میشود و تصویر بلافاصله به ریو هایابوسا در خانه اش کات میخورد جایی که ۲ نفر از سازمانی مرموز به دیدار شخصیت اصلی ما میروند و فیلمی از یک حمله ی تروریستی در لندن را به نمایش میگذارند. تروریست ها یک درخواست واضح دارند:<br />
“ریو هایابوسا را به ما تحویل دهید”<br />
داستان در این بازی نه شروع خوبی دارد نه ادامه ی خوبی پیدا میکند و این موضوع وقتی آزار دهنده تر جلوه میکند که سازندگان سراغ همان کلیشه معروف “نجات دنیا به دست شما” رفته اند و همچنین بیماری هایابوسا که در اثر قتل های های او روز به روز بدتر میشود کلا زائد به نظر میرسد و به مضحک ترین شکل ممکن هم بهبود می یابد. نویسندگان NG3 چیزی به اسم منطق روایی را به کلی از یاد برده اند و هیچ سیر مشخص و منطقی برای اتفاقات بازی وجود ندارد به همین دلیل هم رویداد های بازی باورپذیر نیستند. اما فاجعه ی اصلی در شخصیت پردازی است جایی که همه ی شخصیت های بازی غیر قابل باور می نمایند البته در این خصوص نباید از دیالوگ نویسی بسیار بد و شعاری بازی گذشت. بار دراماتیک بازی بر عهده ی دختر کوچولویی به نام “کانا” است که تا اواخر بازی دیالوگی ندارد و زمان ناچیزی در بازی کنار او خواهیم بود. این مسئله باعث میشود حس دراماتیک و همذات پنداری مورد نظر سازندگان به هیچ وجه در مخاطب ایجاد نشود. اما نکته ی آخر در خصوص شخصیت پردازی کسی است که تا اواخر بازی آنتاگونیست بازی به حساب می آید، طراحی تئودور برای کسی که قرار است فردی مخوف و بی رحم به نظر برسد چندان خوب صورت نگرفته است و از ان بد تر دیالوگ های اوست که به شدت شعاری و مصنوعی به نظر میرسند. گفتنی است برای اول بار در سری NG ریو هایابوسا نقاب از چهره برمیدارد که شاید برای طرفدارن این سری دیدن چهره ی قهرمانشان جالب باشد هرچند که این ماسک به عنوان بخشی از هویت ریو شناخته میشد و گرفتن این بخش از هویت او باعث شد تصویری که سال ها از او در ذهن داشتیم دگرگون شود. شاید اگر ایتاگاکی بود هرگز این اتفاق رخ نمیداد.<br />
در پایان میتوان گفت داستان در NG3 به شدت از هم گسیخته است و هیچ چیز سر جای خودش قرار ندارد.<br />
-<br />
<br />
هدیه ناخوشایند تئودور به ریو<br />
گیم پلی<br />
این بخش نقطه قوت Ninja Gaiden3 به حساب می اید. گیم پلی بازی ریتم سریع و خوبی دارد و مملو از صحنه های دکمه زنی(QTE) در داخل گیم پلی و در کات سین هاست. در آن بخش از ان صحنه های دکمه زنی که داخل گیم پلی و مبارزه اتفاق میافتد، اکثرا مهم نیست که شما دکمه x را بزنید یا y ! در هر دو صورت نتیجه یکسان است که این قضیه حس بیهوده بودن صحنه های QTE را به شدت به بازیکن القا میکند. صحنه های مشابهی هم که در کات سین ها اتفاق میافتند ،”زمان پاسخ گویی” بسیار زیادی دارند و به همین دلیل هیجان بسیار کمی دارند،اما در کل بودن این QTE ها از نبودنشان بهتر است. سلاح های “ریو هایابوسا” شامل یک کاتانا به عنوان سلاح اصلی و چاقوهای قابل پرتاب و تیرکمان (که با پیش بردن بازی ارتقا پیدا میکند و تیر هایش با برخورد به هدف منفجر میشود) است. یکی از پسرفت های احمقانه این عنوان نسبت به نسخه قبلی در اینجا نمایان میشود. در نسخه قبلی سه سلاح اصلی وجود داشت که در این نسخه به یک عدد کاهش یافته است، همچنین قابلیت ارتقا دادن کاراکتر و سلاح هایش و همینطور فروشگاه بازی به طور کامل از بازی حذف شده است که اصلا خوشایند نیست.یکی از نکات مثبت گیم پلی تمام کننده هاست که با تغییر بجا و به موقع زاویه دوربین و یک برش خونین شمشیر “ریو هایابوسا” همراه است و به جذاب تر شدن گیم پلی کمک کرده است، البته به خاطر نداشتن تنوع کافی، بعد از مدتی اندکی تکراری میشود. اما ضعفی که اینجا خودنمایی میکند، عدم تکه تکه شدن دشمنان است و میبینید که انها فقط “خونی” میشوند. و این موضوع وقتی ناراحت کننده میشود که متوجه میشوید این ویژگی در نسخه قبلی وجود داشته.از دیگر تغییرات این نسخه، درجه سختی ان است. بازی بسیار اسان شده است و اصلا ان سختی سابق را ندارد. Ninpo در این نسخه بسیار قدرتمند تر شده و استفاده از ان هم راحت تر شده است و در کل به ساده تر شدن بازی بسیار کمک کرده است. ۳ درجه سختی برای بازی در نظر گرفته شده است که شامل HeroNormalوHard است. بازی در درجه سختی Hero (که همان اسان است) بسیار مسخره میشود، به طوریکه “ریو هایابوسا” کاملا نامیرا میشود! اشتباه نخواندید. در این درجه سختی، بعد از اینکه نوار سلامتی “ریو هایابوسا” به یک پنجم خود رسید و دور صفحه را رنگ قرمز ناشی از مجروح شدن گرفت، او به صورت کاملا خودکار “تمام” ضربات دشمنان را دفاع میکند و یا جاخالی میدهد. واقعا سازنده بازی چه فکری با خودش کرده معلوم نیست. اگر از طرفداران این سری هستید، بی هیچ شکی بازی را روی درجه سختی Hard شروع کنید. آن موقع بازی چالش برانگیز میشود اما متاسفانه باز هم اصلا در حد نسخه قبلی دشوار نیست.<br />
اما دیگر مشکل بازی دوربین آن است که در مواقعی بسیار آزار دهنده میشود. از گیر کردن دوربین پشت دیوار ها گرفته تا ثابت ماندن و نشان ندادن بخشی از میدان نبرد. مشکلات دوربین در مبارزه با رئیس LOA به اوج خود میرسد و لذت درگیری را کمتر میکند. نکته ی دیگر در خصوص گیم پلی بازی، باس فایت هاست که خوب از آب در آمدند هرچند در مقایسه با شماره های قبل ضعیف تر هستند اما همچنان چالش برانگیزند و تنوع خوبی به گیم پلی بازی بخشیده اند. همچنین تنوع دشمنان در سطح خوبی قرار دارد و سازندگان به تناوب از آن ها در بازی استفاده کردند تا مخاطب احساس خستگی نکند.<br />
-<br />
-<br />
گرافیکگرافیک بازی تغییر بسیار کمی نسبت به نسخه قبل خود داشته، اما همچنان قابل قبول است .نورپردازی خوب است و بافت ها نیز کیفیت نسبتا خوبی دارند. اما قضیه در مورد سایه پردازی بسیار متفاوت است. سایه پردازی بازی در یک کلام افتضاح است. تقریبا سایه ای را پیدا نمیکنید که لبه لبه نباشد! از دیگر ضعف های آن افکت های تصویری مانند شن و آب و خون است. به طوریکه در یکی از مراحل بازی که در مناطق بیابانی اتفاق میافتد، شما هیچ گونه شنی را مشاهده نمیکنید و فقط زمین را رنگ کرده اند. وضعیت در مورد افکت خون هم چندان بهتر نیست. اما جدا از ضعف های آن، بازی روان است و افت فریم آزار دهنده ای را مشاهده نمیکنید. تنوع محیط ها راضی کننده است و انیمیشن های ریو هم خوب ساخته شده اند، در کل نکات مثبت گرافیک بازی بر نکات منفی آن برتری دارند.<br />
-<br />
به افکت خون و شن بسیار بد بازی دقت کنید. کیفیت بافت ها هم در این تصویر چندان جالب نیست و یک باگ گرافیکی هم دیده میشود.<br />
موسیقی و صدا گذاری<br />
موسیقی در NG3 تم شرقی دارد و به طور کلی این نوع موسیقی به دلیل ریتم آرام و روح نوازش در تضاد با دنیای NG3 است. بازی به دلیل کات سین های پرشمار و اکشن سریع نیاز به موسیقی ای از جنس موسیقی های بایونتا و شیطان هم میگرید داشت که متاسفانه کمترین توجه سازندگان به بخش موسیقی بوده و به نوعی حکم رفع تکلیف را برایشان داشته. در خصوص صداگذاری هم باید گفت یکی از اعصاب خرد کن ترین بخش های بازی است بخصوص اینکه وسط درگیری با ده دشمن باید بار ها و بارها جملات تکراری آنان را بشنوید و شاید شما هم مثل من بعضی وقتا صدای بازی را به کلی قطع کنید. صداپیشه های شخصیت های اصلی بد نیستند اما انتظار یک صداپیشگی فوق العاده ای از آن ها نداشته باشید. افکت های صدای شمشیر و صداهای محیط هم خیلی چنگی به دل نمیزنند و با وجود تجربه های فوق العاده ای مثل DS2 و BF3 در زمینه ی صداگذاری باید NG3 را ضعیف قلمداد کرد.<br />
-<br />
نتیجه گیری<br />
در نهایت می توان گفت خروج ایتاگاکی از Team Ninja ضربه مهلکی بر پیکر این سری وارد کرده است. NG3 هرگز درخشش شماره های گذشته ی خود را ندارد و با میانگین امتیازات پایین و نقد های منفی طرفدارن این مجموعه را به شدت دلسرد کرده است. NG3 بازی خوبی نیست (مخصوصا اگر از طرفداران این سری باشید) اما با اکشن سریع خود می تواند شما را سرگرم کند و به تجربه کردنش میارزد.امتیازات:<br />
گیم پلی: ۷٫۷<br />
گرافیک: ۶٫۵<br />
داستان: ۳<br />
صداگذاری و موسیقی: ۵<br />
امتیاز: ۶]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بسیاری از گیمر ها و منتقدان با شنیدن نام Ninja Gaiden ، یاد یک بازی H &amp; S درجه یک و صحنه های خونین و گیم پلی بسیار دشوار می افتند. این سری یکی از بهترین ها در سبک خود بوده و طرفداران بسیاری نیز دارد. اما قبل از انتشار این نسخه از سری، طرفداران نگرانی های بسیاری در مورد کیفیت این عنوان داشتند. این نگرانی ها از وقتی شروع شد که Tomonobu Itagaki خالق افسانه ای سری Ninja Gaiden، استدیو Team Ninja را ترک کرد. به هر حال ۳Ninja Gaiden منتشر و وارد بازار شد. در ادامه میبینیم که آیا این نسخه بدون ایتاگاکی توانسته در حد و اندازه نامش ظاهر شود یا خیر.داستان<br />
داستان NG3 معجونی از شخصیت های نچسب، اتفاقات مسخره و روایت ضعیف است. کاملا مشخص است که سازندگان بازی تلاش زیادی برای پررنگ کردن داستان در این بازی داشته اند اما به جرات میتوان گفت در این زمینه شکست خورده اند. NG3 با صحنه ای از نبرد پایانی بازی آغاز میشود و تصویر بلافاصله به ریو هایابوسا در خانه اش کات میخورد جایی که ۲ نفر از سازمانی مرموز به دیدار شخصیت اصلی ما میروند و فیلمی از یک حمله ی تروریستی در لندن را به نمایش میگذارند. تروریست ها یک درخواست واضح دارند:<br />
“ریو هایابوسا را به ما تحویل دهید”<br />
داستان در این بازی نه شروع خوبی دارد نه ادامه ی خوبی پیدا میکند و این موضوع وقتی آزار دهنده تر جلوه میکند که سازندگان سراغ همان کلیشه معروف “نجات دنیا به دست شما” رفته اند و همچنین بیماری هایابوسا که در اثر قتل های های او روز به روز بدتر میشود کلا زائد به نظر میرسد و به مضحک ترین شکل ممکن هم بهبود می یابد. نویسندگان NG3 چیزی به اسم منطق روایی را به کلی از یاد برده اند و هیچ سیر مشخص و منطقی برای اتفاقات بازی وجود ندارد به همین دلیل هم رویداد های بازی باورپذیر نیستند. اما فاجعه ی اصلی در شخصیت پردازی است جایی که همه ی شخصیت های بازی غیر قابل باور می نمایند البته در این خصوص نباید از دیالوگ نویسی بسیار بد و شعاری بازی گذشت. بار دراماتیک بازی بر عهده ی دختر کوچولویی به نام “کانا” است که تا اواخر بازی دیالوگی ندارد و زمان ناچیزی در بازی کنار او خواهیم بود. این مسئله باعث میشود حس دراماتیک و همذات پنداری مورد نظر سازندگان به هیچ وجه در مخاطب ایجاد نشود. اما نکته ی آخر در خصوص شخصیت پردازی کسی است که تا اواخر بازی آنتاگونیست بازی به حساب می آید، طراحی تئودور برای کسی که قرار است فردی مخوف و بی رحم به نظر برسد چندان خوب صورت نگرفته است و از ان بد تر دیالوگ های اوست که به شدت شعاری و مصنوعی به نظر میرسند. گفتنی است برای اول بار در سری NG ریو هایابوسا نقاب از چهره برمیدارد که شاید برای طرفدارن این سری دیدن چهره ی قهرمانشان جالب باشد هرچند که این ماسک به عنوان بخشی از هویت ریو شناخته میشد و گرفتن این بخش از هویت او باعث شد تصویری که سال ها از او در ذهن داشتیم دگرگون شود. شاید اگر ایتاگاکی بود هرگز این اتفاق رخ نمیداد.<br />
در پایان میتوان گفت داستان در NG3 به شدت از هم گسیخته است و هیچ چیز سر جای خودش قرار ندارد.<br />
-<br />
<br />
هدیه ناخوشایند تئودور به ریو<br />
گیم پلی<br />
این بخش نقطه قوت Ninja Gaiden3 به حساب می اید. گیم پلی بازی ریتم سریع و خوبی دارد و مملو از صحنه های دکمه زنی(QTE) در داخل گیم پلی و در کات سین هاست. در آن بخش از ان صحنه های دکمه زنی که داخل گیم پلی و مبارزه اتفاق میافتد، اکثرا مهم نیست که شما دکمه x را بزنید یا y ! در هر دو صورت نتیجه یکسان است که این قضیه حس بیهوده بودن صحنه های QTE را به شدت به بازیکن القا میکند. صحنه های مشابهی هم که در کات سین ها اتفاق میافتند ،”زمان پاسخ گویی” بسیار زیادی دارند و به همین دلیل هیجان بسیار کمی دارند،اما در کل بودن این QTE ها از نبودنشان بهتر است. سلاح های “ریو هایابوسا” شامل یک کاتانا به عنوان سلاح اصلی و چاقوهای قابل پرتاب و تیرکمان (که با پیش بردن بازی ارتقا پیدا میکند و تیر هایش با برخورد به هدف منفجر میشود) است. یکی از پسرفت های احمقانه این عنوان نسبت به نسخه قبلی در اینجا نمایان میشود. در نسخه قبلی سه سلاح اصلی وجود داشت که در این نسخه به یک عدد کاهش یافته است، همچنین قابلیت ارتقا دادن کاراکتر و سلاح هایش و همینطور فروشگاه بازی به طور کامل از بازی حذف شده است که اصلا خوشایند نیست.یکی از نکات مثبت گیم پلی تمام کننده هاست که با تغییر بجا و به موقع زاویه دوربین و یک برش خونین شمشیر “ریو هایابوسا” همراه است و به جذاب تر شدن گیم پلی کمک کرده است، البته به خاطر نداشتن تنوع کافی، بعد از مدتی اندکی تکراری میشود. اما ضعفی که اینجا خودنمایی میکند، عدم تکه تکه شدن دشمنان است و میبینید که انها فقط “خونی” میشوند. و این موضوع وقتی ناراحت کننده میشود که متوجه میشوید این ویژگی در نسخه قبلی وجود داشته.از دیگر تغییرات این نسخه، درجه سختی ان است. بازی بسیار اسان شده است و اصلا ان سختی سابق را ندارد. Ninpo در این نسخه بسیار قدرتمند تر شده و استفاده از ان هم راحت تر شده است و در کل به ساده تر شدن بازی بسیار کمک کرده است. ۳ درجه سختی برای بازی در نظر گرفته شده است که شامل HeroNormalوHard است. بازی در درجه سختی Hero (که همان اسان است) بسیار مسخره میشود، به طوریکه “ریو هایابوسا” کاملا نامیرا میشود! اشتباه نخواندید. در این درجه سختی، بعد از اینکه نوار سلامتی “ریو هایابوسا” به یک پنجم خود رسید و دور صفحه را رنگ قرمز ناشی از مجروح شدن گرفت، او به صورت کاملا خودکار “تمام” ضربات دشمنان را دفاع میکند و یا جاخالی میدهد. واقعا سازنده بازی چه فکری با خودش کرده معلوم نیست. اگر از طرفداران این سری هستید، بی هیچ شکی بازی را روی درجه سختی Hard شروع کنید. آن موقع بازی چالش برانگیز میشود اما متاسفانه باز هم اصلا در حد نسخه قبلی دشوار نیست.<br />
اما دیگر مشکل بازی دوربین آن است که در مواقعی بسیار آزار دهنده میشود. از گیر کردن دوربین پشت دیوار ها گرفته تا ثابت ماندن و نشان ندادن بخشی از میدان نبرد. مشکلات دوربین در مبارزه با رئیس LOA به اوج خود میرسد و لذت درگیری را کمتر میکند. نکته ی دیگر در خصوص گیم پلی بازی، باس فایت هاست که خوب از آب در آمدند هرچند در مقایسه با شماره های قبل ضعیف تر هستند اما همچنان چالش برانگیزند و تنوع خوبی به گیم پلی بازی بخشیده اند. همچنین تنوع دشمنان در سطح خوبی قرار دارد و سازندگان به تناوب از آن ها در بازی استفاده کردند تا مخاطب احساس خستگی نکند.<br />
-<br />
-<br />
گرافیکگرافیک بازی تغییر بسیار کمی نسبت به نسخه قبل خود داشته، اما همچنان قابل قبول است .نورپردازی خوب است و بافت ها نیز کیفیت نسبتا خوبی دارند. اما قضیه در مورد سایه پردازی بسیار متفاوت است. سایه پردازی بازی در یک کلام افتضاح است. تقریبا سایه ای را پیدا نمیکنید که لبه لبه نباشد! از دیگر ضعف های آن افکت های تصویری مانند شن و آب و خون است. به طوریکه در یکی از مراحل بازی که در مناطق بیابانی اتفاق میافتد، شما هیچ گونه شنی را مشاهده نمیکنید و فقط زمین را رنگ کرده اند. وضعیت در مورد افکت خون هم چندان بهتر نیست. اما جدا از ضعف های آن، بازی روان است و افت فریم آزار دهنده ای را مشاهده نمیکنید. تنوع محیط ها راضی کننده است و انیمیشن های ریو هم خوب ساخته شده اند، در کل نکات مثبت گرافیک بازی بر نکات منفی آن برتری دارند.<br />
-<br />
به افکت خون و شن بسیار بد بازی دقت کنید. کیفیت بافت ها هم در این تصویر چندان جالب نیست و یک باگ گرافیکی هم دیده میشود.<br />
موسیقی و صدا گذاری<br />
موسیقی در NG3 تم شرقی دارد و به طور کلی این نوع موسیقی به دلیل ریتم آرام و روح نوازش در تضاد با دنیای NG3 است. بازی به دلیل کات سین های پرشمار و اکشن سریع نیاز به موسیقی ای از جنس موسیقی های بایونتا و شیطان هم میگرید داشت که متاسفانه کمترین توجه سازندگان به بخش موسیقی بوده و به نوعی حکم رفع تکلیف را برایشان داشته. در خصوص صداگذاری هم باید گفت یکی از اعصاب خرد کن ترین بخش های بازی است بخصوص اینکه وسط درگیری با ده دشمن باید بار ها و بارها جملات تکراری آنان را بشنوید و شاید شما هم مثل من بعضی وقتا صدای بازی را به کلی قطع کنید. صداپیشه های شخصیت های اصلی بد نیستند اما انتظار یک صداپیشگی فوق العاده ای از آن ها نداشته باشید. افکت های صدای شمشیر و صداهای محیط هم خیلی چنگی به دل نمیزنند و با وجود تجربه های فوق العاده ای مثل DS2 و BF3 در زمینه ی صداگذاری باید NG3 را ضعیف قلمداد کرد.<br />
-<br />
نتیجه گیری<br />
در نهایت می توان گفت خروج ایتاگاکی از Team Ninja ضربه مهلکی بر پیکر این سری وارد کرده است. NG3 هرگز درخشش شماره های گذشته ی خود را ندارد و با میانگین امتیازات پایین و نقد های منفی طرفدارن این مجموعه را به شدت دلسرد کرده است. NG3 بازی خوبی نیست (مخصوصا اگر از طرفداران این سری باشید) اما با اکشن سریع خود می تواند شما را سرگرم کند و به تجربه کردنش میارزد.امتیازات:<br />
گیم پلی: ۷٫۷<br />
گرافیک: ۶٫۵<br />
داستان: ۳<br />
صداگذاری و موسیقی: ۵<br />
امتیاز: ۶]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[رقابتی داغ در کوهستان های یخی]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=388</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:57:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=388</guid>
			<description><![CDATA[تا وقتی عناوین ورزشی محبوبی همانند FIFA و یا NBA 2K عرضه می شوند نباید انتظار زیادی داشت تا بازی های دیگر بتوانند همانند آن ها مورد لطف بازی کنندگان قرار بگیرند. اما یکی از سری بازی های محبوبی که به طرز نا منظم عرضه میشد و هواداران چشم گیری را نیز همواره با خود به همراه داشت، سری SSX بود که جای خالی دست کم یکی از عناوین این سری برای کنسولهای HD به شدت حس میشد. بالاخره EA در جریان VGA 2010 عرضهی شمارهی جدید SSX را برای Xbox 360 و PS3 تایید کرد؛ اما با قابلیت هایی تازه، گرافیکی خیره کننده و گیم پلی جذاب. در ادامه نگاهی بر این شماره از بازی می اندازیم.<br />
روایت کلی بازی در خصوص رقابت برای فتح قلل مختلفی است که در بین چندین اسنوبرد سوار بر قرار است. از همان ابتدای بازی میتوانید به بخش داستانی بازی بروید یا به نقشهی کلی موجود در بازی مراجعه کنید و Eventهای مختلف را بازی کنید. قسمت داستانی بازی جذابیت لازم را دارد اما نسبت به سایر مدهای بازی برتری چندانی ندارد. همین موضوع سبب شده تا انگیزهی خاصی برای تجربهی این بخش به جز آزاد کردن شخصیتها و یا گرفتن Credit پیش روی مخاطبان قرار ندهد.<br />
اهمیت ندارد که شما روی کدام یک از هفت منطقه ی موجود در بازی پا به مسابقه بگذارید، تجربه ی کلی SSX به سه حالت Race it، Survive it و Trick it ختم میشود. قسمتی که بیشترین مانور روی آن انجام شده حرکات نمایشی (Trick) است که در طول مراحل از این حرکات به کرّات استفاده میشود. این حرکات کمک شایانی به تنوع بازی میکنند چرا که نه تنها دیدن آن ها لذت بخش است، بلکه تعدادشان کم نیست و به تبع، تعداد صحنههای زیاد آن این لذت را چند برابر خواهد کرد. در حالت Race it، هدف، ایجاد از این قبیل صحنههای هیجانانگیز نیست، بلکه باید زودتر به خط پایان رسید و زمانی بهتر را برای خود ثبت کرد اما در Trick it میتوان هیجان را به وفور یافت، چرا که زمان ملاک نبوده و تنها انجام حرکاتی زیباتر مدنظر است. پس میتوان انتظار بیشتری را برای سرگرم تر شدن از این حالت داشت. در عین حال Survive it نیز از هیجان بالایی برخوردار است که میتوان مدت زیادی را صرف آن کرد.<br />
با انجام حرکات مختلف در هوا میتوانید نوار Tricky خود را پر کنید هر چه نوار بیشتر پر شود حرکات کارکتر شما نیز زیباتر صورت میگیرد. البته با برخورد به هر یک از موانع تمام امتیاز های کسب شده برای نوار Tricky شما از بین می رود و باید دوباره برای انجام حرکات جدید تلاش کنید. روی هم رفته میتوان به صراحت اعلام کرد که پایهی جذابیت SSX به طور مستقیم بر Trickها و همچنین پر شدن نوار Tricky استوار است.<br />
SSX از آن دسته بازیها نیست که کنترلی سخت و طاقت فرسا داشته باشد. در حقیقت کنترل بازی به صورتی ساده پیاده سازی شده و بخش اصلی گیم پلی بیشتر به چگونگی انجام تکنیک ها در موقعیت های گوناگون موجود در پیست ها اختصاص یافته است. یافتن این که از کدام یک از مسیرهای موجود در پیست باید حرکت کرد و به مقصد رسید، یقینا مهم ترین رکن به اتمام رساندن هر یک از مراحل است؛ اما باید این را متذکر شد که بر خلاف کنترل سادهای که SSX به بازیباز ارائه میدهد، بازی کردن در مراحل به شدت سخت است؛ این به معنای دشوار بودن بازی و خشک بودن گیم پلی نیست، بلکه بیانگر این است که در غالب حالتهای بازی، هوش مصنوعی عملکردی برتر از شما دارد. در مسابقات Race it، رقیبان شما به راحتی مسیر را طی میکنند و یا در Trick it به راحتی امتیاز زیادی را از آن خود میکنند. البته تمامی این مشکلات نشات گرفته از نبود درجه سختی در بازی است. به این صورت که از ابتدای بازی فقط با یک درجهی سختی سر و کار خواهید داشت. اما شایان ذکر است که استفاده از تجهیزات بهتر خریداری شده، در مراحل بعدی موجب آسان تر شدن نسبی بازی میشود و میتوان کمی از این عیب چشم پوشی کرد.<br />
در مابین بازی و در هر حالتی میتوان از قابلیت باز گرداندن زمان استفاده کرد. استفاده از این قابلیت هیچ محدودیتی ندارد و همیشه میتوان از آن بهره برد اما نکتهی قابل توجهی که وجود دارد، این است که این قابلیت بر عملکرد دیگر رقبا تأثیری ندارد و در هنگام برگرداندن زمان رقبای شما به راه خود ادامه میدهند. همین امر باعث شده تا هوش مصنوعی بازی نیز در مواقعی از این قابلیت استفاده کند تا تعادل بازی حفظ شود. از طرف دیگر در طول تمام مسیرها آیتمهای گوناگونی وجود دارند که موجب متنوعتر شدن بازی شدهاند. هلیکوپتر، میلههای موجود بر روی سطح برف ها و پرتگاهها، نمونه هایی از این تنوع هستند.<br />
تمام مسابقات در قلل مرتفع کرهی زمین انجام میگیرند که به شکل بسیار خوبی به آن ها پرداخته شده است. تعداد بالای نقشهها و همینطور طراحی دقیق آن ها سبب شده تا بازی کردن در این لوکیشنها لذت خاصی را در بر داشته باشد. همانطور که اشاره شد، طراحی مراحل به بهترین نحو صورت گرفته اما گاهی مشاهده می شود که برخی پرتگاهها (و در بعضی قسمت ها، موانع) موجب اختلال در روند انجام بازی شدهاند. به جز موارد یاد شده، تمامی پرتگاه ها و موانع به جا هستند وسبب جذابیت بیشتر بازی شدهاند.<br />
کوهستانها و وضعیت اقلیمی آنها نیز به طور کامل بازسازی شده و طبیعی هستند تاجایی که در برخی از کوهستانها مانند کوه های آلاسکا امکان ریزش بهمن نیز وجود دارد. در چنین مواقعی دوربین بازی در روبرو قرار میگیرد تا بازی کننده تسلط کافی بر وضعیت راه خود داشته باشد. تعداد چنین مپهایی بسیار کم است اما نسبت به دیگر مراحل تجربهی متفاوتی را ارائه میدهد.<br />
علاوه بر طراحی خوب مراحل، بازی از بعد طراحی هنری نیز در جایگاه خوبی قرار دارد. جزئیات بالای محیط اطراف و همینطور طراحی ظاهر شخصیتها باعث شده تا SSX در زمینهی گرافیکی نیز حرفی برای گفتن داشته باشد. از طراحی بسیار زیبای محیط در روز روشن هم که بگذریم به مراحلی میرسیم که در شب اتفاق می افتند تا قدرت بصری بازی روی محیط های تاریک را نیز به نمایش بگذارد. وقتی تمام محیط تاریک است و تنها نور افکن هلی کوپتر راه شمارا نمایان میکند، تعجب می کنید از اینکه چطور ممکن است نورپردازی به شکلی خارق العاده به نظر برسد. یقینا برگ برندهی EA Canada در بخش گرافیکی، نورپردازی عالی بازی است که در محیط شب اجرایی موفق دارد.<br />
به غیر از حالت آفلاین بازی، مهم ترین بخش SSX به مولتی پلیر آن اختصاص دارد. میتوان در بخش Explore و یا Global Events در هر یک از مپهای دلخواه پا به بازی گذاشت و امتیاز کسب شده توسط خود را با دیگر نفرات مقایسه کرد و رکوردهای جدیدی را از خود بر جای گذاشت. بخش Global Events شامل مسابقات مدت داری می شود که پس از زمانی معین به اتمام میرسند. اما با این حال که مولتی پلیر به خودی خود بسیار اعتیاد آور است، نبود دست کم یکی از مسابقات چند نفره که چند بازیباز به طور همزمان با هم به رقابت میپردازند، بیشترین لطمه را به مولتی پلیر بازی وارد کرده است. البته هنگام بازی کردن در نقشههای گوناگون، برای کسب امتیاز لازم، بازیکنان دیگری را نیز مشاهده خواهید کرد، اما هیچ گاه نمی توانید با آن ها مستقیما در قالب یک بازی مجزا و در کنار یکدیگر مسابقه دهید.<br />
در کنار گیم پلی هیجان انگیز و سریع بازی، موسیقی های لایسنس شدهی بسیار خوبی قرار دارند که تجربهی خوب SSX را دو چندان میکنند. تمامی موسیقی های Hip Hop موجود در بازی در جای خود به خوبی ظاهر شدهاند. همینطور مانند دیگر بازی های EA Sports میتوان از طریق منوی اصلی بازی به تمام آن ها دسترسی پیدا کرد.<br />
در آخر باید به این اشاره کرد که SSX قبل از آنکه یک بازی آفلاین سرگرم کننده باشد، بیشتر مولتی پلیر جذابی دارد که میتوان آن را برای مدت مدیدی انجام داد. با این حال نبود مسابقههای همزمان در مولتی پلیر حالتی ناخوشایند به بازی القا کرده است. شاید SSX در بعضی زمینه ها به خوبی عناوین پیشین خود عمل نکرده، اما در جای خود اثری با ارزش است و تجربه آن برای گیمر های علاقه مند به بازی ورزشی توصیه می شود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تا وقتی عناوین ورزشی محبوبی همانند FIFA و یا NBA 2K عرضه می شوند نباید انتظار زیادی داشت تا بازی های دیگر بتوانند همانند آن ها مورد لطف بازی کنندگان قرار بگیرند. اما یکی از سری بازی های محبوبی که به طرز نا منظم عرضه میشد و هواداران چشم گیری را نیز همواره با خود به همراه داشت، سری SSX بود که جای خالی دست کم یکی از عناوین این سری برای کنسولهای HD به شدت حس میشد. بالاخره EA در جریان VGA 2010 عرضهی شمارهی جدید SSX را برای Xbox 360 و PS3 تایید کرد؛ اما با قابلیت هایی تازه، گرافیکی خیره کننده و گیم پلی جذاب. در ادامه نگاهی بر این شماره از بازی می اندازیم.<br />
روایت کلی بازی در خصوص رقابت برای فتح قلل مختلفی است که در بین چندین اسنوبرد سوار بر قرار است. از همان ابتدای بازی میتوانید به بخش داستانی بازی بروید یا به نقشهی کلی موجود در بازی مراجعه کنید و Eventهای مختلف را بازی کنید. قسمت داستانی بازی جذابیت لازم را دارد اما نسبت به سایر مدهای بازی برتری چندانی ندارد. همین موضوع سبب شده تا انگیزهی خاصی برای تجربهی این بخش به جز آزاد کردن شخصیتها و یا گرفتن Credit پیش روی مخاطبان قرار ندهد.<br />
اهمیت ندارد که شما روی کدام یک از هفت منطقه ی موجود در بازی پا به مسابقه بگذارید، تجربه ی کلی SSX به سه حالت Race it، Survive it و Trick it ختم میشود. قسمتی که بیشترین مانور روی آن انجام شده حرکات نمایشی (Trick) است که در طول مراحل از این حرکات به کرّات استفاده میشود. این حرکات کمک شایانی به تنوع بازی میکنند چرا که نه تنها دیدن آن ها لذت بخش است، بلکه تعدادشان کم نیست و به تبع، تعداد صحنههای زیاد آن این لذت را چند برابر خواهد کرد. در حالت Race it، هدف، ایجاد از این قبیل صحنههای هیجانانگیز نیست، بلکه باید زودتر به خط پایان رسید و زمانی بهتر را برای خود ثبت کرد اما در Trick it میتوان هیجان را به وفور یافت، چرا که زمان ملاک نبوده و تنها انجام حرکاتی زیباتر مدنظر است. پس میتوان انتظار بیشتری را برای سرگرم تر شدن از این حالت داشت. در عین حال Survive it نیز از هیجان بالایی برخوردار است که میتوان مدت زیادی را صرف آن کرد.<br />
با انجام حرکات مختلف در هوا میتوانید نوار Tricky خود را پر کنید هر چه نوار بیشتر پر شود حرکات کارکتر شما نیز زیباتر صورت میگیرد. البته با برخورد به هر یک از موانع تمام امتیاز های کسب شده برای نوار Tricky شما از بین می رود و باید دوباره برای انجام حرکات جدید تلاش کنید. روی هم رفته میتوان به صراحت اعلام کرد که پایهی جذابیت SSX به طور مستقیم بر Trickها و همچنین پر شدن نوار Tricky استوار است.<br />
SSX از آن دسته بازیها نیست که کنترلی سخت و طاقت فرسا داشته باشد. در حقیقت کنترل بازی به صورتی ساده پیاده سازی شده و بخش اصلی گیم پلی بیشتر به چگونگی انجام تکنیک ها در موقعیت های گوناگون موجود در پیست ها اختصاص یافته است. یافتن این که از کدام یک از مسیرهای موجود در پیست باید حرکت کرد و به مقصد رسید، یقینا مهم ترین رکن به اتمام رساندن هر یک از مراحل است؛ اما باید این را متذکر شد که بر خلاف کنترل سادهای که SSX به بازیباز ارائه میدهد، بازی کردن در مراحل به شدت سخت است؛ این به معنای دشوار بودن بازی و خشک بودن گیم پلی نیست، بلکه بیانگر این است که در غالب حالتهای بازی، هوش مصنوعی عملکردی برتر از شما دارد. در مسابقات Race it، رقیبان شما به راحتی مسیر را طی میکنند و یا در Trick it به راحتی امتیاز زیادی را از آن خود میکنند. البته تمامی این مشکلات نشات گرفته از نبود درجه سختی در بازی است. به این صورت که از ابتدای بازی فقط با یک درجهی سختی سر و کار خواهید داشت. اما شایان ذکر است که استفاده از تجهیزات بهتر خریداری شده، در مراحل بعدی موجب آسان تر شدن نسبی بازی میشود و میتوان کمی از این عیب چشم پوشی کرد.<br />
در مابین بازی و در هر حالتی میتوان از قابلیت باز گرداندن زمان استفاده کرد. استفاده از این قابلیت هیچ محدودیتی ندارد و همیشه میتوان از آن بهره برد اما نکتهی قابل توجهی که وجود دارد، این است که این قابلیت بر عملکرد دیگر رقبا تأثیری ندارد و در هنگام برگرداندن زمان رقبای شما به راه خود ادامه میدهند. همین امر باعث شده تا هوش مصنوعی بازی نیز در مواقعی از این قابلیت استفاده کند تا تعادل بازی حفظ شود. از طرف دیگر در طول تمام مسیرها آیتمهای گوناگونی وجود دارند که موجب متنوعتر شدن بازی شدهاند. هلیکوپتر، میلههای موجود بر روی سطح برف ها و پرتگاهها، نمونه هایی از این تنوع هستند.<br />
تمام مسابقات در قلل مرتفع کرهی زمین انجام میگیرند که به شکل بسیار خوبی به آن ها پرداخته شده است. تعداد بالای نقشهها و همینطور طراحی دقیق آن ها سبب شده تا بازی کردن در این لوکیشنها لذت خاصی را در بر داشته باشد. همانطور که اشاره شد، طراحی مراحل به بهترین نحو صورت گرفته اما گاهی مشاهده می شود که برخی پرتگاهها (و در بعضی قسمت ها، موانع) موجب اختلال در روند انجام بازی شدهاند. به جز موارد یاد شده، تمامی پرتگاه ها و موانع به جا هستند وسبب جذابیت بیشتر بازی شدهاند.<br />
کوهستانها و وضعیت اقلیمی آنها نیز به طور کامل بازسازی شده و طبیعی هستند تاجایی که در برخی از کوهستانها مانند کوه های آلاسکا امکان ریزش بهمن نیز وجود دارد. در چنین مواقعی دوربین بازی در روبرو قرار میگیرد تا بازی کننده تسلط کافی بر وضعیت راه خود داشته باشد. تعداد چنین مپهایی بسیار کم است اما نسبت به دیگر مراحل تجربهی متفاوتی را ارائه میدهد.<br />
علاوه بر طراحی خوب مراحل، بازی از بعد طراحی هنری نیز در جایگاه خوبی قرار دارد. جزئیات بالای محیط اطراف و همینطور طراحی ظاهر شخصیتها باعث شده تا SSX در زمینهی گرافیکی نیز حرفی برای گفتن داشته باشد. از طراحی بسیار زیبای محیط در روز روشن هم که بگذریم به مراحلی میرسیم که در شب اتفاق می افتند تا قدرت بصری بازی روی محیط های تاریک را نیز به نمایش بگذارد. وقتی تمام محیط تاریک است و تنها نور افکن هلی کوپتر راه شمارا نمایان میکند، تعجب می کنید از اینکه چطور ممکن است نورپردازی به شکلی خارق العاده به نظر برسد. یقینا برگ برندهی EA Canada در بخش گرافیکی، نورپردازی عالی بازی است که در محیط شب اجرایی موفق دارد.<br />
به غیر از حالت آفلاین بازی، مهم ترین بخش SSX به مولتی پلیر آن اختصاص دارد. میتوان در بخش Explore و یا Global Events در هر یک از مپهای دلخواه پا به بازی گذاشت و امتیاز کسب شده توسط خود را با دیگر نفرات مقایسه کرد و رکوردهای جدیدی را از خود بر جای گذاشت. بخش Global Events شامل مسابقات مدت داری می شود که پس از زمانی معین به اتمام میرسند. اما با این حال که مولتی پلیر به خودی خود بسیار اعتیاد آور است، نبود دست کم یکی از مسابقات چند نفره که چند بازیباز به طور همزمان با هم به رقابت میپردازند، بیشترین لطمه را به مولتی پلیر بازی وارد کرده است. البته هنگام بازی کردن در نقشههای گوناگون، برای کسب امتیاز لازم، بازیکنان دیگری را نیز مشاهده خواهید کرد، اما هیچ گاه نمی توانید با آن ها مستقیما در قالب یک بازی مجزا و در کنار یکدیگر مسابقه دهید.<br />
در کنار گیم پلی هیجان انگیز و سریع بازی، موسیقی های لایسنس شدهی بسیار خوبی قرار دارند که تجربهی خوب SSX را دو چندان میکنند. تمامی موسیقی های Hip Hop موجود در بازی در جای خود به خوبی ظاهر شدهاند. همینطور مانند دیگر بازی های EA Sports میتوان از طریق منوی اصلی بازی به تمام آن ها دسترسی پیدا کرد.<br />
در آخر باید به این اشاره کرد که SSX قبل از آنکه یک بازی آفلاین سرگرم کننده باشد، بیشتر مولتی پلیر جذابی دارد که میتوان آن را برای مدت مدیدی انجام داد. با این حال نبود مسابقههای همزمان در مولتی پلیر حالتی ناخوشایند به بازی القا کرده است. شاید SSX در بعضی زمینه ها به خوبی عناوین پیشین خود عمل نکرده، اما در جای خود اثری با ارزش است و تجربه آن برای گیمر های علاقه مند به بازی ورزشی توصیه می شود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[همه چیز دربارهی شوالیهی تاریکی]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=387</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:54:41 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=387</guid>
			<description><![CDATA[بتمن ابر قهرمانی ست که توسط باب کین و بیل فینگر خلق شد.پشت نقاب بتمن بروس وین یک بیلیونر آمریکایی و بشردوست که پس از اینکه شاهد قتل پدر و مادرش در کودکی بود تصمیم گرفت که تا پایان عمر در جهت مبارزه با جرم و جنایت قدم بردارد.بتمن ماموریتش را در گاتهام آمریکا با کمک Robin ،خدمتکارش Alfred Pennyworth ،افسر پلیس Jim Gordon و یک ابرقهرمان زن به نام Batgirl بر علیه جنایتکاران وخلافکاران بزرگ شهر گاتهم مانند Joker Penguin Riddler Two-Face Poison Ivy و Catwoman آغاز نمود.در میان لقب های او بیشتر با لقب های "The Dark Knight" و "The Caped Crusader" و "The World's Greatest Detective" شناخته می شود.<br />
<br />
<br />
<br />
تاریخچه:<br />
<br />
<br />
موفقیت های بی نظیر کمیک های سوپر من باعث شد National Publications (که امروزه DC نامیده می شود) بیشتر به سمت سوپرقهرمان ها روی بیاورد.<br />
بر همین اساس در سال 1939 باب کین ایده های خود را درباره ی یک سوپرقهرمان جدید در اختیار نویسنده ی کمیکی به نام بیل فینگر قرار داد. نقاشی های کین نشان دهنده ی ابر قهرمانی بود شبیه سوپرمن با دو بال مانند بال های خفاش که در بین این بال ها اسمی به چشم میخورد:بتمن. بعد از استقبال فینگر از این ایده ها کار آغاز شد و شخصیت جدیدی به نام بتمن شکل گرفت و به این ترتیب اولین کمیک بتمن در میان چند کمیک دیگر در سال 1939 منتشر شد.بعد از استقبال خوب مردم اولین داستان مستقل بتمن در سال 1940 در Detective Comics منتشر شد.در آن زمان کمیک های این کمپانی جز محبوبترین و پرفروش ترین کمیک ها بودند و دلیل این موفقیت های چشمگیر را باید در دو تن از محبوبترین کاراکترهای آن زمان جستجو نمود:بتمن و سوپر من.<br />
<br />
شکل گیری شخصیت بتمن<br />
نویسنده برای ایجاد شخصیت مناسبی برای بتمن الهامات زیادی از داستان ها و فیلم های دهه ی 30 گرفته است.داستان ها و فیلم هایی مثل شرلوک هولمز،زورو،دکتر ساویج و ... .<br />
در واقع شخصیت مردی که پشت نقاب بتمن است یک کارخانه دار بیلیونر به نام بروس وین می باشد. بعد از چند کمیک نویسندگان تصمیم گرفتند که گذشته ای برای بتمن در نظر بگیرند و توضیح دهند که چطور بروس وین تبدیل به یک ابرقهرمان شد. 33ومین شماره از DC که در سال 1939 منتشر شد کودکی را نشان میدهد که بر سر قبر والدین به قتل رسیده اش قسم می خورد که تا پایان عمر برای انتقام از خون والدینش به مبارزه با بدی ها و جنایتکاران بپردازد.بروس وین بعد از این عهد تصیمیم می گیرد برای همیشه در لباس سیاه خفاش به مبارزه با جرم و جنایت بپردازد.<br />
یکی از ویژگی های شخصیتی بتمن در مقایسه با دیگر ابرقهرمان ها توانایی هایی ست برابر با توانی های انسان های عادی.در واقع کسی که پشت نقاب بتمن مخفی شده هیچ قدرت ماورا انسانی ندارد و تنها با استفاده از روش های علمی و مهارت های فردی و سلاح های مخصوص خود به مبارزه با دشمنان می پردازد.<br />
تکامل کمیک های بتمن<br />
در سیر تکاملی کمیک بتمن ابزارهای زیادی برای این شخصیت در نظر گرفته شد:ماشین معروف بتمن یا Batplane ، قلابی که توسط آن بتواند از ارتفاعات به راحتی بالا برود، شخصیت رابین که به گفته نویسنده ،نقش مشاور و دستیار شرلوک هلمز را برای بروس دارد از جمله عناصری هستند که به کمیک ها اضافه شدند.<br />
از جمله دلایلی که باعث شد شخصیت های مونث به بتمن اضافه شوند مربوط می شود به سال 1954 و روانشناسی به نام فردریک وردام(Fredric Wertham) که با بررسی هایی که بر روی کمیک ها نموده بود در مقاله ای به تاثیرات مخرب کمیک در کودکان و ایجاد رفتارهای نابه هنجار در سنین جوانی اشاره نمود.از دیدگاه این روانشناس کودکان هر چه را که ببینند عینا تکرار می کنند و دیدن بعضی موضوعات کمیک اثرات مخربی بر روح و روان آن ها دارد.تحقیقات او بر کمیک های بتمن او را به این نتیجه رسانده بود که شخصیت همجنس گرایانه ی بتمن و رفتار عاشقانه اش با رابین تاثیرات منفی در پی دارد.بعد از انتقاد های شدید نسبت به این موضوع نویسندگان تصمیم گرفتند تا چند شخصیت مونث را به کمیک ها اضافه نمایند.شخصیت هایی مثل Batwoman یا Bat-Girl یا Barbara Gordon که باعث شدند رابطه عاشقانه مطرح شده بین بتمن و رابین منتفی شود. در چند شماره بعد دشمنان معروف بتمن یعنی joker و catwoman نیز به کمیک ها اضافه شدند. سال 1964 با افت شدید فروش کمیک های بتمن باعث شد که Dc تصمیم بگیرد که داستان های بتمن را برای همیشه کنار بگذارد. در این زمان بود که نویسندگان کمیک به فکر راه حلی برای مطرح کردن دوباره بتمن شوند.برای همین جولیوس شوارتز(Julius Schwartz) دست به تغییرات عمده ای در کمیک های بتمن زد.از تغییرات ظاهری لباس بتمن تا طراحی دوباره و مدرن تر ماشین بتمن که Batmobile نام گرفت.دشمنان بیگانه و فضایی که قبلا در کمیک ها بودند کنار گذاشته شدند و حتی خدمتکار خانه بتمن هم عوض شد و یک شخصیت مونث که با بروس رابطه فامیلی داشت به عنوان خدمتکار خانه در نظر گرفته شد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
موفقیت های کمیک های بتمن<br />
<br />
بعد از موفقیت داستان "The Mightiest Team in the World" که در آن بتمن و سوپرمن در کنار یکدیگر قرار گرفته بوند DC در کمیک فوق العاده ی دیگری با نام World's Finest Comics این دو ابر قهرمان محبوب را بار دیگر در کنار هم قرار داد که این بار هم نتیجه فوق العاده بود: باز هم موفقیت تجاری درخشان.با افزوده شدن شخصیت رابین به کمیک های بتمن در 38مینDc فروش کمیک های بتمن دو برابر شد. ساخته شدن سری تلویزیونی بتمن در سال 1966 روح تازه ای به شخصیت بتمن دمید طوری که فروش کمیک های بتمن حتی به 900000 نسخه هم رسید و در واقع شخصیت Batgirl به همراه این سریال تلویزیونی به کمیک های بتمن راه پیدا نمود.اما متاسفانه محبوبیت این سریال تنها دو سال بود و بعد از این مدت ساخت سریال منتفی شد .بعد از اتمام سریال دوباره کمیک های بتمن اندکی از دوران اوج گذشته فاصله گرفتند و بعد از گذشت یک سال این r Dennis O'Neil و Neal Adams بودند که توانستند با فاصله گرفتن از فضای ایجاد شده توسط سریال و بازگشتن به شخصیت خشن و تاریک دهه ی 60 که توسط باب کین ایجاد شده بود دوباره بتمن را به یکی از محبوبترین کمیک ها تبدیل نمایند. کمیک های بتمن در سال 2011 توسط IGN به عنوان محبوبترین کمیک بعد از سوپرمن نام گرفت.<br />
<br />
<br />
فیلم ها<br />
شخصیت داستانی بتمن،یک ابرقهرمان از کمیک بوک های نشریات شرکت DC Comics که در فیلم های مختلفی از ابتدا تا به حال بوده است،بتمن ابتدا در دو فیلم سریالی بتمن و بتمن و رابین در سال 1940 ظهور یافت،در فیلم های Batman و Batman and Robin.بعدا بتمن در فیلم Batman 1966 حضور یافت که این فیلم تقلیدی از مجموعه ی تلوزیونی بتمن با بازی "آدام وست" در سال 1960 بود.<br />
اواخر سال 1980 میلادی،استودیو Warner Bros شروع به تولید کردن مجموعه ای از فیلم های سینمایی بتمنکرد ،شروع این تصمیم با ساخت فیلم The Batmanبا کارگردانی "تیم برتون" و بازی "مایکل کیتون" در نقش بتمن در سال 1989 بود."برتون" و "کیتون" در سال 1992 دوباره برای ساخت فیلم Batman Returns(بتمن باز میگردد) بازگشتند و در سال 1995 "جوئل شوماخر" فیلم Batman Forever(بتمن برای همیشه) را کارگردانی کرد،که در این فیلم "وال کیلمر" در نقش بتمن حضور یافت. همچنین "شوماخر" در سال 1997 فیلم Batman &amp; Robin را با بازی "جورج کلونی" کارگردانی کرد.از فیلم Batman &amp; Robin هم از جنب منتقدین و هم از جانب طرفداران استقبال کمی شد و بعد از یک مدت زیادی که داستان های مختلفی برای ساخت یک فیلم دیگر نوشته شدند سرانجام کمپانی Warner Bros داستان نویسی فیلم های بتمن را از نو آغاز کرد و آن هم در سال 2005 با ساخت فیلم Batman Begins (بتمن آغاز می کند) با کارگردانی "کریستوفر نولان" و با بازی "کریستین بِیل" به عنوان بتمن.همچنین "نولان" در سال 2008 ادامه ی فیلم Batman Begins را با نام The Dark Knight(شوالیه ی تاریکی) و با بازی دوباره ی "کریستین بیل" ساخت.قسمت سوم و نهایی سری "نولان" با نام The Dark Knight Rises در حال تولید هست و قرار است تا در تابستان 2012 انتشار یابد.<br />
بتمن در فیلم های انیمیشنی زیادی نیز حضور داشته است،در حالی که اکثر فیلم های انیمیشنی به صورت ویدیویی منتشر شدند،انیمیشن سینمایی Batman: Mask of the Phantasm(نقاب خیال) بر روی پرده ی سینما نمایش داده شد.<br />
در کل سری بتمن 1449683452 دلار فروش داشته است که بر طبق سایت BoxOfficeMojo.com جزء چهارمین فیلم دنیا از نظر فروش است.<br />
<br />
<br />
فیلم های سریالی سال 1940 :<br />
<br />
Batman 1943<br />
Action | Adventure | Crime<br />
<br />
<br />
سریال Batman یک سریال 15فصلی بود که در سال 1943 توسط کمپانی Columbia Pictures تولید شد.بازیگر بتمن در این سریال "لویس ویلسون" ، "داگلاس کرافت" در نقش رابین و "جی.کارول نایش" به عنوان یک تبه کار،در نقش دکتر داکا بودند. از دیگر بازیگران این سریال می توان از شیرلی پاترسون به عنوان لیندا پیج(معشوقه ی بروس وین یا بتمن) و ویلیام آستین در نقش آلفرد نام برد.داستان این سریال بر پایه ی کمیک های بتمن نوشته شده بود :،یک مامور *****ی آمریکا که تلاش می کند نماینده ی ژاپنی ها یعنی دکتر داکا را در اوج جنگ جهانی دوم شکست دهد.<br />
این فیلم به خاطر اولین حضور بتمن در مقابل دوربین و نشان دادن دو عنصر اصلی از داستان های بتمن برای اولین بار،قابل توجه است.این دو عنصر "The Bat's Cave"(غار بتمن) و ورودی Grandfather clock می باشند.ویلیام آستین که نقش آلفرد را در این سریال ایفا نمود ،هیکل مرتب و سبیل نازکی داشت،در حالی که در کمیک بوک های آن زمان،آلفرد چاق و و با صورت بدون ریش بود.بعد از این سریال، ظاهر آلفرد در کمیک بوک ها به شکل ویلیام آستین در سریال تغییر پیدا نمود و تاکنون نیز همینطور باقی مانده است.<br />
<br />
داستان:در اولین حضور بتمن در دنیای فیلم و تلویزیون، بروس وین، پشت نقاب بتمن،خفاش سیاه پوش شهر گاتهام، به مبارزه با دکتر داکا، مغز متفکر و جاسوس ژاپنی در هنگام جنگ جهانی دوم ، و گروه خرابکارش می پردازد.داکا با استفاده از اشعه ی خاصی که دیوارها را از بین میبرد دشمنانش را در گودالی جمع می نماید.با فرو رفتن دشمنان داکا در این گودال، آن ها به زامبی های الکترونیکی قابل کنترل، تبدیل می شوند و ماموریت های داکا را انجام می دهند و ...<br />
<br />
<br />
کارگردان : Lambert Hillyer<br />
بازیگران: Lewis Wilson Douglas Croft به همراه J. Carrol Naish<br />
امتیاز در متا : نامشخص<br />
<br />
<br />
<br />
Batman and Robin 1949<br />
Adventure | Action | Crime<br />
<br />
بتمن و رابین یک سریال 15فصلی دیگری بود که توسط Columbia Pictures در سال 1949 منتشر شد.نقش بتمن را در این فیلم رابرت لوئری و نقش رابین را جانی دانکان بازی کرد. دیگر بازیگران این سریال جین آدامز در نقش ویکی ویل و لیل تالبوت در نقش گوردون بودند. <br />
<br />
<br />
داستان:دکتر ساتان، دانشمندی مجنون است که در نقاب پنهان خود، قصد دارد با دزدیدن قطعه ای از تکنولوژی، ارتشی از ربات ها که اختراع خودش می باشد را برای تسخیر آمریکا ایجاد نماید.اینجاست که بتمن وارد عمل می شود و به تنهایی جلوی او می ایستد و ...<br />
<br />
کارگردان: John English William Witney<br />
بازیگران: Eduardo Ciannelli Robert Wilcox and William Newell<br />
امتیاز در متا : نامعلوم<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
Batman<br />
Action | Adventure | Comedy<br />
<br />
<br />
این فیلم با نام Batman(همچنین با نام Batman: The Movie شناخته می شود) تقلیدی از اولین فیلم تلوزیونی بتمن می باشد و از آن به عنوان اولین فیلم سینمایی بتمن یاد می شود.این فیلم توسط کمپانی 20th Century Fox ساخته شد و "آدام وست" در نقش بتمن،"برت وارد" در نقش رابین،"سزار رومرو" در نقش جوکر، "برگس مردیت" در نقش مرد پنگوئنی،"لی مریودر" در نقش Cat-Woman و "فرنک گورشین" در نقش ریدلر ایفای نقش نموده اند<br />
این فیلم توسط "لسلی اچ.مارتینسون" کارگردانی شد. "لسلی اچ.مارتینسون" قسمت هایی از فصل اول "The Penguin Goes Straight" و "Not Yet He Ain't" را نیز کارگردانی نموده است.<br />
<br />
<br />
<br />
داستان:دنیای زیر زمینی آمریکا Catwoman ، جوکر، ریدلر و پنگوئن به همراه دو چهره،بتمن و دستیارش رابین را وادار می کنند تا نقشه ی شگفت انگیزشان برای کنترل و نجات دنیا عملی کنند.پنگوئن و گروه تبهکارش به کمک زیر دریایشان، قایقی را که superdehydrator حمل می نماید می دزدند. Superdehydrator ماده ای ست که می تواند رطوبت انسان ها و آب موجود در آن ها را بگیرد و آن ها را به تکه های کوچک تبدیل نماید.پنگوئن و همدستانش موفق می شوند نه عضو بخش شورای امنیتی که در نه ویال کریستالی هستند را بچرخاند.حال نوبت بتمن و رابین است که وارد عمل شوند و جلوی این خلافکاران بایستند و دنیا را به وضعیت عادی بازگردانند و ....<br />
<br />
<br />
کارگردان : Leslie H. Martinson<br />
بازیگران: Adam West Burt Ward and Lee Meriwether<br />
امتیاز در متا : نامعلوم<br />
<br />
<br />
<br />
Batman 1989<br />
Crime | Fantasy | Thriller<br />
<br />
<br />
<br />
در سال 1986 "تیم برتون" به عنوان کارگردان اولین فیلم انتخاب شد. ابتدا "سم هم" نمایشنامه (Screenplay) را نوشت، سپس "استیو انگلهارت" و "جولی هیکسون" فیلمنامه را نوشتند.قبل از این که "مایکل کیتون "نقش بتمن را بازی کند بازیگران زیاد دیگری برای نقش بتمن در نظر گرفته شده بودند.انتخاب "کیتون" باعث ایجاد جنجال شد،چرا که کیتون در سال 1988 به عنوان یک بازیگر نقش کمدی شناخته شده بود و خیلی از منتقدین تصور می کردند که او توانایی بازی کردن یک نقش جدی را ندارد."جک نیکولسان"ایفای نقش جوکر را با قردادن شروط سختی نظیر حقوق بالا و زمان فیلم برداری و از این قبیل مسائل قبول نمود.در انتها حقوق "نیکولسان" به اندازه ی 50میلیون دلار قرار داد بسته شد.فیلم برداری از اکتبر 1988 تا ژانویه ی 1989 در Pinewood Studios انجام گرفت.بودجه از 30میلیون دلار به 48 میلیون دلار افزایش یافت.در حالی که "1988 Writers Guild of America strike"(حمله ای که توسط دو گروه به استودیوهای فیلم و تلوزیون آمریکا شد) "سم هم"را مجبور کردند تا کار را برای مدتی رها نماید.بازنویسی ها توسط وارن اسکارن و "چارلز مک کوئن" و "جاناتان جمز" انجام گرفت .<br />
این فیلم نقد های بسیار خوبی را دریافت نمود و موفق به شکستن رکورد های Box Office و دریافت جایزه ی اسکار برای بهترین کارگردانی هنری(Academy Award for Best Art Direction) شد.فروش فیلم از مرز 400میلیون دلار گذشت و میراث بزرگی را از فیلم های سبک ابر قهرمان ها به جا گذاشت.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
داستان:شهر گاتهام:تاریک، خطرناک و تحت نظر و امنیت پلیس فاسد.با وجود تلاش های بسیار هاروی دنت و کمیسر جیم گوردن، شهر همچنان در ناامنی فرو رفته بود.تا اینکه شوالیه سیاه از تاریکی بر میخیزد.خلافکاران ترسو و خرافاتی هستند و این سیاهی و مخفی بودن بتمن آن ها را بیش از پیش به وحشت می اندازد.بتمن در ظاهر خفاشی اش ظاهر می شود.در حالیکه خلافکاران گاتهام زیر سلطه ی شاه تبهاکاران،جوکر،که از نظر روانی وضعیت <br />
مشخصی ندارد می باشد تنها چشم امید مردم گاتهام رو به شوالیه ی تاریکی ست و ...<br />
<br />
<br />
کارگردان: Tim Burton<br />
بازیگران: Michael Keaton Jack Nicholson به همراه Kim Basinger<br />
امتیاز در متا: 66/100 <br />
<br />
<br />
<br />
Batman Returns 1992 <br />
Action | Crime | Fantasy<br />
<br />
<br />
<br />
"تیم برتون" به خاطر احساسات خاص خود نسبت به فیلم قبلی نمی خواست ادامه ی فیلم بعدی را کارگردانی کند.داستان اول "سم هم"درباره ی Penguin(مرد پنگوئنی) و Catwoman بود که دنبال یک گنجینه پنهان می گردند."دنیل واترز" داستانی را نوشت که مورد استقبال "تیم برتون" قرار گرفت،که این او را برای برگشت به وظیفه ی کارگردانی اش متقاعد کرد..بازیگران زیادی قبل از این که "میشل پیفر"برای نقش Catwoman انتخاب شود، در نظر گرفته شده بودند،"دنی دویتو" نیز به عنوان نقش Penguin انتخاب شد.در ماه جون سال 1991 فیلم برداری در استودیوی Warner Bros در شهر Burbank کالیفرنیا شروع شد. Batman Returns(بازگشت بتمن) با موفقیت مالی زیادی منتشر شد.اما کمپانی Warner Bros به خاطر رده ی box office کمتر این فیلم نسبت به فیلم قبلی خود ناامید شد، Batman Returns با نقد های خیلی خوبی منتشر شد اما واکنش شدید والدین "بازگشت بتمن" را به خاطر خشونت آن مورد انتقاد قرار دادند و اعلام نمودند که برای کودکان مناسب نبوده است.<br />
<br />
داستان:بعد از شکست جوکر، حالا بتمن با شخصیت جدیدی روبروست.پنگوئن، فردی بد ذات و با ظاهری عجیب که به هر قیمتی قصد دارد خودش را به گاتهام ثابت نماید.تاجر بزرگ و بدذات دیگری به نام مکس شرک نیز مجبور می کند تا به هر قیمتی پنگوئن را به عنوان شهردار گاتهام قرار دهد.قبل از این موضوع، سلینا کیل، منشی ماکس، به طور ناگهانی ویژگی هایی همچون بتمن در شخصیتش پدیدار می شود.حال بتمن ناچار می شو د علاوه بر مقابله با پنگوئن و ماکس، به رفع اتهام خودش از کارهایی که Catwoman به نام او انجام داده است نیز بپردازد.<br />
<br />
<br />
<br />
کارگردان : Tim Burton<br />
بازیگران: Michael Keaton Danny DeVito and Michelle Pfeiffer<br />
امتیاز در متا: نامشخص<br />
<br />
<br />
<br />
Batman Forever 1995<br />
Action | Crime | Fantasy<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
با اینکه Batman Returns موفقیت مالی خوبی داشت اما Warner Bros احساس می کرد که فیلم باید فروش بیشتری می داشت .برای همین استودیوی Warner Bros تصمیم گرفت که کارگردان فیلم را عوض کند."جوئل شوماخر" جایگزین "تیم برتون" به عنوان کارگردان شد.در حالی که "تیم برتون" تصمیم گرفت که تهیه کننده ی فیلم باشد.اما "مایکل کیتون"(بازیگر بتمن)به روشی که این سری فیلم پیش گرفته بود علاقه ای نداشت بنابراین به جای او "وال کیلمر" نقش بتمن را ایفا نمود."کریس او.دونل" در نقش رابین و "جیم کری" در نقش The Riddler و همچنین "تامی لی جونز" برای نقش Two-Face انتخاب شدند.آغاز فیلم برداری در سپتامبر سال 1994 بود..Batman Forever در 16ام June سال 1995 همراه با موفقیت مالی بر روی پرده ی سینما رفت.با وجود فروش بیش از 350میلیون دلار در سطح جهان و 3نامزدی در جشنواره ی اسکار فیلم با نقد های مثبت و منفی بسیاری از طرف منتقدین مواجه شد.<br />
<br />
<br />
<br />
داستان:شوالیه سیاه شهر گاتهام، باید در مقابل دو دشمنش قرار بگیرد:ریدلر و دوچهره.هارلی دنت بتمن را مقصر اتفاقاتی که برایش افتاده و یک طرف چهره اش را سوزانده می داند.برای همین تصمیم به کشتن مردم بی گناه گاتهام برای انتقام از بتمن می گیرد.ادوارد نیگما نابغه ی کامپیوتر که قبلا برای بروس وین بیلیونر کار مینمود برای انجام فعالیت های بشر دوستانه از شرکت بروس وین خارج می شود.ریدلر نیز دستگاهی اختراع نموده که می تواند اطلاعات موجود در ذهن مردم گاتهام را دریافت می نماید که این اطلاعات شامل ذهن بروس وین که با هویت بتمن مخفی شده است نیز می شود و ....<br />
<br />
کارگردان: Joel Schumacher<br />
بازیگران: Val Kilmer Tommy Lee Jones به همراه Jim Carrey<br />
امتیاز در متا: 51/100 <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
Batman &amp; Robin 1997<br />
Action | Crime | Fantasy <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
ساخت فیلم Batman &amp; Robin سریعا و به عنوان چهارمین و آخرین قسمت این سری بتمن شروع شد و Warner Bros فیلم را برای انتشار سریع در June سال 1997 سفارش داد."وال کیلمر"(بازیگر بتمن) به دلیل درگیری هایش در فیلم The Saint نتوانست بازگردد و "جورج کلونی" جایگزین او شد."آرنولد شوارتزینگر" در نقش Mr. Freeze(مرد یخی) ،"آما ترمن" در نقش Poison Ivy و آلیسیا سیلوراستون"در نقش Batgirl و دوباره "کریس او.دونل" در نقش رابین معرفی شدند.در سپتامبر 1996 فیلم برداری شروع و در ژانویه ی 1997 تمام شد.Batman &amp; Robin در 20م June سال 1997 بر روی پرده های سینما اکران شد.فیلم توسط منتقدین مورد انتقادهای بسیاری قرار گرفت.ناظران از فیلم به خاطر مسخرگی و غیره و مسائل همجنسبازی که توسط شوماخر اضافه شده بود،مورد انتقاد قرار گرفت.با این که فیلم موفقیت مالی خوبی داشت اما در میان فیلم های بتمن کمترین موفقیت را در زمینه ی تجاری داست و نامزد بسیاری از بخش ها در جشنواره ی Razzie Awards(جشنواره ای که بدترین فیلم ها جایزه داده می شوند!) شد و در رده ی بدترین فیلم در میان فیلم های ابر قهرمان ها قرار گرفت.<br />
<br />
داستان:بتمن و رابین بازهم در کنار هم یکدیگر قرار می گیرند تا به مبارزه با تبهکاران گاتهام بپردازند.اما اختلافی در بین ان ها پدید می آید و این تنش زمانی تشدید می شود که یکی از خلافکاران ادعا می کند سمی دارد که هر کس ان را مصرف کند عاشق این خلافکار می شود.در کنار این تبهکار، مستر فریز وجود دارد که هر چیزی که در راهش برای رسیدن به هدفش قرار بگیرد تبدیل به یخ می نماید.<br />
<br />
<br />
کارگردان: Joel Schumacher<br />
بازیگران: Arnold Schwarzenegger George Clooney and Chris O'Donnell<br />
امتیاز در متا: 28/100<br />
<br />
<br />
<br />
Batman Begins 2005<br />
Action | Crime | Drama<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
"کریستوفر نولان" کارگردان و دستیار نویسنده "دیوید اس.گویر" در اوایل 2003 شروع به کار کردن بر روی Batman Begins کردند و هدفشان جو تاریک و واقعی نشان دادن(حذف کردن خصوصیات تخیلی) بتمن بود و در واقع انسانیت و واقع گرایی جز پایه های اصلی این فیلم قرار گرفت.این فیلم در اصل در انگلستان و شیکاگو فیلم برداری شد و متکی بر مدل ها و شکل های قدیمی بود و از تصاویر کامپیوتری خیلی کم و به صورت حداقل استفاده شد."کریستین بیل" در نقش بتمن و "لیام نیسان" در نقش Ra's al Ghul (البته در قالب "هنری دکارد" ظاهر شد.) و "سیلین مورفی" در نقش The Scarecrow و"کیت هولمز" در نقش "ریچل داوز" به عنوان معشوقه ی بتمن(بروس وین) بازی کرده است.همچنین یک ماشین جدید بتمن به اسم The Tumbler و لباس های بتمن مخصوصی را برای این فیلم ساختند.Batman Begins هم از سوی منتقدین و هم از نظر فروش موفق بود.فیلم در 15م June سال 2005 بر روی پرده ها آمد و همچنین در آمریکا و کانادا بر روی 3858 سینما نمایش داده شد.در آخر هفته ی اول خود 48میلیون دلار آمریکا سود داشت و نهایتا 370 میلیون دلار در سطح فروش نصیب وارنر نمود.به طور کلی این فیلم 84 درصد محبوبیت از سایت Rotten Tomatoes دریافت نموده است و نامزد جایزه ی اسکار برای بهترین فیلم برداری نیز شد( Academy Award for Best Cinematography) منتقدان به ترسی که یک جو عادی در طول فیلم بوده است اشاره می نمودند و اظهار داشتند که فضای تاریک تری نسبت به فیلم های قبلی خود داشته است.<br />
<br />
داستان:زمانی که والدینش به قتل می رسند،بروس وین بیلیونر، تصمیم می گیرد تا به آسیا برود و روش های مبارزه با شیطان را فرا بگیرد.بعد از یادگیری این روش ها، مصمم می شود تا فراتر برود و با بازگشت به گاتهام شیطان و سیاهی را از این شهر بیرون نماید.در راه بازگشت به شهر، چهره ی خفاش برای ترساندن دشمنانش، در ذهنش شکل می گیرد و برای همین نمادی از مبارزه با تبهکاری به نام بتمن را شکل می دهد ولی این موضوع برای مدت زیادی مخفی نمی ماند و ...<br />
<br />
کارگردان: Christopher Nolan<br />
بازیگران: Christian Bale Michael Caine and Ken Watanabe<br />
امتیاز در متا: 70/100<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
The Dark Knight 2008<br />
Action | Crime | Drama<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
بار دیگر "کریستوفر نولان" در مقام کارگردان بازگشت و برادرش "جاناتان" را برای دستیار نویسنده برای دومین فیلم این سری استخدام نمود."کریستین بیل" همچنان در نقش بتمن(بروس وین) ایفای نقش نمود و "هیت لجر" بازیگر جوکر و"آرون اکارت" برای نقش "هاروی دنت" یا همان Two Face انتخاب شدند.فیلم برداری در آوریل 2007 در شیکاگو شروع شد.مکان های دیگر فیلم برداری شامل استودیوی Pinewood Studios و شهر Hong Kong بودند،در 22 ژانویه ی 2008 و با اتمام فیلم برداری "هیت لجر" بازیگر نقش جوکر به دلیل مصرف بیش از حد قرص خواب فوت شد.Warner Bros به اصطلاح یک بازاریابی ویروسی را برای فیلم The Dark Knight درست کرده بود که شامل توسعه دادن سایت های تبلیغاتی و تریلر هایی که به همراه عکس های "لجر" به عنوان جوکر بود اما بعد از مرگ "لجر" استودیو دوباره بر روی بازاریابی خود متمرکز شد.فیلم در 16 جولای 2008 در استرالیا و 18 جولای در آمریکای شمالی اکران شد. همزمان با اکران فیلم، نقدهای مثبت عظیمی را به سوی خود جذب نمود.شخصیت حوکر در این فیلم محبوبیت زیادی را توسط طرفداران کسب کرد و جمله ی معروف او یعنی "Why so serious?"(چرا انقدر جدی؟) به جمله ی معروفی در هالیوود تبدیل شد.این فیلم با فروش بیش از ۱۵۸ میلیون دلاری خود، رکورد بیشترین فروش یک فیلم در سه روز نخست آغاز اکران را که در اختیار SpiderMan3 بود به دست آورد. علاوه بر این در ۱۸ روز نخست اکران خود، توانست بار دیگر رکوردی به نام خود ثبت کند. این فیلم در مدت مذکور بیش از ۴۰۰ میلیون دلار فروش داشتهاست.<br />
این فیلم با فروش ۵۳۳ میلیون دلار در آمریکا و ۵۶۷ میلیون دلار در دیگر کشورهای جهان، دهمین فیلم تاریخ سینمای جهان نام گرفت که حجم فروش کلی آن از مرز یک میلیارد دلار گذشتهاست.این فیلم 8 نامزدی جشنواره ی اسکار را دریافت کرد و در 81مین جشنواره ی اسکار دو جایزه به عنوان بهترین صدا گزاری و موسیقی (Best Sound Editing) و جایزه ی دیگری نیز "هیت لجر" برای بهترین بازیگر مکم مرد در نقش جوکر دریافت نمود.<br />
<br />
داستان:بتمن بار دیگر برای مبارزه با جرم و جنایت در گاتهام بر میخیزد.ولی اینبار به کمک افسری به اسم جیم گوردن و هاروی دنت.بتمن و همراهانش در تلاش برای از بین بردن باقیمانده ی تشکیلات تبهکاری در خیابان های گاتهام هستند.این همکاری برای مدتی بسیار سودمند و موثر پیش می رفت،ولی با پیدا شدن تبهکاری باهوش و خطرناک به اسم جوکر معادلات بتمن بهم میریزد و ...<br />
<br />
کارگردان: Christopher Nolan<br />
بازیگران: Christian Bale Heath Ledger and Aaron Eckhart<br />
امتیاز در متا: 82/100 <br />
<br />
<br />
<br />
The Dark Knight Rises 2012<br />
Action | Crime | Drama<br />
<br />
<br />
<br />
کارگردان این سه گانه یعنی کریستوفر نولان می خواست که داستان قسمت سوم و آخرین قسمت آن همچنان او را هیجان زده و احساسی نگه دارد.او طی مصاحبه ای اعلام نمود: در سطح عامی می خواهم یک سوال بپرسم."مردم چند تا فیلم می توانند نام ببرند که در قسمت سومشان خوب بوده اند؟" او همیشه از این موضوع که ساخت این قسمت کار اشتباه یا اضافی باشد واهمه دارد.فیلم The Dark Knight Rises آخرین فیلم از سه گانه ی بتمن "کریستوفر نولان" است.<br />
نولان طرح کلی داستان را در دسامبر 2008 و قبل از این که خودش را درگیر ساخت فیلم Inception کند.تمام نموده است، در فوریه 2010 "دیوید اس.گویر" و "جاناتان نولان" آغاز به کار بر روی فیلمنامه نمودند،."تام هاردی" در نقش Bane هست و "آنا هیتوی" در نقش "سلینا کایل" یا همان Cat-woman هست،"جوسف گوردون-لویت" در نقش "جان بیلک" و "ماریون کاتیلارد" در نقش Miranda Tate و "جونو تمپل" در نقش یک دختر باهوش خیابانی در شهر گاتهام ایفای نقش می نماید."کریستوفر نولان" برنامه ریزی نموده بود که نوشتن داستان را تا ژانویه ی 2011 تمام کند.فیلم برداری در ماه May سال 2011 شروع شد و در ماه نوامبر تمام شد،"نولان" تصمیم گرفت که فیلم را 3بعدی نسازد اما با تمرکز کردن بر بهبودی کیفیت تصویر و scale با استفاده از فرمت "IMAX"،امیدوار است تا همراه با مرزهای فن آوری پیش برود.همچنین همچنین "نولان"ملاقات های زیادی را با نایب رییس IMAX یعنی "دیوید کیلی"برای کار کردن بر روی تدارکات طرح ریزی فیلم در سالن های دیجیتال IMAX داشته است.فیلم The Dark Knight Rises از فیلم The Dark Knight صحنه های تصویر برداری شده توسط IMAX را بیشتر دارد.فیلم بردار فیلم یعنی "والی فیستر" علاقه ی خود را برای تصویر برداری در IMAX بیان کرده است.فیلم قرار است که در بیستم جولای 2012 منتشر شود.<br />
<br />
<br />
داستان:بعد از لکه دار شدن شهرت بتمن در اتفاقاتی که در The Dark Knight افتاد و باعث شد بتمن جزئی از جنایت و جرم های دنت شود.بتمن احساس می کند که باید به همراهی با پلیس گاتهام برای مقابله با نابودی شهر بپردازد و ...(دشمن بتمن در این فیلم Bane هست)<br />
<br />
<br />
کارگردان: Christopher Nolan<br />
بازیگران: Christian Bale Joseph Gordon-Levitt به همراه Gary Oldman<br />
تاریخ اکران: 20 July 2012 در آمریکا.<br />
<br />
<br />
<br />
برخی از عکس های فیلم های "نولان"<br />
<br />
Batman Begins<br />
<br />
<br />
<br />
The Dark Knight<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
The Dark Knight Rises<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
تصویر کارگردان سه فیلم آخر بتمن "کریستوفر نولان"<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
کاراکترها<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی : Bruce Wayne بروس وین<br />
شغل اصلی : مدیر عامل شرکت<br />
قد : 6فوت و 2اینچ<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #27 در ماه May سال 1939<br />
<br />
<br />
شرح:در هنگام کودکی، پدر و مادرش در مقابل چشمانش به قتل رسیدند. بعد ازاین اتفاق بروس وین جوان مصمم شد که گاتهام را از عوامل تبه کاری که باعث مرگ پدر و مادرش شد پاک کند.او با رساندن قدرت ذهنی و بدنی اش به حد تکامل، به یادگیری هنر های رزمی و تکنیک های کارآگاهی و روان شناسی درباره ی جنایت کاری پرداخت.و بعد از این نماد خفاش را برای ترساندن دشمنانش استفاده نمود .بتمن با استفاده از اسحله ها و ماشین های مخصوص خودش که در غار زیر خانه اش(Batcave) است با جرم و جنایت مبارزه می نماید.<br />
<br />
خصوصیات<br />
<br />
[]به طور گسترده ای آموزش قدرت بدنی و ذهنی دیده است.<br />
[]داشتن تعداد زیادی وسایل،سلاح ها،وسایل نقلیه و تجهیزات پیشرفته<br />
[]مخترع،کارآگاه،داشتن هوش زیاد در حد نابغه<br />
[]داشتن مهارت در اغلب هنرهای رزمی شناخته شده<br />
[]در همه ی جنبه های جُرم شناسی آموزش دیده است.<br />
[]تسلط بر علوم فیزیکی و جسمانی<br />
[]داشتن مهارت و تخصص در زمینه ی کامپیوتر<br />
[]داشتن مهارت در مخفی کاری<br />
[]حافظه ی قوی (Photographic Memory)<br />
[]آموزش دیده در زمینه ی مخفی کاری و جاسوسی<br />
[]مهارت بالا در فرار کردن<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی :Bruce Wayne <br />
شغل :مدیر عامل شرکت،بشر دوست<br />
قد :6فوت و 2اینچ<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #27 در ماه May سال 1939<br />
<br />
شرح :در خانواده ی ثروتمند وین(wayne) به دنیا آمد.بروس وین خاطرات بچگی شاعرانه ای دارد. او حس عدالت طلبی شدیدی از طرف پدر و مادر بشردوستش به ارث برده است.بعد از کشته شدن پدر و مادرش توسط یک دزد،بروس زندگی اش را برای مبارزه با عوامل جنایت کاری که باعث مرگ آنها شد اختصاص داد.او شهر گاتهام را برای سال های زیادی ترک کرد و به سر تاسر جهان رفت تا قدرت های جسمانی و ذهنی اش را پرورش دهد. نهایتا نیز در پوشش شوالیه ی تاریکی(بتمن) به گاتهام باز میگردد.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]به طور گسترده ای آموزش قدرت بدنی و ذهنی دیده است.<br />
[]داشتن تعداد زیادی وسایل،سلاح ها،وسایل نقلیه و تجهیزات پیشرفته<br />
[]مخترع،کارآگاه،داشتن هوش زیاد در حد نابغه<br />
[]داشتن مهارت در اغلب هنرهای رزمی شناخته شده<br />
[]در همه ی جنبه های جُرم شناسی آموزش دیده است.<br />
[]تسلط بر علوم فیزیکی و جسمانی<br />
[]داشتن مهارت و تخصص در زمینه ی کامپیوتر<br />
[]داشتن مهارت در مخفی کاری<br />
[]حافظه ی قوی (Photographic Memory)<br />
[]آموزش دیده در زمینه ی مخفی کاری و جاسوسی<br />
[]مهارت بالا در فرار کردن<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی :Thomas Wayne / Martha Wayne<br />
شغل :دکتر،بشر دوست<br />
چشم :آبی/قهوه ای<br />
مو :مشکی/قهوه ای<br />
قد :6فوت و 1اینچ / 5فوت و 8اینچ<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #33 در ماه نوامبر 1939<br />
<br />
شرح :توماس وین یک جراح با استعداد و همسر مارتا وین بود.به انسان دوستی به همان اندازه ی پزشکی وفادار بود.توماس و همسرش مارتا شهرت داشتند و در شهر گاتهام مورد احترام خاصی قرار می گرفتند.مارتا وین در فطرت سخاوتمند شوهرش سهیم شد و روی تربیت فرزندشان بروس حساس بود.مارتا به خوبی در محافل اجتماعی مورد توجه قرار می گرفت و در میزبانی مراسم خیریه ای که در خانه ی بزرگشان گرفته می شد کمک می کرد.مرگ غم انگیز آن ها توسط یک دزد بیچاره به نام جو چیل در یکی از کوچه های گاتهام به شدت مردم شهر را وارد شُک کرد و باعث عدم پیشرفت شهر برای چندین سال شد.مرگ آن ها نیز پسرشان را تحت تاثیر قرار داد و علت بتمن شدن او شد.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]جراح بسیار بااستعداد و ماهر<br />
[]وارث ثروت خانواده ی وین<br />
[]بشردوست واقعی<br />
[]مادر بروس وین و همسر توماس وین<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی :Alfred Pennyworth<br />
شغل :خدمتکار<br />
قد :6فوت<br />
اولین پیدایش :Batman #16 در ماه April و May سال 1943<br />
<br />
شرح :آلفرد بعد از داشتن شغل های گوناگون،نهایتا هنگامی که پدر و مادر بروس وین مردندبه عنوان خدمتکار خانواده ی وین استخدام شد.آلفرد بروس جوان و یتیم را بزرگ کرد و بی میلانه به او در بتمن شدن کمک کرد.مهارت های آلفرد در زمینه های مختلف از جمله آشپزی و پزشکی او را تبدیل به یکی از سرسخت ترین دوستان و متحدین بتمن می کند.رفتار رسمی آلفرد هویت اصلی بتمن را می پوشاند و کسانی که به هویت اصلی بروس وین شک می کنند را منحرف می کند.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]هنرپیشه ی ماهر<br />
[]داشتن مهارت در تکنیک های پزشکی<br />
[]مهارت در سیستم های مکانیکی و کامپیوتری<br />
[]داشتن علوم خانه داری<br />
[]دارای رفتار خونسردانه<br />
[]برعکس بتمن،آلفرد معتقد به استفاده ی سلاح گرم فقط در مواقع بحرانی است.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی : Timothy Drake<br />
اولین پیدایش : Detective Comics #38 در آوریل 1940<br />
<br />
<br />
افراد مختلفی با مشخصات متفاوت ولی همگی کم سن وسال با نام مستعار رابین در کمیک ها ظاهر شدند که از جمله آنها می توان به رابین اول(دیک گریسون)-رابین دوم (جیسون تاد)-رابین سوم(تیم دریک) و رابین چهارم (استفان براون) اشاره نمود.<br />
<br />
1.رابین اول توسط باب کین و بیل فینگر وارد دنیای کمیک بتمن شد.در اولین داستانی که رابین حضور داشت دیک گریسون نامیده شد در حالی که نام اصلی این شخصیت ریچارد جان گریسون می باشد.شخصیت کم سن و سال رابین بیشتر بخاطر جذب افراد کم سن تر به کمیک های بتمن اضافه شد و تاثیرش بر فروش کمیک بتمن آنقدر فوق العاده بود که فروش کمیک ها دو برابر شد. حدود 40 سال رابین های مختلف جزئی از کمیک های بتمن بودند .رابین اول در این کمیک ها به سوپرقهرمان دیگری در کمیک های بتمن با نام Nightwing. تبدیل شد.<br />
<br />
2. Red Robin : رابین دوم(جیسون تاد)<br />
<br />
بعد از کنار گذاشته شدن رابین از کمیک شخصیت مشابهی با نام جیسون تاد(red Robin (ایجاد شد.این کاراکتر جدید که به رابین 2 معروف است پس از کشته شدن والدینش توسط بروس وین بزرگ شد.او بعد از مرگ به ظاهر واقعی بتمن تصمیم گرفت که به دنبال بتمن بگردد و او را پیدا کند.در انتها هم جیسون توسط جوکر در داستان A Death in the Family کشته شد و در یک حادثه عجیب در چند کمیک بعد دوباره زنده شد و از این به بعد لقبRed hood را برگزید.<br />
3. رابین سوم(تیم دریک) :بعد از مرگ ناگهانی رابین دوم،بتمن به شخصیتی تیره تر و خشمگین تر از گذشته تبدیل شد.تیم برای کمک به بتمن و برای اینکه دوباره احساسات بتمن فروکش نماید از رابین اول که اکنون با نام Nightwing شناخته می شد درخواست کمک نمود تا دوباره به عنوان رابین به بتمن کمک نماید.بعد از مخالفت پیاپی رابین اول تیم تصمیم گرفت که خودش در لباس رابین به بتمن کمک نماید و برای همین به سراغ آلفرد رفت و با لباس رابین به مبارزه پرداخت.هنگامی که تیم در حال تمرینات لازم برای تبدیل شدن به یک رابین واقعی بود پدر و مادرش به طور مشکوکی ربوده شدند.تیم از این موضوع رد شد ولی بتمن برای کمک به پدر و مادر تیم شتافت.اما دیگر خیلی دیر شده بود.پدر و مادر تیم مسموم شده بودند و بعد از مرگ مادرش پدرش هم به کما رفته بود.بعد از این اتفاقات و مبارزه رابین در یک ماموریت بتمن لباس جدیدی برای این شخصیت در نظر گرفت و این شخصیت به طور رسمی به عنوان رابین 3وم معرفی شد.<br />
4.<br />
<br />
توانایی مشترک بین رابین ها:تمامی اشخاصی که با نام رابین شناخته می شدند بعد از آموزش هر کدام توانایی های رزمی مثل تکواندو،جودو،بوکس،کیک بوکس و کاراته را دارا بودند.همه ی آنها کمانند بتمن به کارآگاهی حرفه ای بودند و تیم دریک در بین آنها از بهترین کارآگاهان بود طوری که او رازهای بسیاری از شخصیت های کمیک را فاش می نماید.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی :James W. Gordon<br />
شغل :پلیس<br />
قد :6فوت<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #27 در ماه May سال 1939<br />
<br />
<br />
شرح :کمیسر جیمز گوردون، زندگی اش را فدای از بین بردن فساد در سازمان پلیس های شهر گاتهام کرده است.گوردون به همان اندازه ای که روی هدفش مصمم می باشد بر روی جرم و جنیات و امن نگه داشتن همه ی ساکنان شهر گاتهام نیز سخت گیر است.گوردون موفق به ایجاد اتحاد و پیوندی بین مردم شهر با بهترین مبارز علیه جرم شده است.مبارزی که همه او را به عنوان بتمن می شناسند.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]افسر پلیس باتجربه<br />
[] آموزش دیده در زمینه ی تخصص جُرم شناسی<br />
[]مهارت در تکنیک های مبارزه ی تن به تن<br />
[]تیرانداز ماهر<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی :Barbara Gordon <br />
شغل :کارگزار اطلاعات<br />
قد :5فوت و 11اینچ<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #359 در ژانویه ی 1967<br />
<br />
<br />
شرح :باربارا گوردون دختر پلیس عالی رتبه جیمز گوردون است که توسط پدرش -که شدیدا از او محافظت می کند- از ملحق شدن به GCPD (Gotham City Police Department)a منع شد.ولی در عوض او برای خود هویت Batgirl را ایجاد نمود و همراه بتمن برای سال ها با جرم و جنایت مبارزه نمود.تمام این مبارزات با شلیک جوکر به کمر باربارا پایان یافت.بعد از این اتفاق باربارا از کمر به پایین فلج و مجبور به نشستن روی صندلی چرخدار شد.برای همین از آن به بعد برای خودش هویت یا اسم Oracle را انتخاب نمود و با تخصص کامپیوتری اش برای تهیه ی اطلاعات لازم به بتمن در مبارزه با جُرم کمک می نماید.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]داشتن حافظه ی قوی به طوری که تقریبا می تواند هرچه که دیده و خوانده است را به یاد بیاورد.<br />
[]کار کردن در برج ساعت شهر گاتهام که پر از اطلاعات است.<br />
[]دارای مهارت بسیار بالا در کامپیوتر و هک کردن<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام واقعی : ناشناخته<br />
شغل : جنایت کار حرفه ای <br />
قد : 6پا<br />
اولین پیدایش : Batman#1 در بهار سال 1940<br />
<br />
شرح :یک مجنون آدمکش و تبه کار بسیار بزرگ،بدن سفید جوکر،موهای سبز،و لب های قرمز خونی فطرت پرهرج و مرجش را زیر ظاهر کارتونی اش پنهان می کند.دلقکِ خود آراسته و فرزند جنایت،بدون داشتن هیچ ابرقدرتی،دارای توانایی خشونت باورنکردنی و مهارت به وجود آوردن ضرب و شتم کشنده است.او غالبا نقشه های ماهرانه ای را ابداع می کند تا دشمن بزرگش بتمن را به دام بیندازد.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات:<br />
<br />
[]وابستگی دیوانه وار به آدم کشی،با وجود نداشتن شناخت روانی دقیق.<br />
[]یک مبارز فوف العاده قویِ تن به تن<br />
[]گذشته ی او ناشناخته است،گزارشات تایید نشده نقل می کنند که او یک کمدین شکست خورده،دزد ناچیز و یک مرد با خانواده ی از دست رفته بوده است.<br />
[]از سلاح های مختلف کشنده استفاده می کند که اغلب بر پایه ی وسایل بانمک هستند.<br />
[]اغلب از یک زهر استفاده می کند که صورت قربانی را به شکل لبخند جوکر در می آورد و باعث مرگشان می شود.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی : سلینا کایل Selina Kyle<br />
شغل : دزد حرفه ای<br />
قد : 5فوت و 7اینچ<br />
<br />
شرح : سلینا کایل که پدر و مادرش را از دست داده است،زندگی اش را با دزدی کردن در گاتهام می گذراند.اما می خواست که دزدی هایش را به یک روش خاصی انجام دهد.او هنرهای رزمی را آموخته و توانایی خود را در دزدی کردن به سبک گربه ای به دست آورده است.جنایت هایش اغلب با خصوصیت انسان دوستانه اش ترکیب شده و گاهی تبدیل به تبه کار و گاهی تبدیل به قهرمان می شود.او اغلب از دستگیر شدن توسط شوالیه ی تاریکی (بتمن) دوری می کند و رابطه ی پیچیده ای با بتمن دارد که گاهی به رفتار رمانتیک تبدیل می شود.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
<br />
[]در ژیمناستیک آموزش دیده است.<br />
[]مبارزی ماهر است.<br />
[]در استفاده از شلاق مخصوصش و ناخن های گربه ایش مهارت بالایی دارد.<br />
[]توانایی مخفیکاری حیرت برانگیز<br />
[]وسواس به دزدین وسایل معروف و اشیائی که از آن ها به خوبی محافظت می شود.(با داشتن مهارت بالا)<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام واقعی : اسوالد چسترفیلد کابلپات (Oswald Chesterfield Cobblepot)<br />
شغل : صاحب رستوران،قاچاقچی<br />
قد : 5پا و 2اینچ<br />
اولین پیدایش : Batman Comics #58 دسامبر سال 1941 <br />
<br />
شرح :پنگوئن،یکی از دشمنان قدیمی بتمن، جنایتکاری باهوش و عجیب ست که بخاطر عشق زیاد به پرنده شناسی،چتر های جادویی اش و معاملات مشکوکش معروف است.سالن کوه یخ معروف شهر گاتهام برای میدان جنگ پنگوئن و تعدادی از فعالیت های مالی غیرقانونی....به کار میرود.با وجود قد کوتاهش،یک دشمن مکار هست که از چتر هایش برای پنهان کردن سلاح ها و وسایلش استفاده می کند.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]جنایت کار و مهارت مالی<br />
[]مهارت در مبارزه ی تن به تن<br />
[]به خاطر ظاهر خنده دارش همیشه می خواهد که خودش را به مردم ثابت کند.<br />
[]از سلاح های مختلفی استفاده می کند که بیشتر آن ها برپایه ی چترها و پرندگان هستند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام واقعی : هاروی دنت (Harvey Dent)<br />
شغل : جنایت کار حرفه ای <br />
قد : 6پا<br />
اولین پیدایش : Detective Comics #66 در آگوست 1942<br />
<br />
شرح : هاروی دنت،بازپرس بخش قضایی یکی از بزرگترین متحدان بتمن در شهر گاتهام بود ولی زمانی که یک جنایت کار به صورت او اسید پاشید و به طور فجیع او را زخمی نمود،روح و روان او خراب شد و با تغییر شخصیتش تبدیل به یک جنایت کار بزرگ، غرق در دوگانگی شد.او سکه ای دارد که دو طرفش یکسان است و قبلا با شیر و خط کردن برای انتخاب شانس خود استفاده می کرد،اما بعد از این اتفاقات از این سکه برای تصمیم گیری سرنوشت قربانی هایش استفاده می کند.با وجود تلاش های بتمن که می خواهد او را مانند گذشته به یکی از متحدین خودش تبدیل نماید،دنت با اخلاقی که بر پایه ی شانس دارد ترکیب شده است،و جنایت هایش این گونه طراحی می شوند .این کار فلسفه ی دوگانگی اش را پرجلوه سازد.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]به طور ترسناکی نصف سمت چپ صورتش زخم شده،که خودش با پوشیدن لباسی که نصف آن با نصف دیگر آن فرق دارد بر این موضوع را تشدید می کند.<br />
[]به شدت برای استفاده از سلاح های انتخابش(انتخاب شانس) مهارت پیدا کرده است<br />
[]دارای بیماری روانی به خاطر عقده ی روحی او به دوگانگی که جرم هایش را بر اساس عدد دو انجام می دهد.<br />
[]همیشه از سکه ی نیمه آسیب دیده اش برای انتخاب مرگ یا زندگی قربانی هایش استفاده می کند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام واقعی : دکتر Harleen Quinzel<br />
شغل : جنایت کار حرفه ای<br />
قد : 5فوت و 7اینچ<br />
اولین پیدایش :Batman: Harley Quinn #1 در اکتبر 1999<br />
<br />
شرح : دکتر Harleen Quinzel روانشناس تیمارستان آرکام برای درمان جوکر انتخاب شد.اما در عوض توسط جوکر وسوسه شد و باور می کرد که عاشق جوکر شده است.او به جوکر کمک کرد تا از زندانش فرار کند و خودش هم شروع به داشتن هویت جنایتکاری جدیدش با اسم هارلی کویین کرد.کویین یک جنایت کار خشن و غیر قابل پیشبینی است.که تنها انگیزه اش (به غیر از ضرب و شتم) این است که جوکر او را تحسین کند.به خاطر این فطرت بی رحم و چالاکش،گاهی اوقات او را تبدیل به یکی دیگر از قربانی های جوکر می کند،اگرچه خطرناک است.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
<br />
[]قدرت و استقامت تعجب آور<br />
[]دارای مهارت های ژیمناستیکی بسیار بالا<br />
[]کاملا زندگی عادی انسانی را فراموش نموده است.<br />
[]مانند جوکر وابستگی دیوانه واری به آدم کشی دارد.<br />
<br />
<br />
<br />
بازی<br />
<br />
نام اصلی : پروفسور Hugo Strange<br />
شغل : روانپزشک<br />
قد : 5فوت و 10اینچ<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #36 در فوریه ی 1940<br />
<br />
شرح : اولین بار به عنوان یک روانپزشک به خاطر تظاهرش به این که بتمن را از دور کاملا شناسایی و آنالایز کرده است،دارای شهرت شد.او با لذت بردن از شهرتش به خاطر ادعاهایی که کرده بود،نتیجه گرفت که هویت اصلی بتمن،بروس وین است.اما علاقه اش به درک بتمن،به یک وسواس دیوانه کننده تبدیل شد و او از تخصص پزشکی اش استفاده کرد تا مجموعه ای از طرح ها درباره ی ژنتیک و کنترل ذهن ایجاد کند تا اینکه بتمن را شکست دهد و به احتمال زیاد جای او را بگیرد.وضعیت روانی ضعیف و شکننده اش باعث شد که فقط هویت اصلی بتمن را بداند،که همین مسئله هم درگیری ذهنی بروس وین (بتمن) شد که شاید ناگهان هوگو استرینج همه چیز را درباره ی بتمن بفهمد و بزرگترین راز او آشکار شود....<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
<br />
[]آموزش دیده به وضعیت جسمانی بی نقص<br />
[]تحلیل گر روانی زیرک<br />
[]دانش وسیع از ژنتیک<br />
[]به بتمن و راز هویت بتمن وسواس پیدا کرده است.<br />
[]مبتلا به اسکیزوفرنی که او را گیج و خطرناک می کند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی : Eddie Nashton (aka Edward Nigma).a<br />
شغل : جنایت کار حرفه ای<br />
قد : 6فوت و 1اینچ<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #140 در اکتبر 1948<br />
<br />
شرح : همیشه نیازمند توجه دیگران است.اِدوارد نیگما به عنوان یکی از عجیب و غریب ترین جنایت کار های شهر گاتهام شناخته می شود.او در جنایت هایش از مجموعه معماهای بسیار دقیق را که طرح نموده است،استفاده می کند.بتمن به عنوان یک رقیب می تواند همه ی معماهای او را حل کند و شکستش دهد و نیگما(Riddler) همیشه در حال ساخت معمایی است که بتمن نتواند حل کند.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
<br />
[]دارای هوش و استعداد بسیار بالا<br />
[]بر خلاف قانون،هوشش را با استفاده از جا گذاشتن راهنما برای جنایت های طراحی شده اش تست می کند.<br />
[]نیاز بسیار زیاد به جلب توجه<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی : ناشناخته<br />
شغل : جنایت کار حرفه ای<br />
قد : 5فوت و 10اینچ(هنگام متصل شدن به ونوم 6فوت و 8اینچ می شود)<br />
اولین پیدایش :Batman: Vengeance of Bane #1 در ژانویه ی 1993<br />
<br />
شرح :از ابتدای تولدش برای تاوان حکم پدر مرده اش زندانی شد.Bane پیرامون زندان ترسناک سانتاپریسکا بزرگ شد و تنها دوستش در تنهاییش یک خرس عروسکی بود که اسمش را osito گذاشته بود.با خواندن کتاب های قاچاقی دنبال آرامش و مدیتیشن بود.او به قدرت های بزرگ در تمرکز رسید.وقتی که برای آزمایشات نظامی استروئید که به آن ونوم(venom) می گفتند،انتخاب شد.اراده ی آهنین او کمک کرد تا از آن آزمایش جان سالم به در برد در حالی که بقیه ی عوامل آزمایش مرده بودند و در اثر این اتفاق او توانست فرار کند.برای این که ارزشش را ثابت کند به دنبال بتمن رفت و ستون فقراتش را شکست.اما بتمن بهبودی یافت و توانست لوله ی تامین کننده ی ماده ی ونوم که Bane را به یک فوق بشر تبدیل می کرد را قطع کند و Bane را شکست دهد.<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]استاد رزمارا<br />
[]دارای قدرت تمرکز شدید<br />
[]به طور غیرطبیعی واکنش زیادی به ونوم نشان می دهد که دارای قدرت و توانایی بدنی بسیار بالا و باورنکردنی می دهد.<br />
[]همیشه به طور قطعی می خواهد بتمن و هرکس را که سرراهش قرار می گیرد،شکست دهد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی : دکتر Victor Fries<br />
شغل : تبه کار حرفه ای<br />
قد : 6فوت<br />
اولین پیدایش :Batman #121 در فوریه ی 1959<br />
<br />
شرح : ویکتور فریز یک داشنمند سرماشناسی با استعداد بود که همسرش "نورا" مبتلا به یک مریضی فاسد کننده ی وخیم شد.ویکتور همسرش را در یک خمود قرار داد که به طور وسواسانه ای دنبال راه حلی برای درمان او بود اما شرکتی که هزینه ی تحقیقات ویکتور و زندگی "نورا" را می داد،ناگهان از کمک دست برداشت و باعث اتفاق یک حادثه ای شد که بدن ویکتور را به سرد خونیی تغییر داد که باید زیر دمای]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[بتمن ابر قهرمانی ست که توسط باب کین و بیل فینگر خلق شد.پشت نقاب بتمن بروس وین یک بیلیونر آمریکایی و بشردوست که پس از اینکه شاهد قتل پدر و مادرش در کودکی بود تصمیم گرفت که تا پایان عمر در جهت مبارزه با جرم و جنایت قدم بردارد.بتمن ماموریتش را در گاتهام آمریکا با کمک Robin ،خدمتکارش Alfred Pennyworth ،افسر پلیس Jim Gordon و یک ابرقهرمان زن به نام Batgirl بر علیه جنایتکاران وخلافکاران بزرگ شهر گاتهم مانند Joker Penguin Riddler Two-Face Poison Ivy و Catwoman آغاز نمود.در میان لقب های او بیشتر با لقب های "The Dark Knight" و "The Caped Crusader" و "The World's Greatest Detective" شناخته می شود.<br />
<br />
<br />
<br />
تاریخچه:<br />
<br />
<br />
موفقیت های بی نظیر کمیک های سوپر من باعث شد National Publications (که امروزه DC نامیده می شود) بیشتر به سمت سوپرقهرمان ها روی بیاورد.<br />
بر همین اساس در سال 1939 باب کین ایده های خود را درباره ی یک سوپرقهرمان جدید در اختیار نویسنده ی کمیکی به نام بیل فینگر قرار داد. نقاشی های کین نشان دهنده ی ابر قهرمانی بود شبیه سوپرمن با دو بال مانند بال های خفاش که در بین این بال ها اسمی به چشم میخورد:بتمن. بعد از استقبال فینگر از این ایده ها کار آغاز شد و شخصیت جدیدی به نام بتمن شکل گرفت و به این ترتیب اولین کمیک بتمن در میان چند کمیک دیگر در سال 1939 منتشر شد.بعد از استقبال خوب مردم اولین داستان مستقل بتمن در سال 1940 در Detective Comics منتشر شد.در آن زمان کمیک های این کمپانی جز محبوبترین و پرفروش ترین کمیک ها بودند و دلیل این موفقیت های چشمگیر را باید در دو تن از محبوبترین کاراکترهای آن زمان جستجو نمود:بتمن و سوپر من.<br />
<br />
شکل گیری شخصیت بتمن<br />
نویسنده برای ایجاد شخصیت مناسبی برای بتمن الهامات زیادی از داستان ها و فیلم های دهه ی 30 گرفته است.داستان ها و فیلم هایی مثل شرلوک هولمز،زورو،دکتر ساویج و ... .<br />
در واقع شخصیت مردی که پشت نقاب بتمن است یک کارخانه دار بیلیونر به نام بروس وین می باشد. بعد از چند کمیک نویسندگان تصمیم گرفتند که گذشته ای برای بتمن در نظر بگیرند و توضیح دهند که چطور بروس وین تبدیل به یک ابرقهرمان شد. 33ومین شماره از DC که در سال 1939 منتشر شد کودکی را نشان میدهد که بر سر قبر والدین به قتل رسیده اش قسم می خورد که تا پایان عمر برای انتقام از خون والدینش به مبارزه با بدی ها و جنایتکاران بپردازد.بروس وین بعد از این عهد تصیمیم می گیرد برای همیشه در لباس سیاه خفاش به مبارزه با جرم و جنایت بپردازد.<br />
یکی از ویژگی های شخصیتی بتمن در مقایسه با دیگر ابرقهرمان ها توانایی هایی ست برابر با توانی های انسان های عادی.در واقع کسی که پشت نقاب بتمن مخفی شده هیچ قدرت ماورا انسانی ندارد و تنها با استفاده از روش های علمی و مهارت های فردی و سلاح های مخصوص خود به مبارزه با دشمنان می پردازد.<br />
تکامل کمیک های بتمن<br />
در سیر تکاملی کمیک بتمن ابزارهای زیادی برای این شخصیت در نظر گرفته شد:ماشین معروف بتمن یا Batplane ، قلابی که توسط آن بتواند از ارتفاعات به راحتی بالا برود، شخصیت رابین که به گفته نویسنده ،نقش مشاور و دستیار شرلوک هلمز را برای بروس دارد از جمله عناصری هستند که به کمیک ها اضافه شدند.<br />
از جمله دلایلی که باعث شد شخصیت های مونث به بتمن اضافه شوند مربوط می شود به سال 1954 و روانشناسی به نام فردریک وردام(Fredric Wertham) که با بررسی هایی که بر روی کمیک ها نموده بود در مقاله ای به تاثیرات مخرب کمیک در کودکان و ایجاد رفتارهای نابه هنجار در سنین جوانی اشاره نمود.از دیدگاه این روانشناس کودکان هر چه را که ببینند عینا تکرار می کنند و دیدن بعضی موضوعات کمیک اثرات مخربی بر روح و روان آن ها دارد.تحقیقات او بر کمیک های بتمن او را به این نتیجه رسانده بود که شخصیت همجنس گرایانه ی بتمن و رفتار عاشقانه اش با رابین تاثیرات منفی در پی دارد.بعد از انتقاد های شدید نسبت به این موضوع نویسندگان تصمیم گرفتند تا چند شخصیت مونث را به کمیک ها اضافه نمایند.شخصیت هایی مثل Batwoman یا Bat-Girl یا Barbara Gordon که باعث شدند رابطه عاشقانه مطرح شده بین بتمن و رابین منتفی شود. در چند شماره بعد دشمنان معروف بتمن یعنی joker و catwoman نیز به کمیک ها اضافه شدند. سال 1964 با افت شدید فروش کمیک های بتمن باعث شد که Dc تصمیم بگیرد که داستان های بتمن را برای همیشه کنار بگذارد. در این زمان بود که نویسندگان کمیک به فکر راه حلی برای مطرح کردن دوباره بتمن شوند.برای همین جولیوس شوارتز(Julius Schwartz) دست به تغییرات عمده ای در کمیک های بتمن زد.از تغییرات ظاهری لباس بتمن تا طراحی دوباره و مدرن تر ماشین بتمن که Batmobile نام گرفت.دشمنان بیگانه و فضایی که قبلا در کمیک ها بودند کنار گذاشته شدند و حتی خدمتکار خانه بتمن هم عوض شد و یک شخصیت مونث که با بروس رابطه فامیلی داشت به عنوان خدمتکار خانه در نظر گرفته شد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
موفقیت های کمیک های بتمن<br />
<br />
بعد از موفقیت داستان "The Mightiest Team in the World" که در آن بتمن و سوپرمن در کنار یکدیگر قرار گرفته بوند DC در کمیک فوق العاده ی دیگری با نام World's Finest Comics این دو ابر قهرمان محبوب را بار دیگر در کنار هم قرار داد که این بار هم نتیجه فوق العاده بود: باز هم موفقیت تجاری درخشان.با افزوده شدن شخصیت رابین به کمیک های بتمن در 38مینDc فروش کمیک های بتمن دو برابر شد. ساخته شدن سری تلویزیونی بتمن در سال 1966 روح تازه ای به شخصیت بتمن دمید طوری که فروش کمیک های بتمن حتی به 900000 نسخه هم رسید و در واقع شخصیت Batgirl به همراه این سریال تلویزیونی به کمیک های بتمن راه پیدا نمود.اما متاسفانه محبوبیت این سریال تنها دو سال بود و بعد از این مدت ساخت سریال منتفی شد .بعد از اتمام سریال دوباره کمیک های بتمن اندکی از دوران اوج گذشته فاصله گرفتند و بعد از گذشت یک سال این r Dennis O'Neil و Neal Adams بودند که توانستند با فاصله گرفتن از فضای ایجاد شده توسط سریال و بازگشتن به شخصیت خشن و تاریک دهه ی 60 که توسط باب کین ایجاد شده بود دوباره بتمن را به یکی از محبوبترین کمیک ها تبدیل نمایند. کمیک های بتمن در سال 2011 توسط IGN به عنوان محبوبترین کمیک بعد از سوپرمن نام گرفت.<br />
<br />
<br />
فیلم ها<br />
شخصیت داستانی بتمن،یک ابرقهرمان از کمیک بوک های نشریات شرکت DC Comics که در فیلم های مختلفی از ابتدا تا به حال بوده است،بتمن ابتدا در دو فیلم سریالی بتمن و بتمن و رابین در سال 1940 ظهور یافت،در فیلم های Batman و Batman and Robin.بعدا بتمن در فیلم Batman 1966 حضور یافت که این فیلم تقلیدی از مجموعه ی تلوزیونی بتمن با بازی "آدام وست" در سال 1960 بود.<br />
اواخر سال 1980 میلادی،استودیو Warner Bros شروع به تولید کردن مجموعه ای از فیلم های سینمایی بتمنکرد ،شروع این تصمیم با ساخت فیلم The Batmanبا کارگردانی "تیم برتون" و بازی "مایکل کیتون" در نقش بتمن در سال 1989 بود."برتون" و "کیتون" در سال 1992 دوباره برای ساخت فیلم Batman Returns(بتمن باز میگردد) بازگشتند و در سال 1995 "جوئل شوماخر" فیلم Batman Forever(بتمن برای همیشه) را کارگردانی کرد،که در این فیلم "وال کیلمر" در نقش بتمن حضور یافت. همچنین "شوماخر" در سال 1997 فیلم Batman &amp; Robin را با بازی "جورج کلونی" کارگردانی کرد.از فیلم Batman &amp; Robin هم از جنب منتقدین و هم از جانب طرفداران استقبال کمی شد و بعد از یک مدت زیادی که داستان های مختلفی برای ساخت یک فیلم دیگر نوشته شدند سرانجام کمپانی Warner Bros داستان نویسی فیلم های بتمن را از نو آغاز کرد و آن هم در سال 2005 با ساخت فیلم Batman Begins (بتمن آغاز می کند) با کارگردانی "کریستوفر نولان" و با بازی "کریستین بِیل" به عنوان بتمن.همچنین "نولان" در سال 2008 ادامه ی فیلم Batman Begins را با نام The Dark Knight(شوالیه ی تاریکی) و با بازی دوباره ی "کریستین بیل" ساخت.قسمت سوم و نهایی سری "نولان" با نام The Dark Knight Rises در حال تولید هست و قرار است تا در تابستان 2012 انتشار یابد.<br />
بتمن در فیلم های انیمیشنی زیادی نیز حضور داشته است،در حالی که اکثر فیلم های انیمیشنی به صورت ویدیویی منتشر شدند،انیمیشن سینمایی Batman: Mask of the Phantasm(نقاب خیال) بر روی پرده ی سینما نمایش داده شد.<br />
در کل سری بتمن 1449683452 دلار فروش داشته است که بر طبق سایت BoxOfficeMojo.com جزء چهارمین فیلم دنیا از نظر فروش است.<br />
<br />
<br />
فیلم های سریالی سال 1940 :<br />
<br />
Batman 1943<br />
Action | Adventure | Crime<br />
<br />
<br />
سریال Batman یک سریال 15فصلی بود که در سال 1943 توسط کمپانی Columbia Pictures تولید شد.بازیگر بتمن در این سریال "لویس ویلسون" ، "داگلاس کرافت" در نقش رابین و "جی.کارول نایش" به عنوان یک تبه کار،در نقش دکتر داکا بودند. از دیگر بازیگران این سریال می توان از شیرلی پاترسون به عنوان لیندا پیج(معشوقه ی بروس وین یا بتمن) و ویلیام آستین در نقش آلفرد نام برد.داستان این سریال بر پایه ی کمیک های بتمن نوشته شده بود :،یک مامور *****ی آمریکا که تلاش می کند نماینده ی ژاپنی ها یعنی دکتر داکا را در اوج جنگ جهانی دوم شکست دهد.<br />
این فیلم به خاطر اولین حضور بتمن در مقابل دوربین و نشان دادن دو عنصر اصلی از داستان های بتمن برای اولین بار،قابل توجه است.این دو عنصر "The Bat's Cave"(غار بتمن) و ورودی Grandfather clock می باشند.ویلیام آستین که نقش آلفرد را در این سریال ایفا نمود ،هیکل مرتب و سبیل نازکی داشت،در حالی که در کمیک بوک های آن زمان،آلفرد چاق و و با صورت بدون ریش بود.بعد از این سریال، ظاهر آلفرد در کمیک بوک ها به شکل ویلیام آستین در سریال تغییر پیدا نمود و تاکنون نیز همینطور باقی مانده است.<br />
<br />
داستان:در اولین حضور بتمن در دنیای فیلم و تلویزیون، بروس وین، پشت نقاب بتمن،خفاش سیاه پوش شهر گاتهام، به مبارزه با دکتر داکا، مغز متفکر و جاسوس ژاپنی در هنگام جنگ جهانی دوم ، و گروه خرابکارش می پردازد.داکا با استفاده از اشعه ی خاصی که دیوارها را از بین میبرد دشمنانش را در گودالی جمع می نماید.با فرو رفتن دشمنان داکا در این گودال، آن ها به زامبی های الکترونیکی قابل کنترل، تبدیل می شوند و ماموریت های داکا را انجام می دهند و ...<br />
<br />
<br />
کارگردان : Lambert Hillyer<br />
بازیگران: Lewis Wilson Douglas Croft به همراه J. Carrol Naish<br />
امتیاز در متا : نامشخص<br />
<br />
<br />
<br />
Batman and Robin 1949<br />
Adventure | Action | Crime<br />
<br />
بتمن و رابین یک سریال 15فصلی دیگری بود که توسط Columbia Pictures در سال 1949 منتشر شد.نقش بتمن را در این فیلم رابرت لوئری و نقش رابین را جانی دانکان بازی کرد. دیگر بازیگران این سریال جین آدامز در نقش ویکی ویل و لیل تالبوت در نقش گوردون بودند. <br />
<br />
<br />
داستان:دکتر ساتان، دانشمندی مجنون است که در نقاب پنهان خود، قصد دارد با دزدیدن قطعه ای از تکنولوژی، ارتشی از ربات ها که اختراع خودش می باشد را برای تسخیر آمریکا ایجاد نماید.اینجاست که بتمن وارد عمل می شود و به تنهایی جلوی او می ایستد و ...<br />
<br />
کارگردان: John English William Witney<br />
بازیگران: Eduardo Ciannelli Robert Wilcox and William Newell<br />
امتیاز در متا : نامعلوم<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
Batman<br />
Action | Adventure | Comedy<br />
<br />
<br />
این فیلم با نام Batman(همچنین با نام Batman: The Movie شناخته می شود) تقلیدی از اولین فیلم تلوزیونی بتمن می باشد و از آن به عنوان اولین فیلم سینمایی بتمن یاد می شود.این فیلم توسط کمپانی 20th Century Fox ساخته شد و "آدام وست" در نقش بتمن،"برت وارد" در نقش رابین،"سزار رومرو" در نقش جوکر، "برگس مردیت" در نقش مرد پنگوئنی،"لی مریودر" در نقش Cat-Woman و "فرنک گورشین" در نقش ریدلر ایفای نقش نموده اند<br />
این فیلم توسط "لسلی اچ.مارتینسون" کارگردانی شد. "لسلی اچ.مارتینسون" قسمت هایی از فصل اول "The Penguin Goes Straight" و "Not Yet He Ain't" را نیز کارگردانی نموده است.<br />
<br />
<br />
<br />
داستان:دنیای زیر زمینی آمریکا Catwoman ، جوکر، ریدلر و پنگوئن به همراه دو چهره،بتمن و دستیارش رابین را وادار می کنند تا نقشه ی شگفت انگیزشان برای کنترل و نجات دنیا عملی کنند.پنگوئن و گروه تبهکارش به کمک زیر دریایشان، قایقی را که superdehydrator حمل می نماید می دزدند. Superdehydrator ماده ای ست که می تواند رطوبت انسان ها و آب موجود در آن ها را بگیرد و آن ها را به تکه های کوچک تبدیل نماید.پنگوئن و همدستانش موفق می شوند نه عضو بخش شورای امنیتی که در نه ویال کریستالی هستند را بچرخاند.حال نوبت بتمن و رابین است که وارد عمل شوند و جلوی این خلافکاران بایستند و دنیا را به وضعیت عادی بازگردانند و ....<br />
<br />
<br />
کارگردان : Leslie H. Martinson<br />
بازیگران: Adam West Burt Ward and Lee Meriwether<br />
امتیاز در متا : نامعلوم<br />
<br />
<br />
<br />
Batman 1989<br />
Crime | Fantasy | Thriller<br />
<br />
<br />
<br />
در سال 1986 "تیم برتون" به عنوان کارگردان اولین فیلم انتخاب شد. ابتدا "سم هم" نمایشنامه (Screenplay) را نوشت، سپس "استیو انگلهارت" و "جولی هیکسون" فیلمنامه را نوشتند.قبل از این که "مایکل کیتون "نقش بتمن را بازی کند بازیگران زیاد دیگری برای نقش بتمن در نظر گرفته شده بودند.انتخاب "کیتون" باعث ایجاد جنجال شد،چرا که کیتون در سال 1988 به عنوان یک بازیگر نقش کمدی شناخته شده بود و خیلی از منتقدین تصور می کردند که او توانایی بازی کردن یک نقش جدی را ندارد."جک نیکولسان"ایفای نقش جوکر را با قردادن شروط سختی نظیر حقوق بالا و زمان فیلم برداری و از این قبیل مسائل قبول نمود.در انتها حقوق "نیکولسان" به اندازه ی 50میلیون دلار قرار داد بسته شد.فیلم برداری از اکتبر 1988 تا ژانویه ی 1989 در Pinewood Studios انجام گرفت.بودجه از 30میلیون دلار به 48 میلیون دلار افزایش یافت.در حالی که "1988 Writers Guild of America strike"(حمله ای که توسط دو گروه به استودیوهای فیلم و تلوزیون آمریکا شد) "سم هم"را مجبور کردند تا کار را برای مدتی رها نماید.بازنویسی ها توسط وارن اسکارن و "چارلز مک کوئن" و "جاناتان جمز" انجام گرفت .<br />
این فیلم نقد های بسیار خوبی را دریافت نمود و موفق به شکستن رکورد های Box Office و دریافت جایزه ی اسکار برای بهترین کارگردانی هنری(Academy Award for Best Art Direction) شد.فروش فیلم از مرز 400میلیون دلار گذشت و میراث بزرگی را از فیلم های سبک ابر قهرمان ها به جا گذاشت.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
داستان:شهر گاتهام:تاریک، خطرناک و تحت نظر و امنیت پلیس فاسد.با وجود تلاش های بسیار هاروی دنت و کمیسر جیم گوردن، شهر همچنان در ناامنی فرو رفته بود.تا اینکه شوالیه سیاه از تاریکی بر میخیزد.خلافکاران ترسو و خرافاتی هستند و این سیاهی و مخفی بودن بتمن آن ها را بیش از پیش به وحشت می اندازد.بتمن در ظاهر خفاشی اش ظاهر می شود.در حالیکه خلافکاران گاتهام زیر سلطه ی شاه تبهاکاران،جوکر،که از نظر روانی وضعیت <br />
مشخصی ندارد می باشد تنها چشم امید مردم گاتهام رو به شوالیه ی تاریکی ست و ...<br />
<br />
<br />
کارگردان: Tim Burton<br />
بازیگران: Michael Keaton Jack Nicholson به همراه Kim Basinger<br />
امتیاز در متا: 66/100 <br />
<br />
<br />
<br />
Batman Returns 1992 <br />
Action | Crime | Fantasy<br />
<br />
<br />
<br />
"تیم برتون" به خاطر احساسات خاص خود نسبت به فیلم قبلی نمی خواست ادامه ی فیلم بعدی را کارگردانی کند.داستان اول "سم هم"درباره ی Penguin(مرد پنگوئنی) و Catwoman بود که دنبال یک گنجینه پنهان می گردند."دنیل واترز" داستانی را نوشت که مورد استقبال "تیم برتون" قرار گرفت،که این او را برای برگشت به وظیفه ی کارگردانی اش متقاعد کرد..بازیگران زیادی قبل از این که "میشل پیفر"برای نقش Catwoman انتخاب شود، در نظر گرفته شده بودند،"دنی دویتو" نیز به عنوان نقش Penguin انتخاب شد.در ماه جون سال 1991 فیلم برداری در استودیوی Warner Bros در شهر Burbank کالیفرنیا شروع شد. Batman Returns(بازگشت بتمن) با موفقیت مالی زیادی منتشر شد.اما کمپانی Warner Bros به خاطر رده ی box office کمتر این فیلم نسبت به فیلم قبلی خود ناامید شد، Batman Returns با نقد های خیلی خوبی منتشر شد اما واکنش شدید والدین "بازگشت بتمن" را به خاطر خشونت آن مورد انتقاد قرار دادند و اعلام نمودند که برای کودکان مناسب نبوده است.<br />
<br />
داستان:بعد از شکست جوکر، حالا بتمن با شخصیت جدیدی روبروست.پنگوئن، فردی بد ذات و با ظاهری عجیب که به هر قیمتی قصد دارد خودش را به گاتهام ثابت نماید.تاجر بزرگ و بدذات دیگری به نام مکس شرک نیز مجبور می کند تا به هر قیمتی پنگوئن را به عنوان شهردار گاتهام قرار دهد.قبل از این موضوع، سلینا کیل، منشی ماکس، به طور ناگهانی ویژگی هایی همچون بتمن در شخصیتش پدیدار می شود.حال بتمن ناچار می شو د علاوه بر مقابله با پنگوئن و ماکس، به رفع اتهام خودش از کارهایی که Catwoman به نام او انجام داده است نیز بپردازد.<br />
<br />
<br />
<br />
کارگردان : Tim Burton<br />
بازیگران: Michael Keaton Danny DeVito and Michelle Pfeiffer<br />
امتیاز در متا: نامشخص<br />
<br />
<br />
<br />
Batman Forever 1995<br />
Action | Crime | Fantasy<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
با اینکه Batman Returns موفقیت مالی خوبی داشت اما Warner Bros احساس می کرد که فیلم باید فروش بیشتری می داشت .برای همین استودیوی Warner Bros تصمیم گرفت که کارگردان فیلم را عوض کند."جوئل شوماخر" جایگزین "تیم برتون" به عنوان کارگردان شد.در حالی که "تیم برتون" تصمیم گرفت که تهیه کننده ی فیلم باشد.اما "مایکل کیتون"(بازیگر بتمن)به روشی که این سری فیلم پیش گرفته بود علاقه ای نداشت بنابراین به جای او "وال کیلمر" نقش بتمن را ایفا نمود."کریس او.دونل" در نقش رابین و "جیم کری" در نقش The Riddler و همچنین "تامی لی جونز" برای نقش Two-Face انتخاب شدند.آغاز فیلم برداری در سپتامبر سال 1994 بود..Batman Forever در 16ام June سال 1995 همراه با موفقیت مالی بر روی پرده ی سینما رفت.با وجود فروش بیش از 350میلیون دلار در سطح جهان و 3نامزدی در جشنواره ی اسکار فیلم با نقد های مثبت و منفی بسیاری از طرف منتقدین مواجه شد.<br />
<br />
<br />
<br />
داستان:شوالیه سیاه شهر گاتهام، باید در مقابل دو دشمنش قرار بگیرد:ریدلر و دوچهره.هارلی دنت بتمن را مقصر اتفاقاتی که برایش افتاده و یک طرف چهره اش را سوزانده می داند.برای همین تصمیم به کشتن مردم بی گناه گاتهام برای انتقام از بتمن می گیرد.ادوارد نیگما نابغه ی کامپیوتر که قبلا برای بروس وین بیلیونر کار مینمود برای انجام فعالیت های بشر دوستانه از شرکت بروس وین خارج می شود.ریدلر نیز دستگاهی اختراع نموده که می تواند اطلاعات موجود در ذهن مردم گاتهام را دریافت می نماید که این اطلاعات شامل ذهن بروس وین که با هویت بتمن مخفی شده است نیز می شود و ....<br />
<br />
کارگردان: Joel Schumacher<br />
بازیگران: Val Kilmer Tommy Lee Jones به همراه Jim Carrey<br />
امتیاز در متا: 51/100 <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
Batman &amp; Robin 1997<br />
Action | Crime | Fantasy <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
ساخت فیلم Batman &amp; Robin سریعا و به عنوان چهارمین و آخرین قسمت این سری بتمن شروع شد و Warner Bros فیلم را برای انتشار سریع در June سال 1997 سفارش داد."وال کیلمر"(بازیگر بتمن) به دلیل درگیری هایش در فیلم The Saint نتوانست بازگردد و "جورج کلونی" جایگزین او شد."آرنولد شوارتزینگر" در نقش Mr. Freeze(مرد یخی) ،"آما ترمن" در نقش Poison Ivy و آلیسیا سیلوراستون"در نقش Batgirl و دوباره "کریس او.دونل" در نقش رابین معرفی شدند.در سپتامبر 1996 فیلم برداری شروع و در ژانویه ی 1997 تمام شد.Batman &amp; Robin در 20م June سال 1997 بر روی پرده های سینما اکران شد.فیلم توسط منتقدین مورد انتقادهای بسیاری قرار گرفت.ناظران از فیلم به خاطر مسخرگی و غیره و مسائل همجنسبازی که توسط شوماخر اضافه شده بود،مورد انتقاد قرار گرفت.با این که فیلم موفقیت مالی خوبی داشت اما در میان فیلم های بتمن کمترین موفقیت را در زمینه ی تجاری داست و نامزد بسیاری از بخش ها در جشنواره ی Razzie Awards(جشنواره ای که بدترین فیلم ها جایزه داده می شوند!) شد و در رده ی بدترین فیلم در میان فیلم های ابر قهرمان ها قرار گرفت.<br />
<br />
داستان:بتمن و رابین بازهم در کنار هم یکدیگر قرار می گیرند تا به مبارزه با تبهکاران گاتهام بپردازند.اما اختلافی در بین ان ها پدید می آید و این تنش زمانی تشدید می شود که یکی از خلافکاران ادعا می کند سمی دارد که هر کس ان را مصرف کند عاشق این خلافکار می شود.در کنار این تبهکار، مستر فریز وجود دارد که هر چیزی که در راهش برای رسیدن به هدفش قرار بگیرد تبدیل به یخ می نماید.<br />
<br />
<br />
کارگردان: Joel Schumacher<br />
بازیگران: Arnold Schwarzenegger George Clooney and Chris O'Donnell<br />
امتیاز در متا: 28/100<br />
<br />
<br />
<br />
Batman Begins 2005<br />
Action | Crime | Drama<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
"کریستوفر نولان" کارگردان و دستیار نویسنده "دیوید اس.گویر" در اوایل 2003 شروع به کار کردن بر روی Batman Begins کردند و هدفشان جو تاریک و واقعی نشان دادن(حذف کردن خصوصیات تخیلی) بتمن بود و در واقع انسانیت و واقع گرایی جز پایه های اصلی این فیلم قرار گرفت.این فیلم در اصل در انگلستان و شیکاگو فیلم برداری شد و متکی بر مدل ها و شکل های قدیمی بود و از تصاویر کامپیوتری خیلی کم و به صورت حداقل استفاده شد."کریستین بیل" در نقش بتمن و "لیام نیسان" در نقش Ra's al Ghul (البته در قالب "هنری دکارد" ظاهر شد.) و "سیلین مورفی" در نقش The Scarecrow و"کیت هولمز" در نقش "ریچل داوز" به عنوان معشوقه ی بتمن(بروس وین) بازی کرده است.همچنین یک ماشین جدید بتمن به اسم The Tumbler و لباس های بتمن مخصوصی را برای این فیلم ساختند.Batman Begins هم از سوی منتقدین و هم از نظر فروش موفق بود.فیلم در 15م June سال 2005 بر روی پرده ها آمد و همچنین در آمریکا و کانادا بر روی 3858 سینما نمایش داده شد.در آخر هفته ی اول خود 48میلیون دلار آمریکا سود داشت و نهایتا 370 میلیون دلار در سطح فروش نصیب وارنر نمود.به طور کلی این فیلم 84 درصد محبوبیت از سایت Rotten Tomatoes دریافت نموده است و نامزد جایزه ی اسکار برای بهترین فیلم برداری نیز شد( Academy Award for Best Cinematography) منتقدان به ترسی که یک جو عادی در طول فیلم بوده است اشاره می نمودند و اظهار داشتند که فضای تاریک تری نسبت به فیلم های قبلی خود داشته است.<br />
<br />
داستان:زمانی که والدینش به قتل می رسند،بروس وین بیلیونر، تصمیم می گیرد تا به آسیا برود و روش های مبارزه با شیطان را فرا بگیرد.بعد از یادگیری این روش ها، مصمم می شود تا فراتر برود و با بازگشت به گاتهام شیطان و سیاهی را از این شهر بیرون نماید.در راه بازگشت به شهر، چهره ی خفاش برای ترساندن دشمنانش، در ذهنش شکل می گیرد و برای همین نمادی از مبارزه با تبهکاری به نام بتمن را شکل می دهد ولی این موضوع برای مدت زیادی مخفی نمی ماند و ...<br />
<br />
کارگردان: Christopher Nolan<br />
بازیگران: Christian Bale Michael Caine and Ken Watanabe<br />
امتیاز در متا: 70/100<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
The Dark Knight 2008<br />
Action | Crime | Drama<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
بار دیگر "کریستوفر نولان" در مقام کارگردان بازگشت و برادرش "جاناتان" را برای دستیار نویسنده برای دومین فیلم این سری استخدام نمود."کریستین بیل" همچنان در نقش بتمن(بروس وین) ایفای نقش نمود و "هیت لجر" بازیگر جوکر و"آرون اکارت" برای نقش "هاروی دنت" یا همان Two Face انتخاب شدند.فیلم برداری در آوریل 2007 در شیکاگو شروع شد.مکان های دیگر فیلم برداری شامل استودیوی Pinewood Studios و شهر Hong Kong بودند،در 22 ژانویه ی 2008 و با اتمام فیلم برداری "هیت لجر" بازیگر نقش جوکر به دلیل مصرف بیش از حد قرص خواب فوت شد.Warner Bros به اصطلاح یک بازاریابی ویروسی را برای فیلم The Dark Knight درست کرده بود که شامل توسعه دادن سایت های تبلیغاتی و تریلر هایی که به همراه عکس های "لجر" به عنوان جوکر بود اما بعد از مرگ "لجر" استودیو دوباره بر روی بازاریابی خود متمرکز شد.فیلم در 16 جولای 2008 در استرالیا و 18 جولای در آمریکای شمالی اکران شد. همزمان با اکران فیلم، نقدهای مثبت عظیمی را به سوی خود جذب نمود.شخصیت حوکر در این فیلم محبوبیت زیادی را توسط طرفداران کسب کرد و جمله ی معروف او یعنی "Why so serious?"(چرا انقدر جدی؟) به جمله ی معروفی در هالیوود تبدیل شد.این فیلم با فروش بیش از ۱۵۸ میلیون دلاری خود، رکورد بیشترین فروش یک فیلم در سه روز نخست آغاز اکران را که در اختیار SpiderMan3 بود به دست آورد. علاوه بر این در ۱۸ روز نخست اکران خود، توانست بار دیگر رکوردی به نام خود ثبت کند. این فیلم در مدت مذکور بیش از ۴۰۰ میلیون دلار فروش داشتهاست.<br />
این فیلم با فروش ۵۳۳ میلیون دلار در آمریکا و ۵۶۷ میلیون دلار در دیگر کشورهای جهان، دهمین فیلم تاریخ سینمای جهان نام گرفت که حجم فروش کلی آن از مرز یک میلیارد دلار گذشتهاست.این فیلم 8 نامزدی جشنواره ی اسکار را دریافت کرد و در 81مین جشنواره ی اسکار دو جایزه به عنوان بهترین صدا گزاری و موسیقی (Best Sound Editing) و جایزه ی دیگری نیز "هیت لجر" برای بهترین بازیگر مکم مرد در نقش جوکر دریافت نمود.<br />
<br />
داستان:بتمن بار دیگر برای مبارزه با جرم و جنایت در گاتهام بر میخیزد.ولی اینبار به کمک افسری به اسم جیم گوردن و هاروی دنت.بتمن و همراهانش در تلاش برای از بین بردن باقیمانده ی تشکیلات تبهکاری در خیابان های گاتهام هستند.این همکاری برای مدتی بسیار سودمند و موثر پیش می رفت،ولی با پیدا شدن تبهکاری باهوش و خطرناک به اسم جوکر معادلات بتمن بهم میریزد و ...<br />
<br />
کارگردان: Christopher Nolan<br />
بازیگران: Christian Bale Heath Ledger and Aaron Eckhart<br />
امتیاز در متا: 82/100 <br />
<br />
<br />
<br />
The Dark Knight Rises 2012<br />
Action | Crime | Drama<br />
<br />
<br />
<br />
کارگردان این سه گانه یعنی کریستوفر نولان می خواست که داستان قسمت سوم و آخرین قسمت آن همچنان او را هیجان زده و احساسی نگه دارد.او طی مصاحبه ای اعلام نمود: در سطح عامی می خواهم یک سوال بپرسم."مردم چند تا فیلم می توانند نام ببرند که در قسمت سومشان خوب بوده اند؟" او همیشه از این موضوع که ساخت این قسمت کار اشتباه یا اضافی باشد واهمه دارد.فیلم The Dark Knight Rises آخرین فیلم از سه گانه ی بتمن "کریستوفر نولان" است.<br />
نولان طرح کلی داستان را در دسامبر 2008 و قبل از این که خودش را درگیر ساخت فیلم Inception کند.تمام نموده است، در فوریه 2010 "دیوید اس.گویر" و "جاناتان نولان" آغاز به کار بر روی فیلمنامه نمودند،."تام هاردی" در نقش Bane هست و "آنا هیتوی" در نقش "سلینا کایل" یا همان Cat-woman هست،"جوسف گوردون-لویت" در نقش "جان بیلک" و "ماریون کاتیلارد" در نقش Miranda Tate و "جونو تمپل" در نقش یک دختر باهوش خیابانی در شهر گاتهام ایفای نقش می نماید."کریستوفر نولان" برنامه ریزی نموده بود که نوشتن داستان را تا ژانویه ی 2011 تمام کند.فیلم برداری در ماه May سال 2011 شروع شد و در ماه نوامبر تمام شد،"نولان" تصمیم گرفت که فیلم را 3بعدی نسازد اما با تمرکز کردن بر بهبودی کیفیت تصویر و scale با استفاده از فرمت "IMAX"،امیدوار است تا همراه با مرزهای فن آوری پیش برود.همچنین همچنین "نولان"ملاقات های زیادی را با نایب رییس IMAX یعنی "دیوید کیلی"برای کار کردن بر روی تدارکات طرح ریزی فیلم در سالن های دیجیتال IMAX داشته است.فیلم The Dark Knight Rises از فیلم The Dark Knight صحنه های تصویر برداری شده توسط IMAX را بیشتر دارد.فیلم بردار فیلم یعنی "والی فیستر" علاقه ی خود را برای تصویر برداری در IMAX بیان کرده است.فیلم قرار است که در بیستم جولای 2012 منتشر شود.<br />
<br />
<br />
داستان:بعد از لکه دار شدن شهرت بتمن در اتفاقاتی که در The Dark Knight افتاد و باعث شد بتمن جزئی از جنایت و جرم های دنت شود.بتمن احساس می کند که باید به همراهی با پلیس گاتهام برای مقابله با نابودی شهر بپردازد و ...(دشمن بتمن در این فیلم Bane هست)<br />
<br />
<br />
کارگردان: Christopher Nolan<br />
بازیگران: Christian Bale Joseph Gordon-Levitt به همراه Gary Oldman<br />
تاریخ اکران: 20 July 2012 در آمریکا.<br />
<br />
<br />
<br />
برخی از عکس های فیلم های "نولان"<br />
<br />
Batman Begins<br />
<br />
<br />
<br />
The Dark Knight<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
The Dark Knight Rises<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
تصویر کارگردان سه فیلم آخر بتمن "کریستوفر نولان"<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
کاراکترها<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی : Bruce Wayne بروس وین<br />
شغل اصلی : مدیر عامل شرکت<br />
قد : 6فوت و 2اینچ<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #27 در ماه May سال 1939<br />
<br />
<br />
شرح:در هنگام کودکی، پدر و مادرش در مقابل چشمانش به قتل رسیدند. بعد ازاین اتفاق بروس وین جوان مصمم شد که گاتهام را از عوامل تبه کاری که باعث مرگ پدر و مادرش شد پاک کند.او با رساندن قدرت ذهنی و بدنی اش به حد تکامل، به یادگیری هنر های رزمی و تکنیک های کارآگاهی و روان شناسی درباره ی جنایت کاری پرداخت.و بعد از این نماد خفاش را برای ترساندن دشمنانش استفاده نمود .بتمن با استفاده از اسحله ها و ماشین های مخصوص خودش که در غار زیر خانه اش(Batcave) است با جرم و جنایت مبارزه می نماید.<br />
<br />
خصوصیات<br />
<br />
[]به طور گسترده ای آموزش قدرت بدنی و ذهنی دیده است.<br />
[]داشتن تعداد زیادی وسایل،سلاح ها،وسایل نقلیه و تجهیزات پیشرفته<br />
[]مخترع،کارآگاه،داشتن هوش زیاد در حد نابغه<br />
[]داشتن مهارت در اغلب هنرهای رزمی شناخته شده<br />
[]در همه ی جنبه های جُرم شناسی آموزش دیده است.<br />
[]تسلط بر علوم فیزیکی و جسمانی<br />
[]داشتن مهارت و تخصص در زمینه ی کامپیوتر<br />
[]داشتن مهارت در مخفی کاری<br />
[]حافظه ی قوی (Photographic Memory)<br />
[]آموزش دیده در زمینه ی مخفی کاری و جاسوسی<br />
[]مهارت بالا در فرار کردن<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی :Bruce Wayne <br />
شغل :مدیر عامل شرکت،بشر دوست<br />
قد :6فوت و 2اینچ<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #27 در ماه May سال 1939<br />
<br />
شرح :در خانواده ی ثروتمند وین(wayne) به دنیا آمد.بروس وین خاطرات بچگی شاعرانه ای دارد. او حس عدالت طلبی شدیدی از طرف پدر و مادر بشردوستش به ارث برده است.بعد از کشته شدن پدر و مادرش توسط یک دزد،بروس زندگی اش را برای مبارزه با عوامل جنایت کاری که باعث مرگ آنها شد اختصاص داد.او شهر گاتهام را برای سال های زیادی ترک کرد و به سر تاسر جهان رفت تا قدرت های جسمانی و ذهنی اش را پرورش دهد. نهایتا نیز در پوشش شوالیه ی تاریکی(بتمن) به گاتهام باز میگردد.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]به طور گسترده ای آموزش قدرت بدنی و ذهنی دیده است.<br />
[]داشتن تعداد زیادی وسایل،سلاح ها،وسایل نقلیه و تجهیزات پیشرفته<br />
[]مخترع،کارآگاه،داشتن هوش زیاد در حد نابغه<br />
[]داشتن مهارت در اغلب هنرهای رزمی شناخته شده<br />
[]در همه ی جنبه های جُرم شناسی آموزش دیده است.<br />
[]تسلط بر علوم فیزیکی و جسمانی<br />
[]داشتن مهارت و تخصص در زمینه ی کامپیوتر<br />
[]داشتن مهارت در مخفی کاری<br />
[]حافظه ی قوی (Photographic Memory)<br />
[]آموزش دیده در زمینه ی مخفی کاری و جاسوسی<br />
[]مهارت بالا در فرار کردن<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی :Thomas Wayne / Martha Wayne<br />
شغل :دکتر،بشر دوست<br />
چشم :آبی/قهوه ای<br />
مو :مشکی/قهوه ای<br />
قد :6فوت و 1اینچ / 5فوت و 8اینچ<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #33 در ماه نوامبر 1939<br />
<br />
شرح :توماس وین یک جراح با استعداد و همسر مارتا وین بود.به انسان دوستی به همان اندازه ی پزشکی وفادار بود.توماس و همسرش مارتا شهرت داشتند و در شهر گاتهام مورد احترام خاصی قرار می گرفتند.مارتا وین در فطرت سخاوتمند شوهرش سهیم شد و روی تربیت فرزندشان بروس حساس بود.مارتا به خوبی در محافل اجتماعی مورد توجه قرار می گرفت و در میزبانی مراسم خیریه ای که در خانه ی بزرگشان گرفته می شد کمک می کرد.مرگ غم انگیز آن ها توسط یک دزد بیچاره به نام جو چیل در یکی از کوچه های گاتهام به شدت مردم شهر را وارد شُک کرد و باعث عدم پیشرفت شهر برای چندین سال شد.مرگ آن ها نیز پسرشان را تحت تاثیر قرار داد و علت بتمن شدن او شد.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]جراح بسیار بااستعداد و ماهر<br />
[]وارث ثروت خانواده ی وین<br />
[]بشردوست واقعی<br />
[]مادر بروس وین و همسر توماس وین<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی :Alfred Pennyworth<br />
شغل :خدمتکار<br />
قد :6فوت<br />
اولین پیدایش :Batman #16 در ماه April و May سال 1943<br />
<br />
شرح :آلفرد بعد از داشتن شغل های گوناگون،نهایتا هنگامی که پدر و مادر بروس وین مردندبه عنوان خدمتکار خانواده ی وین استخدام شد.آلفرد بروس جوان و یتیم را بزرگ کرد و بی میلانه به او در بتمن شدن کمک کرد.مهارت های آلفرد در زمینه های مختلف از جمله آشپزی و پزشکی او را تبدیل به یکی از سرسخت ترین دوستان و متحدین بتمن می کند.رفتار رسمی آلفرد هویت اصلی بتمن را می پوشاند و کسانی که به هویت اصلی بروس وین شک می کنند را منحرف می کند.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]هنرپیشه ی ماهر<br />
[]داشتن مهارت در تکنیک های پزشکی<br />
[]مهارت در سیستم های مکانیکی و کامپیوتری<br />
[]داشتن علوم خانه داری<br />
[]دارای رفتار خونسردانه<br />
[]برعکس بتمن،آلفرد معتقد به استفاده ی سلاح گرم فقط در مواقع بحرانی است.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی : Timothy Drake<br />
اولین پیدایش : Detective Comics #38 در آوریل 1940<br />
<br />
<br />
افراد مختلفی با مشخصات متفاوت ولی همگی کم سن وسال با نام مستعار رابین در کمیک ها ظاهر شدند که از جمله آنها می توان به رابین اول(دیک گریسون)-رابین دوم (جیسون تاد)-رابین سوم(تیم دریک) و رابین چهارم (استفان براون) اشاره نمود.<br />
<br />
1.رابین اول توسط باب کین و بیل فینگر وارد دنیای کمیک بتمن شد.در اولین داستانی که رابین حضور داشت دیک گریسون نامیده شد در حالی که نام اصلی این شخصیت ریچارد جان گریسون می باشد.شخصیت کم سن و سال رابین بیشتر بخاطر جذب افراد کم سن تر به کمیک های بتمن اضافه شد و تاثیرش بر فروش کمیک بتمن آنقدر فوق العاده بود که فروش کمیک ها دو برابر شد. حدود 40 سال رابین های مختلف جزئی از کمیک های بتمن بودند .رابین اول در این کمیک ها به سوپرقهرمان دیگری در کمیک های بتمن با نام Nightwing. تبدیل شد.<br />
<br />
2. Red Robin : رابین دوم(جیسون تاد)<br />
<br />
بعد از کنار گذاشته شدن رابین از کمیک شخصیت مشابهی با نام جیسون تاد(red Robin (ایجاد شد.این کاراکتر جدید که به رابین 2 معروف است پس از کشته شدن والدینش توسط بروس وین بزرگ شد.او بعد از مرگ به ظاهر واقعی بتمن تصمیم گرفت که به دنبال بتمن بگردد و او را پیدا کند.در انتها هم جیسون توسط جوکر در داستان A Death in the Family کشته شد و در یک حادثه عجیب در چند کمیک بعد دوباره زنده شد و از این به بعد لقبRed hood را برگزید.<br />
3. رابین سوم(تیم دریک) :بعد از مرگ ناگهانی رابین دوم،بتمن به شخصیتی تیره تر و خشمگین تر از گذشته تبدیل شد.تیم برای کمک به بتمن و برای اینکه دوباره احساسات بتمن فروکش نماید از رابین اول که اکنون با نام Nightwing شناخته می شد درخواست کمک نمود تا دوباره به عنوان رابین به بتمن کمک نماید.بعد از مخالفت پیاپی رابین اول تیم تصمیم گرفت که خودش در لباس رابین به بتمن کمک نماید و برای همین به سراغ آلفرد رفت و با لباس رابین به مبارزه پرداخت.هنگامی که تیم در حال تمرینات لازم برای تبدیل شدن به یک رابین واقعی بود پدر و مادرش به طور مشکوکی ربوده شدند.تیم از این موضوع رد شد ولی بتمن برای کمک به پدر و مادر تیم شتافت.اما دیگر خیلی دیر شده بود.پدر و مادر تیم مسموم شده بودند و بعد از مرگ مادرش پدرش هم به کما رفته بود.بعد از این اتفاقات و مبارزه رابین در یک ماموریت بتمن لباس جدیدی برای این شخصیت در نظر گرفت و این شخصیت به طور رسمی به عنوان رابین 3وم معرفی شد.<br />
4.<br />
<br />
توانایی مشترک بین رابین ها:تمامی اشخاصی که با نام رابین شناخته می شدند بعد از آموزش هر کدام توانایی های رزمی مثل تکواندو،جودو،بوکس،کیک بوکس و کاراته را دارا بودند.همه ی آنها کمانند بتمن به کارآگاهی حرفه ای بودند و تیم دریک در بین آنها از بهترین کارآگاهان بود طوری که او رازهای بسیاری از شخصیت های کمیک را فاش می نماید.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی :James W. Gordon<br />
شغل :پلیس<br />
قد :6فوت<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #27 در ماه May سال 1939<br />
<br />
<br />
شرح :کمیسر جیمز گوردون، زندگی اش را فدای از بین بردن فساد در سازمان پلیس های شهر گاتهام کرده است.گوردون به همان اندازه ای که روی هدفش مصمم می باشد بر روی جرم و جنیات و امن نگه داشتن همه ی ساکنان شهر گاتهام نیز سخت گیر است.گوردون موفق به ایجاد اتحاد و پیوندی بین مردم شهر با بهترین مبارز علیه جرم شده است.مبارزی که همه او را به عنوان بتمن می شناسند.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]افسر پلیس باتجربه<br />
[] آموزش دیده در زمینه ی تخصص جُرم شناسی<br />
[]مهارت در تکنیک های مبارزه ی تن به تن<br />
[]تیرانداز ماهر<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی :Barbara Gordon <br />
شغل :کارگزار اطلاعات<br />
قد :5فوت و 11اینچ<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #359 در ژانویه ی 1967<br />
<br />
<br />
شرح :باربارا گوردون دختر پلیس عالی رتبه جیمز گوردون است که توسط پدرش -که شدیدا از او محافظت می کند- از ملحق شدن به GCPD (Gotham City Police Department)a منع شد.ولی در عوض او برای خود هویت Batgirl را ایجاد نمود و همراه بتمن برای سال ها با جرم و جنایت مبارزه نمود.تمام این مبارزات با شلیک جوکر به کمر باربارا پایان یافت.بعد از این اتفاق باربارا از کمر به پایین فلج و مجبور به نشستن روی صندلی چرخدار شد.برای همین از آن به بعد برای خودش هویت یا اسم Oracle را انتخاب نمود و با تخصص کامپیوتری اش برای تهیه ی اطلاعات لازم به بتمن در مبارزه با جُرم کمک می نماید.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]داشتن حافظه ی قوی به طوری که تقریبا می تواند هرچه که دیده و خوانده است را به یاد بیاورد.<br />
[]کار کردن در برج ساعت شهر گاتهام که پر از اطلاعات است.<br />
[]دارای مهارت بسیار بالا در کامپیوتر و هک کردن<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام واقعی : ناشناخته<br />
شغل : جنایت کار حرفه ای <br />
قد : 6پا<br />
اولین پیدایش : Batman#1 در بهار سال 1940<br />
<br />
شرح :یک مجنون آدمکش و تبه کار بسیار بزرگ،بدن سفید جوکر،موهای سبز،و لب های قرمز خونی فطرت پرهرج و مرجش را زیر ظاهر کارتونی اش پنهان می کند.دلقکِ خود آراسته و فرزند جنایت،بدون داشتن هیچ ابرقدرتی،دارای توانایی خشونت باورنکردنی و مهارت به وجود آوردن ضرب و شتم کشنده است.او غالبا نقشه های ماهرانه ای را ابداع می کند تا دشمن بزرگش بتمن را به دام بیندازد.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات:<br />
<br />
[]وابستگی دیوانه وار به آدم کشی،با وجود نداشتن شناخت روانی دقیق.<br />
[]یک مبارز فوف العاده قویِ تن به تن<br />
[]گذشته ی او ناشناخته است،گزارشات تایید نشده نقل می کنند که او یک کمدین شکست خورده،دزد ناچیز و یک مرد با خانواده ی از دست رفته بوده است.<br />
[]از سلاح های مختلف کشنده استفاده می کند که اغلب بر پایه ی وسایل بانمک هستند.<br />
[]اغلب از یک زهر استفاده می کند که صورت قربانی را به شکل لبخند جوکر در می آورد و باعث مرگشان می شود.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی : سلینا کایل Selina Kyle<br />
شغل : دزد حرفه ای<br />
قد : 5فوت و 7اینچ<br />
<br />
شرح : سلینا کایل که پدر و مادرش را از دست داده است،زندگی اش را با دزدی کردن در گاتهام می گذراند.اما می خواست که دزدی هایش را به یک روش خاصی انجام دهد.او هنرهای رزمی را آموخته و توانایی خود را در دزدی کردن به سبک گربه ای به دست آورده است.جنایت هایش اغلب با خصوصیت انسان دوستانه اش ترکیب شده و گاهی تبدیل به تبه کار و گاهی تبدیل به قهرمان می شود.او اغلب از دستگیر شدن توسط شوالیه ی تاریکی (بتمن) دوری می کند و رابطه ی پیچیده ای با بتمن دارد که گاهی به رفتار رمانتیک تبدیل می شود.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
<br />
[]در ژیمناستیک آموزش دیده است.<br />
[]مبارزی ماهر است.<br />
[]در استفاده از شلاق مخصوصش و ناخن های گربه ایش مهارت بالایی دارد.<br />
[]توانایی مخفیکاری حیرت برانگیز<br />
[]وسواس به دزدین وسایل معروف و اشیائی که از آن ها به خوبی محافظت می شود.(با داشتن مهارت بالا)<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام واقعی : اسوالد چسترفیلد کابلپات (Oswald Chesterfield Cobblepot)<br />
شغل : صاحب رستوران،قاچاقچی<br />
قد : 5پا و 2اینچ<br />
اولین پیدایش : Batman Comics #58 دسامبر سال 1941 <br />
<br />
شرح :پنگوئن،یکی از دشمنان قدیمی بتمن، جنایتکاری باهوش و عجیب ست که بخاطر عشق زیاد به پرنده شناسی،چتر های جادویی اش و معاملات مشکوکش معروف است.سالن کوه یخ معروف شهر گاتهام برای میدان جنگ پنگوئن و تعدادی از فعالیت های مالی غیرقانونی....به کار میرود.با وجود قد کوتاهش،یک دشمن مکار هست که از چتر هایش برای پنهان کردن سلاح ها و وسایلش استفاده می کند.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]جنایت کار و مهارت مالی<br />
[]مهارت در مبارزه ی تن به تن<br />
[]به خاطر ظاهر خنده دارش همیشه می خواهد که خودش را به مردم ثابت کند.<br />
[]از سلاح های مختلفی استفاده می کند که بیشتر آن ها برپایه ی چترها و پرندگان هستند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام واقعی : هاروی دنت (Harvey Dent)<br />
شغل : جنایت کار حرفه ای <br />
قد : 6پا<br />
اولین پیدایش : Detective Comics #66 در آگوست 1942<br />
<br />
شرح : هاروی دنت،بازپرس بخش قضایی یکی از بزرگترین متحدان بتمن در شهر گاتهام بود ولی زمانی که یک جنایت کار به صورت او اسید پاشید و به طور فجیع او را زخمی نمود،روح و روان او خراب شد و با تغییر شخصیتش تبدیل به یک جنایت کار بزرگ، غرق در دوگانگی شد.او سکه ای دارد که دو طرفش یکسان است و قبلا با شیر و خط کردن برای انتخاب شانس خود استفاده می کرد،اما بعد از این اتفاقات از این سکه برای تصمیم گیری سرنوشت قربانی هایش استفاده می کند.با وجود تلاش های بتمن که می خواهد او را مانند گذشته به یکی از متحدین خودش تبدیل نماید،دنت با اخلاقی که بر پایه ی شانس دارد ترکیب شده است،و جنایت هایش این گونه طراحی می شوند .این کار فلسفه ی دوگانگی اش را پرجلوه سازد.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]به طور ترسناکی نصف سمت چپ صورتش زخم شده،که خودش با پوشیدن لباسی که نصف آن با نصف دیگر آن فرق دارد بر این موضوع را تشدید می کند.<br />
[]به شدت برای استفاده از سلاح های انتخابش(انتخاب شانس) مهارت پیدا کرده است<br />
[]دارای بیماری روانی به خاطر عقده ی روحی او به دوگانگی که جرم هایش را بر اساس عدد دو انجام می دهد.<br />
[]همیشه از سکه ی نیمه آسیب دیده اش برای انتخاب مرگ یا زندگی قربانی هایش استفاده می کند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام واقعی : دکتر Harleen Quinzel<br />
شغل : جنایت کار حرفه ای<br />
قد : 5فوت و 7اینچ<br />
اولین پیدایش :Batman: Harley Quinn #1 در اکتبر 1999<br />
<br />
شرح : دکتر Harleen Quinzel روانشناس تیمارستان آرکام برای درمان جوکر انتخاب شد.اما در عوض توسط جوکر وسوسه شد و باور می کرد که عاشق جوکر شده است.او به جوکر کمک کرد تا از زندانش فرار کند و خودش هم شروع به داشتن هویت جنایتکاری جدیدش با اسم هارلی کویین کرد.کویین یک جنایت کار خشن و غیر قابل پیشبینی است.که تنها انگیزه اش (به غیر از ضرب و شتم) این است که جوکر او را تحسین کند.به خاطر این فطرت بی رحم و چالاکش،گاهی اوقات او را تبدیل به یکی دیگر از قربانی های جوکر می کند،اگرچه خطرناک است.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
<br />
[]قدرت و استقامت تعجب آور<br />
[]دارای مهارت های ژیمناستیکی بسیار بالا<br />
[]کاملا زندگی عادی انسانی را فراموش نموده است.<br />
[]مانند جوکر وابستگی دیوانه واری به آدم کشی دارد.<br />
<br />
<br />
<br />
بازی<br />
<br />
نام اصلی : پروفسور Hugo Strange<br />
شغل : روانپزشک<br />
قد : 5فوت و 10اینچ<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #36 در فوریه ی 1940<br />
<br />
شرح : اولین بار به عنوان یک روانپزشک به خاطر تظاهرش به این که بتمن را از دور کاملا شناسایی و آنالایز کرده است،دارای شهرت شد.او با لذت بردن از شهرتش به خاطر ادعاهایی که کرده بود،نتیجه گرفت که هویت اصلی بتمن،بروس وین است.اما علاقه اش به درک بتمن،به یک وسواس دیوانه کننده تبدیل شد و او از تخصص پزشکی اش استفاده کرد تا مجموعه ای از طرح ها درباره ی ژنتیک و کنترل ذهن ایجاد کند تا اینکه بتمن را شکست دهد و به احتمال زیاد جای او را بگیرد.وضعیت روانی ضعیف و شکننده اش باعث شد که فقط هویت اصلی بتمن را بداند،که همین مسئله هم درگیری ذهنی بروس وین (بتمن) شد که شاید ناگهان هوگو استرینج همه چیز را درباره ی بتمن بفهمد و بزرگترین راز او آشکار شود....<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
<br />
[]آموزش دیده به وضعیت جسمانی بی نقص<br />
[]تحلیل گر روانی زیرک<br />
[]دانش وسیع از ژنتیک<br />
[]به بتمن و راز هویت بتمن وسواس پیدا کرده است.<br />
[]مبتلا به اسکیزوفرنی که او را گیج و خطرناک می کند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی : Eddie Nashton (aka Edward Nigma).a<br />
شغل : جنایت کار حرفه ای<br />
قد : 6فوت و 1اینچ<br />
اولین پیدایش :Detective Comics #140 در اکتبر 1948<br />
<br />
شرح : همیشه نیازمند توجه دیگران است.اِدوارد نیگما به عنوان یکی از عجیب و غریب ترین جنایت کار های شهر گاتهام شناخته می شود.او در جنایت هایش از مجموعه معماهای بسیار دقیق را که طرح نموده است،استفاده می کند.بتمن به عنوان یک رقیب می تواند همه ی معماهای او را حل کند و شکستش دهد و نیگما(Riddler) همیشه در حال ساخت معمایی است که بتمن نتواند حل کند.<br />
<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
<br />
[]دارای هوش و استعداد بسیار بالا<br />
[]بر خلاف قانون،هوشش را با استفاده از جا گذاشتن راهنما برای جنایت های طراحی شده اش تست می کند.<br />
[]نیاز بسیار زیاد به جلب توجه<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی : ناشناخته<br />
شغل : جنایت کار حرفه ای<br />
قد : 5فوت و 10اینچ(هنگام متصل شدن به ونوم 6فوت و 8اینچ می شود)<br />
اولین پیدایش :Batman: Vengeance of Bane #1 در ژانویه ی 1993<br />
<br />
شرح :از ابتدای تولدش برای تاوان حکم پدر مرده اش زندانی شد.Bane پیرامون زندان ترسناک سانتاپریسکا بزرگ شد و تنها دوستش در تنهاییش یک خرس عروسکی بود که اسمش را osito گذاشته بود.با خواندن کتاب های قاچاقی دنبال آرامش و مدیتیشن بود.او به قدرت های بزرگ در تمرکز رسید.وقتی که برای آزمایشات نظامی استروئید که به آن ونوم(venom) می گفتند،انتخاب شد.اراده ی آهنین او کمک کرد تا از آن آزمایش جان سالم به در برد در حالی که بقیه ی عوامل آزمایش مرده بودند و در اثر این اتفاق او توانست فرار کند.برای این که ارزشش را ثابت کند به دنبال بتمن رفت و ستون فقراتش را شکست.اما بتمن بهبودی یافت و توانست لوله ی تامین کننده ی ماده ی ونوم که Bane را به یک فوق بشر تبدیل می کرد را قطع کند و Bane را شکست دهد.<br />
<br />
<br />
خصوصیات<br />
[]استاد رزمارا<br />
[]دارای قدرت تمرکز شدید<br />
[]به طور غیرطبیعی واکنش زیادی به ونوم نشان می دهد که دارای قدرت و توانایی بدنی بسیار بالا و باورنکردنی می دهد.<br />
[]همیشه به طور قطعی می خواهد بتمن و هرکس را که سرراهش قرار می گیرد،شکست دهد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
نام اصلی : دکتر Victor Fries<br />
شغل : تبه کار حرفه ای<br />
قد : 6فوت<br />
اولین پیدایش :Batman #121 در فوریه ی 1959<br />
<br />
شرح : ویکتور فریز یک داشنمند سرماشناسی با استعداد بود که همسرش "نورا" مبتلا به یک مریضی فاسد کننده ی وخیم شد.ویکتور همسرش را در یک خمود قرار داد که به طور وسواسانه ای دنبال راه حلی برای درمان او بود اما شرکتی که هزینه ی تحقیقات ویکتور و زندگی "نورا" را می داد،ناگهان از کمک دست برداشت و باعث اتفاق یک حادثه ای شد که بدن ویکتور را به سرد خونیی تغییر داد که باید زیر دمای]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[۱۰ روش برای افزایش طول عمر کنسول بازی خود]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=386</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:52:42 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=386</guid>
			<description><![CDATA[با توجه به اینکه این روزها،بازی های زیادی روانه بازار شده و گیمرهای عزیز و سخت کوش مجبورند بصورت فشرده و طولانی مدت بازی کنند،تصمیم گرفتم ۱۰ روش را برای افزایش طول عمر کنسولتان به شما توصیه کنم.<br />
<br />
<br />
<br />
[]۱- کنسول خود را در جای مناسب با تهویه مناسب قرار دهید (از قرار دادن کنسول در جاهای گرم و بدون چرخش هوا جدا خوداری کنید)<br />
[]۲- هرگز کنسول خود را بر روی قالی یا سطوح پشمی و پرز دار قرار ندهید. ( به علت به هوا برخاستن ذرات و پرزهای موجود بر روی سطوح و مسدود کردن خروجی ها و مبدل های حرارتی کنسول ها، که خود باعث ایجاد Heat Trap در داخل کنسول میشود، و عمل تهویه و چرخش هوا به خوبی انجام نمیگیرد. اگر امکان این عمل نیست، بهتر است کنسول را بوسیله چند پایه یا جسمی با کمی ارتفاع نسبت به سطح قرار دهید و همچنین از قرار دادن کنسول، بدون فاصله نسبت به دیورا و اجسام خودداری کنید.)<br />
[]۳- اگر بصورت مستقیم و با استفاده از خود دیسک های نوری بازی میکنید، بهتر است کنسول خود را در حالت افقی قرار دهید، در غیر اینصورت بهتر است معمولا کنسول در حالت عمودی قرار گیرد، چون عمل تهویه بهتر انجام میگیرد)<br />
[]۴- سعی کنید بازی هایی، که بصورت طولانی مدت و مرتبا انجام میدهید را، بر روی هارد کنسول خود نصب کنید (زیرا هم به درایو دستگاه صدمه کمتری میرسد و هم درایو دستگاه به حالت ایستا در می آید و گرمای کمتری تولید میشود و همچنین طول عمر لنز درایو دستگاه، به طور چشمگیری افزایش میابد. همچنین بارگذاری ها و load شدن جزئیات کمی سریع تر و بهتر صورت میگیرد)<br />
[]۵- اگر بصورت کپی بازی میکنید، بازی های خود را از مراکز معتبر و با کیفیت مرغوب تهیه کنید. (بخاطر اینکه برخی از تولید کنندهای باز یهای کپی از دیسک های نا مرغوب با سرعت رایت نا مناسب استفاده میکنند)<br />
[]۶- هرگز دیسک هایی که دارای ترک، خش های عمیق، یا اعوجاج سطح هستند را، در درایو دستگاه قرار ندهید. (چون باعث آسیب دیدن لنز و در برخی موارد شکستن دیسک در داخل محفظه درایو میشود و شما را با مشکلات عدیده ای مواجه میسازند. همچنین اگر دیسکی را در داخل درایو دستگاه قرار دادید و دستگاه به شما ارور کثیف بودن را اعلام کرد، بهترین راه پاک کردن سطح دیسک با استفاده از یک پارچه ابریشمی نرم و لطیف است)<br />
[]۷- اگر قصد دارید طولانی مدت و بدون وقفه بازی کنید، بهتر است مدت زمان بازی کردن خودتان را به دو الی سه بخش مجزا تقسیم کنید و میان هر قسمت، ابتدا کنسول خود را به مدت یک ساعت خاموش کنید و سپس به دستان و چشمان خود استراحت دهید. (چون خاموش و روشن کردن مکرر کنسول باعث آسیب دیدن قطعات الکترونیکی آن و همچنین آسیب رسیدن به اتصالات آن ها میشود و از طرفی هنگام بازی کردن افراد فراموش میکنند به میزان کافی پلک بزنند و سطح چشم افراد، خشک میشود و احتمال ملتحب شدن آن به شدت افزایش پیدا میکند، بهترین راه حل شستشوی چشمان با آب سرد است)<br />
[]۸- از باطری های قابل شارژ غیر استاندارد با سطح ولتاژ نا مناسب هرگز استفاده نکنید. باطری های استاندارد و اورجینال با سطح ولتاژ و جریان ماسب، برای این کار توصیه میشود. (زیرا برخی از المان ها و قطعات الکترونیکی درون کنترلر دستگاه، دارای تحمل جریان و ولتاژ خاص و محدودی هستند و بر اثر گذشتن مقادیر بیش از حد، دچار اختلال و بعضا سوختگی میشوند. دوستان توجه کنند که باطری های شارژی دارای سطح ولتاژ کمتر ولی جریان بیشتری نسبت به باطری ها معمولی هستند)<br />
[]۹- منبع تغذیه کنسول خود را، در جای خنک و بدون پرز قرار دهید و همیشه از محکم بودن اتصالات و پورت های دستگاه، اطمینان حاصل کنید.<br />
[]۱۰- در مواقعی که شبکه برق دچار مشکل نوسان یا اضافه ولتاژ یا کاهش ولتاژ بیش از حد هست، از ادامه بازی کردن خود منصرف شوید و دستگاه را خاموش کنید. (زیرا منبع تغذیه دستگاه دارای یک مدار ثبات گر (استابلایزر) هست که محدوده خاصی از نوسانات را، بطور خودکار پاسخ میدهد و دستگاه شما را محافظت میکند، اما اگر تغییرات و نوسانات ناگهانی و شدید باشند، در برخی موارد فرمان قطع ولتاژ از طریق رله های مربوطه ارسال نمگیرد و دستگاه در حالت غیر ایمن، به فعالیت خود ادامه میدهد و این مساله میتواند باعث بروز مشکلات جدی شود)<br />
<br />
دوستان عزیز توجه کنند که اگر به هر دلیلی، مشکلی برای کنسول شما پیش آمد، ضمن حفظ خونسردی و آرامش خود، دستگاه را خاموش کرده و به مدت یک ساعت هرگز آن را روشن و خاموش نکنید، زیرا در برخی موارد ایرادات جزئی و قابل تعمیر هستند و با تکرار عمل خاموش-روشن دچار ایرادات دائمی و جدی میشوند که بعضا قابل تعمیر نیست. (همچنین همه موارد بالا برای کامپیوترهای قابل حمل هم،صادق است)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[با توجه به اینکه این روزها،بازی های زیادی روانه بازار شده و گیمرهای عزیز و سخت کوش مجبورند بصورت فشرده و طولانی مدت بازی کنند،تصمیم گرفتم ۱۰ روش را برای افزایش طول عمر کنسولتان به شما توصیه کنم.<br />
<br />
<br />
<br />
[]۱- کنسول خود را در جای مناسب با تهویه مناسب قرار دهید (از قرار دادن کنسول در جاهای گرم و بدون چرخش هوا جدا خوداری کنید)<br />
[]۲- هرگز کنسول خود را بر روی قالی یا سطوح پشمی و پرز دار قرار ندهید. ( به علت به هوا برخاستن ذرات و پرزهای موجود بر روی سطوح و مسدود کردن خروجی ها و مبدل های حرارتی کنسول ها، که خود باعث ایجاد Heat Trap در داخل کنسول میشود، و عمل تهویه و چرخش هوا به خوبی انجام نمیگیرد. اگر امکان این عمل نیست، بهتر است کنسول را بوسیله چند پایه یا جسمی با کمی ارتفاع نسبت به سطح قرار دهید و همچنین از قرار دادن کنسول، بدون فاصله نسبت به دیورا و اجسام خودداری کنید.)<br />
[]۳- اگر بصورت مستقیم و با استفاده از خود دیسک های نوری بازی میکنید، بهتر است کنسول خود را در حالت افقی قرار دهید، در غیر اینصورت بهتر است معمولا کنسول در حالت عمودی قرار گیرد، چون عمل تهویه بهتر انجام میگیرد)<br />
[]۴- سعی کنید بازی هایی، که بصورت طولانی مدت و مرتبا انجام میدهید را، بر روی هارد کنسول خود نصب کنید (زیرا هم به درایو دستگاه صدمه کمتری میرسد و هم درایو دستگاه به حالت ایستا در می آید و گرمای کمتری تولید میشود و همچنین طول عمر لنز درایو دستگاه، به طور چشمگیری افزایش میابد. همچنین بارگذاری ها و load شدن جزئیات کمی سریع تر و بهتر صورت میگیرد)<br />
[]۵- اگر بصورت کپی بازی میکنید، بازی های خود را از مراکز معتبر و با کیفیت مرغوب تهیه کنید. (بخاطر اینکه برخی از تولید کنندهای باز یهای کپی از دیسک های نا مرغوب با سرعت رایت نا مناسب استفاده میکنند)<br />
[]۶- هرگز دیسک هایی که دارای ترک، خش های عمیق، یا اعوجاج سطح هستند را، در درایو دستگاه قرار ندهید. (چون باعث آسیب دیدن لنز و در برخی موارد شکستن دیسک در داخل محفظه درایو میشود و شما را با مشکلات عدیده ای مواجه میسازند. همچنین اگر دیسکی را در داخل درایو دستگاه قرار دادید و دستگاه به شما ارور کثیف بودن را اعلام کرد، بهترین راه پاک کردن سطح دیسک با استفاده از یک پارچه ابریشمی نرم و لطیف است)<br />
[]۷- اگر قصد دارید طولانی مدت و بدون وقفه بازی کنید، بهتر است مدت زمان بازی کردن خودتان را به دو الی سه بخش مجزا تقسیم کنید و میان هر قسمت، ابتدا کنسول خود را به مدت یک ساعت خاموش کنید و سپس به دستان و چشمان خود استراحت دهید. (چون خاموش و روشن کردن مکرر کنسول باعث آسیب دیدن قطعات الکترونیکی آن و همچنین آسیب رسیدن به اتصالات آن ها میشود و از طرفی هنگام بازی کردن افراد فراموش میکنند به میزان کافی پلک بزنند و سطح چشم افراد، خشک میشود و احتمال ملتحب شدن آن به شدت افزایش پیدا میکند، بهترین راه حل شستشوی چشمان با آب سرد است)<br />
[]۸- از باطری های قابل شارژ غیر استاندارد با سطح ولتاژ نا مناسب هرگز استفاده نکنید. باطری های استاندارد و اورجینال با سطح ولتاژ و جریان ماسب، برای این کار توصیه میشود. (زیرا برخی از المان ها و قطعات الکترونیکی درون کنترلر دستگاه، دارای تحمل جریان و ولتاژ خاص و محدودی هستند و بر اثر گذشتن مقادیر بیش از حد، دچار اختلال و بعضا سوختگی میشوند. دوستان توجه کنند که باطری های شارژی دارای سطح ولتاژ کمتر ولی جریان بیشتری نسبت به باطری ها معمولی هستند)<br />
[]۹- منبع تغذیه کنسول خود را، در جای خنک و بدون پرز قرار دهید و همیشه از محکم بودن اتصالات و پورت های دستگاه، اطمینان حاصل کنید.<br />
[]۱۰- در مواقعی که شبکه برق دچار مشکل نوسان یا اضافه ولتاژ یا کاهش ولتاژ بیش از حد هست، از ادامه بازی کردن خود منصرف شوید و دستگاه را خاموش کنید. (زیرا منبع تغذیه دستگاه دارای یک مدار ثبات گر (استابلایزر) هست که محدوده خاصی از نوسانات را، بطور خودکار پاسخ میدهد و دستگاه شما را محافظت میکند، اما اگر تغییرات و نوسانات ناگهانی و شدید باشند، در برخی موارد فرمان قطع ولتاژ از طریق رله های مربوطه ارسال نمگیرد و دستگاه در حالت غیر ایمن، به فعالیت خود ادامه میدهد و این مساله میتواند باعث بروز مشکلات جدی شود)<br />
<br />
دوستان عزیز توجه کنند که اگر به هر دلیلی، مشکلی برای کنسول شما پیش آمد، ضمن حفظ خونسردی و آرامش خود، دستگاه را خاموش کرده و به مدت یک ساعت هرگز آن را روشن و خاموش نکنید، زیرا در برخی موارد ایرادات جزئی و قابل تعمیر هستند و با تکرار عمل خاموش-روشن دچار ایرادات دائمی و جدی میشوند که بعضا قابل تعمیر نیست. (همچنین همه موارد بالا برای کامپیوترهای قابل حمل هم،صادق است)]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نقد و بررسی بازی میرمهنا]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=385</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:51:15 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=385</guid>
			<description><![CDATA[در ابتدا صنعت گیم در ایران بیشتر جنبه تفریح داشت و بسیاری سعی کردند تا با طراحی گیم آرزوهای خود را برآورده کنند. اما این موضوع با ورود دستگاه های *****ی و حمایت آنها تغییر کرد. ابتدا راهنمایی و رانندگی دست به این حمایت زد. اما این صنعت نیازمند پشتیبانی حرفه ای تر بود. از این رو بنیاد ملی بازی های رایانه ای تشکیل شد و اصلی ترین وظیفه آن ساماندهی وضعیت بازی سازی در ایران بود. با افتتاح این بنیاد تبلیغات بیشتر شد و عناوین بیشتر به چشم آمدند. حضور بازی های ایرانی در نمایشگاه ها پر رنگ شد، مردم و خصوصاً گیمرها این بازی ها را بهتر شناختند. عناوینی چون گرشاسپ نیز حاصل همین حمایت و تبلیغات است. یکی از عناوینی که ابتدا کاملاً بی سر و صدا بود ولی چندی بعد نام خود را مطرح کرد میرمهنا بود. استودیو اسپریس پویا نما با همکاری بنیاد ملی بازی های رایانه ای دست به خلق این عنوان زد. نام میرمهنا برای بسیاری ناشناخته بود و می توان یکی از فواید این بازی را شناساندن این شخصیت مبارز دانست. اما همه چیز معرفی تاریخ نیست و یک گیم نیازمند المان های گوناگونی است. بنیاد ملی بازی های رایانه ای تبلیغات گسترده خود را آغاز کرد و همه جا صحبت از این بود که میرمهنا به بهترین بازی ایرانی تبدیل می شود و موفقیت های زیادی کسب می کند. بنیاد برای تبلیغ این بازی عناوین تحت حمایت پیشین خود را قربانی کرد و میرمهنا را نخستین بازی ملی نامید. اما آیا این شعارها و تبلیغات به حقیقت بدل شده اند؟<br />
<br />
<br />
<br />
قهرمانانی مظلوم!<br />
<br />
از آنجا که نام میرمهنا به اندازه افرادی چون میرزا کوچک خان، کلنل پسیان، شیخ محمد خیابانی و ... مطرح نیست و در رسانه ها نامی آنچنانی از او آورده نشده، سازندگان به یک کتاب اکتفا کرده اند و منبع اصلی آنها برای نگارش داستان بازی کتاب "بر جادههای آبی سرخ" بوده است. داستان مبارزات میرمهنا از این قرار است که در دوران حکومت کریم خان زند و در قرن هفدهم میلادی، اشغالگران پرتغالی و بریتانیایی که همراه یکدیگر کمپانی هند شرقی را تشکیل داده اند به مناطق جنوبی ایران هجوم می آورند و دست به کشت و کشتار و غارت می زنند. میرمهنا فردی عادی و ساده نیست. او خود پسر والی جزایر جنوبی ایران است و به همین دلیل می تواند افرادی را برای خود جمع آوری کرده و مشغول مبارزه شود. مهمترین همراه او در این جنگ برادرش میر فضل الله است. میرمهنا به همراه افرادش قصد دارند تا قلعه موسلستاین که مقر اصلی پرتغالی ها و ساخته دست خودشان است را از دشمن خالی کنند و دشمن را مجبور به عقب نشینی نمایند. البته با اینکه نام بازی میرمهناست و شخصیت کلیدی بازی هم خود اوست، در بازی کنترل جوانی به نام شبیر را در دست می گیرید. شبیر در ابتدا هیچ ارتباطی با قیام میرمهنا ندارد و هدفش نجات خواهرش حنانه است. اما هدفی مشترک او و میرمهنا را در کنار یکدیگر قرار می دهد. این هدف مبارزه با دشمن بیگانه است.<br />
<br />
با اینکه داستان بازی آنچنان هم پیچیده نیست ولی مناسب است. اما یک داستان که روی کاغذ مناسب باشد نمی تواند باعث موفقیت بازی شود. مهمترین بخش داستان یک بازی که این سالها جلوه بیشتری پیدا کرده و حتی از خود داستان هم مهمتر است، نوع روایت آن است. همه ما شروع های ناگهانی را دوست داریم، آغازی که باید در طول داستان آن را کاملاً درک کنیم. اما متاسفانه سازندگان شروع ناگهانی را با شروع بی معنی اشتباه گرفته اند. بازی کاملاً گنگ و بی معنی آغاز می شود. شبیر در حاشیه خلیج فارس ایستاده و یک قطب نما و یک نقشه در دست اوست. مشخص نیست که دقیقاً چه اتفاقی افتاده و تنها دانسته ما متن کوتاهیست که در بخش بارگذاری مرحله می بینیم. شاید بتوان از این شروع نامفهوم چشم پوشی کرد. ولی این نقص بزرگ نا پایان بازی ادامه می یابد و مراحل تا انتها گنگ آغاز می شوند و گنگ هم پایان می یابند.<br />
<br />
البته کوتاهی بیش از حد مراحل نیز جزء ایرادات بازی است که به هرچه نامفهوم تر شدن داستان کمک می کند. بازی در مجموع هفت مرحله دارد که در خوشبینانه ترین حالت، تمامی آن ها طی 2 ساعت پایان می پذیرد. پایان بازی نیز کاملاً بی معنی است و یک ویدئو که بیشتر شبیه به تریلرهای پیش از عرضه می باشد و چند جمله از راوی همه چیز را پایان می دهد.<br />
<br />
<br />
<br />
شخصیت پردازی افراد هم بسیار بد صورت گرفته. مثلاً سازندگان بازی شبیر را همچون شخصیت های اصلی سری CoD بی صدا و بدون دیالوگ در نظر گرفته اند. اما سوال اینجاست آیا روایت داستان در حد این سری است که می خواهیم برخی ویژگی های آن را استفاده کنیم؟ مطمئناً جواب منفی است. این ایراد در مورد بقیه شخصیت ها نیز وجود دارد. میرمهنا هم که شخصیت کلیدی بازی است تنها دیالوگ های کوتاهی بیان می کند و دیگر او را نمی بینیم. برخی موارد داستان هم بیش از حد اتفاقی اند؛ مثلاً شما بارها در چنگال پرتغالی ها اسیر می شوید و همیشه یک نفر آخرین ثانیه برای کمک به شما در می رسد. بدترین بخش داستانی بازی جدا از ایرادات گرفته شده پایان آن است. شبیر در حاشیه دریا به وسیله توپ قایق های پرتغالی را نابود می کند و ناگهان ویدئویی پخش می شود که به شما می فهماند بازی تمام شده است!<br />
<br />
در کل می توان داستان میرمهنا را با جمله ای کوتاه توصیف کرد : "داستانی نسبتاً خوب ولی روایتی بسیار ضعیف."<br />
<br />
نجات جزیره به سبک اول شخص<br />
<br />
عناوین سبک اول شخص زیادی عرضه شده اند و از آنجا که این سبک مخاطب زیادی دارد. میرمهنا نیز در این سبک ساخته شده است. بخش تیر اندازی بازی را نمی توان ضعیف نامید و بیشتر می توان با عبارت ساده آن را توصیف کرد. مهم نیست که تیر شما به کجا برخود کند، برخورد تیر به پا و یا سر تاثیری یکسان دارد. البته مکانیزم تاثیر فاصله در قدرت گلوله در بازی موجود است ولی به حدی ضعیف است که گاهی به راحتی می توان وجود آن را انکار کرد. <br />
<br />
به کل دو نوع اسلحه گرم نیز در بازی موجودند. یکی اسلحه کمری و دیگری اسلحه شکاری. البته از آنجا که مهمات هردو اسلحه مشترک است. بسیار کم پیش می آید که از اسلحه کمری استفاده کنید. چون قدرت آسیب رسانی و برد آن کم تر است و تنها نتیجه استفاده از آن هدر رفتن مهمات است. البته از آنجا که اسلحه های قدیمی زمان بارگذاری مهمات طولانی داشتند، در برخی موارد بهتر است به جای صرف وقت برای آماده سازی اسلحه شکاری، از رایفل کمری استفاده کنید. بحث بارگذاری مجدد اسلحه ها با اینکه کند است ولی جالب کار شده است و همانند نمونه های قدیمی است. البته کمی هم سرعت عمل افزایش یافته تا حوصله گیمر سر نرود. تیر اندازی با هردو نوع اسلحه به دو روش صورت می گیرد. اولین حالت که تیر اندازی عادی است و دومین مورد هم بزرگ نمایی هدف به وسیله کلیک راست است. متاسفانه با وجود اینکه اسلحه ها بسیار قدیمی اند ولی هیچ گونه مکانیزم انحراف برای آنها تعبیه نشده است و از فاصله بسیار دور هم با کمی بزرگنمایی می توان هدف را مورد اصابت قرار داد. البته در مواقعی که مهمات شما تمام شوند می توانید از چاقو برای مبارزه استفاده کنید. چاقو را هم می توان پرت کرد و هم با در دست داشتنش مبارزه کرد. همچون اکثر بازی های دنیا، بشکه های باروت هم سهمی در گیم پلی بازی دارند و با انفجار آنها می توان افرادی که نزدیک به آن هستند را به هلاکت رساند. <br />
<br />
<br />
<br />
همان طور که در ابتدا اشاره شد، شبیر به یک نقشه و یک قطب نما نیز مجهز است. شاید با دیدن این دو وسیله انتظار نقشه هایی چند راهه و گمراه کننده داشته باشید که به هیچ وجه اینطور نیست و مشخص نیست که هدف از افزودن این دو وسیله چه بوده، زیرا هیچ کاربردی در بازی ندارند و جنبه ای تزئینی به خود گرفته اند.<br />
<br />
همچنین در بخش کوتاهی از مراحل می توان از توپ استفاده نمود و قایق هایی که قصد ورود به خشکی را دارند را هدف قرار داد. این بخش طراحی مناسبی دارد و مشکل آنچنانی در آن دیده نمی شود. البته قایق ها کاملاً مصنوعی و بیش از حد سریع به سمت خشکی می آیند. شاید آن زمان قایق موتوری ساخته شده بود!<br />
<br />
هدایت قایق هم قسمتی کوچک از بازی را تشکیل می دهد. در این مراحل شبیر سوار بر قایق و به کمک یک پارو باید خود را از یک خشکی به دیگری برساند. از آنجا که لوکیشن بازی جزایر خلیج فارس است. انتظار می رفت که بهره برداری بیشتری از اینچنین مراحلی شود.<br />
<br />
هوش مصنوعی جزء ضعیف ترین بخش های بازی است. دشمنان هیچ حرکت خاصی انجام نمی دهند و حرکاتشان به چپ و راست رفتن برای عدم اصابت گلوله محدود می شود. آنها حتی در مواقع تعویض مهمات هم کار خاصی انجام نمی دهند و راحت ترین کار برای شما این است که منتظر بمانید تا چهار تیر موجود خود را تلف کرده و هنگامی که مشغول تعویض مهمات هستند آنها را مورد اصابت گلوله قرار دهید. هوش مصنوعی یاران از دشمنان هم ضعیف تر است و بودن یا نبودنشان هیچ تفاوتی ندارد. یک نکته عجیب و قابل تامل این است که نیروهای دشمن با یک تیر از فواصل نزدیک می میرند، اما این اتفاق تنها محدود به شبیر است. کافیست در گوشه ای بایستید و مشغول مشاهد جنگ یارانتان با دشمن شوید. هیچ کدام از آنها با گلوله طرف مقابل کشته نمی شود!<br />
<br />
یکی از ایرادات بازی های ایرانی تا کنون الهام گرفتن یا همان کپی برداری از برخی بازی های معروف و صاحب سبک در همان ژانر است. میرمهنا هم با اینکه داستانی تاریخی را بیان می کند و داستان آن به دوره کریم خان باز می گردد اما CoِD را منبع خود قرار داده است. برخی ویژگی های بازی به دلیل عدم همخوانی تاریخی امکان برداشت نداشته اند. ولی مواردی همچون آهسته شدن صحنه برای تیر اندازی و در مواقع برخورد ضربه و بلند شدن صدای نفس کشیدن و ضربان قلب در هنگان اصابت گلوله، کاملاً برگرفته از این سری می باشند.<br />
<br />
اما به شخصه از یکی از ویژگی های گیم پلی بیش از دیگر ویژگی ها ناراحت شدم و آن سادگی بیش از حد بازی است. میرمهنا هیچ چالشی پیش روی گیمر قرار نمی دهد و هوش مصنوعی ضعیف یکی از این دلایل است. متاسفانه امکان تنظیم درجه سختی نیز وجود ندارد و باید به همین درجه سختی پایین اکتفا کرد.<br />
<br />
<br />
<br />
موتوری ضعیف، توقعاتی قوی<br />
<br />
از آنجا که بازی میرمهنا در جنوب ایران روی می دهد، حدس زدن حال و هوای لوکیشن ها سخت نیست. دریا، نخل، خانه های گلی، خورشید سوزان، محیطی با تم گرم و ... ویژگی های جنوب ایران است و در این مورد شبیه سازی جزایر جنوبی به خوبی صورت گرفته است. طراحی دریا در سطح مطلوبی قرار دارد، البته برای یک بازی ایرانی. نخل ها و علف های خشک سطح زمین نیز مناسب کار شده اند و از آنها به خوبی برای پر نمودن محیط بازی استفاده شده. طراحی مناطق شهری نیز با توجه به موتور بازی (Torque) که آنچنان حرفه ای و قدرتمند نیست خوب صورت گرفته است. یکی از مهمترین لوکیشن های بازی که هدف اصلی نیز می باشد قلعه موسلستاین می باشد. طراحی این قلعه نیز به صورت کلی خوب است. ولی در برخی موراد مشخص نیست که چرا بعضی موانع سر راه قرار گرفته اند، مثلاً به جای اینکه مستقیم حرکت کنیم بی دلیل باید روی دیوار ها حرکت کرده و دوباره پایین بیاییم. طراحی روستای خارک هم با وجود اینکه محیطی کوچک را شامل می شود، زیباست و حس و حال یک منطقه گرمسیر را القاء می کند. طراحی آبجکت های کوچک همچون جعبه های چوبی نیز بد نیست و تنها ایراد آنها استفاده از تکسچر هایی است که اگر از نزدیک به آنها نگاه کنیم می توان سطح پایینشان را درک کرد. این سطوح بیشتر شبیه اجسامی هستند که به وسیله کاغذ دیواری به آنها شکل داده شده است. البته افت کیفیت این تکسچر ها در هنگام نگاه از زاویه زیاد هم یکی دیگر از این ایردات است. البته تا زمانی که به آنها نزدیک نشوید و در آنها دقت نکنید آنچنان آزار دهنده نیستند.<br />
<br />
متاسفانه افکت آتش بازی در سطحی ابتدایی قرار دارد. البته ابتدایی از این لحاظ که اصلاً شبیه به آتش واقعی نیست. این شعله ها در برخی موارد به رنگ آبی نیز متمایل می شوند که معمولاً در هنگام سوختن گاز متان روی می دهد. افکت دود هم استفاده آنچنانی در بازی ندارد ولی با این حال کیفیت قابل قبولی دارد.<br />
<br />
طراحی کاراکتر های بازی چهره ای دوگانه دارد. طراحی افرادی همچون میرمهنا و میر فضل الله مناسب است و در سطح قابل قبولی قرار دارد، ولی در آن سوی ماجرا طراحی دشمنان در سطح پایینی می باشد، مخصوصاً عدم همخوانی صورت با دستهایشان. دیگر افراد همچون شبیر، سعید، حنانه، پدر شبیر و ... طراحی متوسطی دارند. یکی دیگر از ایرادات که طبق مصاحبه با سازندگان از قبل هم مشخص بود، عدم استفاده از لباس هایی با دنباله بلند بود، به همین دلیل تمام لباس ها تا بالای زانو امتداد یافته اند. این ایراد مستقیماً متوجه موتور ضعیف بازی است. با این اوصاف انتظار از بنیاد ملی بازی های رایانه ای تهیه یک موتور پیشرفته تر است. زیرا با این امکانات محدود نمی توان پیشرفت چشمگیری را دید.<br />
<br />
طراحی سلاح بازی آنچنان عالی نیست ولی بد هم نیست. البته این مورد فقط در مواقعی که اسلحه را به صورت عادی می بینیم صحت دارد. کافی است که با فشردن کلیک راست بر روی هدف زوم کنید. اینجاست که مدل اسلحه افت فوق العاده محسوسی پیدا می کند. متاسفانه سازندگان قصد داشته اند که با مات کردن این مدل فوکوس صورت دهند که همین مات کردن یکی از بدترین ضربه های گرافیکی را به بازی زده است.<br />
<br />
<br />
<br />
میرمهنا نخستین بازی ایرانی است که از تکنولوژی موشک کپچر استفاده می کند و نام این فناوری به خودی خود انتظارات از بازی را بالا برد، اما نتیجه کار چیز دیگری است. متاسفانه حرکات بازی به مصنوعی ترین شکل ممکن انجام می شوند. به نظر خودم بدترین بخش این کار دویدن است. حرکات دویدن کاملاً تکراری هستند و کاراکتر ها مدام یک انیمیشن خیلی ساده را تکرار می کنند. حرکات نیز خشک و بی روح صورت می گیرند؛ البته بعد از دیدن فیلم پشت صحنه بازی به این نتیجه رسیدم که یکی از دلایل این کیفیت پایین، بازیگر موشن کپچر می باشد که اصلا توانایی انجام این کار را ندارد. موارد دیگری نیز در این ضعف دخیلند، مثلاً برای انیمیشن دویدن به جای استفاده از چند انیمیشن برای تنوع، از تردمیل برای دویدن استفاده شده است که همه می دانیم دارای حرکاتی کاملا تکراری است.<br />
<br />
به ایرادات گرافیکی بازی بی تردید باید باگ را هم اضافه نمود. فرو رفتن مدل ها در یکدیگر به وفور در بازی دیده می شود. گیر کردن کارکتر در اجسام نیز یکی از اذیت کننده ترین باگ های بازی است. در برخی موارد می توان به کمک کمی تقلا و کمک گرفتن از کلید های Space (پرش) و Shift (دویدن) از شر این باگ ها خلاص شد، ولی در اکثر اوقات هیچ راهی به جز شروع مجدد بازی وجود ندارد.<br />
<br />
دشمنانی با صدایی کپی برداری شده!<br />
<br />
بخش موسیقی بازی به لطف آهنگ های سنتی و محلی جنوب ایران زیباست و حس بودن در جنوب را منتقل می کند. این آهنگ ها به دو دسته تقسیم بندی می شوند، نخست، موسیقی هایی که در حالت عادی پخش می شوند و دوم، موسیقی هایی که مربوط به زمان درگیری هستند. موسیقی نوع اول دارای ضرب آهنگی آرام و ملایم است، ولی در بخش دوم سعی شده تا موسیقی ها به سمت حماسی شدن پیش بروند که اگر آنها را به تنهایی در نظر بگیریم می توان گفت که موفق بوده اند. مشکل اساسی این بخش این است که موسیقی های متن بازی ناگهان تمام می شوند و تا لحظه ای که دوباره شروع به پخش کنند برای چند لحظه هیچ آهنگی به گوش نمی رسد و بازی را سکوت در بر می گیرد و به خصوصی در صحنه های درگیری مانند آبی بر روی آتش است. البته تعداد بسیار کم این آهنگ ها نیز اذیت کننده است ولی از آنجا که بازی بیش از حد کوتاه است نمی تواند باعث دلزدگی شود.<br />
<br />
افکت های صوتی بازی هم تعداد بسیار کمی دارند و به صدای گلوله، راه رفتن، انفجار، فریاد دشمنان، صدای شخصیت اصلی به هنگام اصابت گلوله و چند مورد جزئی دیگر محدودند. از هر افکت نام برده تنها یک نمونه در بازی موجود است که باعث خسته کننده شدن این بخش می باشد. یکی از اعصاب خرد کن ترین این افکت ها، صدای راه رفتن شخصیت اصلیست. این صدا علاوه بر اینکه بیش از حد بلند و آزار دهنده است و تنظیم شده نیست، بیشتر از اینکه شبیه به راه رفتن باشد مانند کشیده شدن جسمی روی خاک است و اصلاً هم با روند حرکت شما هم هماهنگ نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
اما بحث بر انگیزترین بخش بازی؛ مطمئناً با خواندن داستان بازی انتظار دارید که دشمنانتان پرتغالی و هندی (هند به دلیل تحت سلطه بریتانیا بودن افراد زیادی در کمپانی هند شرقی داشته است) صحبت کنند. حال چه حسی به شما دست می دهد که صدای نازی های آلمانی در Call of Duty 2 را بشنوید و در کنار آن سربازان هندی به زبان عربی صحبت کنند؟! مطمئناً خوشحال نخواهید شد. اسپریس پویا نما حتی زحمت ضبط صدا را به خود نداده و از روشی نادرست استفاده کرده است. آنها تنها به صحبت های نازی ها بسنده کرده اند و تنها زحمتشان در این بخش استخراج صدا از دیگر بازی هاست. شاید توجیه آنها این باشد که گوینده ای که بتواند به زبان پرتغالی صحبت کند کم پیدا می شود. ولی اکنون این سوال را از آنان دارم، زمانی که مشغول نوشتن داستان بازی و ارائه آن به بنیاد بودید به این مورد فکر نکردید؟<br />
<br />
بخش گویندگی شخصیت های ایرانی نیز با اینکه به دست افراد صاحب نامی صورت گرفته کاملاً ضعیف و بی روح است. دیالوگ هایی کاملاً شعار گونه که بدون هیچ حس خاصی بیان می شوند. این جمله توضیحی بر گویندگی فارسی میرمهناست. البته در این بین استثناء نیز وجود دارد و گوینده پدر شبیر جزء معدود افرادیست که کار خود را به خوبی انجام داده است. یکی از مهمترین دلایل بی روح بودن بخش گویندگی این است که شخصیت های انتخاب شده به گویش مردم منطقه جنوب تسلط ندارند و مانند کسانی که مشغول ادا در آوردن هستند صحبت می کنند. در این مورد بهتر بود از گویندگان بومی استان های جنوبی استفاده می شد.<br />
<br />
میرمهنا عنوانی بود که با تبلیغات زیادی به بازار عرضه شد. اما این فرضیه که تنها به استناد ایرانی بودن بازی مخاطبش را پیدا خواهد کرد بزرگترین توهین به گیمرهاست. در دنیایی که صنعت گیم جهانی روزی ده قدم به جلو بر می دارد این صنعت در ایران به دلیل برخی اشتباهات فاهش پیشرفت های اندکی دارد و با این رویکرد انتظار صنعتی جهانی برای ایران طی سال های نزدیک که هیچ، هیچ گاه محقق نخواهد شد. تنها راه برای برون رفت از این وضعیت بازنگری در مهمترین زیر ساخت های این صنعت است. تا زمانی که بخواهیم با کمترین هزینه بیشترین سود را کسب کنیم، شرایط همین گونه خواهد بود. این بحث تنها بر روی میرمهنا تمرکز ندارد و مربوط به تمامی بازی های ایرانی می شود. بازی هایی که با هزینه ای کم رویای رقابت با بزرگان را در سر می پرورانند. میرمهنا نیز عرضه شد و اکنون باید چشم به آینده دوخت و دید که چه سرنوشتی در انتظار صنعت گیم ایران است.<br />
<br />
<br />
<br />
[]امتیازات:<br />
<br />
گیم پلی: 5<br />
گرافیک: 5<br />
نوآوری: 5<br />
صداگذاری: 4<br />
جذابیت: 4]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در ابتدا صنعت گیم در ایران بیشتر جنبه تفریح داشت و بسیاری سعی کردند تا با طراحی گیم آرزوهای خود را برآورده کنند. اما این موضوع با ورود دستگاه های *****ی و حمایت آنها تغییر کرد. ابتدا راهنمایی و رانندگی دست به این حمایت زد. اما این صنعت نیازمند پشتیبانی حرفه ای تر بود. از این رو بنیاد ملی بازی های رایانه ای تشکیل شد و اصلی ترین وظیفه آن ساماندهی وضعیت بازی سازی در ایران بود. با افتتاح این بنیاد تبلیغات بیشتر شد و عناوین بیشتر به چشم آمدند. حضور بازی های ایرانی در نمایشگاه ها پر رنگ شد، مردم و خصوصاً گیمرها این بازی ها را بهتر شناختند. عناوینی چون گرشاسپ نیز حاصل همین حمایت و تبلیغات است. یکی از عناوینی که ابتدا کاملاً بی سر و صدا بود ولی چندی بعد نام خود را مطرح کرد میرمهنا بود. استودیو اسپریس پویا نما با همکاری بنیاد ملی بازی های رایانه ای دست به خلق این عنوان زد. نام میرمهنا برای بسیاری ناشناخته بود و می توان یکی از فواید این بازی را شناساندن این شخصیت مبارز دانست. اما همه چیز معرفی تاریخ نیست و یک گیم نیازمند المان های گوناگونی است. بنیاد ملی بازی های رایانه ای تبلیغات گسترده خود را آغاز کرد و همه جا صحبت از این بود که میرمهنا به بهترین بازی ایرانی تبدیل می شود و موفقیت های زیادی کسب می کند. بنیاد برای تبلیغ این بازی عناوین تحت حمایت پیشین خود را قربانی کرد و میرمهنا را نخستین بازی ملی نامید. اما آیا این شعارها و تبلیغات به حقیقت بدل شده اند؟<br />
<br />
<br />
<br />
قهرمانانی مظلوم!<br />
<br />
از آنجا که نام میرمهنا به اندازه افرادی چون میرزا کوچک خان، کلنل پسیان، شیخ محمد خیابانی و ... مطرح نیست و در رسانه ها نامی آنچنانی از او آورده نشده، سازندگان به یک کتاب اکتفا کرده اند و منبع اصلی آنها برای نگارش داستان بازی کتاب "بر جادههای آبی سرخ" بوده است. داستان مبارزات میرمهنا از این قرار است که در دوران حکومت کریم خان زند و در قرن هفدهم میلادی، اشغالگران پرتغالی و بریتانیایی که همراه یکدیگر کمپانی هند شرقی را تشکیل داده اند به مناطق جنوبی ایران هجوم می آورند و دست به کشت و کشتار و غارت می زنند. میرمهنا فردی عادی و ساده نیست. او خود پسر والی جزایر جنوبی ایران است و به همین دلیل می تواند افرادی را برای خود جمع آوری کرده و مشغول مبارزه شود. مهمترین همراه او در این جنگ برادرش میر فضل الله است. میرمهنا به همراه افرادش قصد دارند تا قلعه موسلستاین که مقر اصلی پرتغالی ها و ساخته دست خودشان است را از دشمن خالی کنند و دشمن را مجبور به عقب نشینی نمایند. البته با اینکه نام بازی میرمهناست و شخصیت کلیدی بازی هم خود اوست، در بازی کنترل جوانی به نام شبیر را در دست می گیرید. شبیر در ابتدا هیچ ارتباطی با قیام میرمهنا ندارد و هدفش نجات خواهرش حنانه است. اما هدفی مشترک او و میرمهنا را در کنار یکدیگر قرار می دهد. این هدف مبارزه با دشمن بیگانه است.<br />
<br />
با اینکه داستان بازی آنچنان هم پیچیده نیست ولی مناسب است. اما یک داستان که روی کاغذ مناسب باشد نمی تواند باعث موفقیت بازی شود. مهمترین بخش داستان یک بازی که این سالها جلوه بیشتری پیدا کرده و حتی از خود داستان هم مهمتر است، نوع روایت آن است. همه ما شروع های ناگهانی را دوست داریم، آغازی که باید در طول داستان آن را کاملاً درک کنیم. اما متاسفانه سازندگان شروع ناگهانی را با شروع بی معنی اشتباه گرفته اند. بازی کاملاً گنگ و بی معنی آغاز می شود. شبیر در حاشیه خلیج فارس ایستاده و یک قطب نما و یک نقشه در دست اوست. مشخص نیست که دقیقاً چه اتفاقی افتاده و تنها دانسته ما متن کوتاهیست که در بخش بارگذاری مرحله می بینیم. شاید بتوان از این شروع نامفهوم چشم پوشی کرد. ولی این نقص بزرگ نا پایان بازی ادامه می یابد و مراحل تا انتها گنگ آغاز می شوند و گنگ هم پایان می یابند.<br />
<br />
البته کوتاهی بیش از حد مراحل نیز جزء ایرادات بازی است که به هرچه نامفهوم تر شدن داستان کمک می کند. بازی در مجموع هفت مرحله دارد که در خوشبینانه ترین حالت، تمامی آن ها طی 2 ساعت پایان می پذیرد. پایان بازی نیز کاملاً بی معنی است و یک ویدئو که بیشتر شبیه به تریلرهای پیش از عرضه می باشد و چند جمله از راوی همه چیز را پایان می دهد.<br />
<br />
<br />
<br />
شخصیت پردازی افراد هم بسیار بد صورت گرفته. مثلاً سازندگان بازی شبیر را همچون شخصیت های اصلی سری CoD بی صدا و بدون دیالوگ در نظر گرفته اند. اما سوال اینجاست آیا روایت داستان در حد این سری است که می خواهیم برخی ویژگی های آن را استفاده کنیم؟ مطمئناً جواب منفی است. این ایراد در مورد بقیه شخصیت ها نیز وجود دارد. میرمهنا هم که شخصیت کلیدی بازی است تنها دیالوگ های کوتاهی بیان می کند و دیگر او را نمی بینیم. برخی موارد داستان هم بیش از حد اتفاقی اند؛ مثلاً شما بارها در چنگال پرتغالی ها اسیر می شوید و همیشه یک نفر آخرین ثانیه برای کمک به شما در می رسد. بدترین بخش داستانی بازی جدا از ایرادات گرفته شده پایان آن است. شبیر در حاشیه دریا به وسیله توپ قایق های پرتغالی را نابود می کند و ناگهان ویدئویی پخش می شود که به شما می فهماند بازی تمام شده است!<br />
<br />
در کل می توان داستان میرمهنا را با جمله ای کوتاه توصیف کرد : "داستانی نسبتاً خوب ولی روایتی بسیار ضعیف."<br />
<br />
نجات جزیره به سبک اول شخص<br />
<br />
عناوین سبک اول شخص زیادی عرضه شده اند و از آنجا که این سبک مخاطب زیادی دارد. میرمهنا نیز در این سبک ساخته شده است. بخش تیر اندازی بازی را نمی توان ضعیف نامید و بیشتر می توان با عبارت ساده آن را توصیف کرد. مهم نیست که تیر شما به کجا برخود کند، برخورد تیر به پا و یا سر تاثیری یکسان دارد. البته مکانیزم تاثیر فاصله در قدرت گلوله در بازی موجود است ولی به حدی ضعیف است که گاهی به راحتی می توان وجود آن را انکار کرد. <br />
<br />
به کل دو نوع اسلحه گرم نیز در بازی موجودند. یکی اسلحه کمری و دیگری اسلحه شکاری. البته از آنجا که مهمات هردو اسلحه مشترک است. بسیار کم پیش می آید که از اسلحه کمری استفاده کنید. چون قدرت آسیب رسانی و برد آن کم تر است و تنها نتیجه استفاده از آن هدر رفتن مهمات است. البته از آنجا که اسلحه های قدیمی زمان بارگذاری مهمات طولانی داشتند، در برخی موارد بهتر است به جای صرف وقت برای آماده سازی اسلحه شکاری، از رایفل کمری استفاده کنید. بحث بارگذاری مجدد اسلحه ها با اینکه کند است ولی جالب کار شده است و همانند نمونه های قدیمی است. البته کمی هم سرعت عمل افزایش یافته تا حوصله گیمر سر نرود. تیر اندازی با هردو نوع اسلحه به دو روش صورت می گیرد. اولین حالت که تیر اندازی عادی است و دومین مورد هم بزرگ نمایی هدف به وسیله کلیک راست است. متاسفانه با وجود اینکه اسلحه ها بسیار قدیمی اند ولی هیچ گونه مکانیزم انحراف برای آنها تعبیه نشده است و از فاصله بسیار دور هم با کمی بزرگنمایی می توان هدف را مورد اصابت قرار داد. البته در مواقعی که مهمات شما تمام شوند می توانید از چاقو برای مبارزه استفاده کنید. چاقو را هم می توان پرت کرد و هم با در دست داشتنش مبارزه کرد. همچون اکثر بازی های دنیا، بشکه های باروت هم سهمی در گیم پلی بازی دارند و با انفجار آنها می توان افرادی که نزدیک به آن هستند را به هلاکت رساند. <br />
<br />
<br />
<br />
همان طور که در ابتدا اشاره شد، شبیر به یک نقشه و یک قطب نما نیز مجهز است. شاید با دیدن این دو وسیله انتظار نقشه هایی چند راهه و گمراه کننده داشته باشید که به هیچ وجه اینطور نیست و مشخص نیست که هدف از افزودن این دو وسیله چه بوده، زیرا هیچ کاربردی در بازی ندارند و جنبه ای تزئینی به خود گرفته اند.<br />
<br />
همچنین در بخش کوتاهی از مراحل می توان از توپ استفاده نمود و قایق هایی که قصد ورود به خشکی را دارند را هدف قرار داد. این بخش طراحی مناسبی دارد و مشکل آنچنانی در آن دیده نمی شود. البته قایق ها کاملاً مصنوعی و بیش از حد سریع به سمت خشکی می آیند. شاید آن زمان قایق موتوری ساخته شده بود!<br />
<br />
هدایت قایق هم قسمتی کوچک از بازی را تشکیل می دهد. در این مراحل شبیر سوار بر قایق و به کمک یک پارو باید خود را از یک خشکی به دیگری برساند. از آنجا که لوکیشن بازی جزایر خلیج فارس است. انتظار می رفت که بهره برداری بیشتری از اینچنین مراحلی شود.<br />
<br />
هوش مصنوعی جزء ضعیف ترین بخش های بازی است. دشمنان هیچ حرکت خاصی انجام نمی دهند و حرکاتشان به چپ و راست رفتن برای عدم اصابت گلوله محدود می شود. آنها حتی در مواقع تعویض مهمات هم کار خاصی انجام نمی دهند و راحت ترین کار برای شما این است که منتظر بمانید تا چهار تیر موجود خود را تلف کرده و هنگامی که مشغول تعویض مهمات هستند آنها را مورد اصابت گلوله قرار دهید. هوش مصنوعی یاران از دشمنان هم ضعیف تر است و بودن یا نبودنشان هیچ تفاوتی ندارد. یک نکته عجیب و قابل تامل این است که نیروهای دشمن با یک تیر از فواصل نزدیک می میرند، اما این اتفاق تنها محدود به شبیر است. کافیست در گوشه ای بایستید و مشغول مشاهد جنگ یارانتان با دشمن شوید. هیچ کدام از آنها با گلوله طرف مقابل کشته نمی شود!<br />
<br />
یکی از ایرادات بازی های ایرانی تا کنون الهام گرفتن یا همان کپی برداری از برخی بازی های معروف و صاحب سبک در همان ژانر است. میرمهنا هم با اینکه داستانی تاریخی را بیان می کند و داستان آن به دوره کریم خان باز می گردد اما CoِD را منبع خود قرار داده است. برخی ویژگی های بازی به دلیل عدم همخوانی تاریخی امکان برداشت نداشته اند. ولی مواردی همچون آهسته شدن صحنه برای تیر اندازی و در مواقع برخورد ضربه و بلند شدن صدای نفس کشیدن و ضربان قلب در هنگان اصابت گلوله، کاملاً برگرفته از این سری می باشند.<br />
<br />
اما به شخصه از یکی از ویژگی های گیم پلی بیش از دیگر ویژگی ها ناراحت شدم و آن سادگی بیش از حد بازی است. میرمهنا هیچ چالشی پیش روی گیمر قرار نمی دهد و هوش مصنوعی ضعیف یکی از این دلایل است. متاسفانه امکان تنظیم درجه سختی نیز وجود ندارد و باید به همین درجه سختی پایین اکتفا کرد.<br />
<br />
<br />
<br />
موتوری ضعیف، توقعاتی قوی<br />
<br />
از آنجا که بازی میرمهنا در جنوب ایران روی می دهد، حدس زدن حال و هوای لوکیشن ها سخت نیست. دریا، نخل، خانه های گلی، خورشید سوزان، محیطی با تم گرم و ... ویژگی های جنوب ایران است و در این مورد شبیه سازی جزایر جنوبی به خوبی صورت گرفته است. طراحی دریا در سطح مطلوبی قرار دارد، البته برای یک بازی ایرانی. نخل ها و علف های خشک سطح زمین نیز مناسب کار شده اند و از آنها به خوبی برای پر نمودن محیط بازی استفاده شده. طراحی مناطق شهری نیز با توجه به موتور بازی (Torque) که آنچنان حرفه ای و قدرتمند نیست خوب صورت گرفته است. یکی از مهمترین لوکیشن های بازی که هدف اصلی نیز می باشد قلعه موسلستاین می باشد. طراحی این قلعه نیز به صورت کلی خوب است. ولی در برخی موراد مشخص نیست که چرا بعضی موانع سر راه قرار گرفته اند، مثلاً به جای اینکه مستقیم حرکت کنیم بی دلیل باید روی دیوار ها حرکت کرده و دوباره پایین بیاییم. طراحی روستای خارک هم با وجود اینکه محیطی کوچک را شامل می شود، زیباست و حس و حال یک منطقه گرمسیر را القاء می کند. طراحی آبجکت های کوچک همچون جعبه های چوبی نیز بد نیست و تنها ایراد آنها استفاده از تکسچر هایی است که اگر از نزدیک به آنها نگاه کنیم می توان سطح پایینشان را درک کرد. این سطوح بیشتر شبیه اجسامی هستند که به وسیله کاغذ دیواری به آنها شکل داده شده است. البته افت کیفیت این تکسچر ها در هنگام نگاه از زاویه زیاد هم یکی دیگر از این ایردات است. البته تا زمانی که به آنها نزدیک نشوید و در آنها دقت نکنید آنچنان آزار دهنده نیستند.<br />
<br />
متاسفانه افکت آتش بازی در سطحی ابتدایی قرار دارد. البته ابتدایی از این لحاظ که اصلاً شبیه به آتش واقعی نیست. این شعله ها در برخی موارد به رنگ آبی نیز متمایل می شوند که معمولاً در هنگام سوختن گاز متان روی می دهد. افکت دود هم استفاده آنچنانی در بازی ندارد ولی با این حال کیفیت قابل قبولی دارد.<br />
<br />
طراحی کاراکتر های بازی چهره ای دوگانه دارد. طراحی افرادی همچون میرمهنا و میر فضل الله مناسب است و در سطح قابل قبولی قرار دارد، ولی در آن سوی ماجرا طراحی دشمنان در سطح پایینی می باشد، مخصوصاً عدم همخوانی صورت با دستهایشان. دیگر افراد همچون شبیر، سعید، حنانه، پدر شبیر و ... طراحی متوسطی دارند. یکی دیگر از ایرادات که طبق مصاحبه با سازندگان از قبل هم مشخص بود، عدم استفاده از لباس هایی با دنباله بلند بود، به همین دلیل تمام لباس ها تا بالای زانو امتداد یافته اند. این ایراد مستقیماً متوجه موتور ضعیف بازی است. با این اوصاف انتظار از بنیاد ملی بازی های رایانه ای تهیه یک موتور پیشرفته تر است. زیرا با این امکانات محدود نمی توان پیشرفت چشمگیری را دید.<br />
<br />
طراحی سلاح بازی آنچنان عالی نیست ولی بد هم نیست. البته این مورد فقط در مواقعی که اسلحه را به صورت عادی می بینیم صحت دارد. کافی است که با فشردن کلیک راست بر روی هدف زوم کنید. اینجاست که مدل اسلحه افت فوق العاده محسوسی پیدا می کند. متاسفانه سازندگان قصد داشته اند که با مات کردن این مدل فوکوس صورت دهند که همین مات کردن یکی از بدترین ضربه های گرافیکی را به بازی زده است.<br />
<br />
<br />
<br />
میرمهنا نخستین بازی ایرانی است که از تکنولوژی موشک کپچر استفاده می کند و نام این فناوری به خودی خود انتظارات از بازی را بالا برد، اما نتیجه کار چیز دیگری است. متاسفانه حرکات بازی به مصنوعی ترین شکل ممکن انجام می شوند. به نظر خودم بدترین بخش این کار دویدن است. حرکات دویدن کاملاً تکراری هستند و کاراکتر ها مدام یک انیمیشن خیلی ساده را تکرار می کنند. حرکات نیز خشک و بی روح صورت می گیرند؛ البته بعد از دیدن فیلم پشت صحنه بازی به این نتیجه رسیدم که یکی از دلایل این کیفیت پایین، بازیگر موشن کپچر می باشد که اصلا توانایی انجام این کار را ندارد. موارد دیگری نیز در این ضعف دخیلند، مثلاً برای انیمیشن دویدن به جای استفاده از چند انیمیشن برای تنوع، از تردمیل برای دویدن استفاده شده است که همه می دانیم دارای حرکاتی کاملا تکراری است.<br />
<br />
به ایرادات گرافیکی بازی بی تردید باید باگ را هم اضافه نمود. فرو رفتن مدل ها در یکدیگر به وفور در بازی دیده می شود. گیر کردن کارکتر در اجسام نیز یکی از اذیت کننده ترین باگ های بازی است. در برخی موارد می توان به کمک کمی تقلا و کمک گرفتن از کلید های Space (پرش) و Shift (دویدن) از شر این باگ ها خلاص شد، ولی در اکثر اوقات هیچ راهی به جز شروع مجدد بازی وجود ندارد.<br />
<br />
دشمنانی با صدایی کپی برداری شده!<br />
<br />
بخش موسیقی بازی به لطف آهنگ های سنتی و محلی جنوب ایران زیباست و حس بودن در جنوب را منتقل می کند. این آهنگ ها به دو دسته تقسیم بندی می شوند، نخست، موسیقی هایی که در حالت عادی پخش می شوند و دوم، موسیقی هایی که مربوط به زمان درگیری هستند. موسیقی نوع اول دارای ضرب آهنگی آرام و ملایم است، ولی در بخش دوم سعی شده تا موسیقی ها به سمت حماسی شدن پیش بروند که اگر آنها را به تنهایی در نظر بگیریم می توان گفت که موفق بوده اند. مشکل اساسی این بخش این است که موسیقی های متن بازی ناگهان تمام می شوند و تا لحظه ای که دوباره شروع به پخش کنند برای چند لحظه هیچ آهنگی به گوش نمی رسد و بازی را سکوت در بر می گیرد و به خصوصی در صحنه های درگیری مانند آبی بر روی آتش است. البته تعداد بسیار کم این آهنگ ها نیز اذیت کننده است ولی از آنجا که بازی بیش از حد کوتاه است نمی تواند باعث دلزدگی شود.<br />
<br />
افکت های صوتی بازی هم تعداد بسیار کمی دارند و به صدای گلوله، راه رفتن، انفجار، فریاد دشمنان، صدای شخصیت اصلی به هنگام اصابت گلوله و چند مورد جزئی دیگر محدودند. از هر افکت نام برده تنها یک نمونه در بازی موجود است که باعث خسته کننده شدن این بخش می باشد. یکی از اعصاب خرد کن ترین این افکت ها، صدای راه رفتن شخصیت اصلیست. این صدا علاوه بر اینکه بیش از حد بلند و آزار دهنده است و تنظیم شده نیست، بیشتر از اینکه شبیه به راه رفتن باشد مانند کشیده شدن جسمی روی خاک است و اصلاً هم با روند حرکت شما هم هماهنگ نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
اما بحث بر انگیزترین بخش بازی؛ مطمئناً با خواندن داستان بازی انتظار دارید که دشمنانتان پرتغالی و هندی (هند به دلیل تحت سلطه بریتانیا بودن افراد زیادی در کمپانی هند شرقی داشته است) صحبت کنند. حال چه حسی به شما دست می دهد که صدای نازی های آلمانی در Call of Duty 2 را بشنوید و در کنار آن سربازان هندی به زبان عربی صحبت کنند؟! مطمئناً خوشحال نخواهید شد. اسپریس پویا نما حتی زحمت ضبط صدا را به خود نداده و از روشی نادرست استفاده کرده است. آنها تنها به صحبت های نازی ها بسنده کرده اند و تنها زحمتشان در این بخش استخراج صدا از دیگر بازی هاست. شاید توجیه آنها این باشد که گوینده ای که بتواند به زبان پرتغالی صحبت کند کم پیدا می شود. ولی اکنون این سوال را از آنان دارم، زمانی که مشغول نوشتن داستان بازی و ارائه آن به بنیاد بودید به این مورد فکر نکردید؟<br />
<br />
بخش گویندگی شخصیت های ایرانی نیز با اینکه به دست افراد صاحب نامی صورت گرفته کاملاً ضعیف و بی روح است. دیالوگ هایی کاملاً شعار گونه که بدون هیچ حس خاصی بیان می شوند. این جمله توضیحی بر گویندگی فارسی میرمهناست. البته در این بین استثناء نیز وجود دارد و گوینده پدر شبیر جزء معدود افرادیست که کار خود را به خوبی انجام داده است. یکی از مهمترین دلایل بی روح بودن بخش گویندگی این است که شخصیت های انتخاب شده به گویش مردم منطقه جنوب تسلط ندارند و مانند کسانی که مشغول ادا در آوردن هستند صحبت می کنند. در این مورد بهتر بود از گویندگان بومی استان های جنوبی استفاده می شد.<br />
<br />
میرمهنا عنوانی بود که با تبلیغات زیادی به بازار عرضه شد. اما این فرضیه که تنها به استناد ایرانی بودن بازی مخاطبش را پیدا خواهد کرد بزرگترین توهین به گیمرهاست. در دنیایی که صنعت گیم جهانی روزی ده قدم به جلو بر می دارد این صنعت در ایران به دلیل برخی اشتباهات فاهش پیشرفت های اندکی دارد و با این رویکرد انتظار صنعتی جهانی برای ایران طی سال های نزدیک که هیچ، هیچ گاه محقق نخواهد شد. تنها راه برای برون رفت از این وضعیت بازنگری در مهمترین زیر ساخت های این صنعت است. تا زمانی که بخواهیم با کمترین هزینه بیشترین سود را کسب کنیم، شرایط همین گونه خواهد بود. این بحث تنها بر روی میرمهنا تمرکز ندارد و مربوط به تمامی بازی های ایرانی می شود. بازی هایی که با هزینه ای کم رویای رقابت با بزرگان را در سر می پرورانند. میرمهنا نیز عرضه شد و اکنون باید چشم به آینده دوخت و دید که چه سرنوشتی در انتظار صنعت گیم ایران است.<br />
<br />
<br />
<br />
[]امتیازات:<br />
<br />
گیم پلی: 5<br />
گرافیک: 5<br />
نوآوری: 5<br />
صداگذاری: 4<br />
جذابیت: 4]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خداحافظ پدر سبک ترس ا نقد و بررسی Resident Evil: Operation Raccoon City]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=384</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:49:56 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=384</guid>
			<description><![CDATA[همه ما با سری رزیدنت اویل آشنا هستیم، عنوانی که از نظر طیف وسیعی از گیمر ها به همراه سایلنت هیل پدر بازی های ترسناک نامیده می شد. اما کم کم این حس ترس از بازی گرفته شد و سری رزیدنت اویل را به یک عنوان کاملاً اکشن تبدیل کرد. اتفاقی که در آخرین عنوان منتشر شده از این سری بازی یعنی «رزیدنت اویل:عملیات راکون سیتی» به حد نهایت خود رسید.<br />
Resident Evil- Operation Raccoon City یا به اختصار RE: ORC جدید ترین عنوان منتشر شده از این سری است که توسط استدیو تازه کار Slant Six Game که بر خلاف برقیه ی استودیو های سازنده رزیدنت اویل غیر ژاپنی است ساخته شده است. استودیو ای که تا به الان چیزی جز عناوین ضعیف در کارنامه خود ندارد و حالا باید این عنوان فوق ضعیف را به کارنامه درخشان خود اضافه کند.<br />
خداحافظ خاطره هادر این عنوان بر خواهیم گشت به شهر بیاد ماندنی راکون سیتی. در سپتامبر ۱۹۹۸ شرکت آمبرلا طی یک خراب کاری ویروس مرگبار T را در شهر پخش می کند و باعث می شود که مردم شهر راکون سیتی به ویروس آلوده شده و به موجوداتی مرگ بار یا به اصطلاح زامبی تبدیل شوند. قطعا آینده این شرکت دارو سازی در خطر است و اگر اطلاعات محرمانه آن ها پخش شود آمبرلا نابود خواهد شد. به همین دلیل شرکت آمبرلا گروهی را تحت عنوان U.S.S برای پاک سازی تمام شواهدی که بر علیه شان است را می فرستد. این گروه در این راه با مشکلات زیادی رو به رو می شوند که برای فهمیدن آن باید این عنوان را بازی کنید. اعضای این گروه عبارتند از:که رئیست گروه است.:Lupo(Assault)استاد مخفی کاری(البته هیچ مخفی کاری ای در بازی وجود ندارد):Vector(Recon)پزشک گروه:Bertha(Medic)جاسوس:Spectre(Surveillance)محقق:Four Eyes(Field Scientist)<br />
تخریب کننده:Beltway(Demolition<br />
خداحافظ ترس<br />
پیشنهاد میکنم قبل از انجام این عنوان هر چه انتظار از یک عنوان رزیدنت اویلی دارید از خود دور کنید،این بازی هیچ شباهتی با یک رزیدنت اویل ندارد.<br />
گیم پلی بازی بر اساس CO-OP طراحی شده است و شما باید ابتدای هر مرحله چهار شخصیت از شش شخصیت بازی را بر اساس سلیقه خود و مهارت هایی که انتظار دارید انتخاب کنید.<br />
اگر به صورت تک نفره این عنوان را انجام میدهید کنترل سه یار دیگر را هوش مصنوعی به عهده خواهد گرفت،در همین ابتدا بگویم هر انتظاری که از هوش مصنوعی هم دارید باز از ذهن خود دور کنید،من فکر نمیکنم سازندگان این عنوان اصلا با مفهوم هوش مصنوعی آشنایی داشته باشند چون یاران شما فقط بلد هستند راه بروند و تیر بزنند! در بسیار از مواقع شما صد ها متر جلو میروید اما آن ها هنوز عقب مانده و در حال حرام کردن گلوله های خود بر سر زامبی های بازی هستند و این مورد که مدام جلوی دست و پای شما هستند که نیاز به گفتن ندارد و همچنین هوش مصنوعی دشمنان بازی نیز تعریف ندارد البته برای زامبی ها نباید انتظار هوش مصنوعی داشت چون عملا آن ها هوشی ندارند اما دشمنان انسانی چیزی در مغزشان نیست و فقط بلند هستند مثل قاب عکس به شما خیره شوند و گاهی ممکن است چند تیر هم شلیک کنند!<br />
مطمئنا با توجه به نوع گیم پلی بازی که بر اساس CO-OP است بازی باید سیستم کاور گیری داشته باشد.با تمام اطمینان میتوانم بگویم بد ترین سیستم کاور گیری صنعت گیم را این عنوان با کمال افتخار میتواند به خود اختصاص دهد؛ معمولا در عناوین مشابه برای کاور گیری دکمه ای طراحی شده اما در این بازی شما باید به مکان مورد نظر نزدیک شده و کاراکتر به صورت خودکار کاور میگیرد اما وقتی شما بخواهید تیر اندازی کنید باید کلی وقت صرف کنید تا کاراکتر شما یک مکان مناسب داشته باشد در غیر این صورت هیچ راهی برای تیر زدن از مکان کاور گرفته شده نیست همچنین بسیاری از مواقع پیش می آید آن مکان دلخواهی که برای سنگر گیری در نظر دارید شخصیت قابل بازی در آنجا سنگر نگیرد.<br />
در حین بازی ممکن است بر اثر صدمه ی زیاد خون ریزی پیدا کنید که در این صورت باید منتظر حمله موجی از زامبی های تشنه به خون باشید که اگر گیر آن ها بیفتید شما نیز آلوده میشوید و وقت کمی دارید تا با استفاده از پادزهر خود را به حالت عادی برگردانید در غیر این صورت تبدیل به زامبی خواهید شد و مجبورید بازی را دوباره از چک پوینت قبلی آغاز کنید،مشکلی که اینجاست بازی به شما فقط اجازه حمل یک پادزهر را میدهد که این واقعا اعصاب خورد کن است زیرا این پادزهر ها زیاد در بازی پیدا نمیشود و کلی ایجاد دردسر میکند.<br />
تنوع زامبی ها تقریبا خوب است اما دیدن زامبی های مشابه در بازی چیزی است که زیاد اتفاق می افتد شما انواع زامبی ها را میتوانید ببینید از زامبی های معمولی گرفته تا B.O.W ها ولی بد تر از همه تنوع نیرو های *****ی یا همان دشمنان انسانی بازی است که فکر کنم فقط دو مدل برای آن ها طراحی شده!موردی که واقعا اعصاب بازی باز را خورد میکند!<br />
تنوع سلاح های بازی در حد قابل قبولی است اما کاربرد آن ها صفر است! راحت تر بگویم شما لازم نیست ببینید چه اسلحه ای در دست دارید همه آن ها به جز موارد معدودی قدرت های مشابه دارند پس بهتر است فقط شلیک کنید و کاری به اسلحه ی در دستتان نداشته باشید.<br />
مطمئنا چیزی که از این عنوان میتوان انتظار داشت حس ترس و دلهره است، همان طور که اول مقاله گفتم چیزی به عنوان ترس در این بازی نیست! فقط اکشن است و اکشن؛اکشن بازی نیست جوری طراحی نشده که از آن لذت برد، با توجه به هوش مصنوعی بازی نیز بهتر است کاری به دشمنان دور و برتان نداشته باشید زیرا برای رد کردن مرحله نیاز به کشتن همه آن ها به جز موارد معدودی نیست! بهتر است راهتان را مستقیم بگیرید و حرکت کنید زیرا هیچ لذتی در اکشن بازی نیست برای مثال مهم ترین چیزی که به عقل هر کارگردانی میتواند برسد هم در این بازی وجود ندارد! و آن چیز چراغ قوه است. در بیش تر اوقات شما از تاریکی محیط رنج خواهید برد ولی چراغ قوه ای وجود ندارد تا بتواند کارتان را آسان تر انجام دهید البته دلیل نبودنش هم میتواند بیش تر کردن حس ترس باشد که کاملا اشتباه بوده و بیش تر اعصاب خورد کن است!<br />
<br />
خداحافط قهرمانانشرکت سازنده برای اینکه بازی اش به رزیدنت اویل نزدیک باشد کار های زیادی انجام داده که همه ی آن ها نقطه ضعف بازیست.در این عنوان با بسیاری از کاراکتر های مشهور بازی روبرو میشوید که مهم ترین آن ها لیان اسکات کندی است، که مهم ترین هدف گروه شما خواهد شد همچنین با مخوف ترین باس فایت سری رزیدنت اویل یعنی نمسیس هم روبرو خواهید شد؛با ابراز تاسف باید بگویم چیزی از آن ابهت و ترسناکی نمسیس نمانده و تبدیل به یک باس فایت دست سوم در بازی شده است.همچنین شاهد حضور کاراکتر های مانند:کلیر ردفیلد،نیکولای،دکتر برکین،ایدا ونگ و…. نیز خواهید بود.<br />
-<br />
<br />
جدا از قهرمانان می توانید یکی از اصلی ترین نشانه های این سری یعنی گلدان های سبز رنگ که در حقیقت همان نقش احیا کننده را دارند را استفاده کنید که باز هم بر اساس سبک بازی کاملا استفاده از آن اشتباه است و به نظر من میتوانست از سیستم احیای خودکار استفاده کرد!<br />
خداحافظ گرافیکگرافیک این سری همیشه جزو نقاط قوت این سری بوده اما در این عنوان با یک گرافیک به اسطلاح فسیل شده طرف هستیم،بافت های بازی که واقعا از این بدتر نمیشود دید،جزئیات صورت کاراکتر ها هم که واقعا افتضاح است به طوری که شاید برای اولین بار که شما لیان را ببینید او را نشناسید! همچنین جزئیات زامبی های بازی که واقعا شرم آور است البته شرکت سازنده برای پوشاندن این ضعف خود دمو های بازی را بسیار با کیفیت ساخته است.جزئیات محیط که بسیار بد است، برای مثال در مرحله بیمارستان بازی واقعا به جز تخت های بستری کردن من چیز دیگری ندیدم که بتوان آن جا را بیمارستان نامید، این عنوان در قسمت گرافیک هم بسیار بد ظاهر شده البته نور پردازی بازی تقریبا خوب از کار در آمده است.خداحافظ صدا های بیاد ماندنیصدا گزاری این بازی در حد متوسط کار شده است. صدا پیشه های گروه U.S.S تقریبا خوب توانسته اند از کار خود بر بیایند همچنین صدا پیشه های لیان و نیکولای؛اما میرسیم به صدا گذاری های داخل بازی مطمئنا همه زامبی ها را با ناله های ترسناک میشناسند اما در این بازی صدای زامبی ها به هرچیزی شبیه است جز زامبی! صدای اسلحه ها که بیش تر به تفنگ های ساچمه ای شبیه است و نارنجک ها به TNT های چهارشنبه سوری؛نیرو های *****ی هم که انگار از ترس لال شده اند و هیچ حرف خاصی نمیزنند و مثل بچه آدم تیر اندازی میکنند و میمیرند در کل اگر صدا پیشه های بازی نبودند این بخش هم مثل برقیه بخش های بازی افتضاح از آب در می آمد.<br />
موسیقی هم کاملا از اول بازی تا آخر به صورت اکشن است البته در این بخش موسیقی متن بازی خوب کار شده و میتواند تا قسمتی هیجان را انتقال دهد.خداحافظ رزیدنت اویل<br />
<br />
در کل این عنوان جزو ضعیف ترین عنوان های این سری است که میتواند تمام خاطرات شما از این سری را پاک کند! واقعا هیچ چیزی در این بازی وجود ندارد که بتوان بخاطر آن این بازی را انجام داد همه چیز فقط اشکال است و اگر مورد خوبی پیدا شود از متوسط فرا تر نمی رود، در کل اگر از طرفداران سر سخت این سری هستید بهتر است اعصاب خود را آرام نگه دارین و فکر کنید اصلا همچین عنوانی برای این سری ساخته نشده است و خیلی ساده از کنارش بگذرید.<br />
-<br />
با تشکر از دوست خوبم:شایان کرمی و ژنرال شاون.<br />
-گیم پلی: ۵<br />
گرافیک: ۴<br />
داستان: ۳<br />
صدا گذاری و موسیقی: ۶<br />
امتیاز کل: ۴٫۵<br />
<br />
<br />
<br />
منبع : نداشت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[همه ما با سری رزیدنت اویل آشنا هستیم، عنوانی که از نظر طیف وسیعی از گیمر ها به همراه سایلنت هیل پدر بازی های ترسناک نامیده می شد. اما کم کم این حس ترس از بازی گرفته شد و سری رزیدنت اویل را به یک عنوان کاملاً اکشن تبدیل کرد. اتفاقی که در آخرین عنوان منتشر شده از این سری بازی یعنی «رزیدنت اویل:عملیات راکون سیتی» به حد نهایت خود رسید.<br />
Resident Evil- Operation Raccoon City یا به اختصار RE: ORC جدید ترین عنوان منتشر شده از این سری است که توسط استدیو تازه کار Slant Six Game که بر خلاف برقیه ی استودیو های سازنده رزیدنت اویل غیر ژاپنی است ساخته شده است. استودیو ای که تا به الان چیزی جز عناوین ضعیف در کارنامه خود ندارد و حالا باید این عنوان فوق ضعیف را به کارنامه درخشان خود اضافه کند.<br />
خداحافظ خاطره هادر این عنوان بر خواهیم گشت به شهر بیاد ماندنی راکون سیتی. در سپتامبر ۱۹۹۸ شرکت آمبرلا طی یک خراب کاری ویروس مرگبار T را در شهر پخش می کند و باعث می شود که مردم شهر راکون سیتی به ویروس آلوده شده و به موجوداتی مرگ بار یا به اصطلاح زامبی تبدیل شوند. قطعا آینده این شرکت دارو سازی در خطر است و اگر اطلاعات محرمانه آن ها پخش شود آمبرلا نابود خواهد شد. به همین دلیل شرکت آمبرلا گروهی را تحت عنوان U.S.S برای پاک سازی تمام شواهدی که بر علیه شان است را می فرستد. این گروه در این راه با مشکلات زیادی رو به رو می شوند که برای فهمیدن آن باید این عنوان را بازی کنید. اعضای این گروه عبارتند از:که رئیست گروه است.:Lupo(Assault)استاد مخفی کاری(البته هیچ مخفی کاری ای در بازی وجود ندارد):Vector(Recon)پزشک گروه:Bertha(Medic)جاسوس:Spectre(Surveillance)محقق:Four Eyes(Field Scientist)<br />
تخریب کننده:Beltway(Demolition<br />
خداحافظ ترس<br />
پیشنهاد میکنم قبل از انجام این عنوان هر چه انتظار از یک عنوان رزیدنت اویلی دارید از خود دور کنید،این بازی هیچ شباهتی با یک رزیدنت اویل ندارد.<br />
گیم پلی بازی بر اساس CO-OP طراحی شده است و شما باید ابتدای هر مرحله چهار شخصیت از شش شخصیت بازی را بر اساس سلیقه خود و مهارت هایی که انتظار دارید انتخاب کنید.<br />
اگر به صورت تک نفره این عنوان را انجام میدهید کنترل سه یار دیگر را هوش مصنوعی به عهده خواهد گرفت،در همین ابتدا بگویم هر انتظاری که از هوش مصنوعی هم دارید باز از ذهن خود دور کنید،من فکر نمیکنم سازندگان این عنوان اصلا با مفهوم هوش مصنوعی آشنایی داشته باشند چون یاران شما فقط بلد هستند راه بروند و تیر بزنند! در بسیار از مواقع شما صد ها متر جلو میروید اما آن ها هنوز عقب مانده و در حال حرام کردن گلوله های خود بر سر زامبی های بازی هستند و این مورد که مدام جلوی دست و پای شما هستند که نیاز به گفتن ندارد و همچنین هوش مصنوعی دشمنان بازی نیز تعریف ندارد البته برای زامبی ها نباید انتظار هوش مصنوعی داشت چون عملا آن ها هوشی ندارند اما دشمنان انسانی چیزی در مغزشان نیست و فقط بلند هستند مثل قاب عکس به شما خیره شوند و گاهی ممکن است چند تیر هم شلیک کنند!<br />
مطمئنا با توجه به نوع گیم پلی بازی که بر اساس CO-OP است بازی باید سیستم کاور گیری داشته باشد.با تمام اطمینان میتوانم بگویم بد ترین سیستم کاور گیری صنعت گیم را این عنوان با کمال افتخار میتواند به خود اختصاص دهد؛ معمولا در عناوین مشابه برای کاور گیری دکمه ای طراحی شده اما در این بازی شما باید به مکان مورد نظر نزدیک شده و کاراکتر به صورت خودکار کاور میگیرد اما وقتی شما بخواهید تیر اندازی کنید باید کلی وقت صرف کنید تا کاراکتر شما یک مکان مناسب داشته باشد در غیر این صورت هیچ راهی برای تیر زدن از مکان کاور گرفته شده نیست همچنین بسیاری از مواقع پیش می آید آن مکان دلخواهی که برای سنگر گیری در نظر دارید شخصیت قابل بازی در آنجا سنگر نگیرد.<br />
در حین بازی ممکن است بر اثر صدمه ی زیاد خون ریزی پیدا کنید که در این صورت باید منتظر حمله موجی از زامبی های تشنه به خون باشید که اگر گیر آن ها بیفتید شما نیز آلوده میشوید و وقت کمی دارید تا با استفاده از پادزهر خود را به حالت عادی برگردانید در غیر این صورت تبدیل به زامبی خواهید شد و مجبورید بازی را دوباره از چک پوینت قبلی آغاز کنید،مشکلی که اینجاست بازی به شما فقط اجازه حمل یک پادزهر را میدهد که این واقعا اعصاب خورد کن است زیرا این پادزهر ها زیاد در بازی پیدا نمیشود و کلی ایجاد دردسر میکند.<br />
تنوع زامبی ها تقریبا خوب است اما دیدن زامبی های مشابه در بازی چیزی است که زیاد اتفاق می افتد شما انواع زامبی ها را میتوانید ببینید از زامبی های معمولی گرفته تا B.O.W ها ولی بد تر از همه تنوع نیرو های *****ی یا همان دشمنان انسانی بازی است که فکر کنم فقط دو مدل برای آن ها طراحی شده!موردی که واقعا اعصاب بازی باز را خورد میکند!<br />
تنوع سلاح های بازی در حد قابل قبولی است اما کاربرد آن ها صفر است! راحت تر بگویم شما لازم نیست ببینید چه اسلحه ای در دست دارید همه آن ها به جز موارد معدودی قدرت های مشابه دارند پس بهتر است فقط شلیک کنید و کاری به اسلحه ی در دستتان نداشته باشید.<br />
مطمئنا چیزی که از این عنوان میتوان انتظار داشت حس ترس و دلهره است، همان طور که اول مقاله گفتم چیزی به عنوان ترس در این بازی نیست! فقط اکشن است و اکشن؛اکشن بازی نیست جوری طراحی نشده که از آن لذت برد، با توجه به هوش مصنوعی بازی نیز بهتر است کاری به دشمنان دور و برتان نداشته باشید زیرا برای رد کردن مرحله نیاز به کشتن همه آن ها به جز موارد معدودی نیست! بهتر است راهتان را مستقیم بگیرید و حرکت کنید زیرا هیچ لذتی در اکشن بازی نیست برای مثال مهم ترین چیزی که به عقل هر کارگردانی میتواند برسد هم در این بازی وجود ندارد! و آن چیز چراغ قوه است. در بیش تر اوقات شما از تاریکی محیط رنج خواهید برد ولی چراغ قوه ای وجود ندارد تا بتواند کارتان را آسان تر انجام دهید البته دلیل نبودنش هم میتواند بیش تر کردن حس ترس باشد که کاملا اشتباه بوده و بیش تر اعصاب خورد کن است!<br />
<br />
خداحافط قهرمانانشرکت سازنده برای اینکه بازی اش به رزیدنت اویل نزدیک باشد کار های زیادی انجام داده که همه ی آن ها نقطه ضعف بازیست.در این عنوان با بسیاری از کاراکتر های مشهور بازی روبرو میشوید که مهم ترین آن ها لیان اسکات کندی است، که مهم ترین هدف گروه شما خواهد شد همچنین با مخوف ترین باس فایت سری رزیدنت اویل یعنی نمسیس هم روبرو خواهید شد؛با ابراز تاسف باید بگویم چیزی از آن ابهت و ترسناکی نمسیس نمانده و تبدیل به یک باس فایت دست سوم در بازی شده است.همچنین شاهد حضور کاراکتر های مانند:کلیر ردفیلد،نیکولای،دکتر برکین،ایدا ونگ و…. نیز خواهید بود.<br />
-<br />
<br />
جدا از قهرمانان می توانید یکی از اصلی ترین نشانه های این سری یعنی گلدان های سبز رنگ که در حقیقت همان نقش احیا کننده را دارند را استفاده کنید که باز هم بر اساس سبک بازی کاملا استفاده از آن اشتباه است و به نظر من میتوانست از سیستم احیای خودکار استفاده کرد!<br />
خداحافظ گرافیکگرافیک این سری همیشه جزو نقاط قوت این سری بوده اما در این عنوان با یک گرافیک به اسطلاح فسیل شده طرف هستیم،بافت های بازی که واقعا از این بدتر نمیشود دید،جزئیات صورت کاراکتر ها هم که واقعا افتضاح است به طوری که شاید برای اولین بار که شما لیان را ببینید او را نشناسید! همچنین جزئیات زامبی های بازی که واقعا شرم آور است البته شرکت سازنده برای پوشاندن این ضعف خود دمو های بازی را بسیار با کیفیت ساخته است.جزئیات محیط که بسیار بد است، برای مثال در مرحله بیمارستان بازی واقعا به جز تخت های بستری کردن من چیز دیگری ندیدم که بتوان آن جا را بیمارستان نامید، این عنوان در قسمت گرافیک هم بسیار بد ظاهر شده البته نور پردازی بازی تقریبا خوب از کار در آمده است.خداحافظ صدا های بیاد ماندنیصدا گزاری این بازی در حد متوسط کار شده است. صدا پیشه های گروه U.S.S تقریبا خوب توانسته اند از کار خود بر بیایند همچنین صدا پیشه های لیان و نیکولای؛اما میرسیم به صدا گذاری های داخل بازی مطمئنا همه زامبی ها را با ناله های ترسناک میشناسند اما در این بازی صدای زامبی ها به هرچیزی شبیه است جز زامبی! صدای اسلحه ها که بیش تر به تفنگ های ساچمه ای شبیه است و نارنجک ها به TNT های چهارشنبه سوری؛نیرو های *****ی هم که انگار از ترس لال شده اند و هیچ حرف خاصی نمیزنند و مثل بچه آدم تیر اندازی میکنند و میمیرند در کل اگر صدا پیشه های بازی نبودند این بخش هم مثل برقیه بخش های بازی افتضاح از آب در می آمد.<br />
موسیقی هم کاملا از اول بازی تا آخر به صورت اکشن است البته در این بخش موسیقی متن بازی خوب کار شده و میتواند تا قسمتی هیجان را انتقال دهد.خداحافظ رزیدنت اویل<br />
<br />
در کل این عنوان جزو ضعیف ترین عنوان های این سری است که میتواند تمام خاطرات شما از این سری را پاک کند! واقعا هیچ چیزی در این بازی وجود ندارد که بتوان بخاطر آن این بازی را انجام داد همه چیز فقط اشکال است و اگر مورد خوبی پیدا شود از متوسط فرا تر نمی رود، در کل اگر از طرفداران سر سخت این سری هستید بهتر است اعصاب خود را آرام نگه دارین و فکر کنید اصلا همچین عنوانی برای این سری ساخته نشده است و خیلی ساده از کنارش بگذرید.<br />
-<br />
با تشکر از دوست خوبم:شایان کرمی و ژنرال شاون.<br />
-گیم پلی: ۵<br />
گرافیک: ۴<br />
داستان: ۳<br />
صدا گذاری و موسیقی: ۶<br />
امتیاز کل: ۴٫۵<br />
<br />
<br />
<br />
منبع : نداشت]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مروری بر کارت گرافیک جیفورس مدل جیتیایکس ۵۸۰ (GeForce GTX 580)]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=383</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:48:49 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=383</guid>
			<description><![CDATA[زمانی که کمپانی Nvidia مدل جیتیایکس ۴۸۰- با نام تجاری GF100- را اوایل امسال به بازار عرضه کرد، پردازنده گرافیکی(GPU) آن در عمل نشان داد که از یک ساختار و تکنولوژی ترکیبی استفاده میکند. این مدل بدون تردید سریع بود، اما همچنین گاهی اوقات نیز زمینگیر میشد، تمام پردازندههای گرافیکی جیتیایکس ۴۸۰ در وضعیتی به بازار عرضه میشد که تمام واحدهای عملیاتی آن بطور کامل فعال نبودند. این مساله روشن نبود که آیا این نقص به دلیل مشکلات ناشی از بازده بود یا توان مصرفی. کاملاً آشکار بود که توان مصرفی این مدل دارای مشکل بود- بهترین مدل کارت گرافیک کمپانی Nvidia هم مشکل زود داغ شدن را داشت و هم پرسروصدا بود.با وجود رقابت شدید در بازار، Nvidia ناگزیر بود که مدل فرمی(Fermi) را از دور خارج کند. حتی قبل از اینکه مدل اولیه فرمی از خط تولید این کمپانی خارج شود، مهندسان طراح Nvidia بر روی ارتقاء، و بهبود GF100 کار میکردند و این مدل را تحت تغییرات مهندسی دوباره قرار دادند. نتیجه فعالیت آنها مدل GF110 است. اکنون این پردازنده گرافیکی جدید، همان گونه که Emperor Palpatine آن را توصیف میکند، “کاملاً عملیاتی” است که تمام واحدهای عملیاتی آن فعال هستند. علاوه بر این با تعداد بیشتر ترانزیستورهای فعال، سرعت ساعت(clock speed) اصلی این مدل، از مقدار ۷۰۰ مگاهرتز در مدل اولیه به مقدار ۷۷۲ مگاهرتز افزایش یافته است. ساعتهای حافظه نیز در این مدل ۱ گیگاهرتز سرعت دارند که در مدل جیتیایکس ۴۸۰ ۹۲۴ مگاهرتز بود.مشخصات فنی<br />
GTX 580	GTX 480	<br />
512	480	هستههای محاسباتی<br />
۶۴	۵۶	واحدهای بافت تصویری(Texture)<br />
48	48	نقاط سفارش مجدد (ROPs)<br />
3 Billion	3 Billion	شمارش ترانزیستور<br />
۷۷۲MHz	700MHz	سرعت ساعت مرکزی<br />
۱۵۴۴MHz	1401MHz	سرعت ساعت بخش حسابی-منطقی(ALU)<br />
1000MHz	924MHz	سرعت ساعت حافظه<br />
۱۵۳۶MB	1536MB	حافظه RAM ویدئویی GDDR5<br />
384-bit	384-bit	میانجی حافظه<br />
۴۰nm	40nm	زائده Mfg.<br />
244W	250w	توان حرارتی<br />
همان طور که مشاهده میکنید در حالیکه تعداد واحدهای عملیاتی و سرعت ساعتها افزایش یافته، توان مصرفی در مدل جدید اندکی کاهش یافته است،طراحان مدل GF110 بر روی تنظیم دقیق و بهینه مسیرهای عبور دادهها از میان پردازنده گرافیکی وقت نسبتاً زیادی صرف کردند تا جریان عبور دادهها را کاملاً موثر کنند. آنها همچنین تعداد دیگری از مشخصات فنی مدل قبلی را نیز بهبود بخشیدند، که در میان آنها میتوان به افزایش عملکرد کلی بافت تصویری FP16 اشاره کرد. علاوه براین، خود ساختار این کارت گرافیکی جدید یک سیستم فرعی خنککننده جدید(شکل زیر) دارد که شامل یک فن با طراحی جدید و یک اطاقک تبخیر است( که جایگزین لولههای دفع حرارتی در مدل جیتیایکس ۴۸۰ شده است). حتی پوشش اطراف خنککننده نیز از نو طراحی شده است که در آن، فن یک مقدار عقبتر رفته و به لبه عقبی آن شیب بیشتری داده شد که این طراحی جریان هوا و بهره خنککنندگی را در آرایش فضایی SLI( خط پیمایش با جایگذاری یکی در میان) که در آن آرایش، کارتها در فاصله بسیار نزدیکی از هم، نصب میشوند، افزایش میدهد.<br />
اتاقک تبخیر مدل جیتیایکس ۵۸۰ نسبت به لولههای دفع حرارتی قدیمی موجود در مدل جیتیایکس ۴۸۰، با کارآیی بیشتری حرارت تولید شده را پراکنده میکند<br />
همان گونه که در شکل بالا میبینید، هوای سرد از یک سمت وارد اطاقک تبخیر شده و با تبادل حرارتی(جریان همرفتی و رسانایی) گرمای سیستم را گرفته و گرم میشود. این هوای گرم شده از سمت دیگر از اطاقک تبخیر خارج میشود. تیغههای انباره حرارتی در این اطاقک در توزیع گرمای ایجاد شده در هسته مرگزی پردازنده گرافیکی نقش عمدهای در این تبادل و پراکنده کردن حرارت ایجاد شده دارند. مایع خنککننده داخل لوله مخصوص از بالی پردازنده گرافیکی گذشته و با جذب انرژی حرارتی موجود در محیط، تبخیر شده و از طرف دیگر خارج میشود، در سمت دیگر، این مایع تبخیر شده بوسیله همرفت و رسانش، و در تبادل حرارتی با هوای خنک وارد شده به اطاقک تبخیر، خنک میشود و دوباره روند بالا را تکرار میکند.نتیجه نهایی حاصل از این تغییرات، نویز صوتی کمتر فن بهنگام قرارگیری زیر فشار کاری بالا است. کمپانی Nvidia برآورد میکند که نویز صوتی حدود ۵ دسیبل نسبت به مدل جیتیایکس ۴۸۰کمتر است، حتی نویز صوتی آن از مدل جیتیایکس ۲۸۵ نیز پایینتر است. ما در طی آزمایشهای انجام داده شده بر روی این مدل، دریافتیم که این کارت گرافیکی نه تنها سروصدای کمتری دارد، بلکه فن آن نیز در یک محدوده فرکانس صوتی متفاوتی قرار دارد که آزار دهنده نیست. این وضعیت ممکن است در اثر طراحی دوباره فن باشد که به دلیل قرارگیری یک حلقه در اطراف ساختار تیغههای فن، سختی و کارآمدی بیشتری دارد.<br />
<br />
<br />
در این تصاویر، عدم وجود لولههای دفع حرارتی بر روی مدل جیتیایکس ۵۸۰ کاملاً مشهود است<br />
<br />
سطح شیبدار بزرگتر و عمیقتر موجود بر روی سطح عقبی پوشش خنککننده، بخشی از ویژگیهای لحاظ شده در طراحی مجدد سیستم خنککننده است.<br />
کارآییدر نتیجه همه این تغییرات، چیزی که ما در دست داریم یک مدل فرمی سریعتر است که تمام واحدهای عملیاتی آن فعال بوده، برخی از ویژگیهای معماری آن بهینه و کارآمد شده که همگی منجر به نویز صوتی کمتر، و سیستم خنکتر شدهاند. ما یک کارت گرافیکی مرجع جیتیایکس ۵۸۰ را پایه قرار داده و آن را با یک مدل جیتیایکس ۴۸۰ موجود از کمپانی Asus، به علاوه با کارت گرافیکی مدل Radeon HD 5870، HD 5970، و مدل جدیدتر Radeon HD 6870 مقایسه کردیم.توجه داشته باشید که کارت گرافیکی Radeon HD 5970 یک پردازنده گرافیکی دولایه است. در حالی که کارآئی و پشتیبانی کارت گرافیکی CrossFireX کمپانی AMD با عرضه درایورهای اخیر، به طور قابل ملاحظهای بهبود یافته است، اما کارآیی هنوز هم به مقیاسگذاری مدل CrossFireX وابسته است. همچنین، مدل HD 5970 به اندازه ۱۲ اینچ طول دارد که این طول بلند سبب میشود این کارت گرافیک در بسیاری از کیسهای کامپیوتری عمودی با ابعاد متوسط، گزینه مناسبی نباشد. همچنین مدل XFX Radeon HD 5870 ویرایش XXX به مقدار کمی اورکلاک(overclock) میشود، یعنی با سرعتی بیش از سرعت اسمی کارخانه کار کند، که به مقدار ۳% بر روی ساعت مرکزی و ۸% بر روی ساعت حافظه روی میدهد. هنگامی که نتایج مورد نظر را بررسی میکنیم، این نکته را نیز باید مد نظر قرار دهیم.تمام تستها با رزولوشن تصویری ۱۲۰۰ ۱۹۲۰ با فعال بودن گزینه ۴x AA انجام گرفتند. سیستم تست ما متشکل از یک پردازشگر ۷ هستهای ۹۷۵(Core i7 975) 3.3 گیگاهرتزی با حافظه(رم) ۶ گیگابایتی DDR3/1333 بود که بر روی یک مادربورد ایسوز مدل P6X58D، با یک درایو سیگیت مدل ۷۲۰۰٫۱۲ ۱TB، درایو LG Blu-ray ROM، منبع تغذیه ۸۵۰ واتی مدل Corsair TX850w، و سیستم عامل Windows 7 Ultimate 64 بیتی بود.تستهای معیار ۳DMark Vantage و Unigine Heavenاجازه دهید یک مرور سریع بر روی تعدادی از تستهای معیار(Benchmark) ترکیبی مربوط به ارزیابی عملکرد کارتهای گرافیکی داشته باشیم. ما به این نتایج اهمیت خیلی زیادی نمیدهیم، اما بررسی همه اینها در این بخش، خالی از لطف نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
تست معیار ۳DMark Vantage بر روی حالت بالاترین کیفیت “اکستریم” انجام شد، که البته بر حسب استانداردهای امروزی چندان هم اکستریم نیست. در حالی که مدل Radeon HD 5970 از مدل جیتیایکس ۵۸۰ کمی پیشی گرفت، اما این نتیجه، سریعترین نمرهای بود که ما با یک کارت منفرد پردازنده گرافیکی بر روی سیستم تست ما مشاهده کردیم.انتظار داشتیم که مدل جیتیایکس ۵۸۰، مطابق آنچه که کمپانی Ndivia دوست دارد این مدل را یک “هیولای موزائیککاری شده(با جایگذاری عالی مولفهها)” بنامد عمل کند. این مدل امتیاز ۲٫۱ را از اجرای تست معیار Heaven بدست آورد، حالا اگر این امتیاز نشان دهنده چنین لقبی باشد، این مدل قطعاً شایسته چنین لقبی است. البته چیزی که ما از این تست فهمیدیم این است که تا حدی در فلسفه چگونگی مدیریت و رفتار با طرح موزائیکی تفاوت وجود دارد. کمپانی AMD تمایل دارد که بر روی قسمت مرکزی ساختار کارت گرافیکیشان برای اعمال طرح موزائیکی و روی مثلثهای ۱۶ پیکسلی تمرکز کند، بنابراین زمانی که فاکتور موزائیکی معیار Heaven را فعال میکنید، این معیار، کارتهای گرافیکی Radeon که از این قسمت مرکزی میگذرند را توسعه میدهند. بنابراین کارتهای گرافیکی Ndivia رتبه بهتری را از این لحاظ کسب میکنند.اما چیزی که واقعاً به آن اهمیت میدهیم، کارآیی یک کارت گرافیک در بازیهایواقعی است. اجازه دهید در ابتدا نگاهی به میزان کارآیی کارتهای مورد نظر بر روی برنامه DirectX 10 میاندازیم و سپس میزان کارآیی DirectX 10 Gaming را مورد بررسی قرار میدهیم.تستهای میزان کارآیی DirectX 10 Gamingبازیهایی که ما برای میزان کارآیی DX10 انتخاب کردیم شامل Far Cry 2( دو چشمانداز متفاوت از بازی)، Just Cause 2( با تست معیار Conrete Jungle )، Tom Clancy’s HAWX، و بازی قدیمی ولی هنوز هم با زرق و برق Crysis بودند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
تا کنون، بازی Crysis به طور جامع و گسترده مورد بررسی قرار گرفته است و درایورهای این بازی بوسیله کمپانیهای سازنده پردازندههای گرافیکی بهینه شدهاند. بااینحال، کارت گرافیکی جیتیایکس ۵۸۰ در نهایت موفق شد که کارت گرافیکی XFX Radeon HD 5870 را پشت سر بگذارد، ولی پردازندههای گرافیکی دولایه مدل ۵۹۷۰ نمیتواند بازی Crysis را به خوبی بارگذاری کند. همچنین مدل HD 5970 در بازی Just Cause 2، بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داد.البته برای بازی HAWX یا Far Cry 2 قضیهفرق میکند و این مدل نتوانست امتیاز خوبی بدست آورد. مدل جیتیایکس ۵۸۰ تنها در این بازیها از پردازندههای گرافیکی دولایه HD 5970 پیشی میگیرد. توجه داشته باشید که جیتیایکس ۵۸۰ در تمام تستهای انجام شده از پردازندههای گرافیکی تک لایه Radeon عملکرد بهتری داشت.بنابراین میتوان گفت که کارت گرافیکی جیتیایکس ۵۸۰ در DirectX 10 بسیار توانا باشد. اکنون اجازه دهید که به نتایج تستهای میزان کاراییDirectX 11 بپردازیم.تستهای عملکرد بازی DirectX 11بازیهای DX11 که ما تست کردیم مجموعهای از بازیهای ترکیبی بودند. تعدادی از آنها، همانند بازی تازه منتشر شده Tom Clancy’s HAWX 2 و Metro 203، باعث میشوند که استفاده سنگینی از مشخصات فنی کارت گرافیکی DX11 شود. بخصوص بازی HAWX2 خیلی سنگین از ویژگی طرح موزائیکی سختافزار DX11 استفاده میکند. استفاده سایر بازیها، نظیر BattleForge، DiRT2، Aliens vs Predator یا Call of Pripyat، از قابلیتهای DX11 ، تا اندازهای معقولانهتر است.<br />
<br />
بازی HAWX 2 از ساختار موزائیکی این مدل با حداکثر توان استفاده میکند، اما نتیجه حاصله به طرز باشکوهی رندر(ایجاد تصاویر دو بعدی از اجسام سه بعدی) میشود، به نحوی که مناظر طبیعی تقریباً واقعی را ایجاد میکند. توانایی مل فرمی برای موزائیککردن و رندر کردن تصاویر به سمت مشهای(mesh) بسیار کوچک، در این تست تاثیر بسزایی دارد.تست انجام شده با بازی Metro 2033 نیز نتایج جالب توجهای داشت، عمدتاً به این دلیل که مدل تک لایه پردازنده گرافیکی Radeon HD 5870 نتوانست با قدرت این بازی را اجرا کند. این نتیجه در چندین تست تکرار شد، و ما کاملاً مطمئن نیستیم که چه چیزی باعث این حالت شد، چون مدل جدیدتر HD 6870 هر چند که امتیاز پایینی کسب کرد، ولی به طور قابل قبولی، کارآیی خوبی داشت.در اکثر تستهای معیار باقیمانده مدل GTX 580 رقابت تنگاتنگی با پردازنده گرافیکی دولایه مدل Radeon HD 5970 داشته است که در بعضی خصوصیات از این مدل پیشی گرفت و یا بسیار به آن نزدیک بود..توان مصرفیبا این تفاسیر، نوان مصرفی این کارت گرافیکی چقدر است؟ با معین بودن مشخصات فنی Nvidia، انتظار داشتیم که توان مصرفی این مدل نزدیک به توان مصرفی مدل GTX 480 باشد. در زیر نتایج بدست آمده از تستهای ما را مشاهده میکنیددرست است، مدل GTX 580 همانند مدلهای پیشین کارت گرافیک کلاس Fermi کمپانی Nvidia، توان مصرفی بالایی داشت، اما میتوان گفت که دست کم این میزان مصرف بالای انرژی معقولانهتر و آرامتر بود. علاوه براین با در نظر گرفتن نتایج بهتر بدست آمده از تستهای معیاری که ما انجام دادیم، میزان کارآیی به ازای وات مصرفی برای این مدل بیشتر است. با اینحال این نکته که پردازنده گرافیکی دولایهRadeon HD 5970 ، تحت بارگذاری کامل، حتی از مدل GTX 580 نیز توان کمتری را مصرف میکند، برای ما خیلی قابل توجه بودنتیجهگیری نهایی: هزینه بدست آوردن سرعت بالاترهمان گونه که مشاهده کردیم، امروزه کارت گرافیک مدل GTX 580 کمپانی Nvidia، آشکارا سریعترین کارت پردازنده گرافیکی تک لایه موجود در بازار است. به دلیل اینکه مدل مرجع مورد بررسی ما، یک نمونه اولیه است، به احتمال زیاد در چند ماه آینده، شاهد عرضه مدلهایی با سرعت بسیار بیشتر خواهیم بود که عملکرد این نوع کارت گرافیک را حتی بیشتر از این ارتقاء خواهند داد.بااینحال، قیمت این پردازنده گرافیکی تک لایه خیلی زیاد است. قیمت پیشنهادی کمپانی Nvidia برای مدل GTX 580، ۴۹۹ دلار است. البته مطابق معمول با عرضه یک پردازنده گرافیکی جدید به بازار، به دلیل رقابت موجود، شاهد کاهش قیمت این مدل خواهیم بود. در حال حاضر، قیمت کارت گرافیکهای مدل Radeon HD 5870، به زیر ۳۵۰ دلار رسیده است( در بعضی موارد حتی کمتر از ۳۴۰ دلار). کارت گرافیک مدل Radeon HD 6870، که از مدل HD 5870 فقط اندکی کندتر، ولی کارآمدتر است، زیر ۲۵۰ دلار است.حتی در بعضی موارد نادر هم مدل Radeon HD 5970 شاهد افت قیمت است. شما میتوانید یک کارت گرافیک Sapphire Radeon HD 5970 را به قیمت ۴۹۹ دلار بخرید که با یک تخفیف ۳۰ دلاری به ۴۶۹ دلار خواهد رسید. همچنین کمپانی AMD نیز تمایل دارد که توجه خریداران و بازار را به مدل HIS HD 5970 جلب کند، اما این کارت گرافیک در سایت فروش آنلاین تجهیزات کامپیوتری Newegg، در فهرست مدلهای ” غیرفعال” قرار گرفته است. با این حال، سایر کارتهای HD 5970 یا خیلی گران هستند یا در بازار موجود نیستند. در عمل، مدل ارائه شده توسط کمپانی AMD برای مقابله با مدل GF110، که با نام تجاری Cayman شناخته میشود، هنوز به بازار عرضه نشده است. کارت Radeon HD 5970 در واقع با اقبال و استقبال خوبی مواجه نشده است.البته، تا این لحظه ما نمیدانیم که قیمت یا میزان در دسترس بودن کارت گرافیک مدل GF110 در آینده چه وضعیتی خواهد. کارتهای تولیدی سازندگانی نظیر eVGA و Asus احتمالاً اندکی بالاتر از ۴۹۹ دلار خواهد بود، حداقل در اوایل عرضه به بازار چنین وضعیتی خواهند داشت.از طرف دیگر، مدل GTX 580، هنوز هم طولی برابر با ۱۰٫۵ اینچ دارد، بنابراین نسبت به مدل HD 5970 در کیسهای کوچکتری قرار خواهند گرفت. کمپانی Nvidia برای یک کارت گرافیکی منفرد GTX 580، یک منبع تغذیه ۶۰۰ واتی را پیشنهاد میکند. با در نظر گرفتن نتایج بدست آمده در تستهای میزان کارآیی انجام شده توسط ما، در عمل برای یک صفحه نمایش با رزولوشن ۱۲۰۰ ۱۹۲۰ یا ۱۰۸۰ ۱۹۲۰، بیشتر از یک کارت گرافیکی لازم ندارید. اما اگر میخواهید نمایشگرهای سه بعدی، بخصوص نمایشگرهای سه بعدی دارای عینکهی سه بعدی برجستهبین ۳D Vision کمپانی Nvidia را تهیه کنید، نیاز به دو کارت گرافیکی نیاز خواهید داشت – البته در چنین شرایطی کارتهای گرافیکی مدلGTX 470 با قیمت خیلی پایینتر نیز میتوانند نیازهای شما را برطرف کنند.بنابراین میتوانیم نتیجه بگیریم کارت گرافیک نسل Fermi – Fermi حقیقی- وارد صحنه شده است. این مدل هنوز گران بوده و توان مصرفی بالایی دارد، اما بدون سروصداتر و با عملکردی بسیار بهتر است. ما همچنان مشتاقانه منتظر ارائه بررسیهای دیگری بر روی کارتهای گرافیکی عرضه شده به بازار هستیم، اما برای شرایط کنونی، کارت گرافیکی کاملاً عملیاتی GTX 580 به احتمال زیاد میتواند افراد عاشق بازی و با جیبهایی پر از پول را خرسند و راضی کند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[زمانی که کمپانی Nvidia مدل جیتیایکس ۴۸۰- با نام تجاری GF100- را اوایل امسال به بازار عرضه کرد، پردازنده گرافیکی(GPU) آن در عمل نشان داد که از یک ساختار و تکنولوژی ترکیبی استفاده میکند. این مدل بدون تردید سریع بود، اما همچنین گاهی اوقات نیز زمینگیر میشد، تمام پردازندههای گرافیکی جیتیایکس ۴۸۰ در وضعیتی به بازار عرضه میشد که تمام واحدهای عملیاتی آن بطور کامل فعال نبودند. این مساله روشن نبود که آیا این نقص به دلیل مشکلات ناشی از بازده بود یا توان مصرفی. کاملاً آشکار بود که توان مصرفی این مدل دارای مشکل بود- بهترین مدل کارت گرافیک کمپانی Nvidia هم مشکل زود داغ شدن را داشت و هم پرسروصدا بود.با وجود رقابت شدید در بازار، Nvidia ناگزیر بود که مدل فرمی(Fermi) را از دور خارج کند. حتی قبل از اینکه مدل اولیه فرمی از خط تولید این کمپانی خارج شود، مهندسان طراح Nvidia بر روی ارتقاء، و بهبود GF100 کار میکردند و این مدل را تحت تغییرات مهندسی دوباره قرار دادند. نتیجه فعالیت آنها مدل GF110 است. اکنون این پردازنده گرافیکی جدید، همان گونه که Emperor Palpatine آن را توصیف میکند، “کاملاً عملیاتی” است که تمام واحدهای عملیاتی آن فعال هستند. علاوه بر این با تعداد بیشتر ترانزیستورهای فعال، سرعت ساعت(clock speed) اصلی این مدل، از مقدار ۷۰۰ مگاهرتز در مدل اولیه به مقدار ۷۷۲ مگاهرتز افزایش یافته است. ساعتهای حافظه نیز در این مدل ۱ گیگاهرتز سرعت دارند که در مدل جیتیایکس ۴۸۰ ۹۲۴ مگاهرتز بود.مشخصات فنی<br />
GTX 580	GTX 480	<br />
512	480	هستههای محاسباتی<br />
۶۴	۵۶	واحدهای بافت تصویری(Texture)<br />
48	48	نقاط سفارش مجدد (ROPs)<br />
3 Billion	3 Billion	شمارش ترانزیستور<br />
۷۷۲MHz	700MHz	سرعت ساعت مرکزی<br />
۱۵۴۴MHz	1401MHz	سرعت ساعت بخش حسابی-منطقی(ALU)<br />
1000MHz	924MHz	سرعت ساعت حافظه<br />
۱۵۳۶MB	1536MB	حافظه RAM ویدئویی GDDR5<br />
384-bit	384-bit	میانجی حافظه<br />
۴۰nm	40nm	زائده Mfg.<br />
244W	250w	توان حرارتی<br />
همان طور که مشاهده میکنید در حالیکه تعداد واحدهای عملیاتی و سرعت ساعتها افزایش یافته، توان مصرفی در مدل جدید اندکی کاهش یافته است،طراحان مدل GF110 بر روی تنظیم دقیق و بهینه مسیرهای عبور دادهها از میان پردازنده گرافیکی وقت نسبتاً زیادی صرف کردند تا جریان عبور دادهها را کاملاً موثر کنند. آنها همچنین تعداد دیگری از مشخصات فنی مدل قبلی را نیز بهبود بخشیدند، که در میان آنها میتوان به افزایش عملکرد کلی بافت تصویری FP16 اشاره کرد. علاوه براین، خود ساختار این کارت گرافیکی جدید یک سیستم فرعی خنککننده جدید(شکل زیر) دارد که شامل یک فن با طراحی جدید و یک اطاقک تبخیر است( که جایگزین لولههای دفع حرارتی در مدل جیتیایکس ۴۸۰ شده است). حتی پوشش اطراف خنککننده نیز از نو طراحی شده است که در آن، فن یک مقدار عقبتر رفته و به لبه عقبی آن شیب بیشتری داده شد که این طراحی جریان هوا و بهره خنککنندگی را در آرایش فضایی SLI( خط پیمایش با جایگذاری یکی در میان) که در آن آرایش، کارتها در فاصله بسیار نزدیکی از هم، نصب میشوند، افزایش میدهد.<br />
اتاقک تبخیر مدل جیتیایکس ۵۸۰ نسبت به لولههای دفع حرارتی قدیمی موجود در مدل جیتیایکس ۴۸۰، با کارآیی بیشتری حرارت تولید شده را پراکنده میکند<br />
همان گونه که در شکل بالا میبینید، هوای سرد از یک سمت وارد اطاقک تبخیر شده و با تبادل حرارتی(جریان همرفتی و رسانایی) گرمای سیستم را گرفته و گرم میشود. این هوای گرم شده از سمت دیگر از اطاقک تبخیر خارج میشود. تیغههای انباره حرارتی در این اطاقک در توزیع گرمای ایجاد شده در هسته مرگزی پردازنده گرافیکی نقش عمدهای در این تبادل و پراکنده کردن حرارت ایجاد شده دارند. مایع خنککننده داخل لوله مخصوص از بالی پردازنده گرافیکی گذشته و با جذب انرژی حرارتی موجود در محیط، تبخیر شده و از طرف دیگر خارج میشود، در سمت دیگر، این مایع تبخیر شده بوسیله همرفت و رسانش، و در تبادل حرارتی با هوای خنک وارد شده به اطاقک تبخیر، خنک میشود و دوباره روند بالا را تکرار میکند.نتیجه نهایی حاصل از این تغییرات، نویز صوتی کمتر فن بهنگام قرارگیری زیر فشار کاری بالا است. کمپانی Nvidia برآورد میکند که نویز صوتی حدود ۵ دسیبل نسبت به مدل جیتیایکس ۴۸۰کمتر است، حتی نویز صوتی آن از مدل جیتیایکس ۲۸۵ نیز پایینتر است. ما در طی آزمایشهای انجام داده شده بر روی این مدل، دریافتیم که این کارت گرافیکی نه تنها سروصدای کمتری دارد، بلکه فن آن نیز در یک محدوده فرکانس صوتی متفاوتی قرار دارد که آزار دهنده نیست. این وضعیت ممکن است در اثر طراحی دوباره فن باشد که به دلیل قرارگیری یک حلقه در اطراف ساختار تیغههای فن، سختی و کارآمدی بیشتری دارد.<br />
<br />
<br />
در این تصاویر، عدم وجود لولههای دفع حرارتی بر روی مدل جیتیایکس ۵۸۰ کاملاً مشهود است<br />
<br />
سطح شیبدار بزرگتر و عمیقتر موجود بر روی سطح عقبی پوشش خنککننده، بخشی از ویژگیهای لحاظ شده در طراحی مجدد سیستم خنککننده است.<br />
کارآییدر نتیجه همه این تغییرات، چیزی که ما در دست داریم یک مدل فرمی سریعتر است که تمام واحدهای عملیاتی آن فعال بوده، برخی از ویژگیهای معماری آن بهینه و کارآمد شده که همگی منجر به نویز صوتی کمتر، و سیستم خنکتر شدهاند. ما یک کارت گرافیکی مرجع جیتیایکس ۵۸۰ را پایه قرار داده و آن را با یک مدل جیتیایکس ۴۸۰ موجود از کمپانی Asus، به علاوه با کارت گرافیکی مدل Radeon HD 5870، HD 5970، و مدل جدیدتر Radeon HD 6870 مقایسه کردیم.توجه داشته باشید که کارت گرافیکی Radeon HD 5970 یک پردازنده گرافیکی دولایه است. در حالی که کارآئی و پشتیبانی کارت گرافیکی CrossFireX کمپانی AMD با عرضه درایورهای اخیر، به طور قابل ملاحظهای بهبود یافته است، اما کارآیی هنوز هم به مقیاسگذاری مدل CrossFireX وابسته است. همچنین، مدل HD 5970 به اندازه ۱۲ اینچ طول دارد که این طول بلند سبب میشود این کارت گرافیک در بسیاری از کیسهای کامپیوتری عمودی با ابعاد متوسط، گزینه مناسبی نباشد. همچنین مدل XFX Radeon HD 5870 ویرایش XXX به مقدار کمی اورکلاک(overclock) میشود، یعنی با سرعتی بیش از سرعت اسمی کارخانه کار کند، که به مقدار ۳% بر روی ساعت مرکزی و ۸% بر روی ساعت حافظه روی میدهد. هنگامی که نتایج مورد نظر را بررسی میکنیم، این نکته را نیز باید مد نظر قرار دهیم.تمام تستها با رزولوشن تصویری ۱۲۰۰ ۱۹۲۰ با فعال بودن گزینه ۴x AA انجام گرفتند. سیستم تست ما متشکل از یک پردازشگر ۷ هستهای ۹۷۵(Core i7 975) 3.3 گیگاهرتزی با حافظه(رم) ۶ گیگابایتی DDR3/1333 بود که بر روی یک مادربورد ایسوز مدل P6X58D، با یک درایو سیگیت مدل ۷۲۰۰٫۱۲ ۱TB، درایو LG Blu-ray ROM، منبع تغذیه ۸۵۰ واتی مدل Corsair TX850w، و سیستم عامل Windows 7 Ultimate 64 بیتی بود.تستهای معیار ۳DMark Vantage و Unigine Heavenاجازه دهید یک مرور سریع بر روی تعدادی از تستهای معیار(Benchmark) ترکیبی مربوط به ارزیابی عملکرد کارتهای گرافیکی داشته باشیم. ما به این نتایج اهمیت خیلی زیادی نمیدهیم، اما بررسی همه اینها در این بخش، خالی از لطف نیست.<br />
<br />
<br />
<br />
تست معیار ۳DMark Vantage بر روی حالت بالاترین کیفیت “اکستریم” انجام شد، که البته بر حسب استانداردهای امروزی چندان هم اکستریم نیست. در حالی که مدل Radeon HD 5970 از مدل جیتیایکس ۵۸۰ کمی پیشی گرفت، اما این نتیجه، سریعترین نمرهای بود که ما با یک کارت منفرد پردازنده گرافیکی بر روی سیستم تست ما مشاهده کردیم.انتظار داشتیم که مدل جیتیایکس ۵۸۰، مطابق آنچه که کمپانی Ndivia دوست دارد این مدل را یک “هیولای موزائیککاری شده(با جایگذاری عالی مولفهها)” بنامد عمل کند. این مدل امتیاز ۲٫۱ را از اجرای تست معیار Heaven بدست آورد، حالا اگر این امتیاز نشان دهنده چنین لقبی باشد، این مدل قطعاً شایسته چنین لقبی است. البته چیزی که ما از این تست فهمیدیم این است که تا حدی در فلسفه چگونگی مدیریت و رفتار با طرح موزائیکی تفاوت وجود دارد. کمپانی AMD تمایل دارد که بر روی قسمت مرکزی ساختار کارت گرافیکیشان برای اعمال طرح موزائیکی و روی مثلثهای ۱۶ پیکسلی تمرکز کند، بنابراین زمانی که فاکتور موزائیکی معیار Heaven را فعال میکنید، این معیار، کارتهای گرافیکی Radeon که از این قسمت مرکزی میگذرند را توسعه میدهند. بنابراین کارتهای گرافیکی Ndivia رتبه بهتری را از این لحاظ کسب میکنند.اما چیزی که واقعاً به آن اهمیت میدهیم، کارآیی یک کارت گرافیک در بازیهایواقعی است. اجازه دهید در ابتدا نگاهی به میزان کارآیی کارتهای مورد نظر بر روی برنامه DirectX 10 میاندازیم و سپس میزان کارآیی DirectX 10 Gaming را مورد بررسی قرار میدهیم.تستهای میزان کارآیی DirectX 10 Gamingبازیهایی که ما برای میزان کارآیی DX10 انتخاب کردیم شامل Far Cry 2( دو چشمانداز متفاوت از بازی)، Just Cause 2( با تست معیار Conrete Jungle )، Tom Clancy’s HAWX، و بازی قدیمی ولی هنوز هم با زرق و برق Crysis بودند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
تا کنون، بازی Crysis به طور جامع و گسترده مورد بررسی قرار گرفته است و درایورهای این بازی بوسیله کمپانیهای سازنده پردازندههای گرافیکی بهینه شدهاند. بااینحال، کارت گرافیکی جیتیایکس ۵۸۰ در نهایت موفق شد که کارت گرافیکی XFX Radeon HD 5870 را پشت سر بگذارد، ولی پردازندههای گرافیکی دولایه مدل ۵۹۷۰ نمیتواند بازی Crysis را به خوبی بارگذاری کند. همچنین مدل HD 5970 در بازی Just Cause 2، بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داد.البته برای بازی HAWX یا Far Cry 2 قضیهفرق میکند و این مدل نتوانست امتیاز خوبی بدست آورد. مدل جیتیایکس ۵۸۰ تنها در این بازیها از پردازندههای گرافیکی دولایه HD 5970 پیشی میگیرد. توجه داشته باشید که جیتیایکس ۵۸۰ در تمام تستهای انجام شده از پردازندههای گرافیکی تک لایه Radeon عملکرد بهتری داشت.بنابراین میتوان گفت که کارت گرافیکی جیتیایکس ۵۸۰ در DirectX 10 بسیار توانا باشد. اکنون اجازه دهید که به نتایج تستهای میزان کاراییDirectX 11 بپردازیم.تستهای عملکرد بازی DirectX 11بازیهای DX11 که ما تست کردیم مجموعهای از بازیهای ترکیبی بودند. تعدادی از آنها، همانند بازی تازه منتشر شده Tom Clancy’s HAWX 2 و Metro 203، باعث میشوند که استفاده سنگینی از مشخصات فنی کارت گرافیکی DX11 شود. بخصوص بازی HAWX2 خیلی سنگین از ویژگی طرح موزائیکی سختافزار DX11 استفاده میکند. استفاده سایر بازیها، نظیر BattleForge، DiRT2، Aliens vs Predator یا Call of Pripyat، از قابلیتهای DX11 ، تا اندازهای معقولانهتر است.<br />
<br />
بازی HAWX 2 از ساختار موزائیکی این مدل با حداکثر توان استفاده میکند، اما نتیجه حاصله به طرز باشکوهی رندر(ایجاد تصاویر دو بعدی از اجسام سه بعدی) میشود، به نحوی که مناظر طبیعی تقریباً واقعی را ایجاد میکند. توانایی مل فرمی برای موزائیککردن و رندر کردن تصاویر به سمت مشهای(mesh) بسیار کوچک، در این تست تاثیر بسزایی دارد.تست انجام شده با بازی Metro 2033 نیز نتایج جالب توجهای داشت، عمدتاً به این دلیل که مدل تک لایه پردازنده گرافیکی Radeon HD 5870 نتوانست با قدرت این بازی را اجرا کند. این نتیجه در چندین تست تکرار شد، و ما کاملاً مطمئن نیستیم که چه چیزی باعث این حالت شد، چون مدل جدیدتر HD 6870 هر چند که امتیاز پایینی کسب کرد، ولی به طور قابل قبولی، کارآیی خوبی داشت.در اکثر تستهای معیار باقیمانده مدل GTX 580 رقابت تنگاتنگی با پردازنده گرافیکی دولایه مدل Radeon HD 5970 داشته است که در بعضی خصوصیات از این مدل پیشی گرفت و یا بسیار به آن نزدیک بود..توان مصرفیبا این تفاسیر، نوان مصرفی این کارت گرافیکی چقدر است؟ با معین بودن مشخصات فنی Nvidia، انتظار داشتیم که توان مصرفی این مدل نزدیک به توان مصرفی مدل GTX 480 باشد. در زیر نتایج بدست آمده از تستهای ما را مشاهده میکنیددرست است، مدل GTX 580 همانند مدلهای پیشین کارت گرافیک کلاس Fermi کمپانی Nvidia، توان مصرفی بالایی داشت، اما میتوان گفت که دست کم این میزان مصرف بالای انرژی معقولانهتر و آرامتر بود. علاوه براین با در نظر گرفتن نتایج بهتر بدست آمده از تستهای معیاری که ما انجام دادیم، میزان کارآیی به ازای وات مصرفی برای این مدل بیشتر است. با اینحال این نکته که پردازنده گرافیکی دولایهRadeon HD 5970 ، تحت بارگذاری کامل، حتی از مدل GTX 580 نیز توان کمتری را مصرف میکند، برای ما خیلی قابل توجه بودنتیجهگیری نهایی: هزینه بدست آوردن سرعت بالاترهمان گونه که مشاهده کردیم، امروزه کارت گرافیک مدل GTX 580 کمپانی Nvidia، آشکارا سریعترین کارت پردازنده گرافیکی تک لایه موجود در بازار است. به دلیل اینکه مدل مرجع مورد بررسی ما، یک نمونه اولیه است، به احتمال زیاد در چند ماه آینده، شاهد عرضه مدلهایی با سرعت بسیار بیشتر خواهیم بود که عملکرد این نوع کارت گرافیک را حتی بیشتر از این ارتقاء خواهند داد.بااینحال، قیمت این پردازنده گرافیکی تک لایه خیلی زیاد است. قیمت پیشنهادی کمپانی Nvidia برای مدل GTX 580، ۴۹۹ دلار است. البته مطابق معمول با عرضه یک پردازنده گرافیکی جدید به بازار، به دلیل رقابت موجود، شاهد کاهش قیمت این مدل خواهیم بود. در حال حاضر، قیمت کارت گرافیکهای مدل Radeon HD 5870، به زیر ۳۵۰ دلار رسیده است( در بعضی موارد حتی کمتر از ۳۴۰ دلار). کارت گرافیک مدل Radeon HD 6870، که از مدل HD 5870 فقط اندکی کندتر، ولی کارآمدتر است، زیر ۲۵۰ دلار است.حتی در بعضی موارد نادر هم مدل Radeon HD 5970 شاهد افت قیمت است. شما میتوانید یک کارت گرافیک Sapphire Radeon HD 5970 را به قیمت ۴۹۹ دلار بخرید که با یک تخفیف ۳۰ دلاری به ۴۶۹ دلار خواهد رسید. همچنین کمپانی AMD نیز تمایل دارد که توجه خریداران و بازار را به مدل HIS HD 5970 جلب کند، اما این کارت گرافیک در سایت فروش آنلاین تجهیزات کامپیوتری Newegg، در فهرست مدلهای ” غیرفعال” قرار گرفته است. با این حال، سایر کارتهای HD 5970 یا خیلی گران هستند یا در بازار موجود نیستند. در عمل، مدل ارائه شده توسط کمپانی AMD برای مقابله با مدل GF110، که با نام تجاری Cayman شناخته میشود، هنوز به بازار عرضه نشده است. کارت Radeon HD 5970 در واقع با اقبال و استقبال خوبی مواجه نشده است.البته، تا این لحظه ما نمیدانیم که قیمت یا میزان در دسترس بودن کارت گرافیک مدل GF110 در آینده چه وضعیتی خواهد. کارتهای تولیدی سازندگانی نظیر eVGA و Asus احتمالاً اندکی بالاتر از ۴۹۹ دلار خواهد بود، حداقل در اوایل عرضه به بازار چنین وضعیتی خواهند داشت.از طرف دیگر، مدل GTX 580، هنوز هم طولی برابر با ۱۰٫۵ اینچ دارد، بنابراین نسبت به مدل HD 5970 در کیسهای کوچکتری قرار خواهند گرفت. کمپانی Nvidia برای یک کارت گرافیکی منفرد GTX 580، یک منبع تغذیه ۶۰۰ واتی را پیشنهاد میکند. با در نظر گرفتن نتایج بدست آمده در تستهای میزان کارآیی انجام شده توسط ما، در عمل برای یک صفحه نمایش با رزولوشن ۱۲۰۰ ۱۹۲۰ یا ۱۰۸۰ ۱۹۲۰، بیشتر از یک کارت گرافیکی لازم ندارید. اما اگر میخواهید نمایشگرهای سه بعدی، بخصوص نمایشگرهای سه بعدی دارای عینکهی سه بعدی برجستهبین ۳D Vision کمپانی Nvidia را تهیه کنید، نیاز به دو کارت گرافیکی نیاز خواهید داشت – البته در چنین شرایطی کارتهای گرافیکی مدلGTX 470 با قیمت خیلی پایینتر نیز میتوانند نیازهای شما را برطرف کنند.بنابراین میتوانیم نتیجه بگیریم کارت گرافیک نسل Fermi – Fermi حقیقی- وارد صحنه شده است. این مدل هنوز گران بوده و توان مصرفی بالایی دارد، اما بدون سروصداتر و با عملکردی بسیار بهتر است. ما همچنان مشتاقانه منتظر ارائه بررسیهای دیگری بر روی کارتهای گرافیکی عرضه شده به بازار هستیم، اما برای شرایط کنونی، کارت گرافیکی کاملاً عملیاتی GTX 580 به احتمال زیاد میتواند افراد عاشق بازی و با جیبهایی پر از پول را خرسند و راضی کند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[حس ترس در اوج تنهایی و تاریکی؛نقد و بررسی Silent Hill:Downpour]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=382</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:47:42 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=382</guid>
			<description><![CDATA[چیزی که خیلی من را بعد از شنیدن نظرات دیگران درباره این بازی عصبانی و ناراحت کرد این بود که تقریبا همه گیمرها دیگر هیچ اهمّیتی به داستان،جذابیّت و قسمتهای دیگر در بازی نمیدهند و همه آنها فقط به گرافیک بازی نگاه میکنند و اگر عالی نباشد از نظر آنها بازی که در پلتفرم خود قرار دادهاند یک بازی بد و بی کیفیّت است.این موضوع من را خیلی ناراحت میکند و در این مقاله قصد دارم که اثبات کنم Silent Hill:Downpour بازی بدی نیست و جای تحسین دارد.<br />
<br />
یک شب نفرین شدهمورفی پندلتون روی صندلی اتوبوس ویژه انتقال زندانیان نشستهاست و کم کم دارد خواب چشمانش را فرا میگیرد.لحظاتی بعد یک درگیری لفظی میان زندانیانی که در حال انتقال با اتوبوس هستند صورت میگیرد و این امر موجب عصبانیّت افسر زنی که در اتوبوس قرار دارد میشود و به آنها تذّکری میدهد.راننده اتبوبوس سرش را میچرخاند تا نگاهی به عقب بیندازد و ببیند چه خبر شدهاست؛خیالش راحت است که در جادّه هیچ ماشین دیگری وجود ندارد و امکان تصادف هم همینطور و به همین خاطر با اطمینان نگاهی به زندانیان میاندازد.سرش را که بر میگرداند ناگهان بریدگی روی آسفالت خیابان را میبیند و بیاختیار پایش را محکم روی ترمز میگذارد و مرتّب فرمان را این طرف و آن طرف میچرخاند،امّا این کارها فایدهای ندارد و او نمیتواند ماشین را نگه دارد و ماشین به ته درّه در میان جنگلی سقوط میکند…مورفین در حالی که حال خوشی ندارد و اطرافش را خوب نمیبیند تصمیم به فرار میگیرد، این بهترین وقت برای فرار است چون بقیّه همه مجروح شدهاند و کسی متوجّه رفتن او نشدهاست.کمی جلو تر به تنه درختی میرسد که او را از این طرف درّه به آن طرف هدایت میکند،وقتی از آن رد میشود تنه درخت میشکند و به اعماق درّه میرود.در همین لحظه است که افسر نگهبان به میگوید”بایست!وگرنه شلّیک میکنم”و سعی میکند که از روی لبه درّه به آرامی به آن سوی درّه و به کنار زندای برود امّا پایش سر میخورد و چه شما تصمیم به نجاتش بگیرید و چه نگیرید،او از پرتگاه پرت میشود به پایین!این خودش مقدّمهای مناسب و متفاوت با نسخههای قبلی برای آغاز گیمپلی بازی میباشد و از همان ابتدای بازی حسّ همنوع دوستی در بازی به شما دست میدهد و زمانی که افسر نگهبان از شما درخواست کمک میکند از روی غریزه دکمه Help her را میفشارید؛امّا در هر صورت او جان سالم به در نمیبرد و به ته درّه میافتد!<br />
<br />
شهر نفرینشدهگیمپلی Silent Hill:Downpour پر است از معمّاهای پیچیده و فضایی که حقّ انتخاب را میدهد از کدام مسیر حرکت کنید؛در حقیقت یک اوپن وردی که شما حقّ انتخاب دارید که به کسی کمک کنید یا نه و از کدام مسیر حرکت کنید.در داخل خانههایی که در اطراف جادّه وجود دارند درهای قفل شده و معمّاهای زیادی وجود دارند که تاریکی اتاقها و سکوت آزار دهنده محیط حلّ این معمّاها و پیدا کردن کلید درهای بسته را در میان انبوهی از راهروهای تنگ و تاریک و اتاقهای تسخیر شده،برای شما بسیار بسیار سخت میکند.به همین خاطر است که تمام کردن این بازی و پشت سر گذاشتن مراحل آن نیاز به اعصابی فولادی و حوصلهای زیاد دارد!امّا اگر به دنبال یک سایلنتهیل خوب هستید باید هم بازی اینگونه باشد و از شما کار بکشد.علاوه بر معمّاهای بسیار نبرد با دشمنان عجیب و غریب بازی نیز ترس و دلهره شدیدی به شما منتقل میکند.تنها هستید و هوا بارانی است و همه جا را مه فرا گرفته و اصلا دوست ندارید موجودی وحشی از پشت شما را غافلگیر کند و از آن بدتر این که تعداد زیادی از آنها انتظار شما را بکشد؛در این صورت بهتر است که تا میتوانید بدوید و فرار کنید.شاید به اندازه بازیهای اصیل ژاپنی ترسناک نباشد امّا واقعا خوب است و تنها ایرادی که میتوان به گیمپلی گرفت این است که در بازی باید بسیار راه بروید!البته من خودم زیاد این را ایراد نمیدانم امّا برخی منتقدان و گیمرها میگویند.احتمالا انتظار داشتهاند که کالسکه اشرافی و یا مرسدس بنزی در آن اطراف باشد که با آن در خیابانها حرکت کنند و به ریش غولآخرهای بازی بخندند!همچنین یک موضوع که باعث رانده شدن بعضی گیمرها از این بازی شده نیز سختی زیادی آن است که البته باید هم سخت باشد امّا بعضیها از بازیهای اینقدر سخت خوششان نمیآید!صدا گزاری و موسیقی Silent Hill:Downpour بدون هیچ شکّی مانند همیشه عالی است و آهنگهای دلهرهآور ترس شما را در بازی دو چندان میکنند و احساس غریبی و تنهایی شدیدی در شهر نفرین شدهای به شما دست میدهد.صداپیشگی خوب است و در کل نمیتوان ایرادی به این بخش از بازی گرفت..چیزی که کار را خراب کرد…گرافیک بازی به خودی خود خوب است و در بعضی مواقع هم حتّی عالی!امّا اشکالات فنّی در افکتهای باران،طرّاحی بعضی گیاهان و وجود باگهای زشت در بازی خیلیها را ناراحت کردهاست.امّا نورپردازی بازی واقعا از همیشه بهتر است و وجود پرتوهای نور که از پنچره از تار پوشیده یک اتاق تاریک به داخل میتابند واقعا لذّت بخش و عالی است.امّا همان اشکلات گرافیکی و افت فریم در بعضی صحنهها،کار را خراب میکند…در کل باید گفت که Silent Hill:Downpour یک سایلنتهیل خوب است و شاید گرافیک نه چندان خوب آن خیلیها را از بازی رانده باشد،امّا از نظر من دیگر بخشها و خصوصیّات خوب بازی باعث میشود خاطرهای خوب از این بازی داشتهباشید.<br />
<br />
داستان:۹گیمپلی:۸صدا گزاری و موسیقی:۱۰گرافیک:۷نمره کل:۸]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[چیزی که خیلی من را بعد از شنیدن نظرات دیگران درباره این بازی عصبانی و ناراحت کرد این بود که تقریبا همه گیمرها دیگر هیچ اهمّیتی به داستان،جذابیّت و قسمتهای دیگر در بازی نمیدهند و همه آنها فقط به گرافیک بازی نگاه میکنند و اگر عالی نباشد از نظر آنها بازی که در پلتفرم خود قرار دادهاند یک بازی بد و بی کیفیّت است.این موضوع من را خیلی ناراحت میکند و در این مقاله قصد دارم که اثبات کنم Silent Hill:Downpour بازی بدی نیست و جای تحسین دارد.<br />
<br />
یک شب نفرین شدهمورفی پندلتون روی صندلی اتوبوس ویژه انتقال زندانیان نشستهاست و کم کم دارد خواب چشمانش را فرا میگیرد.لحظاتی بعد یک درگیری لفظی میان زندانیانی که در حال انتقال با اتوبوس هستند صورت میگیرد و این امر موجب عصبانیّت افسر زنی که در اتوبوس قرار دارد میشود و به آنها تذّکری میدهد.راننده اتبوبوس سرش را میچرخاند تا نگاهی به عقب بیندازد و ببیند چه خبر شدهاست؛خیالش راحت است که در جادّه هیچ ماشین دیگری وجود ندارد و امکان تصادف هم همینطور و به همین خاطر با اطمینان نگاهی به زندانیان میاندازد.سرش را که بر میگرداند ناگهان بریدگی روی آسفالت خیابان را میبیند و بیاختیار پایش را محکم روی ترمز میگذارد و مرتّب فرمان را این طرف و آن طرف میچرخاند،امّا این کارها فایدهای ندارد و او نمیتواند ماشین را نگه دارد و ماشین به ته درّه در میان جنگلی سقوط میکند…مورفین در حالی که حال خوشی ندارد و اطرافش را خوب نمیبیند تصمیم به فرار میگیرد، این بهترین وقت برای فرار است چون بقیّه همه مجروح شدهاند و کسی متوجّه رفتن او نشدهاست.کمی جلو تر به تنه درختی میرسد که او را از این طرف درّه به آن طرف هدایت میکند،وقتی از آن رد میشود تنه درخت میشکند و به اعماق درّه میرود.در همین لحظه است که افسر نگهبان به میگوید”بایست!وگرنه شلّیک میکنم”و سعی میکند که از روی لبه درّه به آرامی به آن سوی درّه و به کنار زندای برود امّا پایش سر میخورد و چه شما تصمیم به نجاتش بگیرید و چه نگیرید،او از پرتگاه پرت میشود به پایین!این خودش مقدّمهای مناسب و متفاوت با نسخههای قبلی برای آغاز گیمپلی بازی میباشد و از همان ابتدای بازی حسّ همنوع دوستی در بازی به شما دست میدهد و زمانی که افسر نگهبان از شما درخواست کمک میکند از روی غریزه دکمه Help her را میفشارید؛امّا در هر صورت او جان سالم به در نمیبرد و به ته درّه میافتد!<br />
<br />
شهر نفرینشدهگیمپلی Silent Hill:Downpour پر است از معمّاهای پیچیده و فضایی که حقّ انتخاب را میدهد از کدام مسیر حرکت کنید؛در حقیقت یک اوپن وردی که شما حقّ انتخاب دارید که به کسی کمک کنید یا نه و از کدام مسیر حرکت کنید.در داخل خانههایی که در اطراف جادّه وجود دارند درهای قفل شده و معمّاهای زیادی وجود دارند که تاریکی اتاقها و سکوت آزار دهنده محیط حلّ این معمّاها و پیدا کردن کلید درهای بسته را در میان انبوهی از راهروهای تنگ و تاریک و اتاقهای تسخیر شده،برای شما بسیار بسیار سخت میکند.به همین خاطر است که تمام کردن این بازی و پشت سر گذاشتن مراحل آن نیاز به اعصابی فولادی و حوصلهای زیاد دارد!امّا اگر به دنبال یک سایلنتهیل خوب هستید باید هم بازی اینگونه باشد و از شما کار بکشد.علاوه بر معمّاهای بسیار نبرد با دشمنان عجیب و غریب بازی نیز ترس و دلهره شدیدی به شما منتقل میکند.تنها هستید و هوا بارانی است و همه جا را مه فرا گرفته و اصلا دوست ندارید موجودی وحشی از پشت شما را غافلگیر کند و از آن بدتر این که تعداد زیادی از آنها انتظار شما را بکشد؛در این صورت بهتر است که تا میتوانید بدوید و فرار کنید.شاید به اندازه بازیهای اصیل ژاپنی ترسناک نباشد امّا واقعا خوب است و تنها ایرادی که میتوان به گیمپلی گرفت این است که در بازی باید بسیار راه بروید!البته من خودم زیاد این را ایراد نمیدانم امّا برخی منتقدان و گیمرها میگویند.احتمالا انتظار داشتهاند که کالسکه اشرافی و یا مرسدس بنزی در آن اطراف باشد که با آن در خیابانها حرکت کنند و به ریش غولآخرهای بازی بخندند!همچنین یک موضوع که باعث رانده شدن بعضی گیمرها از این بازی شده نیز سختی زیادی آن است که البته باید هم سخت باشد امّا بعضیها از بازیهای اینقدر سخت خوششان نمیآید!صدا گزاری و موسیقی Silent Hill:Downpour بدون هیچ شکّی مانند همیشه عالی است و آهنگهای دلهرهآور ترس شما را در بازی دو چندان میکنند و احساس غریبی و تنهایی شدیدی در شهر نفرین شدهای به شما دست میدهد.صداپیشگی خوب است و در کل نمیتوان ایرادی به این بخش از بازی گرفت..چیزی که کار را خراب کرد…گرافیک بازی به خودی خود خوب است و در بعضی مواقع هم حتّی عالی!امّا اشکالات فنّی در افکتهای باران،طرّاحی بعضی گیاهان و وجود باگهای زشت در بازی خیلیها را ناراحت کردهاست.امّا نورپردازی بازی واقعا از همیشه بهتر است و وجود پرتوهای نور که از پنچره از تار پوشیده یک اتاق تاریک به داخل میتابند واقعا لذّت بخش و عالی است.امّا همان اشکلات گرافیکی و افت فریم در بعضی صحنهها،کار را خراب میکند…در کل باید گفت که Silent Hill:Downpour یک سایلنتهیل خوب است و شاید گرافیک نه چندان خوب آن خیلیها را از بازی رانده باشد،امّا از نظر من دیگر بخشها و خصوصیّات خوب بازی باعث میشود خاطرهای خوب از این بازی داشتهباشید.<br />
<br />
داستان:۹گیمپلی:۸صدا گزاری و موسیقی:۱۰گرافیک:۷نمره کل:۸]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پیش نمایش عنوان uefa euro 2012]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=381</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:46:18 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=381</guid>
			<description><![CDATA[باز هم با نزدیک شدن به یک رویداد فوتبالی مهم،شاهد عرضه ی عنوان ویژه ی دیگری به مناسبت برگزاری رقابت های جام ملت های اروپا موسوم به “یورو” از سوی شرکت الکترونیک آرتز خواهیم بود.این بازی دومین بازی عرضه شده،در سری بازی های جام ملت های اروپا،پس از عنوان سال۲۰۰۸ خواهد بود.عنوان “ویژه” قبلی که شرکت الکترونیک آرتز برای جام جهانی عرضه کرده بود”که پنجمین عنوان از سری جام جهانی بود” با استقبال خوبی مواجه شده و توانسته بود با به همراه داشتن بخش های جذاب،تجربه ی خوبی برای مخاطبان به ارمغان اورد.این عنوان نیز قسمتی از آن بخش ها را به همراه بخش های جدید دارا است.<br />
یکی از بخش هایی که به این بازی منتقل شده،بخش “چالش ها” است.<br />
<br />
این بخش که دارای چالش هایی جذاب بر اساس پیشامد های دنیای واقعی و لحظات حساس و کلیدی تورنومنت هست،قرار است در چند بازه ی زمانی به روز رسانی شود.البته این بخش پیش از آغاز رسمی رقابت ها،دارای چالش هایی که در مشابقات انتخابی روی داده است،خواهد بود.و با سپری شدن مراحل گروهی و حذفی به تعداد انها افزوده خواهد شد.که موفقیت در آن ها،منجر به کسب امتیاز تجربه یا xp خواهد شد.بوسیله ی این امتیازات می توانید جایگاه تیمی را که از آن طرفداری می کنید را در سطح جهانی،ارتقاء دهید.بخش آفلاین بازی هم که مثل همیشه پای ثابت این سری عنوان ها است و می توانید رقابت را از مرحله ی انتخابی تا مسابقه ی پایانی رقابت ها به طور مجازی،با تیم مورد علاقه تجربه کنید.<br />
دیگر بخش این عنوان،بخش آنلاین این بازی است که سازندگان مانور زیادی روی این بخش داده اند.بازی کننده ها می توانند به صورت آنلاین،در رقابتی برای به موفقیت رسیدن در قالب تیم محبوب اروپایی شان،در تورنومنت های مجازی شبیه سازی شده،شرکت داشته باشند.و پس از طی مرحله گروهی و عبور از بازی های حذفی برای رسیدن به عنوان قهرمانی در یورو۲۰۱۲ شانس خود را امتحان نمایند.<br />
<br />
<br />
<br />
بخش جدید این عنوان که به طور ویژه برای یورو۲۰۱۲ طراحی شده است؛”اعزام” یا expedition نام دارد.که قبل تر هم شاهد بخشی شبیه به این بخش در فیفا استریتی که امسال عرضه شده بودیم.<br />
این بخش به کاربران اجازه می دهد که تیمی با قابلیت شخصی سازی خود را بسازند،در رقابت هایی در مقابل تیم های اروپایی شرکت دهند و آن را هدایت کنند.در این بخش کاربر با انتخاب بازیکن اروپایی مورد علاقه ی خود یا بازیکن از پیش ساخته شده”virtual pro” به عنوان کاپیتان تیمشان،با تیم های دیگر مسابقه دهند و با کسب پیروزی توانایی گرفتن بازیکنان بهتر از تیم های بازنده را خواهند داشت.و با پیروزی مقابل تیم های بهترین کشورها،بهترین بازیکنان را در راه “پیروزی مقابل همه ی ۵۳ تیم اروپایی” کسب خواهید کرد.با انجام این مهم،این سفر در سراسر اروپا را با تسخیر کل اروپا توشط تیمتان به پایان خواهید رساند.<br />
در پایان هم لازم به ذکر است که این عنوان به صورت بسته ای الحاقی برای فیفا۱۲ با قیمت۲۰&#36; یا ۱۸۰۰ امتیاز مایکروسافت در روز ۲۴ آپریل “۵اردیبهشت” عرضه خواهد شد.<br />
این عنوان حاوی ۵۳ تیم عضو اتحادیه اروپا “یوفا” و ۸ استادیومی که میزبان این رقابت ها هستند،خواهد بود.<br />
تورنومنت یورو۲۰۱۲ در روز۸ژوءن”۱۹خرداد” به میزبانی مشترک دو کشور اکراین ولهستان برگزار خواهد شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[باز هم با نزدیک شدن به یک رویداد فوتبالی مهم،شاهد عرضه ی عنوان ویژه ی دیگری به مناسبت برگزاری رقابت های جام ملت های اروپا موسوم به “یورو” از سوی شرکت الکترونیک آرتز خواهیم بود.این بازی دومین بازی عرضه شده،در سری بازی های جام ملت های اروپا،پس از عنوان سال۲۰۰۸ خواهد بود.عنوان “ویژه” قبلی که شرکت الکترونیک آرتز برای جام جهانی عرضه کرده بود”که پنجمین عنوان از سری جام جهانی بود” با استقبال خوبی مواجه شده و توانسته بود با به همراه داشتن بخش های جذاب،تجربه ی خوبی برای مخاطبان به ارمغان اورد.این عنوان نیز قسمتی از آن بخش ها را به همراه بخش های جدید دارا است.<br />
یکی از بخش هایی که به این بازی منتقل شده،بخش “چالش ها” است.<br />
<br />
این بخش که دارای چالش هایی جذاب بر اساس پیشامد های دنیای واقعی و لحظات حساس و کلیدی تورنومنت هست،قرار است در چند بازه ی زمانی به روز رسانی شود.البته این بخش پیش از آغاز رسمی رقابت ها،دارای چالش هایی که در مشابقات انتخابی روی داده است،خواهد بود.و با سپری شدن مراحل گروهی و حذفی به تعداد انها افزوده خواهد شد.که موفقیت در آن ها،منجر به کسب امتیاز تجربه یا xp خواهد شد.بوسیله ی این امتیازات می توانید جایگاه تیمی را که از آن طرفداری می کنید را در سطح جهانی،ارتقاء دهید.بخش آفلاین بازی هم که مثل همیشه پای ثابت این سری عنوان ها است و می توانید رقابت را از مرحله ی انتخابی تا مسابقه ی پایانی رقابت ها به طور مجازی،با تیم مورد علاقه تجربه کنید.<br />
دیگر بخش این عنوان،بخش آنلاین این بازی است که سازندگان مانور زیادی روی این بخش داده اند.بازی کننده ها می توانند به صورت آنلاین،در رقابتی برای به موفقیت رسیدن در قالب تیم محبوب اروپایی شان،در تورنومنت های مجازی شبیه سازی شده،شرکت داشته باشند.و پس از طی مرحله گروهی و عبور از بازی های حذفی برای رسیدن به عنوان قهرمانی در یورو۲۰۱۲ شانس خود را امتحان نمایند.<br />
<br />
<br />
<br />
بخش جدید این عنوان که به طور ویژه برای یورو۲۰۱۲ طراحی شده است؛”اعزام” یا expedition نام دارد.که قبل تر هم شاهد بخشی شبیه به این بخش در فیفا استریتی که امسال عرضه شده بودیم.<br />
این بخش به کاربران اجازه می دهد که تیمی با قابلیت شخصی سازی خود را بسازند،در رقابت هایی در مقابل تیم های اروپایی شرکت دهند و آن را هدایت کنند.در این بخش کاربر با انتخاب بازیکن اروپایی مورد علاقه ی خود یا بازیکن از پیش ساخته شده”virtual pro” به عنوان کاپیتان تیمشان،با تیم های دیگر مسابقه دهند و با کسب پیروزی توانایی گرفتن بازیکنان بهتر از تیم های بازنده را خواهند داشت.و با پیروزی مقابل تیم های بهترین کشورها،بهترین بازیکنان را در راه “پیروزی مقابل همه ی ۵۳ تیم اروپایی” کسب خواهید کرد.با انجام این مهم،این سفر در سراسر اروپا را با تسخیر کل اروپا توشط تیمتان به پایان خواهید رساند.<br />
در پایان هم لازم به ذکر است که این عنوان به صورت بسته ای الحاقی برای فیفا۱۲ با قیمت۲۰&#36; یا ۱۸۰۰ امتیاز مایکروسافت در روز ۲۴ آپریل “۵اردیبهشت” عرضه خواهد شد.<br />
این عنوان حاوی ۵۳ تیم عضو اتحادیه اروپا “یوفا” و ۸ استادیومی که میزبان این رقابت ها هستند،خواهد بود.<br />
تورنومنت یورو۲۰۱۲ در روز۸ژوءن”۱۹خرداد” به میزبانی مشترک دو کشور اکراین ولهستان برگزار خواهد شد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بررسی طرح روی جلد: Darksiders 2 و Assassin’s Creed 3]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=380</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:44:54 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=380</guid>
			<description><![CDATA[به نام خدا<br />
در دومین مطلب بررسی طرح روی جلد بازی ها به سراغ دو بازی Darksiders 2 و Assassin’s Creed 3 میرویم.<br />
[]Darksiders 2<br />
<br />
<br />
راستش را بخواهید برای این مطلب میخواستم سه طرح جلدی را که برای نظرسنجی گذاشته بودند بررسی کنم؛ اما با تایید باکسآرت Darksiders 2 هر چه داشتیم پنبه شد! این بازی همان طور که میدانید در سبک HACK&amp;SLASH ساخته شده است. این سبک در سال ۲۰۰۱ و با انتشار بازی «شیطان هم میگرید (Devil May Cry)» متولد شد. در حال حاضر هم سردمداران این سبک این سری بازی و سری خدای جنگ (God Of War) هستند. در سال ۲۰۰۹ در حالی که جای خالی این دو بازی به شدت احساس میشد، آن هم در حالی که DMC 4 دو سال پیش از آن عرضه شده بود و خبری از DMC بعدی نبود و همچنین GOW3 نیز در حال ساخت بود.این اتفاقات باعث شده بود عطش طرفداران بازی های این سبک بالا برود. این جا بود که استودیوی VIGIL GAMES به داد این طرفداران رسید و با عرضه Darksiders در سال ۲۰۰۹ عطش طرفداران را تا حد خوبی کم کرد. حال امسال Darksiders2 میآید؛ آن هم در حالی که رقیبی جدی به نام dmc دارد. دو سال پیش با جنگ همراه بودید، امسال با مرگ…۱- از همان اول که کانسپت آرت های شخصیت «مرگ» منتشر شدند چیزی که بیشتر از همه توجه ها را جلب کرد نقابی بود که بر صورت «مرگ» قرار داشت.همان طور که میبینید، علاوه بر اینکه نقابی بر روی صورت «مرگ» هست، این چهره با نقاب در سایه قرار دارد. احتمالا داستان این بازی ما را با ابهاماتی در مورد شخصیت «مرگ» همراه خواهد کرد که ممکن است در شماره های بعدی Darksiders این ابهامات رفع شوند.<br />
۲- تا به حال هیچ عکسی از Darksiders 2 منتشر نشده که بر روی سیاره زمین باشد. این بدان معناست که تمام بازی در آن دنیا (!) جریان خواهد داشت و «مرگ» برای اثبات بیگناهی «جنگ» باید با خود موجودات آن دنیا مبارزه کند.<br />
۳- مرگ در سرتاسر این عکس موج می زند. اتمسفر سیاه عکس، محیط پشت «مرگ» و اسبش، آن عدد دو رومی و Q آخر THQ که به رنگ بنفش است، ظاهر اسب «مرگ» که مانند اسبی که ۳۰ سال از مرگش گذشته باشد و گوشت بدنش تحلیل رفته و استخوان هایش نمایان شده است، نقاب «مرگ» ، زنجیر آویزان از گردن اسب و صد البته رنگ چشم اسب! در نظر عامه مردم رنگ سبز نماد طبیعت و شادابی است. اما در بعضی ادیان نماد مرگ است. به عنوان مثال در بودایی، سبز کمرنگ مظهر سلطنت مردگان است، جسد، و یا هر چیزی که با قلمرو مردگان درارتباط است. همچنین در بعضی موارد سبز تیره هم به عنوان نماد مرگ عنوان میشود. در ضمن در مسیحیت، سبز کمرنگ نماد شیطان، شر و مرگ ذکر شده است.<br />
۴- رنگ چشم «مرگ» مانند آتش است، ظاهرا جناب «مرگ» هم مانند «کریتوس» و «آسورا» هم آتش خشمش شعلهور شده و میخواهد انتقام بگیرد و تا آن دنیا را از سکنه خالی نکند آرام نمیگیرد.حالا دلیل انتقام چیست معلوم نیست.<br />
دیگر چیزی که در تصویر هست هم سلاحی است که در دست «مرگ» است که سلاح اول او نیز خواهد بود. شاید تصویر زیر دلیلی بر این باشد که چرا یکی از آن باکسآرت های قبلی به عنوان باکسآرت نهایی انتخاب نشد.<br />
برای دو باکسآرت دیگر عکس مشابهی پیدا نکردم. اگر شما دیدید در همین جا لینکش را بگذارید. [لینک ممنوعه، مگه نمیدونی؟]<br />
<br />
[] Assassin’s Creed 3<br />
<br />
<br />
بیرون کشیدن اطلاعات جدید از این باکسآرت سخت بود. تقریبا هر نتیجه ای که میشد گرفت را یوبیسافتی ها قبلا گفته بودند.۱- تا به الان چند اسکرینشات از بازی منتشر شده اند و اگر همه آنها را دیده باشید تایید میکنید که «کانر» تنها بر روی یک ساعدش دستش چیزی بسته است.اما در اینجا بر روی هر دوساعدش وسیله ای بسته است. احتمالا در طول بازی می توانید به انتخاب خود بر روی هر دو ساعد یا تنها یک ساعد Hidden Blade قرار دهید.شاید هم در ابتدای بازی یک Hidden Blade خواهید داشت و در طول بازی این تعداد به دو افزایش پیدا خواهد کرد.۲- تیر و کمان، تبر و تپانچه در کنار Hidden Blade سلاح هایاصلی «کانر» خواهد بود.۳- در اولین اطلاعاتی که از بازی منتشر شد، گفته شده که «کانر» طرفدار هیچ کدام از دو طرف نخواهد بود.اگر اینطور است،پس چرا در این عکس:<br />
الف)«کانر» در حال کشتن یک فرمانده انگلیسی است؟. در حالیکه می توانست «کانر» را در حال کشتن یک سرباز انگلیسی و یک سرباز آمریکایی نشان دهد.<br />
ب) پرچم سمت راست که پرچم آمریکایی ها است در نمایی نزدیکتر نسبت به پرچم سمت چپ که پرچم انگلیسی ها است قرار دارد؟در حالی که میشد هر دو پرچم به یک اندازه از دوربین فرضی فاصله داشته باشند.(این دور و نزدیک بودن پرچمها احساس غلبگی سمت راست بر سمت چپ را دارد.)۴- «کانر» در این عکس در حال کشتن یک فرمانده انگلیسی است. دو احتمال پدید میآید:الف) تعدادی از ماموریت های شما شامل قتل فرماندهان انگلیسی است.(به صورت مخفیکاری و با نفوذ به پایگاه های دشمن) شاید این بخش مانند بخش قتل فرماندهان برج ها در AC های قبلی باشد و در اینجا مکانهایی که ارتش دشمن چادر میزند یا شهر هایی که بدست انگلیسی ها افتاده جایگزین مناطق مختلف شهر در AC های قبلی باشد.<br />
ب)در نبرد نهایی بازی هدف نهایی شما کشتن فرمانده اصلی انگلیسی ها است.۵- این باکسآرت شلوغ ترین باکسآرت سری است.این یعنی دیدن جنگ های وسیعتر و شلوغتر، رویارویی با دشمنان بیشتر در یک زمان و احتمالا بخش چند نفره شلوغ تر و وسیعتر.بیایید در پایان این متن تاریخ ۵ سالهی سری فرقهی اساسین را با عکس های زیر مرور کنیم.خداحافط الطیر،خداحافظ اتزیو………….و سلا م به کانر.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام خدا<br />
در دومین مطلب بررسی طرح روی جلد بازی ها به سراغ دو بازی Darksiders 2 و Assassin’s Creed 3 میرویم.<br />
[]Darksiders 2<br />
<br />
<br />
راستش را بخواهید برای این مطلب میخواستم سه طرح جلدی را که برای نظرسنجی گذاشته بودند بررسی کنم؛ اما با تایید باکسآرت Darksiders 2 هر چه داشتیم پنبه شد! این بازی همان طور که میدانید در سبک HACK&amp;SLASH ساخته شده است. این سبک در سال ۲۰۰۱ و با انتشار بازی «شیطان هم میگرید (Devil May Cry)» متولد شد. در حال حاضر هم سردمداران این سبک این سری بازی و سری خدای جنگ (God Of War) هستند. در سال ۲۰۰۹ در حالی که جای خالی این دو بازی به شدت احساس میشد، آن هم در حالی که DMC 4 دو سال پیش از آن عرضه شده بود و خبری از DMC بعدی نبود و همچنین GOW3 نیز در حال ساخت بود.این اتفاقات باعث شده بود عطش طرفداران بازی های این سبک بالا برود. این جا بود که استودیوی VIGIL GAMES به داد این طرفداران رسید و با عرضه Darksiders در سال ۲۰۰۹ عطش طرفداران را تا حد خوبی کم کرد. حال امسال Darksiders2 میآید؛ آن هم در حالی که رقیبی جدی به نام dmc دارد. دو سال پیش با جنگ همراه بودید، امسال با مرگ…۱- از همان اول که کانسپت آرت های شخصیت «مرگ» منتشر شدند چیزی که بیشتر از همه توجه ها را جلب کرد نقابی بود که بر صورت «مرگ» قرار داشت.همان طور که میبینید، علاوه بر اینکه نقابی بر روی صورت «مرگ» هست، این چهره با نقاب در سایه قرار دارد. احتمالا داستان این بازی ما را با ابهاماتی در مورد شخصیت «مرگ» همراه خواهد کرد که ممکن است در شماره های بعدی Darksiders این ابهامات رفع شوند.<br />
۲- تا به حال هیچ عکسی از Darksiders 2 منتشر نشده که بر روی سیاره زمین باشد. این بدان معناست که تمام بازی در آن دنیا (!) جریان خواهد داشت و «مرگ» برای اثبات بیگناهی «جنگ» باید با خود موجودات آن دنیا مبارزه کند.<br />
۳- مرگ در سرتاسر این عکس موج می زند. اتمسفر سیاه عکس، محیط پشت «مرگ» و اسبش، آن عدد دو رومی و Q آخر THQ که به رنگ بنفش است، ظاهر اسب «مرگ» که مانند اسبی که ۳۰ سال از مرگش گذشته باشد و گوشت بدنش تحلیل رفته و استخوان هایش نمایان شده است، نقاب «مرگ» ، زنجیر آویزان از گردن اسب و صد البته رنگ چشم اسب! در نظر عامه مردم رنگ سبز نماد طبیعت و شادابی است. اما در بعضی ادیان نماد مرگ است. به عنوان مثال در بودایی، سبز کمرنگ مظهر سلطنت مردگان است، جسد، و یا هر چیزی که با قلمرو مردگان درارتباط است. همچنین در بعضی موارد سبز تیره هم به عنوان نماد مرگ عنوان میشود. در ضمن در مسیحیت، سبز کمرنگ نماد شیطان، شر و مرگ ذکر شده است.<br />
۴- رنگ چشم «مرگ» مانند آتش است، ظاهرا جناب «مرگ» هم مانند «کریتوس» و «آسورا» هم آتش خشمش شعلهور شده و میخواهد انتقام بگیرد و تا آن دنیا را از سکنه خالی نکند آرام نمیگیرد.حالا دلیل انتقام چیست معلوم نیست.<br />
دیگر چیزی که در تصویر هست هم سلاحی است که در دست «مرگ» است که سلاح اول او نیز خواهد بود. شاید تصویر زیر دلیلی بر این باشد که چرا یکی از آن باکسآرت های قبلی به عنوان باکسآرت نهایی انتخاب نشد.<br />
برای دو باکسآرت دیگر عکس مشابهی پیدا نکردم. اگر شما دیدید در همین جا لینکش را بگذارید. [لینک ممنوعه، مگه نمیدونی؟]<br />
<br />
[] Assassin’s Creed 3<br />
<br />
<br />
بیرون کشیدن اطلاعات جدید از این باکسآرت سخت بود. تقریبا هر نتیجه ای که میشد گرفت را یوبیسافتی ها قبلا گفته بودند.۱- تا به الان چند اسکرینشات از بازی منتشر شده اند و اگر همه آنها را دیده باشید تایید میکنید که «کانر» تنها بر روی یک ساعدش دستش چیزی بسته است.اما در اینجا بر روی هر دوساعدش وسیله ای بسته است. احتمالا در طول بازی می توانید به انتخاب خود بر روی هر دو ساعد یا تنها یک ساعد Hidden Blade قرار دهید.شاید هم در ابتدای بازی یک Hidden Blade خواهید داشت و در طول بازی این تعداد به دو افزایش پیدا خواهد کرد.۲- تیر و کمان، تبر و تپانچه در کنار Hidden Blade سلاح هایاصلی «کانر» خواهد بود.۳- در اولین اطلاعاتی که از بازی منتشر شد، گفته شده که «کانر» طرفدار هیچ کدام از دو طرف نخواهد بود.اگر اینطور است،پس چرا در این عکس:<br />
الف)«کانر» در حال کشتن یک فرمانده انگلیسی است؟. در حالیکه می توانست «کانر» را در حال کشتن یک سرباز انگلیسی و یک سرباز آمریکایی نشان دهد.<br />
ب) پرچم سمت راست که پرچم آمریکایی ها است در نمایی نزدیکتر نسبت به پرچم سمت چپ که پرچم انگلیسی ها است قرار دارد؟در حالی که میشد هر دو پرچم به یک اندازه از دوربین فرضی فاصله داشته باشند.(این دور و نزدیک بودن پرچمها احساس غلبگی سمت راست بر سمت چپ را دارد.)۴- «کانر» در این عکس در حال کشتن یک فرمانده انگلیسی است. دو احتمال پدید میآید:الف) تعدادی از ماموریت های شما شامل قتل فرماندهان انگلیسی است.(به صورت مخفیکاری و با نفوذ به پایگاه های دشمن) شاید این بخش مانند بخش قتل فرماندهان برج ها در AC های قبلی باشد و در اینجا مکانهایی که ارتش دشمن چادر میزند یا شهر هایی که بدست انگلیسی ها افتاده جایگزین مناطق مختلف شهر در AC های قبلی باشد.<br />
ب)در نبرد نهایی بازی هدف نهایی شما کشتن فرمانده اصلی انگلیسی ها است.۵- این باکسآرت شلوغ ترین باکسآرت سری است.این یعنی دیدن جنگ های وسیعتر و شلوغتر، رویارویی با دشمنان بیشتر در یک زمان و احتمالا بخش چند نفره شلوغ تر و وسیعتر.بیایید در پایان این متن تاریخ ۵ سالهی سری فرقهی اساسین را با عکس های زیر مرور کنیم.خداحافط الطیر،خداحافظ اتزیو………….و سلا م به کانر.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یک تابلوی نقاشی موزیکال]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=379</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:43:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=379</guid>
			<description><![CDATA[همه چیز از یک بیابان خشک و سوزان آغاز می گردد. درخشش ستاره ای در آسمان و غریبه ای بی نام و نشان که در پی مسیر آن ستاره، افتان و خیزان از تپه ای بالا رفته و سپس حیرت زده در جای خود می ایستد! پیش رویش کوهستانی در دور دست قرار دارد، کوهستانی عظیم و اسرار آمیز. با تمام وجود خواهان رسیدن به آن جاست، بی هیچ دلیلی، فقط اشتیاقی وصف نشدنی برای رسیدن به کوهستان دارد، گام هایش یک به یک او را به جلو می رانند و بدین گونه سفر آغاز می شود.<br />
<br />
استودیوی thatgamecompany به عنوان یک استودیو خلاق با بازی های متفاوت شناخته می شود. آثار قبلی این استودیو flOw و Flower هر کدام آثار متفاوت و عجیبی بودند که در عین عجیب بودن، کیفیت بالایی نیز داشتند. حال این استودیو دست به خلق یکی از منحصر به فرد ترین بازی های این نسل زده، عنوانی که در زمینه متفاوت بودن در بین سایر بازی های چند سال اخیر همتایی ندارد. Journey محصولی عجیب، از ذهن خلاق این استودیو است!<br />
<br />
از بدو ورود به بازی و در اختیار گرفتن کنترل شخصیت اصلی متوجه می شوید عنوانی همانند Journey را پیش از این تجربه نکرده اید. هیچ HUDدر بازی وجود ندارد و تا انتها نیز به آن نیاز پیدا نخواهید کرد. در این بازی نه اسلحه ای وجود دارد، نه خط جان،نه آیتمی برای برداشتن و نه هیچ چیز دیگر. تاکید بازی فقط بر روی یک چیز است،تلاش برای رسیدن به هدف. هنگامی که برای اولین بار شروع به چرخاندن دوربین و حرکت کردن می کنید بدون شک شگفت زده خواهید شد. بیابان بازی به شکل عجیبی سوت و کور است و حس تنهایی خاصی در آن موج می زند، موسیقی اعجاب انگیزی که در طول بازی پخش می شود این تنهایی را به نقطه اوج خود رسانده و موجب می گردد که با تمام وجود به سوی کوهستان حرکت کرده و خود را از این تنهایی نجات دهید. ایده اصلی سازنده القا حس تنهایی به بازیکن بوده و باید گفت به بهترین شکل ممکن به هدف خود رسیده است. <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
هدف اصلی بازی رسیدن به کوهستانی بلند است که تقریبا در تمامی مراحل می توانید یک نمای دور دست از آن را ببینید. برای رسیدن به این کوهستان باید از بیابان عبور کرده، از تپه ها بالا رفته و معماهای مختلفی را حل کنید. حرکت کردن شخصیت اصلی بسیار جالب و تماشایی است و لغزیدن وی بر روی شن های بیابان، و در پی آن پراکنده شدن شن ها به اطراف با هنرمندی خاصی طراحی شده. تلاشی که او برای بالا رفتن از یک تپه شیب دار انجام می هد کاملا قابل لمس است، بعد از رسیدن به بلندی یک تپه و سپس سر خوردن و یا پرواز به سمت پایین، چنان زیبا طراحی شده که اشتیاق رسیدن به هدف نهایی را بیشتر از گذشته افزایش می دهد. البته گیم پلی بازی فقط به بالا رفتن از تپه و سرخوردن محدود نمی شود! همان گونه که ذکر شد، در هر مرحله شما باید معماهای مختلفی را حل کنید. معماهای بازی نیز در نوع خود عجیب و منحصر به فرد هستند،در ابتدا شما باید تلاش کنید به کمک یافتن آیتم هایی خاص قدرت پرواز شخصیت اصلی را افزایش داده و سپس به وسیله اشیا موجود در هر مرحله به نقطه ای بلند که پایان آن مرحله به حساب می آید، برسید. این معماها چینش جالبی داشته و برای حل برخی از آن ها باید مسیرهای طولانی را طی کرده و از مکان های صعب العبور گذر کنید. با این وجود درجه سختی این معماها عموما پایین بوده و مشکل خاصی برای شما بوجود نمی آورند.<br />
<br />
Journey بیشتر از این که عنوانی مبتنی بر گیم پلی باشد، یک عنوان هنری و به تعبیری یک تابلوی نقاشی موزیکال است. تک تک صحنه های بازی به شکل هنرمندانه ای طراحی شده و دور نمای برخی محیط ها به حدی زیباست، که شما گاهی بازی را رها کرده و از یک بلندی به منظره پایین دست که در انتهای آن کوهستان عظیم قرار دارد، خیره خواهید شد. تابش آفتاب سوزان بر روی شن های بیابان و تشعشع نور حاصل از آن، لحظاتی را به وجود می آورد که پیش از این در هیچ عنوانی مشاهده نکرده اید. محیط های بسته از طراحی های باستانی بهره می برند که در این مکان ها حس مخوف و وهم آلودی موج می زند. در کنار این طراحی های بکر و زیبا، موسیقی بازی قرار دارد که با هنرمندی هر چه تمام تر ساخته شده. قطعات موسیقی بازی هماهنگی کاملی با تنهایی و خاموش بودن محیط داشته و با تم هایی شنیدنی این حس تنهایی را به اوج خود می رساند. در لحظات پایانی بازی تم موسیقی آن چنان شورانگیز می شود که شما با تمام وجود سعی در رسیدن به نقطه نهایی و دیدن سرنوشت قهرمان بازی دارید، و از این نظر باید لب به تحسین سازنده بازی گشود!<br />
<br />
<br />
<br />
شاید بتوان تنها ایراد بازی را غنی نبودن گیم پلی آن دانست. معماهای بازی چندان پیچیده نیستند و چالش خاصی در گیم پلی دیده نمی شود. در برخی مراحل ریتم معماها تغییر کرده و بازی بیشتر به عناوین پلتفرمر تشابه می یابد که در آن باید با حرکات و پرش های صحیح به هدف مورد نظر برسید. علاوه بر این غولی عظیم در تعدادی از مراحل مزاحم شما می شود که البته تاثیرش به همان مزاحمت های کوتاه مدت، خلاصه می گردد! بازی بسیار کوتاه است و در عرض کمتر از 3 ساعت به پایان می رسد، البته تعدادی آیتم مخفی که در بخش های مختلف محیط پنهان شده اند بهانه خوبی برای تکرار مجدد بازی به حساب می آیند.<br />
<br />
تمام المان های Journey عجیب هستند ولی به جرات بخش Co-Op آن را می توان عجیب ترین بخش بازی برشمرد. همکاری دو نفره ای که در این بازی وجود دارد را پیش از این به ندرت در عنوان دیگری تجربه کرده اید. در طول مراحل شما با شخصی همراه می شوید که هیچ چیزی درباره او نمی دانید و تنها راه ارتباط برقرار کردن با وی، صدای خاصی است که شخصیت بازی از خود ساطع می کند! لذت انجام بازی با یک غریبه بسیار وصف نشدنی بوده و با وجود اینکه نوع گیم پلی بازی به گونه ای است که انجام دادن آن به صورت دو نفره تفاوت چندانی با بخش تک نفره ندارد، ولی همان حس همکاری خاص بازی موجب می گردد تمایل بیشتری به انجام بازی به صورت دو نفره داشته باشید.<br />
<br />
<br />
Journey بازی عجیبی است، عجیب تر از آن که تصور کنید. ثانیه های پایانی بازی تا مدت ها در ذهن شما باقی خواهد ماند، لحظه رسیدن به هدف، پاهایی که دیگر به سختی حرکت می کنند و امیدی که رو به خاموشی می رود، ولی این پایان ماجرا نیست. Journey را برای تحسین هنر باید بازی کنید، پس بار سفر را ببندید، کوهستانی در دور دست منتظر شماست!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[همه چیز از یک بیابان خشک و سوزان آغاز می گردد. درخشش ستاره ای در آسمان و غریبه ای بی نام و نشان که در پی مسیر آن ستاره، افتان و خیزان از تپه ای بالا رفته و سپس حیرت زده در جای خود می ایستد! پیش رویش کوهستانی در دور دست قرار دارد، کوهستانی عظیم و اسرار آمیز. با تمام وجود خواهان رسیدن به آن جاست، بی هیچ دلیلی، فقط اشتیاقی وصف نشدنی برای رسیدن به کوهستان دارد، گام هایش یک به یک او را به جلو می رانند و بدین گونه سفر آغاز می شود.<br />
<br />
استودیوی thatgamecompany به عنوان یک استودیو خلاق با بازی های متفاوت شناخته می شود. آثار قبلی این استودیو flOw و Flower هر کدام آثار متفاوت و عجیبی بودند که در عین عجیب بودن، کیفیت بالایی نیز داشتند. حال این استودیو دست به خلق یکی از منحصر به فرد ترین بازی های این نسل زده، عنوانی که در زمینه متفاوت بودن در بین سایر بازی های چند سال اخیر همتایی ندارد. Journey محصولی عجیب، از ذهن خلاق این استودیو است!<br />
<br />
از بدو ورود به بازی و در اختیار گرفتن کنترل شخصیت اصلی متوجه می شوید عنوانی همانند Journey را پیش از این تجربه نکرده اید. هیچ HUDدر بازی وجود ندارد و تا انتها نیز به آن نیاز پیدا نخواهید کرد. در این بازی نه اسلحه ای وجود دارد، نه خط جان،نه آیتمی برای برداشتن و نه هیچ چیز دیگر. تاکید بازی فقط بر روی یک چیز است،تلاش برای رسیدن به هدف. هنگامی که برای اولین بار شروع به چرخاندن دوربین و حرکت کردن می کنید بدون شک شگفت زده خواهید شد. بیابان بازی به شکل عجیبی سوت و کور است و حس تنهایی خاصی در آن موج می زند، موسیقی اعجاب انگیزی که در طول بازی پخش می شود این تنهایی را به نقطه اوج خود رسانده و موجب می گردد که با تمام وجود به سوی کوهستان حرکت کرده و خود را از این تنهایی نجات دهید. ایده اصلی سازنده القا حس تنهایی به بازیکن بوده و باید گفت به بهترین شکل ممکن به هدف خود رسیده است. <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
هدف اصلی بازی رسیدن به کوهستانی بلند است که تقریبا در تمامی مراحل می توانید یک نمای دور دست از آن را ببینید. برای رسیدن به این کوهستان باید از بیابان عبور کرده، از تپه ها بالا رفته و معماهای مختلفی را حل کنید. حرکت کردن شخصیت اصلی بسیار جالب و تماشایی است و لغزیدن وی بر روی شن های بیابان، و در پی آن پراکنده شدن شن ها به اطراف با هنرمندی خاصی طراحی شده. تلاشی که او برای بالا رفتن از یک تپه شیب دار انجام می هد کاملا قابل لمس است، بعد از رسیدن به بلندی یک تپه و سپس سر خوردن و یا پرواز به سمت پایین، چنان زیبا طراحی شده که اشتیاق رسیدن به هدف نهایی را بیشتر از گذشته افزایش می دهد. البته گیم پلی بازی فقط به بالا رفتن از تپه و سرخوردن محدود نمی شود! همان گونه که ذکر شد، در هر مرحله شما باید معماهای مختلفی را حل کنید. معماهای بازی نیز در نوع خود عجیب و منحصر به فرد هستند،در ابتدا شما باید تلاش کنید به کمک یافتن آیتم هایی خاص قدرت پرواز شخصیت اصلی را افزایش داده و سپس به وسیله اشیا موجود در هر مرحله به نقطه ای بلند که پایان آن مرحله به حساب می آید، برسید. این معماها چینش جالبی داشته و برای حل برخی از آن ها باید مسیرهای طولانی را طی کرده و از مکان های صعب العبور گذر کنید. با این وجود درجه سختی این معماها عموما پایین بوده و مشکل خاصی برای شما بوجود نمی آورند.<br />
<br />
Journey بیشتر از این که عنوانی مبتنی بر گیم پلی باشد، یک عنوان هنری و به تعبیری یک تابلوی نقاشی موزیکال است. تک تک صحنه های بازی به شکل هنرمندانه ای طراحی شده و دور نمای برخی محیط ها به حدی زیباست، که شما گاهی بازی را رها کرده و از یک بلندی به منظره پایین دست که در انتهای آن کوهستان عظیم قرار دارد، خیره خواهید شد. تابش آفتاب سوزان بر روی شن های بیابان و تشعشع نور حاصل از آن، لحظاتی را به وجود می آورد که پیش از این در هیچ عنوانی مشاهده نکرده اید. محیط های بسته از طراحی های باستانی بهره می برند که در این مکان ها حس مخوف و وهم آلودی موج می زند. در کنار این طراحی های بکر و زیبا، موسیقی بازی قرار دارد که با هنرمندی هر چه تمام تر ساخته شده. قطعات موسیقی بازی هماهنگی کاملی با تنهایی و خاموش بودن محیط داشته و با تم هایی شنیدنی این حس تنهایی را به اوج خود می رساند. در لحظات پایانی بازی تم موسیقی آن چنان شورانگیز می شود که شما با تمام وجود سعی در رسیدن به نقطه نهایی و دیدن سرنوشت قهرمان بازی دارید، و از این نظر باید لب به تحسین سازنده بازی گشود!<br />
<br />
<br />
<br />
شاید بتوان تنها ایراد بازی را غنی نبودن گیم پلی آن دانست. معماهای بازی چندان پیچیده نیستند و چالش خاصی در گیم پلی دیده نمی شود. در برخی مراحل ریتم معماها تغییر کرده و بازی بیشتر به عناوین پلتفرمر تشابه می یابد که در آن باید با حرکات و پرش های صحیح به هدف مورد نظر برسید. علاوه بر این غولی عظیم در تعدادی از مراحل مزاحم شما می شود که البته تاثیرش به همان مزاحمت های کوتاه مدت، خلاصه می گردد! بازی بسیار کوتاه است و در عرض کمتر از 3 ساعت به پایان می رسد، البته تعدادی آیتم مخفی که در بخش های مختلف محیط پنهان شده اند بهانه خوبی برای تکرار مجدد بازی به حساب می آیند.<br />
<br />
تمام المان های Journey عجیب هستند ولی به جرات بخش Co-Op آن را می توان عجیب ترین بخش بازی برشمرد. همکاری دو نفره ای که در این بازی وجود دارد را پیش از این به ندرت در عنوان دیگری تجربه کرده اید. در طول مراحل شما با شخصی همراه می شوید که هیچ چیزی درباره او نمی دانید و تنها راه ارتباط برقرار کردن با وی، صدای خاصی است که شخصیت بازی از خود ساطع می کند! لذت انجام بازی با یک غریبه بسیار وصف نشدنی بوده و با وجود اینکه نوع گیم پلی بازی به گونه ای است که انجام دادن آن به صورت دو نفره تفاوت چندانی با بخش تک نفره ندارد، ولی همان حس همکاری خاص بازی موجب می گردد تمایل بیشتری به انجام بازی به صورت دو نفره داشته باشید.<br />
<br />
<br />
Journey بازی عجیبی است، عجیب تر از آن که تصور کنید. ثانیه های پایانی بازی تا مدت ها در ذهن شما باقی خواهد ماند، لحظه رسیدن به هدف، پاهایی که دیگر به سختی حرکت می کنند و امیدی که رو به خاموشی می رود، ولی این پایان ماجرا نیست. Journey را برای تحسین هنر باید بازی کنید، پس بار سفر را ببندید، کوهستانی در دور دست منتظر شماست!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فوتبال بی چمن| نقد بازی FIFA Street 2012]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=378</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:42:19 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=378</guid>
			<description><![CDATA[من بعد از چندین روز بازی کردن تصمیم گرفتم این بازی را نقد کنم… راستش خیلی دلم می خواست یک روز یک بازی ورزشی را بررسی کنم که خوشبختانه این امر اتفاق افتاد…<br />
بازی گذشته FIFA Street با گیم پلی جذاب و طنز و گرافیک و صداگذاری زیبا توانست قدمی شگرف را برای ارائه ی یک بازی کامل بردارد اما بعضی اشکالات نسخه ی پیشین مانند باگ های زیاد باعث شد که بازی نتواند آن طور که باید مورد توجه قرار گیرد.<br />
-<br />
-<br />
مطمئناً وقتی برای بار اول بازی می کنید بیشتر از اینکه به گیم پلی بازی توجه کنید نگاه تان به سمت گرافیک خیره کننده بازی می رود که در قیاس با نسخه ی پیشین زمین تا اسمان فرق کرده و دیگر مثل نسخه ی ۲۰۰۸ شاهد هیکل های طنز نیستیم. این امر برای کسانی که نسخه های قبلی این عنوان را بازی نکردند می تواند شگفت انگیز باشد ولی شاید برای کسانی که ۴ سال انتظار این بازی را کشیدند و با نسخه های قبلی این بازی زندگی کردند بخصوص گرافیک طنزگونه و تکنیک های ماورایی نسخه ی ۲۰۰۸ جالب نباشد… اما بازی این قدر امکانات و تنوع در مسابقات و سیستم های جدید دارد که حتما طرفداران قدیمی این سری را هم راضی خواهد کرد…<br />
یکی از نکات بارز بازی قرار دادن و لایسنس شدن تیم های باشگاهیست که حتما باعث خوشحالی همه خواهد شد… بازی دارای مود های متفاتی است که بهترین آن ها را می توان مود فوتسال بازی دانست که از دو بخش اصلی دیگر پیشی گرفته.<br />
Last Man Standing هم تناسب زیبایی بین موفقیت و سختی پدید آورده که این مود از فرعیات زیبای بازی است.<br />
یکی از نکات منفی بازی کند شدن بازی و ازبین رفتن تکنیک های غیر واقعی است به طوری که در بازی فوتسال اصلاً نمی شود از تکنیک استفاده کرد و با پاسکاری می شود به نتیجه ی مطلوب رسید. درکل بازی کاملاً سعی کرده به سمت طبیعی شدن گام بردارد. موتوری که بازی با آن ساخته شده است همان موتور گرافیکی FIFA 12 یعنی Impact Engine است. محیط بازی به زیبایی طراحی شده است و شاید برای اولین بار در این سری به طراحی چهره ی بازیکنان بسیار دقت شده است. در کل می توان گفت که گرافیک بازی بسیار خوب عمل کرده…<br />
-<br />
<br />
<br />
-<br />
موسیقی بازی در سطح بسیار بالایی قرار دارد و همخوانی بسیاری با زمین بازی دارند برای مثال در هر زمین آهنگ های محلی آن جا پخش می شود.<br />
EA در بخش صداگذاری بازی سعی کرده که خاطرات کودکی مخاطبان خود را زنده کند برای مثال وقتی توپ به خارج از زمین می رود بازیکنان ناراحت می شوند و با یک دیگر حرف می زنند و ابراز تاسف می کنند.<br />
تماشاگرانی که در کنار زمین هستند نیز بازیباز را در بازی راهنمایی میکنند و به تشویق و یا اعتراض به او می پردازند.<br />
لازم است که توضیح مختصری درباره ی Last Man Standing بدهم. در این مود هر بازیکنی که گل بزند از بازی بیرون می رود و تیمی که گل زده یک بازیکن را از دست می دهد و به این ترتیب ۴ بازیکن یک تیم باید گل بزنند تا بازی تمام شود.<br />
بخش دیگری هم در این بازی وجود دارد World Tour نام دارد، در این بخش شما می توانید تیمی را با مشخصات دلخواه خود طراحی کنید و پا به مسابقات محلی بگذارید.<br />
مُد آخر هم Panna Rules نام دارد که سه نقطه در سه تا از ناحیه های زمین قرار دارد که بازیکنان باید برای رسیدن به آن ها و حذف آن، حرکات نمایشی انجام دهند.<br />
-<br />
<br />
<br />
-<br />
در آخر FIFA Street جدید بازیست که با تغییرات کاملاً جدی آمده که به بهتر شدن بازی کمک شایانی کرده… به شخصه شاید خیلی ها از تغییرات به وجود آمده ناراضی باشند اما به نظر خودم این بازی گام بزرگی برداشته و یکی از بهترین شماره های فوتبال خیابانی است که به همه ی شما پیشنهاد می کنم آن را بازی کنید…<br />
-گیم پلی: ۷<br />
گرافیک: ۱۰<br />
صداگذاری: ۹<br />
تنوع: ۹<br />
نمره ی کلی: ۹]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[من بعد از چندین روز بازی کردن تصمیم گرفتم این بازی را نقد کنم… راستش خیلی دلم می خواست یک روز یک بازی ورزشی را بررسی کنم که خوشبختانه این امر اتفاق افتاد…<br />
بازی گذشته FIFA Street با گیم پلی جذاب و طنز و گرافیک و صداگذاری زیبا توانست قدمی شگرف را برای ارائه ی یک بازی کامل بردارد اما بعضی اشکالات نسخه ی پیشین مانند باگ های زیاد باعث شد که بازی نتواند آن طور که باید مورد توجه قرار گیرد.<br />
-<br />
-<br />
مطمئناً وقتی برای بار اول بازی می کنید بیشتر از اینکه به گیم پلی بازی توجه کنید نگاه تان به سمت گرافیک خیره کننده بازی می رود که در قیاس با نسخه ی پیشین زمین تا اسمان فرق کرده و دیگر مثل نسخه ی ۲۰۰۸ شاهد هیکل های طنز نیستیم. این امر برای کسانی که نسخه های قبلی این عنوان را بازی نکردند می تواند شگفت انگیز باشد ولی شاید برای کسانی که ۴ سال انتظار این بازی را کشیدند و با نسخه های قبلی این بازی زندگی کردند بخصوص گرافیک طنزگونه و تکنیک های ماورایی نسخه ی ۲۰۰۸ جالب نباشد… اما بازی این قدر امکانات و تنوع در مسابقات و سیستم های جدید دارد که حتما طرفداران قدیمی این سری را هم راضی خواهد کرد…<br />
یکی از نکات بارز بازی قرار دادن و لایسنس شدن تیم های باشگاهیست که حتما باعث خوشحالی همه خواهد شد… بازی دارای مود های متفاتی است که بهترین آن ها را می توان مود فوتسال بازی دانست که از دو بخش اصلی دیگر پیشی گرفته.<br />
Last Man Standing هم تناسب زیبایی بین موفقیت و سختی پدید آورده که این مود از فرعیات زیبای بازی است.<br />
یکی از نکات منفی بازی کند شدن بازی و ازبین رفتن تکنیک های غیر واقعی است به طوری که در بازی فوتسال اصلاً نمی شود از تکنیک استفاده کرد و با پاسکاری می شود به نتیجه ی مطلوب رسید. درکل بازی کاملاً سعی کرده به سمت طبیعی شدن گام بردارد. موتوری که بازی با آن ساخته شده است همان موتور گرافیکی FIFA 12 یعنی Impact Engine است. محیط بازی به زیبایی طراحی شده است و شاید برای اولین بار در این سری به طراحی چهره ی بازیکنان بسیار دقت شده است. در کل می توان گفت که گرافیک بازی بسیار خوب عمل کرده…<br />
-<br />
<br />
<br />
-<br />
موسیقی بازی در سطح بسیار بالایی قرار دارد و همخوانی بسیاری با زمین بازی دارند برای مثال در هر زمین آهنگ های محلی آن جا پخش می شود.<br />
EA در بخش صداگذاری بازی سعی کرده که خاطرات کودکی مخاطبان خود را زنده کند برای مثال وقتی توپ به خارج از زمین می رود بازیکنان ناراحت می شوند و با یک دیگر حرف می زنند و ابراز تاسف می کنند.<br />
تماشاگرانی که در کنار زمین هستند نیز بازیباز را در بازی راهنمایی میکنند و به تشویق و یا اعتراض به او می پردازند.<br />
لازم است که توضیح مختصری درباره ی Last Man Standing بدهم. در این مود هر بازیکنی که گل بزند از بازی بیرون می رود و تیمی که گل زده یک بازیکن را از دست می دهد و به این ترتیب ۴ بازیکن یک تیم باید گل بزنند تا بازی تمام شود.<br />
بخش دیگری هم در این بازی وجود دارد World Tour نام دارد، در این بخش شما می توانید تیمی را با مشخصات دلخواه خود طراحی کنید و پا به مسابقات محلی بگذارید.<br />
مُد آخر هم Panna Rules نام دارد که سه نقطه در سه تا از ناحیه های زمین قرار دارد که بازیکنان باید برای رسیدن به آن ها و حذف آن، حرکات نمایشی انجام دهند.<br />
-<br />
<br />
<br />
-<br />
در آخر FIFA Street جدید بازیست که با تغییرات کاملاً جدی آمده که به بهتر شدن بازی کمک شایانی کرده… به شخصه شاید خیلی ها از تغییرات به وجود آمده ناراضی باشند اما به نظر خودم این بازی گام بزرگی برداشته و یکی از بهترین شماره های فوتبال خیابانی است که به همه ی شما پیشنهاد می کنم آن را بازی کنید…<br />
-گیم پلی: ۷<br />
گرافیک: ۱۰<br />
صداگذاری: ۹<br />
تنوع: ۹<br />
نمره ی کلی: ۹]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[انقلاب گیم در ایران]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=377</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:40:54 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=377</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان عزیز امروز دو بازی خاطر انگیزی که در ایران موج جذب افراد معمولی را به گیمر های حرفه ای تبدیل کرد برای دوستان یاد اوری کنم .<br />
Winning Eleven 3<br />
<br />
<br />
<br />
دوستان عزیزی که الان در PES بازی قوی دارند مدیون این بازی هستند این بازی در سال ۱۹۹۸ بصورت انحصاری برای PS توسط KONAMI منتشر شد.<br />
<br />
<br />
<br />
این بازی شبیه به ویروسی بود که تمام کلوپ های گیم ایران را دوچار پیشرفت کرد این بازی انقدر نو آورنه بود که جمعیت زیادی از گیمرها این بازی را یکی از بهترین بازی های سری Winning Eleven که حال منتشر نمی شود می دانند . دو دلیل محکم برای محبوب شدن در ایران وجود داشت :<br />
۱٫وجود ایران در بین تیم های قابل بازی<br />
۲٫ضربه استگاه ی زدن توسط روبرتو کالوس<br />
Counter Strike<br />
<br />
<br />
<br />
بازی که تیر اندازی دقیق و بازی شبکه را وارد دنیای گیمر های ایرانی کرد .این بازی توسط Sierra Entertainment در سال ۲۰۰۰ برای PC منتشر شود . و طرف داران زیادی پیدا کرد .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان عزیز امروز دو بازی خاطر انگیزی که در ایران موج جذب افراد معمولی را به گیمر های حرفه ای تبدیل کرد برای دوستان یاد اوری کنم .<br />
Winning Eleven 3<br />
<br />
<br />
<br />
دوستان عزیزی که الان در PES بازی قوی دارند مدیون این بازی هستند این بازی در سال ۱۹۹۸ بصورت انحصاری برای PS توسط KONAMI منتشر شد.<br />
<br />
<br />
<br />
این بازی شبیه به ویروسی بود که تمام کلوپ های گیم ایران را دوچار پیشرفت کرد این بازی انقدر نو آورنه بود که جمعیت زیادی از گیمرها این بازی را یکی از بهترین بازی های سری Winning Eleven که حال منتشر نمی شود می دانند . دو دلیل محکم برای محبوب شدن در ایران وجود داشت :<br />
۱٫وجود ایران در بین تیم های قابل بازی<br />
۲٫ضربه استگاه ی زدن توسط روبرتو کالوس<br />
Counter Strike<br />
<br />
<br />
<br />
بازی که تیر اندازی دقیق و بازی شبکه را وارد دنیای گیمر های ایرانی کرد .این بازی توسط Sierra Entertainment در سال ۲۰۰۰ برای PC منتشر شود . و طرف داران زیادی پیدا کرد .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[خونسرد،تمیز،بی رحم : پیش نمایش Hitman Absolution]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=376</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:38:34 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=376</guid>
			<description><![CDATA[این بار دوستان فرهیخته پیش نمایشی که انتخاب کردم مربوط به کاراکتری در دنیای بازیهای ویدئوییست که بسیار بی رحماتوکشیده و البته خونسرد و حرفه ایست و البته کچل!یکی از کلاسیک ترین و استخواندارترین بازی های ویدئویی که از سالیان پیش مهمان خانه های ما بوده، همین عنوان هیتمن هست .بعد ۵سال قرار هست باز هم آن را ملاقات کنیم و شاهد هنرنمایی آن در کشتن افراد باشیم!اینبار آمرزش مامور ۴۷ ما دارای ایهام هست!آمرزش در معنای نزدیک:عفو و بخشش.آمرزش در معنای دور: مرگ!آمرزش برای کسانی که به مامور ما خیانت کردند و اورا در یک دایره توطئه جهانی قرار دادند!او اکنون به دنبال عدالت جویی نیست او به دنبال انتقام جوییست!با دنیروی دنیای بازی همراه شوید تا داستان آمرزش مامور۴۷ را در این اولین نگاه برای شما بازگو کند.<br />
<br />
<br />
<br />
داستان<br />
بوی واژه خیانت را در جای جای کالبد داستان بازی میتوان استشمام کردتمامی افراد مورد اعتماد مامور ما به وی خیانت کردند و اکنون او تنهای تنهاست.در پایان نسخه قبل دیدیم که دایانا به مامور ما کمک کرد تا با مرگی ساختگی از چنگ گروه the franchise بگریزد.در حالیکه تمامی افراد داخل ساختمان گمانشان به مرگ مامور۴۷ بود ناگهان او بیدار شده و رئیس گروه و نیز رئیس FBI یعنی الکساندر را به گلوله بست.اما داستان همینجا قیچی نمیشود زیرا که الکساندر عضو جامعه مخفی کاری بزرگتری با نام Alpha Zerox نیز بود.در تیزر این نسخه شاهد بودیم که مامور ما با کشتن چند تن از محافظین وارد ساختمانی شد که دایانا در آن حضور داشت ،آیا قصد کشتن وی را دارد؟آیا قصد دادن اولتیماتوم به وی را دارد؟آیا قصد نجات وی را دارد؟شخصیت منفی بازی دکستر خواهد بود که صدا پیشگی وی را keith carradine برعهده خواهد داشت.<br />
<br />
گیم پلی<br />
با زدن دکمه ای کاورگیری خواهید کرداز لبه دیوارها به مانند نیتن میتوانید بالا بروید و یا افراد را از گوشه های دیوارها و یا بالکن به پایین پرتاب کنید.سیستمی با نام غریزه در بازی وجود دارد که امکان رویت مکان دشمنان از میان قفسه ها و دیوارها را به شما خواهد داد.همچنین توسط این سیستم میتوانید ردپای دشمنان را توسط مسیری نارنجی رنگ مشاهده کنید و اینکه به کجا رهسپار خواهند شد.با استفاده از موقعیتهای محیطی میتوانید باعث حواس پرتی دشمنان شوید مثلا قطع فیوز برق یا پرتاب شیئی.میتوانید از وسایل موجود در محیط برای کشتن افراد استفاده کنید مانند سیم برق یا مجسمه و… ، گروگان گیریشلیک به لوستر و مسدود کردن مسیری افراد پلیسسیستم کارآمد و قدیمی تغییر لباسپایین کشیدن کلاه برای عدم شناسایی و…مواردی بود که به وضوح در دموهای بازی قابل مشاهده هست.<br />
<br />
<br />
<br />
صداگذاری<br />
صداپیشگی مامور ۴۷ ما را دیوید عزیز بر عهده نخواهد داشت و اینکه صداگذاری بازی در دموهای اولیه بازی واقعا زیبا کار شده است .صدای خرد شدن شیشه هاهلیکوپترافراد دشمنباران و…<br />
<br />
<br />
<br />
گرافیک<br />
موتور بازی با نام Glacier2 معرفی شده که با دیدن دموهای بازی شاهد قدرتنمایی آن هستیم.نورپردازی عالیفیزیکی جالبطراحی لباسی خوبجزئیاتی وصف ناپذیرجلوه باران زیبا و… ، طراح گیم پلی بازی میگوید:ما نگاهی به گذشته و عناوین قبلی هیتمن انداختیم و از خود پرسیدیم که مهمترین قسمتهای هیتمن چه چیزهایی بوده و دست به ساخت و توسعه موتور بازی از اول زدیم و موتور گرافیکی گلسیر۲ را طراحی کردیم.هوش مصنوعی بازی پیشرفت قابل توجهی داشته است به طوریکه افراد پلیس کاملا طبیعی با یکدیگر صحبت میکنند و حتی همدیگر را مسخره میکنندبا انجام کوچکترین اشتباه بازی از تم مخفی کاری به سمت اکشن حرکت خواهد کردافراد معمولی و خلافکار و پلیس با دیدن لباس شما عکس العمل های متفاوتی نشان خواهند دادحملهترستمسخر و یا حتی شوخی!<br />
<br />
نتیجه<br />
هوش مصنوعی پیشرفتهکنترلی عالیگرافیکی زیبا و از همه مهمتر ملاقات مامور ۴۷ کت شلواری کفش واکس زده نوید انتشار یک بازی خوب و کلاسیک را میدهد.و اینکه ما را به قطع خوشنود و خوشحال خواهد کرد.بازیهای زیاد و البته زیبایی در این سبک منتشر شدند که موفق هم بودند باید دید آیا مامور ۴۷ ما بازهم با حرفه ای بودن خود در زمینه جنایت میتواند در زمینه رقابت با این عناوین هم موفق باشد یا خیر!نظر شما در این مورد چیست؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[این بار دوستان فرهیخته پیش نمایشی که انتخاب کردم مربوط به کاراکتری در دنیای بازیهای ویدئوییست که بسیار بی رحماتوکشیده و البته خونسرد و حرفه ایست و البته کچل!یکی از کلاسیک ترین و استخواندارترین بازی های ویدئویی که از سالیان پیش مهمان خانه های ما بوده، همین عنوان هیتمن هست .بعد ۵سال قرار هست باز هم آن را ملاقات کنیم و شاهد هنرنمایی آن در کشتن افراد باشیم!اینبار آمرزش مامور ۴۷ ما دارای ایهام هست!آمرزش در معنای نزدیک:عفو و بخشش.آمرزش در معنای دور: مرگ!آمرزش برای کسانی که به مامور ما خیانت کردند و اورا در یک دایره توطئه جهانی قرار دادند!او اکنون به دنبال عدالت جویی نیست او به دنبال انتقام جوییست!با دنیروی دنیای بازی همراه شوید تا داستان آمرزش مامور۴۷ را در این اولین نگاه برای شما بازگو کند.<br />
<br />
<br />
<br />
داستان<br />
بوی واژه خیانت را در جای جای کالبد داستان بازی میتوان استشمام کردتمامی افراد مورد اعتماد مامور ما به وی خیانت کردند و اکنون او تنهای تنهاست.در پایان نسخه قبل دیدیم که دایانا به مامور ما کمک کرد تا با مرگی ساختگی از چنگ گروه the franchise بگریزد.در حالیکه تمامی افراد داخل ساختمان گمانشان به مرگ مامور۴۷ بود ناگهان او بیدار شده و رئیس گروه و نیز رئیس FBI یعنی الکساندر را به گلوله بست.اما داستان همینجا قیچی نمیشود زیرا که الکساندر عضو جامعه مخفی کاری بزرگتری با نام Alpha Zerox نیز بود.در تیزر این نسخه شاهد بودیم که مامور ما با کشتن چند تن از محافظین وارد ساختمانی شد که دایانا در آن حضور داشت ،آیا قصد کشتن وی را دارد؟آیا قصد دادن اولتیماتوم به وی را دارد؟آیا قصد نجات وی را دارد؟شخصیت منفی بازی دکستر خواهد بود که صدا پیشگی وی را keith carradine برعهده خواهد داشت.<br />
<br />
گیم پلی<br />
با زدن دکمه ای کاورگیری خواهید کرداز لبه دیوارها به مانند نیتن میتوانید بالا بروید و یا افراد را از گوشه های دیوارها و یا بالکن به پایین پرتاب کنید.سیستمی با نام غریزه در بازی وجود دارد که امکان رویت مکان دشمنان از میان قفسه ها و دیوارها را به شما خواهد داد.همچنین توسط این سیستم میتوانید ردپای دشمنان را توسط مسیری نارنجی رنگ مشاهده کنید و اینکه به کجا رهسپار خواهند شد.با استفاده از موقعیتهای محیطی میتوانید باعث حواس پرتی دشمنان شوید مثلا قطع فیوز برق یا پرتاب شیئی.میتوانید از وسایل موجود در محیط برای کشتن افراد استفاده کنید مانند سیم برق یا مجسمه و… ، گروگان گیریشلیک به لوستر و مسدود کردن مسیری افراد پلیسسیستم کارآمد و قدیمی تغییر لباسپایین کشیدن کلاه برای عدم شناسایی و…مواردی بود که به وضوح در دموهای بازی قابل مشاهده هست.<br />
<br />
<br />
<br />
صداگذاری<br />
صداپیشگی مامور ۴۷ ما را دیوید عزیز بر عهده نخواهد داشت و اینکه صداگذاری بازی در دموهای اولیه بازی واقعا زیبا کار شده است .صدای خرد شدن شیشه هاهلیکوپترافراد دشمنباران و…<br />
<br />
<br />
<br />
گرافیک<br />
موتور بازی با نام Glacier2 معرفی شده که با دیدن دموهای بازی شاهد قدرتنمایی آن هستیم.نورپردازی عالیفیزیکی جالبطراحی لباسی خوبجزئیاتی وصف ناپذیرجلوه باران زیبا و… ، طراح گیم پلی بازی میگوید:ما نگاهی به گذشته و عناوین قبلی هیتمن انداختیم و از خود پرسیدیم که مهمترین قسمتهای هیتمن چه چیزهایی بوده و دست به ساخت و توسعه موتور بازی از اول زدیم و موتور گرافیکی گلسیر۲ را طراحی کردیم.هوش مصنوعی بازی پیشرفت قابل توجهی داشته است به طوریکه افراد پلیس کاملا طبیعی با یکدیگر صحبت میکنند و حتی همدیگر را مسخره میکنندبا انجام کوچکترین اشتباه بازی از تم مخفی کاری به سمت اکشن حرکت خواهد کردافراد معمولی و خلافکار و پلیس با دیدن لباس شما عکس العمل های متفاوتی نشان خواهند دادحملهترستمسخر و یا حتی شوخی!<br />
<br />
نتیجه<br />
هوش مصنوعی پیشرفتهکنترلی عالیگرافیکی زیبا و از همه مهمتر ملاقات مامور ۴۷ کت شلواری کفش واکس زده نوید انتشار یک بازی خوب و کلاسیک را میدهد.و اینکه ما را به قطع خوشنود و خوشحال خواهد کرد.بازیهای زیاد و البته زیبایی در این سبک منتشر شدند که موفق هم بودند باید دید آیا مامور ۴۷ ما بازهم با حرفه ای بودن خود در زمینه جنایت میتواند در زمینه رقابت با این عناوین هم موفق باشد یا خیر!نظر شما در این مورد چیست؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بی نشان یا نشان افتخار؟ ا پیش نمایش Medal of Honor Warfighter]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=375</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:37:29 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=375</guid>
			<description><![CDATA[به نام خداوند حکیم-<br />
-<br />
Medal Of Honor Warfighter عنوان:<br />
Danger Close سازنده:<br />
EA Games ناشر:<br />
Action/Shooter/First_Person/Modern سبک:<br />
۲۳ October تاریخ انتشار:<br />
-<br />
مقدمه<br />
واقعاً وقتی که نسخه ی اول مدال افتخار حمله متفقین رو چندین سال پیش که کارگردانیش را اسبیلبرگ بزرگ که ۲ اسکار را برای خود به خانه برده و شهره به ساخت فیلمهای پر فروش هست و آن هم از روی فیلمی به عظمت نجات سرباز رایان که اسکارها رو درو کرد و سکانس حمله به ساحلش به یاد ماندنی ترین سکانس فیلم های جنگی است بازی کردید چه حسی بهتون دست داد؟ به شخصه ساعت ها محو محیط ها و کارگردانی عالی بازی بودم و از اون نهایت لذت رو می بردم. استدیوی EA Los Angeles که به Danger Close تغییر نام داده سازنده بازی است که هر سال یا هر ۲ سال شاهد نسخه ای از بازی هستیم. مدال از نبرد در جنگ جهانی دوم شروع کرد که در سه شاخه زمینی، دریایی و هوایی و در کشورهای مختلف از جمله ایتالیا، فرانسه ،آفریقا و حتی حمله به بندر پرل هاربر تمرکز کرد و ما را با حال و هوای واقعی جنگ مواجه کرد تا نسخه ی قبلی بازی که مثل بازی ندای وظیفه به سبک مدرن تغییر داده شد که البته بازی بدی نبود ولی در کنار ابر رقیب خودش حرف چندانی برای گفتن نداشت. هم اکنون این استدیو در حال کار بر روی عنوانی دیگر از این مدال هست با نام مبارز جنگ که قرار است ۲۳ام اکتبر ۲۰۱۲ منتشر شود. در ادامه deniro ی دنیای بازی قصد معرفی این بازی رو به طور مختصر دارد که امیدوارم مورد پسندتان واقع بشود. پس می رویم برای دریافت مدال افتخار دیگری در دنیای بازی ها…<br />
-<br />
<br />
-<br />
داستان<br />
داستان بازی پیرامون ماموریت های افراد عضو گروه Tier 1 هست که در نسخه ی قبلی هم شاهدش بودیم اما به اقتضای حملات تروریستی و دشمنان قوی تر این گروه این بار وسیع تر شده و افراد خبره تری را از کشورهای مختلف به استخدام خود در آورده. تک تریلری که از بازی به نمایش گذاشته شده در ابتدای آن بزرگ بودن این گروه و افرادش را بیان می کند. گویا داستان بعد از جنگ افغانستان هست و البته در فیلیپین جایی که نا امنی هایی در آن بوجود آمده، اتفاق خواهد افتاد. نویسنده ی بازی قول کلیشه ای نبودن داستان بازی را داده و گفته که داستان بازی عمیق تر خواهد بود و بیشتر به احساسات و مسائل خانوادگی افراد نظامی خواهد پرداخت.<br />
-<br />
<br />
-<br />
گیم پلی<br />
در مورد گیم پلی گفته شده که المان های بازی به روز شده اند و این که در تیزر بازی مرحله ای که افراد سوار بر قایقی روی آب هستند و به افراد بالای ساختمان ها شلیک می کنند وجود دارد که خوب طراحی شده و اینکه مرحله ای در فیلیپین موجود هست که سیل شهر رو فرا گرفته و شما باید در آن وضعیت ماموریت تان را به پایان ببرید. ماموریت های مخفی کاری هم در بازی موجود هستند و استفاده از صدا خفه کن ها و چاقو برای پیشبرد ماموریت و اینکه در صورت لو رفتن بازی از تم مخفیانه به سمت اکشن تیراندازی متغیر خواهد بود.<br />
-<br />
<br />
-<br />
فیزیک و موتور بازی<br />
تغییر موتور بازی از UE3 به Frostbite2 قابل توجه هست که شاهد قدرتنمایی این موتور در بازی بتلفیلد ۳ بودیم. وجود افکت های انفجار و کشتار و تخریب پذیری بازی جالب هست. نکته مهم طراحی تاریک و تیره مراحل و محیط های بازی است. در مورد فیزیک هم که با استفاده از C4 و نارنجک ها و RPG و انواع بمبها می توانید محیط اطراف تان را تخریب کنید و یا حتی با استفاده از آن ها پلهای ماشین را منهدم کنید. شکستن و لگد زدن به درب های ساختمان ها و خرد شدن زیبای آن ها از نکات تخریب پذیری بازی است.<br />
-<br />
<br />
-<br />
نتیجه<br />
قول بازی وسیع تر و داستانی احساسی تر و عمیقتر و المان هایی به روزتر داده شده، چیز زیادی از بازی به نمایش گذاشته نشده و یا حتی تصاویری از گیم پلی بازی که واضح باشن و از همه مهمتر دموی فوتیج بازی که ببینیم داخل بازی دقیقاً چه خبر هست ولی مدال همیشه دوست داشتنی بوده و روندی خوب را داشته و بازی بدی نبوده این بار هم می شود به عنوان یک بازی خوب روی آن حساب کرد و منتظر انتشارش بود. منتظر نظرات و یا حتی اخباری به روز از شما عزیزان در این تاپیک هستم. امید به اینکه مورد نظرتان واقع شده باشد.<br />
با تشکر]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام خداوند حکیم-<br />
-<br />
Medal Of Honor Warfighter عنوان:<br />
Danger Close سازنده:<br />
EA Games ناشر:<br />
Action/Shooter/First_Person/Modern سبک:<br />
۲۳ October تاریخ انتشار:<br />
-<br />
مقدمه<br />
واقعاً وقتی که نسخه ی اول مدال افتخار حمله متفقین رو چندین سال پیش که کارگردانیش را اسبیلبرگ بزرگ که ۲ اسکار را برای خود به خانه برده و شهره به ساخت فیلمهای پر فروش هست و آن هم از روی فیلمی به عظمت نجات سرباز رایان که اسکارها رو درو کرد و سکانس حمله به ساحلش به یاد ماندنی ترین سکانس فیلم های جنگی است بازی کردید چه حسی بهتون دست داد؟ به شخصه ساعت ها محو محیط ها و کارگردانی عالی بازی بودم و از اون نهایت لذت رو می بردم. استدیوی EA Los Angeles که به Danger Close تغییر نام داده سازنده بازی است که هر سال یا هر ۲ سال شاهد نسخه ای از بازی هستیم. مدال از نبرد در جنگ جهانی دوم شروع کرد که در سه شاخه زمینی، دریایی و هوایی و در کشورهای مختلف از جمله ایتالیا، فرانسه ،آفریقا و حتی حمله به بندر پرل هاربر تمرکز کرد و ما را با حال و هوای واقعی جنگ مواجه کرد تا نسخه ی قبلی بازی که مثل بازی ندای وظیفه به سبک مدرن تغییر داده شد که البته بازی بدی نبود ولی در کنار ابر رقیب خودش حرف چندانی برای گفتن نداشت. هم اکنون این استدیو در حال کار بر روی عنوانی دیگر از این مدال هست با نام مبارز جنگ که قرار است ۲۳ام اکتبر ۲۰۱۲ منتشر شود. در ادامه deniro ی دنیای بازی قصد معرفی این بازی رو به طور مختصر دارد که امیدوارم مورد پسندتان واقع بشود. پس می رویم برای دریافت مدال افتخار دیگری در دنیای بازی ها…<br />
-<br />
<br />
-<br />
داستان<br />
داستان بازی پیرامون ماموریت های افراد عضو گروه Tier 1 هست که در نسخه ی قبلی هم شاهدش بودیم اما به اقتضای حملات تروریستی و دشمنان قوی تر این گروه این بار وسیع تر شده و افراد خبره تری را از کشورهای مختلف به استخدام خود در آورده. تک تریلری که از بازی به نمایش گذاشته شده در ابتدای آن بزرگ بودن این گروه و افرادش را بیان می کند. گویا داستان بعد از جنگ افغانستان هست و البته در فیلیپین جایی که نا امنی هایی در آن بوجود آمده، اتفاق خواهد افتاد. نویسنده ی بازی قول کلیشه ای نبودن داستان بازی را داده و گفته که داستان بازی عمیق تر خواهد بود و بیشتر به احساسات و مسائل خانوادگی افراد نظامی خواهد پرداخت.<br />
-<br />
<br />
-<br />
گیم پلی<br />
در مورد گیم پلی گفته شده که المان های بازی به روز شده اند و این که در تیزر بازی مرحله ای که افراد سوار بر قایقی روی آب هستند و به افراد بالای ساختمان ها شلیک می کنند وجود دارد که خوب طراحی شده و اینکه مرحله ای در فیلیپین موجود هست که سیل شهر رو فرا گرفته و شما باید در آن وضعیت ماموریت تان را به پایان ببرید. ماموریت های مخفی کاری هم در بازی موجود هستند و استفاده از صدا خفه کن ها و چاقو برای پیشبرد ماموریت و اینکه در صورت لو رفتن بازی از تم مخفیانه به سمت اکشن تیراندازی متغیر خواهد بود.<br />
-<br />
<br />
-<br />
فیزیک و موتور بازی<br />
تغییر موتور بازی از UE3 به Frostbite2 قابل توجه هست که شاهد قدرتنمایی این موتور در بازی بتلفیلد ۳ بودیم. وجود افکت های انفجار و کشتار و تخریب پذیری بازی جالب هست. نکته مهم طراحی تاریک و تیره مراحل و محیط های بازی است. در مورد فیزیک هم که با استفاده از C4 و نارنجک ها و RPG و انواع بمبها می توانید محیط اطراف تان را تخریب کنید و یا حتی با استفاده از آن ها پلهای ماشین را منهدم کنید. شکستن و لگد زدن به درب های ساختمان ها و خرد شدن زیبای آن ها از نکات تخریب پذیری بازی است.<br />
-<br />
<br />
-<br />
نتیجه<br />
قول بازی وسیع تر و داستانی احساسی تر و عمیقتر و المان هایی به روزتر داده شده، چیز زیادی از بازی به نمایش گذاشته نشده و یا حتی تصاویری از گیم پلی بازی که واضح باشن و از همه مهمتر دموی فوتیج بازی که ببینیم داخل بازی دقیقاً چه خبر هست ولی مدال همیشه دوست داشتنی بوده و روندی خوب را داشته و بازی بدی نبوده این بار هم می شود به عنوان یک بازی خوب روی آن حساب کرد و منتظر انتشارش بود. منتظر نظرات و یا حتی اخباری به روز از شما عزیزان در این تاپیک هستم. امید به اینکه مورد نظرتان واقع شده باشد.<br />
با تشکر]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عملیات نابودی Resident Evil]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=374</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:36:13 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=374</guid>
			<description><![CDATA[وقتی نام Resident Evil را میشنوید، به یاد چه میافتید؟ راهروهای تنگ و تاریک؟ ساختمانهای سرد و نمناک که پشت هر درش ترس و اضطرابی پنهان است؟ معماهایی که برای حل کردنشان مجبورید وجب به وجب محیط را بگردید؟ یا شاید داستان مرموز و گیرایش؟ بگذارید با شما روراست باشیم. Operation Raccoon City بر خلاف نامش، یادآور هیچ کدام از اینها نیست. ORC یک عقب گرد کامل در سری بازیهای RE است.<br />
داستان از جایی شروع میشود که Capcom بعد از ساخت Resident Evil 5 تصمیم گرفت در راستای غربی پسند کردن IP هایش، ساخت آنها را به استودیوهایی در سرتاسر دنیا بسپارد و در این بین، قرعه Resident Evil به نام استودیوی کانادایی Slant Six games افتاد. استودیویی که پیش از این ساخت سه عنوان نه چندان موفق Socom را در کارنامه خود داشت. بازیهایی صرفا شوتر که تمرکزشان بر روی بخش آنلاینشان بود. از همان نمایشها و اطلاعات اولیه میشد حدس زد که Slant Six قصد ندارد به ریشههای RE بپردازد و همان رویه Socom ها را با چاشنی RE ادامه خواهد داد. نتیجه به چیزی تبدیل شد که دست کمی از فاجعه ندارد.<br />
<br />
سری بازیهای Resident Evil همیشه دارای داستانی گیرا و پر رمز و راز بوده است و این مورد از عوامل موفقیت این بازیها محسوب میشود. متاسفانه ORC به کلی به این نکته کلیدی پشت پا زده و به روایت یک داستان به شدت سطحی و بدون کوچکترین پیچ و خم پرداخته است. ویلیام بیرکین قصد دارد تا اسنادی مربوط به T-Virus را به مقامات امریکایی تحویل دهد. هدف Umbrella این است تا از این کار جلوگیری کند و ویروس جایگزین G را به چنگ آورد. به همین منظور گروه دلتا متشکل از 6 سرباز زبده، به تشکیلات زیرزمینی Umbrella نفوذ کرده و در این بین با HUNK رهبر گروه دلتا برخورد می کنند. گروه دلتا و آلفا به کمک هم محل دکتر بیرکین را شناسایی و مانع از افشاگری او شده و نمونهای از ویروس G را در اختیار میگیرند. اما دکتر بیرکین مقداری از ویروس را به خود تزریق کرده و خود به یک Tyrant تبدیل شده و به گروه آلفا و دلتا حمله میکند. گروه دلتا از چنگ Tyrant میگریزد و به سطح شهر وارد میشود و مشاهده میکند که ویروس در سطح شهر پخش شده و تمام سکنه راکون سیتی به زامبی تبدیل شدهاند. حال در این آشفتگی، هدف گروه دلتا از بین بردن مدارک دخالت Umbrella در پخش شدن ویروس است. همان طور که مشاهده میکنید، اکثر وقایع بازی بازگویی مجدد وقایع RE2 و RE3 از زاویهای دیگر است. شاید درنگاه اول، تجربه وقایع راکون سیتی از زاویهای متفاوت جالب به نظر برسد. ولی با پیش روی در بازی مشاهده میشود که تمام ایدههایی که میتوانست باعث جذابیت ORC شود، یکی پس از دیگری میسوزد. یکی از بزرگترین ایده سوزیهای بازی، وارد کردن Nemesis، یکی از محبوب ترین BOW های سری به جریان بازی است. سیستم های Nemesis دچار مشکل شده است و شما باید با تزریق مادهای به او، دوباره او را راه اندازی کنید. حال مشاهده میکنید موجودی که شکست دادنش در RE3 به اندازه کل بازی طول میکشید، اینجا فقط در یک محوطه چند متری به دور خود میچرخد و به سمت شما شلیک میکند! شما نیز با چند شلیک ساده، بدون هیچ گونه پیچیدگی خاصی، او را ضعیف کرده و تزریق را انجام میدهید. در این بخش سازندگان حتی به خود زحمت ندادهاند تا برای مبارزه با Nemesis، یک روش خاص یا یک نقطه ضعف طراحی کنند. شما اینقدر باید به او شلیک کنید تا از پا در بیاید. اینگونه است که این باس فایت به یکی از سطحیترین باس فایتهای سری تبدیل شده است. این گونه ایده سوزیها فقط به همینجا ختم نمیشود. وارد کردن Leon.S Kennedy به داستان نیز به همین شکل است. سطحی و بدون تفکر. در حالی که Slant Six میتوانست از حضور او نهایت بهره را ببرد، مشاهده میکنیم که از او و دیگر شخصیتهای محبوب سری استفاده صرفا ابزاری کرده و خواسته تا با وارد کردن آن ها به داستان، بار نوستالوژی آن را بالا ببرد، ولی این کار نتیجه عکس داده است.<br />
یک داستان سطحی با روایتی بدتر و عدم وجود پازل و معما کافی است تا یک Resident Evil حتی با وجود Spin Off بودن به یک فاجعه تبدیل شود. حتی در کمال تعجب مشاهده میشود با وجود اینکه بازی در راکون سیتی جریان دارد و کلیه امکانات برای خلق یک اتمسفر قوی، مرموز و ترسناک آماده است، Slant Six به بدترین شکل ممکن آن را بازسازی میکند. پیش از این، دو عنوان RE Outbreak با وجود Spin Off بودن توانسته بود به تمام این المانها وفادار باشد. از طرفی این بازی lموفق شد با ابهام زدایی از برخی وقایع Raccoon City (همانند سرگذشت ماروین)، اتمسفر سری کلاسیک را به خوبی بازسازی کند. بدیهی است که نمیتوان این مشکلات را با Spin Off بودن توجیح کرد. <br />
از Resident Evil فقط اصالتش مانده بود که ORC همان را هم به باد داد. ولی حتی اگر به ORC به دید یک RE هم نگاه نکنیم، از دید یک شوتر نیز بازی بسیار ضعیف عمل میکند. در ابتدای هر مرحله، شما از بین 6 سرباز گروه دلتا یک نفر را انتخاب میکنید. هر کدام از این افراد ویژگی خاص خود را دارند. Vector سربازی زبده و متخصص مبارزات تن به تن، Bretha پزشک تیم، Four Eyes یکی از دانشمندان Umbrella که به تیم اضافه شده، Beltway متخصص مواد انفجاری، Spectre تک تیر انداز و در نهایت Lupo رهبر تیم، اعضای گروه دلتا را تشکیل میدهند. مراحل بازی به شدت خطی، کوتاه و بدور از کوچکترین خلاقیت در طراحی است. باگ، کنترل نا کارآمد در برخی مواقع و تنوع بسیار کم دشمنان نیز مزید بر علت میشود تا مدت زمان تقریبا 4 ساعته کمپین بازی بسیار عذاب آور باشد. تنها نکته مثبت در این بخش، امکان تجربه کمپین بازی به صورت Co-op (تا سقف چهار نفر) است که نبود حالت Split Screen و System Link ضربه بزرگی به این بخش از بازی میزند. ولی با این حال ما قویا پیشنهاد میکنیم در صورت تمایل به بازی کردن ORC، حتما مد Co-op را تجربه کنید. چون این حالت تنها حالتی است که شما را از دست AI اسفبار یاران خودی نجات میدهد! سه یار دیگری که همواره و در طول تمام مراحل با شما هستند، نه تنها در طول بازی تقریبا هیچ کمکی به شما نمیکنند، بلکه در پارهای از مواقع جلوی هدف گیری شما را نیز میگیرند. AI دشمنان بازی نیز دست کمی از یاران خودی ندارد. سربازان Spec Ops از لحاظ هوش مصنوعی تفاوت زیادی با زامبی های بازی نمیکنند! جالب اینجاست نوعی از زامبی در بازی وجود دارد که بهتر از این سربازان از تیررس اسلحه شما فرار میکند! باس فایتهای بازی نیز چه از لحاظ کمی و چه کیفی، در پایینترین سطح ممکن قرار دارند، مخصوصا باس نهایی بازی که مبارزه با او بیشتر شبیه جوک است. متاسفانه مجموعهی اینها باعث شده است تا BOW هایی که زمانی منشا ترس و اضطراب در بازی بودند، اکنون به اسباب خنده بازیکن تبدیل شوند.<br />
<br />
سیستم کاورگیری بازی نیز به شدت پر ایراد و بد قلق است. بدین صورت که با نزدیک شدن به سنگر، کاراکتر شما به صورت خودکار سنگرگیری می کند. ولی این سیستم در بسیاری مواقع بد عمل کرده و کار نمیکند. اینجاست که برای سازنده مکانیزم کاورگیری kane &amp; Lynch دعا میکنید! ولی تنوع اسلحهها مناسب است و قابلیتهای خاص هر فرد، با وجود اینکه برخی از آنها هیچ سنخیتی با جو RE ندارد، تا حدودی بخش شوتر بازی را سرگرم کننده میکند. ولی با پیشروی در بازی و آشکار شدن مشکلات ریز و درشت آن، این سرگرم کنندگی رفته رفته کمرنگ و کمرنگتر میشود. ORC به شدت از طراحی مراحل و مشکلات ریز و درشت تکنیکی رنج میبرد. به طوری که این مشکلات، کاملا بخش تیراندازی بازی را تحتالشعاع قرار داده و به تجربه سرگرمکنندگی آن صدمات جدی وارد میکند. یکی از این مشکلات، عدم امکان Revive شدن توسط افراد خودی است. در حالی که شما، هر وقت یکی از افراد گروهتان کشته شد، میتوانید او را دوباره احیا کنید، در صورت تمام شدن جان خودتان، این امکان را ندارید تا دوباره به بازی برگردید. حتی Epic نیز در ساخت GeOW بعد از یک شماره به اشتباهش در این مورد پی برد و آن را در دو عنوان بعدی تصحیح کرد، ولی با این حال Slant Six همان اشتباه را بعد از 6 سال تکرار کرده است. البته باید از Slant Six برای قرار ندادن این مورد سپاسگزار بود، چون در غیر این صورت بازی احتمالا در کمتر از 2 ساعت تمام میشد! یکی از موارد جالب بازی، آلوده شدن شما به ویروس T پس از آن که یک زامبی شما را گاز میگیرد است. در این حالت، نوار سلامتی شما به رنگ آبی در آمده و رفته رفته از میزان سلامتی شما میکاهد. شما باید با پادزهرهایی که پیدا میکنید، از ادامه این روند جلوگیری کنید، در غیر این صورت پس از اتمام نوار سلامتی، به زامبی تبدیل میشوید. سازندگان میتوانستند یک مینیگیم خوب از این بخش خلق کنند، ولی متاسفانه شاهد همچین خلاقیتی نیستیم. البته مشکلات بازی آن قدر زیاد است که این مشکلات ریز در مقابل آن ها به چشم نمیآید. در مبحث تیراندازی، یکی از اصلیترین موارد این است که با شلیک کردن اسلحه و برخورد گلوله، آن حس سنگینی برخورد گلوله با بدن دشمنان، توسط بازیکن به خوبی حس شود. متاسفانه در ORC، زامبی ها و سربازان همانند کیسههایی انسان نما و پُر شده از کاه هستند! همین موارد به ظاهر سطحی، به شدت از لذت تیراندازی بازی میکاهد و آن را هم رده عناوین نسل قبل قرار میدهد.<br />
حرف از نسل قبل شد! برخی از جلوههای بصری بازی، حقیقتا دست کمی از جلوههای به کار رفته در عناوین نسل قبل ندارد! کیفیت بسیار پایین آتش و انفجار، بافتهای بی کیفیت زمین، افکت خون اسفناک، مدل سازی ضعیف دشمنان و کاملا معمولی افراد گروه دلتا و موارد از این دست که در طول بازی به وفور یافت میشود، همه و همه باعث می شود تا ORC از لحاظ گرافیک تکنیکی در سطح بسیار پایینی قرار گیرد. از لحاظ هنری نیز انتظاری از آن نمیرفت و Slant Six نیز ما را غافلگیر نکرد! موسیقی بازی تقریبا بهتر از سایر قسمتهای آن است و در سطح معمولی قرار میگیرد! ولی صداپیشگی بازی به شدت مصنوعی و اغراق شده است. همچنین بازی از ضعف شدید دیالوگ نویسی رنج میبرد. یکی از ویژگیهای سری بازیهای RE دیالوگهای قوی و پُرمفهوم آن بود که مشاهده میشود سازندگان در این بخش به شدت کم کاری کرده اند و شاهد دیالوگهای سطحی و بعضا خنده دار، مخصوصا برای شخصیتهای شناخته شدهای نظیر کلر و لیان هستیم. دیالوگ های لیان در طول بازی به زحمت به 2 خط می رسد، در حالی که او به نوعی باس نهایی بازی نیز به حساب می آید.<br />
<br />
از آنجایی که که بخش آنلاین بازیها معمولا فارغ از یک سری المانها میباشد، لذا همین باعث میشود که تا این قسمت از بازی، تنها بخش قابل تحمل بازی باشد. . وجود چند حالت مختلف در بازی به همراه حضور برخی از شخصیتهای قدیمی موجب میشود که تا این بخش تا حدودی جذاب باشد. در حالت Biohazard باید در زمان 5 دقیقه، نمونههای ویروس G را پیدا کرده و آنها را به مقر خود برسانید. لیان،کلر، جیل، هانک و ... نیز در حالت Heros در کنار هم جمع شدهاند تا روند تخریب شخصیتها را کامل کنند. طراحی بد چهرهها اینجا نیز بیشتر به خواهد خورد. در Team Attack با انتخاب یکی از دو تیم دلتا و نیروهای امنیتی، همزمان با نفرات تیم مقابل و B.O.Wها مبارزه میکنید. در حالت Survivor نیز باید تا مدت زمان مشخصی زنده بمانید تا توسط هلیکوپتری که برای نجات شما فرستاده میشود، از شهر خارج شوید. شاید در نگاه اول بخش آنلاین به کمک تنوع مراحل، سلاحها و قابلیتهای افراد لذت بخش باشد، اما به علت اشکالات فراوانی که در هستهی بازی دارد این بخش نیز به مرور جذابیش نه چندان زیادش را از دست میدهد.<br />
<br />
Operation Raccoon City میتواند زنگ خطری برای RE6 باشد. اگر قسمت ششم هم بخواهد همانند ORC بیش از اندازه بر روی بخش شوتر تمرکز کند، بعید نیست به سرنوشت این بازی تبدیل شود. ORC میتوانست با روایت حوادث راکون سیتی از دید ماموران Umbrella برخی ابهامات داستانی شمارههای قبل را پوشش داده و به بعضی سوالات بی پاسخ جواب دهد و حتی با حوادث RE6 ارتباط داشته باشد. ولی بی کفایتی Slant Six در الهام گیری از یک منبع غنی و در کنار آن مشکلات ریز و درشت که گریبان گیر تمامی قسمتهای بازی است، باعث شده است تا ORC نه تنها به عنوان یک Resident Evil به یک فاجعه تبدیل شود، بلکه از دیدگاه یک شوتر سوم شخص نیز کاملا ناموفق باشد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[وقتی نام Resident Evil را میشنوید، به یاد چه میافتید؟ راهروهای تنگ و تاریک؟ ساختمانهای سرد و نمناک که پشت هر درش ترس و اضطرابی پنهان است؟ معماهایی که برای حل کردنشان مجبورید وجب به وجب محیط را بگردید؟ یا شاید داستان مرموز و گیرایش؟ بگذارید با شما روراست باشیم. Operation Raccoon City بر خلاف نامش، یادآور هیچ کدام از اینها نیست. ORC یک عقب گرد کامل در سری بازیهای RE است.<br />
داستان از جایی شروع میشود که Capcom بعد از ساخت Resident Evil 5 تصمیم گرفت در راستای غربی پسند کردن IP هایش، ساخت آنها را به استودیوهایی در سرتاسر دنیا بسپارد و در این بین، قرعه Resident Evil به نام استودیوی کانادایی Slant Six games افتاد. استودیویی که پیش از این ساخت سه عنوان نه چندان موفق Socom را در کارنامه خود داشت. بازیهایی صرفا شوتر که تمرکزشان بر روی بخش آنلاینشان بود. از همان نمایشها و اطلاعات اولیه میشد حدس زد که Slant Six قصد ندارد به ریشههای RE بپردازد و همان رویه Socom ها را با چاشنی RE ادامه خواهد داد. نتیجه به چیزی تبدیل شد که دست کمی از فاجعه ندارد.<br />
<br />
سری بازیهای Resident Evil همیشه دارای داستانی گیرا و پر رمز و راز بوده است و این مورد از عوامل موفقیت این بازیها محسوب میشود. متاسفانه ORC به کلی به این نکته کلیدی پشت پا زده و به روایت یک داستان به شدت سطحی و بدون کوچکترین پیچ و خم پرداخته است. ویلیام بیرکین قصد دارد تا اسنادی مربوط به T-Virus را به مقامات امریکایی تحویل دهد. هدف Umbrella این است تا از این کار جلوگیری کند و ویروس جایگزین G را به چنگ آورد. به همین منظور گروه دلتا متشکل از 6 سرباز زبده، به تشکیلات زیرزمینی Umbrella نفوذ کرده و در این بین با HUNK رهبر گروه دلتا برخورد می کنند. گروه دلتا و آلفا به کمک هم محل دکتر بیرکین را شناسایی و مانع از افشاگری او شده و نمونهای از ویروس G را در اختیار میگیرند. اما دکتر بیرکین مقداری از ویروس را به خود تزریق کرده و خود به یک Tyrant تبدیل شده و به گروه آلفا و دلتا حمله میکند. گروه دلتا از چنگ Tyrant میگریزد و به سطح شهر وارد میشود و مشاهده میکند که ویروس در سطح شهر پخش شده و تمام سکنه راکون سیتی به زامبی تبدیل شدهاند. حال در این آشفتگی، هدف گروه دلتا از بین بردن مدارک دخالت Umbrella در پخش شدن ویروس است. همان طور که مشاهده میکنید، اکثر وقایع بازی بازگویی مجدد وقایع RE2 و RE3 از زاویهای دیگر است. شاید درنگاه اول، تجربه وقایع راکون سیتی از زاویهای متفاوت جالب به نظر برسد. ولی با پیش روی در بازی مشاهده میشود که تمام ایدههایی که میتوانست باعث جذابیت ORC شود، یکی پس از دیگری میسوزد. یکی از بزرگترین ایده سوزیهای بازی، وارد کردن Nemesis، یکی از محبوب ترین BOW های سری به جریان بازی است. سیستم های Nemesis دچار مشکل شده است و شما باید با تزریق مادهای به او، دوباره او را راه اندازی کنید. حال مشاهده میکنید موجودی که شکست دادنش در RE3 به اندازه کل بازی طول میکشید، اینجا فقط در یک محوطه چند متری به دور خود میچرخد و به سمت شما شلیک میکند! شما نیز با چند شلیک ساده، بدون هیچ گونه پیچیدگی خاصی، او را ضعیف کرده و تزریق را انجام میدهید. در این بخش سازندگان حتی به خود زحمت ندادهاند تا برای مبارزه با Nemesis، یک روش خاص یا یک نقطه ضعف طراحی کنند. شما اینقدر باید به او شلیک کنید تا از پا در بیاید. اینگونه است که این باس فایت به یکی از سطحیترین باس فایتهای سری تبدیل شده است. این گونه ایده سوزیها فقط به همینجا ختم نمیشود. وارد کردن Leon.S Kennedy به داستان نیز به همین شکل است. سطحی و بدون تفکر. در حالی که Slant Six میتوانست از حضور او نهایت بهره را ببرد، مشاهده میکنیم که از او و دیگر شخصیتهای محبوب سری استفاده صرفا ابزاری کرده و خواسته تا با وارد کردن آن ها به داستان، بار نوستالوژی آن را بالا ببرد، ولی این کار نتیجه عکس داده است.<br />
یک داستان سطحی با روایتی بدتر و عدم وجود پازل و معما کافی است تا یک Resident Evil حتی با وجود Spin Off بودن به یک فاجعه تبدیل شود. حتی در کمال تعجب مشاهده میشود با وجود اینکه بازی در راکون سیتی جریان دارد و کلیه امکانات برای خلق یک اتمسفر قوی، مرموز و ترسناک آماده است، Slant Six به بدترین شکل ممکن آن را بازسازی میکند. پیش از این، دو عنوان RE Outbreak با وجود Spin Off بودن توانسته بود به تمام این المانها وفادار باشد. از طرفی این بازی lموفق شد با ابهام زدایی از برخی وقایع Raccoon City (همانند سرگذشت ماروین)، اتمسفر سری کلاسیک را به خوبی بازسازی کند. بدیهی است که نمیتوان این مشکلات را با Spin Off بودن توجیح کرد. <br />
از Resident Evil فقط اصالتش مانده بود که ORC همان را هم به باد داد. ولی حتی اگر به ORC به دید یک RE هم نگاه نکنیم، از دید یک شوتر نیز بازی بسیار ضعیف عمل میکند. در ابتدای هر مرحله، شما از بین 6 سرباز گروه دلتا یک نفر را انتخاب میکنید. هر کدام از این افراد ویژگی خاص خود را دارند. Vector سربازی زبده و متخصص مبارزات تن به تن، Bretha پزشک تیم، Four Eyes یکی از دانشمندان Umbrella که به تیم اضافه شده، Beltway متخصص مواد انفجاری، Spectre تک تیر انداز و در نهایت Lupo رهبر تیم، اعضای گروه دلتا را تشکیل میدهند. مراحل بازی به شدت خطی، کوتاه و بدور از کوچکترین خلاقیت در طراحی است. باگ، کنترل نا کارآمد در برخی مواقع و تنوع بسیار کم دشمنان نیز مزید بر علت میشود تا مدت زمان تقریبا 4 ساعته کمپین بازی بسیار عذاب آور باشد. تنها نکته مثبت در این بخش، امکان تجربه کمپین بازی به صورت Co-op (تا سقف چهار نفر) است که نبود حالت Split Screen و System Link ضربه بزرگی به این بخش از بازی میزند. ولی با این حال ما قویا پیشنهاد میکنیم در صورت تمایل به بازی کردن ORC، حتما مد Co-op را تجربه کنید. چون این حالت تنها حالتی است که شما را از دست AI اسفبار یاران خودی نجات میدهد! سه یار دیگری که همواره و در طول تمام مراحل با شما هستند، نه تنها در طول بازی تقریبا هیچ کمکی به شما نمیکنند، بلکه در پارهای از مواقع جلوی هدف گیری شما را نیز میگیرند. AI دشمنان بازی نیز دست کمی از یاران خودی ندارد. سربازان Spec Ops از لحاظ هوش مصنوعی تفاوت زیادی با زامبی های بازی نمیکنند! جالب اینجاست نوعی از زامبی در بازی وجود دارد که بهتر از این سربازان از تیررس اسلحه شما فرار میکند! باس فایتهای بازی نیز چه از لحاظ کمی و چه کیفی، در پایینترین سطح ممکن قرار دارند، مخصوصا باس نهایی بازی که مبارزه با او بیشتر شبیه جوک است. متاسفانه مجموعهی اینها باعث شده است تا BOW هایی که زمانی منشا ترس و اضطراب در بازی بودند، اکنون به اسباب خنده بازیکن تبدیل شوند.<br />
<br />
سیستم کاورگیری بازی نیز به شدت پر ایراد و بد قلق است. بدین صورت که با نزدیک شدن به سنگر، کاراکتر شما به صورت خودکار سنگرگیری می کند. ولی این سیستم در بسیاری مواقع بد عمل کرده و کار نمیکند. اینجاست که برای سازنده مکانیزم کاورگیری kane &amp; Lynch دعا میکنید! ولی تنوع اسلحهها مناسب است و قابلیتهای خاص هر فرد، با وجود اینکه برخی از آنها هیچ سنخیتی با جو RE ندارد، تا حدودی بخش شوتر بازی را سرگرم کننده میکند. ولی با پیشروی در بازی و آشکار شدن مشکلات ریز و درشت آن، این سرگرم کنندگی رفته رفته کمرنگ و کمرنگتر میشود. ORC به شدت از طراحی مراحل و مشکلات ریز و درشت تکنیکی رنج میبرد. به طوری که این مشکلات، کاملا بخش تیراندازی بازی را تحتالشعاع قرار داده و به تجربه سرگرمکنندگی آن صدمات جدی وارد میکند. یکی از این مشکلات، عدم امکان Revive شدن توسط افراد خودی است. در حالی که شما، هر وقت یکی از افراد گروهتان کشته شد، میتوانید او را دوباره احیا کنید، در صورت تمام شدن جان خودتان، این امکان را ندارید تا دوباره به بازی برگردید. حتی Epic نیز در ساخت GeOW بعد از یک شماره به اشتباهش در این مورد پی برد و آن را در دو عنوان بعدی تصحیح کرد، ولی با این حال Slant Six همان اشتباه را بعد از 6 سال تکرار کرده است. البته باید از Slant Six برای قرار ندادن این مورد سپاسگزار بود، چون در غیر این صورت بازی احتمالا در کمتر از 2 ساعت تمام میشد! یکی از موارد جالب بازی، آلوده شدن شما به ویروس T پس از آن که یک زامبی شما را گاز میگیرد است. در این حالت، نوار سلامتی شما به رنگ آبی در آمده و رفته رفته از میزان سلامتی شما میکاهد. شما باید با پادزهرهایی که پیدا میکنید، از ادامه این روند جلوگیری کنید، در غیر این صورت پس از اتمام نوار سلامتی، به زامبی تبدیل میشوید. سازندگان میتوانستند یک مینیگیم خوب از این بخش خلق کنند، ولی متاسفانه شاهد همچین خلاقیتی نیستیم. البته مشکلات بازی آن قدر زیاد است که این مشکلات ریز در مقابل آن ها به چشم نمیآید. در مبحث تیراندازی، یکی از اصلیترین موارد این است که با شلیک کردن اسلحه و برخورد گلوله، آن حس سنگینی برخورد گلوله با بدن دشمنان، توسط بازیکن به خوبی حس شود. متاسفانه در ORC، زامبی ها و سربازان همانند کیسههایی انسان نما و پُر شده از کاه هستند! همین موارد به ظاهر سطحی، به شدت از لذت تیراندازی بازی میکاهد و آن را هم رده عناوین نسل قبل قرار میدهد.<br />
حرف از نسل قبل شد! برخی از جلوههای بصری بازی، حقیقتا دست کمی از جلوههای به کار رفته در عناوین نسل قبل ندارد! کیفیت بسیار پایین آتش و انفجار، بافتهای بی کیفیت زمین، افکت خون اسفناک، مدل سازی ضعیف دشمنان و کاملا معمولی افراد گروه دلتا و موارد از این دست که در طول بازی به وفور یافت میشود، همه و همه باعث می شود تا ORC از لحاظ گرافیک تکنیکی در سطح بسیار پایینی قرار گیرد. از لحاظ هنری نیز انتظاری از آن نمیرفت و Slant Six نیز ما را غافلگیر نکرد! موسیقی بازی تقریبا بهتر از سایر قسمتهای آن است و در سطح معمولی قرار میگیرد! ولی صداپیشگی بازی به شدت مصنوعی و اغراق شده است. همچنین بازی از ضعف شدید دیالوگ نویسی رنج میبرد. یکی از ویژگیهای سری بازیهای RE دیالوگهای قوی و پُرمفهوم آن بود که مشاهده میشود سازندگان در این بخش به شدت کم کاری کرده اند و شاهد دیالوگهای سطحی و بعضا خنده دار، مخصوصا برای شخصیتهای شناخته شدهای نظیر کلر و لیان هستیم. دیالوگ های لیان در طول بازی به زحمت به 2 خط می رسد، در حالی که او به نوعی باس نهایی بازی نیز به حساب می آید.<br />
<br />
از آنجایی که که بخش آنلاین بازیها معمولا فارغ از یک سری المانها میباشد، لذا همین باعث میشود که تا این قسمت از بازی، تنها بخش قابل تحمل بازی باشد. . وجود چند حالت مختلف در بازی به همراه حضور برخی از شخصیتهای قدیمی موجب میشود که تا این بخش تا حدودی جذاب باشد. در حالت Biohazard باید در زمان 5 دقیقه، نمونههای ویروس G را پیدا کرده و آنها را به مقر خود برسانید. لیان،کلر، جیل، هانک و ... نیز در حالت Heros در کنار هم جمع شدهاند تا روند تخریب شخصیتها را کامل کنند. طراحی بد چهرهها اینجا نیز بیشتر به خواهد خورد. در Team Attack با انتخاب یکی از دو تیم دلتا و نیروهای امنیتی، همزمان با نفرات تیم مقابل و B.O.Wها مبارزه میکنید. در حالت Survivor نیز باید تا مدت زمان مشخصی زنده بمانید تا توسط هلیکوپتری که برای نجات شما فرستاده میشود، از شهر خارج شوید. شاید در نگاه اول بخش آنلاین به کمک تنوع مراحل، سلاحها و قابلیتهای افراد لذت بخش باشد، اما به علت اشکالات فراوانی که در هستهی بازی دارد این بخش نیز به مرور جذابیش نه چندان زیادش را از دست میدهد.<br />
<br />
Operation Raccoon City میتواند زنگ خطری برای RE6 باشد. اگر قسمت ششم هم بخواهد همانند ORC بیش از اندازه بر روی بخش شوتر تمرکز کند، بعید نیست به سرنوشت این بازی تبدیل شود. ORC میتوانست با روایت حوادث راکون سیتی از دید ماموران Umbrella برخی ابهامات داستانی شمارههای قبل را پوشش داده و به بعضی سوالات بی پاسخ جواب دهد و حتی با حوادث RE6 ارتباط داشته باشد. ولی بی کفایتی Slant Six در الهام گیری از یک منبع غنی و در کنار آن مشکلات ریز و درشت که گریبان گیر تمامی قسمتهای بازی است، باعث شده است تا ORC نه تنها به عنوان یک Resident Evil به یک فاجعه تبدیل شود، بلکه از دیدگاه یک شوتر سوم شخص نیز کاملا ناموفق باشد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بررسی بهترین کاربرد DirectX 11 در بازی ها: DirectX 11 و بازی Crysis 2]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=372</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:33:29 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=372</guid>
			<description><![CDATA[چند روز پیش خبری در مورد پچ و بسته به روز سازی بازی معروف Crysis 2 منتشر کردیم. این مجموعه، بازی را با استفاده از قابلیت های DirectX 11 به روز میکند. حال نوبت آن است که تاثیر این آپگرید را بررسی کنیم.هدف اصلی این است که قابلیت های DirectX 11 را با DirectX 9 مقایسه کنیم. نسخه ی اصلی بازی برای دو کنسول PS3 و XBOX 360 عرضه شده بود و به همین علت از قابلیت های جالب DirectX 11 در آن استفاده نشده است. البته از همان ابتدا شایعاتی در مورد عرضه ی پچ مخصوص نسخه ی PC شنیده میشد ولی تا روز ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱ خبری از آن نشد. با نصب مجموعه ی پچ ۱٫۹ و بافت هایی که رزولوشن بالا دارند و آپگرید به DirectX 11 میخواهیم تاثیرات آن را بررسی کنیم.Crytek باز هم تیغه ی خونین موتور گرافیکی قدرتمند خود را در دست گرفته و کار خود را به نحو احسن انجام داده است، عرضه ی این آپگرید را سریع صورت نداده بلکه سعی کرده بهترین آپگرید را در مقایسه با سایر بازی ها که آپگرید DX11 برایشان عرضه شده، عرضه کند. تاثیر این آپگیرد بیش از هر آپگرید بازی های دیگر تا به امروز بوده است.مجموعه بافت های عرضه شده باعث میشود که رزولوشن اکثر بافت ها در بازی، دو برابر شود. برای ارزیابی و بررسی دقیق این چشم نوازی هایی که به صورت رایگان قابل دانلود و نصب هستند، باید تحلیل دقیقی انجام بدهیم و سایت TomsHardware این بار هم یک بررسی جامع و دقیق از تاثیرات DX 11 روی گرافیک و سرعت اجرای بازی برای ما آماده کرده است.نحوه ی نصب<br />
<br />
برخی محدودیت ها و اخطار ها در نصب این بسته وجود دارد، بنابراین توجه کنید: سه مورد پچ و آپگرید وجود دارد که باید نصب کنید. همان طور که قبلا گفتیم Crysis 2 v1.9 و Crysis 2 DirectX 11 patch و همچنین Crysis 2 High-Resolution Texture Pack نام این سه پچ است.<br />
<br />
برای نصب مجموعه ی بافت های رزولوشن بالا و آپگرید DX 11 ابتدا باید پچ نسخه ی ۱٫۹ بازی را نصب کنید. اما توجه کنید که این دو مورد مستقل از هم هستند، یعنی میتوانید مجموعه بافت های رزولوشن بالا را با DirectX 9 هم استفاده کنید، یا بازی را با DX 11 ولی بدون بافت های رزولوشن بالا اجرا کنید.قدم اول: نصب پچ نسخه ی ۱٫۹ با حجم ۱۳۶ مگابایت<br />
<br />
با نصب این پچ میتوانید دو پچ دیگر ار هم نصب کنید. این پچ دسترسی به سطوح بالاتر جزئیات در بخش تنظیمات گرافیکی بازی را ممکن میکند. منظور سطح Ultra است. این سطح گرافیک نسبت به سه سطح کلی Gamer و Enthusiast و Extreme که قبلا موجود بود، سنگین تر بوده و سخت افزار بهتری لازم دارد.قدم دوم: نصب پچ DirectX 11 با حجم ۵۴۵ مگابایت (از اینجا دانلود کنید)<br />
<br />
این پچ افکت های DirectX 11 را در بازی فعال میکند. نیازی به بافت های رزولوشن بالا ندارد. یادتان باشد که این پچ با تکنولوژی ۳D Vision کمپانی NVIDIA مشکل دارد و منوهای بازی را ناخوانا میکند و مشکلات گرافیکی دیگری نیز ایجاد میکند. بنابراین نمیتوان بازی را به صورت سه بعدی بازی کرد. در این باره از کمپانی انویدیا سوال کردیم ولی آنها ادعا میکردند که چنین مشکلی نباید وجود داشته باشد، با این وجود، مشکل روی هر دو سیستم تست که یکی با پردازنده اینتل و کارت گرافیک های مختلف انویدیا بسته شده و دیگری با پردازنده ی AMD و کارت گرافیک های انویدیا بسته شده مشاهده میشود. چیزی که مایه ی تاسف است این است که این بازی با استفاده از عینک سه بعدی و کارت گرافیک های انویدیا، بسیار زیبا و جذاب و به صورت سه بعدی اجرا میشد.پچ نسخه ی ۱٫۹ و بافت های رزولوشن بالا در بحث سه بعدی مشکلی ایجاد نمیکنند و به نظر ما انجام این بازی به صورت سه بعدی بیشتر از پچ DX 11 جذابیت دارد.قدم سوم: نصب مجموعه بافت هایی با رزولوشن بالا با حجم ۱٫۶۵ گیگابایت (از اینجا دانلود کنید)<br />
<br />
بافت های رزولوشن بالا گرافیک بازی را واقعی تر میکنند. برای نصب نیاز به Windows 7 از نوع ۶۴ بیتی دارید و کارت گرافیک شما باید حداقل ۷۶۸ مگابایت حافظه داشته باشد، البته Crytek حداقل ۱ گیگابایت حافظه را پیشنهاد میکند. بیشتر کارت گرافیک های امروزی و حتی کارت های رده متوسط هم ۱ گیگابایت حافظه دارند و این موضوع مشکل خاصی برای بازی خور های نیست. بعد از آشنایی با این سه پچ جدید، سراغ بررسی تاثیرات آنها در بازی میرویم.تاثیرات پچ نسخه ی ۱٫۹ بازی Crysis 2<br />
<br />
این تاثیرات در هر دو حالت DirectX 9 و DirectX 11 دیده میشود:تعامل سایه ها (هم در DirectX 9 و هم در DirectX 11 وجود دارد)<br />
<br />
نام دیگر این قابلیت SSDO (مخفف Screen Space Directional Occulusion است، یک تکنیک سایه زنی روی اجسامی که نزدیک به هم هستند) میباشد که آپگریدی برای نوع قبلی یعنی SSAO است. SSDO در سایه زنی نقاط تماس اجسام و کار با نورهای پراکنده در محیط نسبت به SSAO بهتر عمل میکند. تصویر زیر نشان میدهد که استفاده از این قابلیت چه تاثیری روی گرافیک بازی دارد:<br />
<br />
بازتاب ناحیه ای آنی (هم در DirectX 9 و هم در DirectX 11 وجود دارد)<br />
<br />
Crytek سازنده ی موتور بازی Crysis 2 این بار روشی جدید برای تولید بازتاب های ناحیه ای آنی (به عبارت دیگر Real-Time Local Reflections یا RLR گفته میشود) ابداع کرده است. این تکنیک بازتاب های HDR روی اشیاء را با تعقیب اشعه های نور تخمین میزند، درست است که روش چندان ایده آلی نیست اما برای هر نوع سطح منحنی شکلی که در صحنه وجود دارد، قابل استفاده است.RLR قابلیت تولید بازتاب های جسم روی خودش را نیز دارد، چیزی که با روش ترسیم مکعبی Cube Map یا بازتاب های صفحه ای Planer Reflections نمی توان به آن دست یافت. در تصویر زیر اثر آن را مشاهده میکنید:بهبود ترسیم تن رنگ ها (هم در DirectX 9 و هم در DirectX 11 وجود دارد)<br />
<br />
ترسیم کننده ی تن رنگ جدید از یک منحنی S شکل کنترل رنگ، استفاده میکند تا محدوده ی وسیع تر با دقت بالاتر تن های تیره، ترسیم کند. روش جدید امکان کنترل بهتر نمایش (exposure) صحنه را به هنرمند میدهد.پیشرفت هایی که تنها در DirectX 11 دیده میشود:<br />
<br />
مفروش سازی (Tessellation) و ترسیم جابجایی ها (Displacement Mapping)<br />
<br />
یکی از بزرگ ترین محاسن DirectX 11 ، تسلیشن شتاب گرفته با سخت افزار است. Crysis 2 میتواند تسلیشن را روی هر نوع مشی به کار ببرد. سخت افزارهای پیشرفته هنوز قابلیت انجام تمام تسلیشن های دنیای بازی را ندارند، لذا دپارتمان هنرمندان، آن را روی مدل هایی به کار برده اند که بیشترین استفاده را از این قابلیت میکنند و به اصطلاح بیشتر به چشم می آیند. ترسیم جابجایی ها نیز برای بهتر دیده شدن جزئیات هندسی به کار میرود. سطخ برآمده ی آجرها و برآمدگی های سطوح را در تصاویر زیر مشاهده میکنید:ترسیم جفت شدگی به علت اختلاف دیدگاه (POM)<br />
<br />
POM یا Parallax Occulusion Mapping برای ایجاد عمق بدون اضافه کردن اجسام هندسی به کار میرود. جسم شبیه سازی شده میتواند سایه هم روی خود ایجاد کند. در تصویر زیر سطح جاده با همین تکنیک دارای برآمدگی شده است:سایه های واقعی با نیم سایه های متغیر<br />
<br />
وقتی سایه روی سطوحی که فاصله ی زیادی با جسم دارند، تشکیل میشود، به دلیل فاصله ی زیاد لبه های آن مات میشود و این تکنیک از دنیای واقعی برگرفته شده است. به لبه ی سایه ها در تصاویر زیر دقت کنید:بهبود کیفیت طراحی آب با استفاده از Tessellation و Displacement Mapping<br />
<br />
در بسیاری از صحنه های بازی Crysis 2 اجسام آبی استفاده شده است، با استفاده از تسلیشن دینامیکی (پویا و متغیر) سطح آب بهتر از قبل شده است و جزئیات بیشتری دارد. سطح آب متحرک اقیانوس با استفاده از ترکیب موج ها با فرکانس بالاتر، واقعی تر به نظر میرسد. پراکنش آب از زیر صسط شروع میشود، کفی که در قسمت نوک موج ها تشکیل میشود نیز به شیدر ها اضافه شده است. در نهایت فیزیک تعامل آب بهتر شده است مقلا با شلیک کردن به سمت مخزنی که حاوی مایع است، افکت های جذاب تری ایجاد میکند. به سطح آب در تصاویر زیر دقت کنید:مات شدن در اثر تحرک شدید با استفاده ازکیفیت بهتر HDR<br />
<br />
مات شدن در اثر تحرک شدید نیز بهبود یافته است. علاوه بر این اجسامی که متحرک هستند و با ناظر حرکت میکنند مثل دست و تفنگ، کمتر مات میشوند یا اصلا مات نمیشوند.<br />
<br />
افکت عمق میدان دید با استفاده از روشی بر اساس بلوک پیکسل ها به نام Bokeh<br />
<br />
DirectX 11 یک روش جدید طراحی عمق میدان دید بر اساس بلوک پیکسل ها دارد. این قابلیت برای دیدن از طریق دوربین به شکل واقعی تر به کار میرود و همچنین تاثیر شکل دیافراگم دوربین را بهتر تخمین میزند.<br />
<br />
بهبود ذرات<br />
<br />
مات شدن در اثر تحرک سریع روی ذرات هم اعمال شده است و همچنین ذرات مثل دنیای واقعی دارای سایه شده اند.<br />
<br />
تاثیرات پچ بافت هایی با رزولوشن بالا<br />
<br />
این پچ باعث میشود که رزولوشن بسیاری از بافت های به کار رفته دو برابر شود اما به یاد داشته باشید که تمام بافت های به کار رفته در بازی جایگزین نمیشوند. اسکرین شات هایی که گرفته ایم نشان میدهد که بهبود رزولوشن بیشتر در مورد عناصری است که دارای نوشته هستند، مثل پوستر ها و نشان ها.<br />
<br />
خوبی این بافت ها این است که نیازی به DirectX 11 ندارند و مستقل از آن هستند.تنظیمات پیشرفته ی گرافیکی<br />
<br />
پچ نسخه ی ۱٫۹ بر خلاف نسخه ی اصلی بازی Crysis 2، دارای تنظیمات گرافیکی به صورت جزء به جزء است. علاوه بر تنظیمات کلی، قابلیت هایی که در حالت Ultra وجود دارد به صورت زیر است:اجسام: تسلیشن (تنها در DirectX 11 است)، ترسیم جفت شدگی به علت اختلاف دیدگاه (تنها در DirectX 11 است)ذرات: سایه زنی (تنها در DirectX 11 است)، مات شدن در اثر تحرک شدید (تنها در DirectX 11 است)پس پردازش: مات شدن در اثر تحرک شدید با کیفیت بالا و عمق میدان دید بهتر (تنها در DirectX 11 است)سایه زنی: سایه ی در اثر تماس اجسام و بازتاب ناحیه ای آنیسایه ها: سایه های واقعی با نیم سایه های متغیرآب: نسخه ی DirectX 11 آب اقیانوس و مخازن به کار رفته است<br />
<br />
بنچ مارک ها<br />
<br />
برای تهیه ی بنچ مارک، (امتیاز به دست آمده توسط تست های معتبر را اصطلاحا بنچ مارک میگویند) از بنچ مارکی که در بازی وجود دارد استفاده نمیکنیم،بلکه برای به دست آوردن یک نتیجه ی واقعی تر و بهتر، یک بخش بازی را بازی میکنیم و چیزی که یک کاربر واقعا تجربه میکند را محک میزنیم.با اورکلاک کردن پردازنده ی چهار هسته ای Core i5-2500K تا ۴ گیگاهرتز، هر نوع مشکل پردازشی که نیاز به پردازنده ی اصلی دارد را حذف میکنیم و تمام تمرکز تست ها به قدرت کارت گرافیک محدود میشود.سخت افزار به کار رفته برای تست کردن پچ های جدید Crytek به صورت زیر است:<br />
سخت افزار به کار رفته در تست ها<br />
پردازنده<br />
Intel Core i5-2500K (Sandy Bridge)<br />
اورکلاک شده تا ۴ گیگاهرتز ، ۶ مگابایت کش سطح L3، تنظیمات کاهش مصرف انرژی فعال شده استTurbo Boost نا فعال است<br />
مادربورد<br />
MSI P67A-GD65 با چیپ ست Intel P67<br />
حافظه<br />
OCZ PC3-16000 2 x 2 GB 1338 MT/s CL 9-9-9-20-1T<br />
هارد درایو<br />
Western Digital Caviar Black 750 GB ۷۲۰۰ RPM 32 MB Cache SATA 3Gb/s<br />
کارت گرافیک<br />
GeForce GT 430<br />
GeForce GT 240 GDDR5<br />
GeForce GTX 550 Ti<br />
GeForce GTX 460 1 GB (تکی و در حالت SLI یا چند کارتی)GeForce GTX 560 Ti<br />
GeForce GTX 570<br />
GeForce GTX 580 در حالت چند کارتی SLIRadeon HD 5570<br />
Radeon HD 5670<br />
Radeon HD 5770<br />
Radeon HD 6850 (تکی و در حالت CrossFire یا چند کارتی)<br />
Radeon HD 6970 (تکی و در حالت CrossFire یا چند کارتی)<br />
پاور<br />
ePower EP-1200E10-T2 1200 W ATX12V EPS12V<br />
خنک کننده ی پردازنده ی اصلی<br />
Cooler Master Hyper TX 2<br />
نرم افزارها و درایور های سیستم<br />
سیستم عامل<br />
Microsoft Windows 7 Ultimate x64<br />
نسخه ی DirectX<br />
DirectX 11<br />
نسخه ی درایور کارت گرافیک<br />
GeForce: 275.33 WHQL<br />
AMD Catalyst 11.6 WHQL<br />
بازی<br />
Crysis 2<br />
ورژن ۱٫۹، بافت های رزولوشن بالا و پچ DirectX 11 نصب شده است، نرم افزار Fraps برای سنجش سرعت اجرای بازی اجرا شده است<br />
<br />
قبل از اینکه چیزی را بررسی کنیم، دوست داریم بدانیم که آیا بازی Crysis 2 برای سخت افزارهای ضعیف بهینه شده است یا نه. هر دو کمپانی AMD و NVIDIA از زمان عرضه ی بازی وقت داشتند که درایور خود را بهینه کنند، حال باید دید که این بازی با سخت افزار ضعیف چه طور اجرا میشود:<br />
<br />
ما سرعت اجرای ۳۰ فریم بر ثانیه را حداقل سرعت برای اجرای روان بازی در نظر میگیرم. با رزولوشن ۱۲۸۰ در ۱۰۲۴ پیکسل، ارزان ترین کارت گرافیک هایی که از پس اجرای روان بازی بر می آیند، GeForce GT 240 GDDR5 و Radeon HD 6570 هستند. با رزولوشن ۱۶۸۰ در ۱۰۵۰ و همچنین ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل، حداقل به کارت گرافیک Radeon HD 5570 یا GeForce GTX 550 Ti نیاز داریم. این بازی سخت افزاری نسبتا خوب لازم دارد اما به یاد داشته باشید که Crysis 2 حتی با کمترین جزئیات هم بسیار عالی به نظر میرسد.بنچ مارک با جزئیات در سطح Ultra با استفاده از DirectX 9<br />
<br />
جزئیات را تا آخرین حد بالا برده ایم ولی DirectX 9 را استفاده میکنیم. این کار معیاری برای مقایسه با DirectX 11 در اختیارمان قرار میدهد.<br />
<br />
سطح جدید تنظیمات، سخت افزاری که تست توسط آن انجام میشود را با وحشی گری هدف قرار میدهد. حتی دو کارت گرافیک Radeon HD 6850 و GeForce GTX 460 1 GB هم نمیتوانند حداقل سرعت لازم برای بازی روان (۳۰ فریم بر ثانیه) در رزولوشن های بالاتر از ۱۲۸۰ در ۱۰۲۴ پیکسل، فراهم کنند. در رزولوشن ۱۶۸۰ در ۱۰۵۰ پیکسل، GeForce GTX 460 کمی به حداقلِ مورد نیاز نزدیک شده است و کارت گرافیک قدرتمند HD 6970 هم به سختی سرعت ۳۳ فریم بر ثانیه را ثبت کرده و حداقل لازم را به دست می آورد.<br />
<br />
در رزولوشن ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل مشاهده میکنید که قوی ترین کارت گرافیک تک هسته ای AMD یعنی مدل HD 6970 هم از حداقل مورد نیاز فاصله میگیرد و کافی نیست. تنها کارت گرافیک GTX 570 و سیستم های دارای ۲ کارت گرافیک باقی میمانند و برای اجرای واقعی تر و روان تر بازی مناسب هستند.بنچ مارک با جزئیات در سطح Ultra با استفاده از DirectX 11<br />
<br />
اینجاست که Crysis 2 سخت افزار را تا آخرین حدی که میتواند، تحت فشار قرار میدهد. همه ی تنظیمات در حالت Ultra هستند و DirectX 11 هم فعال شده است. برای اینکه شانس بیشتری برای دیدن سرعت قابل بازی کردن داشته باشیم، دو کارت گرافیک Radeon HD 6970 را در حالت CrossFire قرار میدهیم، دو کارت گرافیک GeForce GTX 580 را هم در حالت SLI استفاده میکنیم تا بیشترین سرعت اجرای بازی در رزولوشن ۱۰۸۰p را به دست آوریم.<br />
<br />
<br />
با رزولوشن ۱۲۸۰ در ۱۰۲۴ پیکسل، حتی HD 6850 و GTX 460 شرمنده میشوند، با رزولوشن ۱۶۸۰ در ۱۰۵۰ پیکسل حتی HD 6970 و GeForce GTX 570 و HD 6850 در حالت CrossFire و دو کارت گرافیک GTX 460 در حالت SLI هم به سرعت ۳۰ فریم بر ثانیه نزدیک میشوند، اگر رزولوشن ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل را انتخاب کنیم، تنها دو کارت گرافیک HD 6970 یا دو کارت گرافیک GTX 580 از پس اجرای کاملا روان بازی بر می آیند.بنچ مارک بافت های رزولوشن بالا<br />
<br />
Crytek برای فعال کردن بسته بافت های رزولوشن بالا حداقل ۱ گیگابایت حافظه برای کارت گرافیک پیشنهاد میکند، بنابراین ما هم چند کارت گرافیک با حافظه ی ۱ گیگابایت را برای تست کردن در هر دو حالت DirectX 9 و DirecX 11 انتخاب میکنیم تا بفهمیم که آیا استفاده از این بافت ها روی سرعت اجرا تاثیر میگذارد یا نه.<br />
<br />
ظاهر پاسخ منفی است. سرعت اجرا تقریبا تغییر نمیکند. متاسفانه کارت گرافیکی با حافظه ی ۷۶۸ مگابایت در دسترس ما نبود تا ببینیم آیا با حافظه ی کمتر هم تاثیر فعال کردن بافت های رزولوشن بالا همین قدر کم است یا نه. اما به هر حال نتیجه ی خوبی است و کسانی که کارت گرافیکی با ۱ گیگابایت حافظه دارند هم میتوانند از بافت های رزولوشن بالا بدون افت کیفیت استفاده کنند.بنچ مارک CPU یا پردازنده ی اصلی<br />
<br />
با فرکانس های مختلف پردازنده ی اصلی، بازی را اجرا میکنیم تا ببینیم سرعت پردازنده ی اصلی چه تاثیری در سرعت اجرای بازی دارد.<br />
<br />
سرعت اجرای بازی با هر بار افزایش ۵۰۰ مگاهرتز سرعت پردازنده ی Phenom II X4 بیشتر میشود. در مرحله ی آخر درست است که سرعت Core i5-2500K نسبت به مرحله ی قبل ۵۰۰ گاهرتز بیشتر شده، اما افزایش سرعت اجرای بازی را نمیتوان با افزایش سرعت کلاک پردازنده ی اصلی توضیح داد، بلکه مشخص است که بازی از معماری Sandy Bridge کمپانی اینتل به خوبی استفاده میکند. با سرعت ۲ گیگاهرتز پردازنده ی اصلی هم میتوان سرعت قابل قبولی برای بازی روان به دست آورد اما استفاده از پردازنده های Sandy Bridge تاثیر بیشتری دارد.با در نظر گرفتن این نکته که یک پردازنده ی Phenom II برای پردازنده ی گرافیکی GTX 570 محدودیت ایجاد میکند (چیزی که پس از تهیه ی یک کارت گرافیک قدرتمند نمیخواهید با آن مواجه شوید)، آزمایشی دیگری میکنیم. میخواهیم ببینیم بازی Crysis 2 نسبت به تعداد هسته های کمتر پردازنده ی اصلی، چه طور واکنش میدهد.<br />
<br />
با کاهش تعداد هسته ها از ۴ عدد به ۲ عدد، میبینید که کاهش سرعت اجرای بازی زیاد و البته خطی است. بنابراین بهتر است بازی را با پردازنده ای که بیش از ۳ هسته دارد و با سرعت حداقل ۳٫۵ گیگاهرتز اجرا کنید. برای بهترین سرعت اجرا باید سراغ پردازنده های ۴ هسته ای بروید.بازی Crysis 2 در استفاده از قابلیت های DirectX 11، تاکنون بهترین بازی میباشد<br />
<br />
بر خلاف تعداد بسیاری از عناوین DirectX 11 که طبیعتا خیلی سطحی ساخته شده بودند، Crysis 2 از کاربرد نسل امروزی واسط برنامه نویسی (API: Application Programming Interface) یعنی DirectX 11 فایده های اساسی برده است. اگر بدانید که باید دنبال چه تغییراتی بگردید، بسیاری از آنها به راحتی قابل مشاهده هستند. حتی کاربرانی که سخت افزار DirectX 10 یا DirectX 9 در اختیار دارند هم از آپگرید جدید و بسته ی بافت های رزولوشن بالا، استفاده خواهند کرد و بازی زیباتری خواهند داشت.<br />
<br />
برای عرضه ی این بسته و آپگرید، کارهای زیادی صورت گرفته است، کمپانی Crytek بهترین نمونه ی استفاده از DirectX 11 را خلق کرده است. با این همه کار و فعالیت Crytek، تا مدتی بهترین کاربرد DirectX 11 توسط همین بازی خواهد بود. اگر این بازی را با سرعت بالا بازی کنید و به جزئیات دقت نکنید شاید تغییر زیادی در گرافیک آن مشاهده نکنید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[چند روز پیش خبری در مورد پچ و بسته به روز سازی بازی معروف Crysis 2 منتشر کردیم. این مجموعه، بازی را با استفاده از قابلیت های DirectX 11 به روز میکند. حال نوبت آن است که تاثیر این آپگرید را بررسی کنیم.هدف اصلی این است که قابلیت های DirectX 11 را با DirectX 9 مقایسه کنیم. نسخه ی اصلی بازی برای دو کنسول PS3 و XBOX 360 عرضه شده بود و به همین علت از قابلیت های جالب DirectX 11 در آن استفاده نشده است. البته از همان ابتدا شایعاتی در مورد عرضه ی پچ مخصوص نسخه ی PC شنیده میشد ولی تا روز ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱ خبری از آن نشد. با نصب مجموعه ی پچ ۱٫۹ و بافت هایی که رزولوشن بالا دارند و آپگرید به DirectX 11 میخواهیم تاثیرات آن را بررسی کنیم.Crytek باز هم تیغه ی خونین موتور گرافیکی قدرتمند خود را در دست گرفته و کار خود را به نحو احسن انجام داده است، عرضه ی این آپگرید را سریع صورت نداده بلکه سعی کرده بهترین آپگرید را در مقایسه با سایر بازی ها که آپگرید DX11 برایشان عرضه شده، عرضه کند. تاثیر این آپگیرد بیش از هر آپگرید بازی های دیگر تا به امروز بوده است.مجموعه بافت های عرضه شده باعث میشود که رزولوشن اکثر بافت ها در بازی، دو برابر شود. برای ارزیابی و بررسی دقیق این چشم نوازی هایی که به صورت رایگان قابل دانلود و نصب هستند، باید تحلیل دقیقی انجام بدهیم و سایت TomsHardware این بار هم یک بررسی جامع و دقیق از تاثیرات DX 11 روی گرافیک و سرعت اجرای بازی برای ما آماده کرده است.نحوه ی نصب<br />
<br />
برخی محدودیت ها و اخطار ها در نصب این بسته وجود دارد، بنابراین توجه کنید: سه مورد پچ و آپگرید وجود دارد که باید نصب کنید. همان طور که قبلا گفتیم Crysis 2 v1.9 و Crysis 2 DirectX 11 patch و همچنین Crysis 2 High-Resolution Texture Pack نام این سه پچ است.<br />
<br />
برای نصب مجموعه ی بافت های رزولوشن بالا و آپگرید DX 11 ابتدا باید پچ نسخه ی ۱٫۹ بازی را نصب کنید. اما توجه کنید که این دو مورد مستقل از هم هستند، یعنی میتوانید مجموعه بافت های رزولوشن بالا را با DirectX 9 هم استفاده کنید، یا بازی را با DX 11 ولی بدون بافت های رزولوشن بالا اجرا کنید.قدم اول: نصب پچ نسخه ی ۱٫۹ با حجم ۱۳۶ مگابایت<br />
<br />
با نصب این پچ میتوانید دو پچ دیگر ار هم نصب کنید. این پچ دسترسی به سطوح بالاتر جزئیات در بخش تنظیمات گرافیکی بازی را ممکن میکند. منظور سطح Ultra است. این سطح گرافیک نسبت به سه سطح کلی Gamer و Enthusiast و Extreme که قبلا موجود بود، سنگین تر بوده و سخت افزار بهتری لازم دارد.قدم دوم: نصب پچ DirectX 11 با حجم ۵۴۵ مگابایت (از اینجا دانلود کنید)<br />
<br />
این پچ افکت های DirectX 11 را در بازی فعال میکند. نیازی به بافت های رزولوشن بالا ندارد. یادتان باشد که این پچ با تکنولوژی ۳D Vision کمپانی NVIDIA مشکل دارد و منوهای بازی را ناخوانا میکند و مشکلات گرافیکی دیگری نیز ایجاد میکند. بنابراین نمیتوان بازی را به صورت سه بعدی بازی کرد. در این باره از کمپانی انویدیا سوال کردیم ولی آنها ادعا میکردند که چنین مشکلی نباید وجود داشته باشد، با این وجود، مشکل روی هر دو سیستم تست که یکی با پردازنده اینتل و کارت گرافیک های مختلف انویدیا بسته شده و دیگری با پردازنده ی AMD و کارت گرافیک های انویدیا بسته شده مشاهده میشود. چیزی که مایه ی تاسف است این است که این بازی با استفاده از عینک سه بعدی و کارت گرافیک های انویدیا، بسیار زیبا و جذاب و به صورت سه بعدی اجرا میشد.پچ نسخه ی ۱٫۹ و بافت های رزولوشن بالا در بحث سه بعدی مشکلی ایجاد نمیکنند و به نظر ما انجام این بازی به صورت سه بعدی بیشتر از پچ DX 11 جذابیت دارد.قدم سوم: نصب مجموعه بافت هایی با رزولوشن بالا با حجم ۱٫۶۵ گیگابایت (از اینجا دانلود کنید)<br />
<br />
بافت های رزولوشن بالا گرافیک بازی را واقعی تر میکنند. برای نصب نیاز به Windows 7 از نوع ۶۴ بیتی دارید و کارت گرافیک شما باید حداقل ۷۶۸ مگابایت حافظه داشته باشد، البته Crytek حداقل ۱ گیگابایت حافظه را پیشنهاد میکند. بیشتر کارت گرافیک های امروزی و حتی کارت های رده متوسط هم ۱ گیگابایت حافظه دارند و این موضوع مشکل خاصی برای بازی خور های نیست. بعد از آشنایی با این سه پچ جدید، سراغ بررسی تاثیرات آنها در بازی میرویم.تاثیرات پچ نسخه ی ۱٫۹ بازی Crysis 2<br />
<br />
این تاثیرات در هر دو حالت DirectX 9 و DirectX 11 دیده میشود:تعامل سایه ها (هم در DirectX 9 و هم در DirectX 11 وجود دارد)<br />
<br />
نام دیگر این قابلیت SSDO (مخفف Screen Space Directional Occulusion است، یک تکنیک سایه زنی روی اجسامی که نزدیک به هم هستند) میباشد که آپگریدی برای نوع قبلی یعنی SSAO است. SSDO در سایه زنی نقاط تماس اجسام و کار با نورهای پراکنده در محیط نسبت به SSAO بهتر عمل میکند. تصویر زیر نشان میدهد که استفاده از این قابلیت چه تاثیری روی گرافیک بازی دارد:<br />
<br />
بازتاب ناحیه ای آنی (هم در DirectX 9 و هم در DirectX 11 وجود دارد)<br />
<br />
Crytek سازنده ی موتور بازی Crysis 2 این بار روشی جدید برای تولید بازتاب های ناحیه ای آنی (به عبارت دیگر Real-Time Local Reflections یا RLR گفته میشود) ابداع کرده است. این تکنیک بازتاب های HDR روی اشیاء را با تعقیب اشعه های نور تخمین میزند، درست است که روش چندان ایده آلی نیست اما برای هر نوع سطح منحنی شکلی که در صحنه وجود دارد، قابل استفاده است.RLR قابلیت تولید بازتاب های جسم روی خودش را نیز دارد، چیزی که با روش ترسیم مکعبی Cube Map یا بازتاب های صفحه ای Planer Reflections نمی توان به آن دست یافت. در تصویر زیر اثر آن را مشاهده میکنید:بهبود ترسیم تن رنگ ها (هم در DirectX 9 و هم در DirectX 11 وجود دارد)<br />
<br />
ترسیم کننده ی تن رنگ جدید از یک منحنی S شکل کنترل رنگ، استفاده میکند تا محدوده ی وسیع تر با دقت بالاتر تن های تیره، ترسیم کند. روش جدید امکان کنترل بهتر نمایش (exposure) صحنه را به هنرمند میدهد.پیشرفت هایی که تنها در DirectX 11 دیده میشود:<br />
<br />
مفروش سازی (Tessellation) و ترسیم جابجایی ها (Displacement Mapping)<br />
<br />
یکی از بزرگ ترین محاسن DirectX 11 ، تسلیشن شتاب گرفته با سخت افزار است. Crysis 2 میتواند تسلیشن را روی هر نوع مشی به کار ببرد. سخت افزارهای پیشرفته هنوز قابلیت انجام تمام تسلیشن های دنیای بازی را ندارند، لذا دپارتمان هنرمندان، آن را روی مدل هایی به کار برده اند که بیشترین استفاده را از این قابلیت میکنند و به اصطلاح بیشتر به چشم می آیند. ترسیم جابجایی ها نیز برای بهتر دیده شدن جزئیات هندسی به کار میرود. سطخ برآمده ی آجرها و برآمدگی های سطوح را در تصاویر زیر مشاهده میکنید:ترسیم جفت شدگی به علت اختلاف دیدگاه (POM)<br />
<br />
POM یا Parallax Occulusion Mapping برای ایجاد عمق بدون اضافه کردن اجسام هندسی به کار میرود. جسم شبیه سازی شده میتواند سایه هم روی خود ایجاد کند. در تصویر زیر سطح جاده با همین تکنیک دارای برآمدگی شده است:سایه های واقعی با نیم سایه های متغیر<br />
<br />
وقتی سایه روی سطوحی که فاصله ی زیادی با جسم دارند، تشکیل میشود، به دلیل فاصله ی زیاد لبه های آن مات میشود و این تکنیک از دنیای واقعی برگرفته شده است. به لبه ی سایه ها در تصاویر زیر دقت کنید:بهبود کیفیت طراحی آب با استفاده از Tessellation و Displacement Mapping<br />
<br />
در بسیاری از صحنه های بازی Crysis 2 اجسام آبی استفاده شده است، با استفاده از تسلیشن دینامیکی (پویا و متغیر) سطح آب بهتر از قبل شده است و جزئیات بیشتری دارد. سطح آب متحرک اقیانوس با استفاده از ترکیب موج ها با فرکانس بالاتر، واقعی تر به نظر میرسد. پراکنش آب از زیر صسط شروع میشود، کفی که در قسمت نوک موج ها تشکیل میشود نیز به شیدر ها اضافه شده است. در نهایت فیزیک تعامل آب بهتر شده است مقلا با شلیک کردن به سمت مخزنی که حاوی مایع است، افکت های جذاب تری ایجاد میکند. به سطح آب در تصاویر زیر دقت کنید:مات شدن در اثر تحرک شدید با استفاده ازکیفیت بهتر HDR<br />
<br />
مات شدن در اثر تحرک شدید نیز بهبود یافته است. علاوه بر این اجسامی که متحرک هستند و با ناظر حرکت میکنند مثل دست و تفنگ، کمتر مات میشوند یا اصلا مات نمیشوند.<br />
<br />
افکت عمق میدان دید با استفاده از روشی بر اساس بلوک پیکسل ها به نام Bokeh<br />
<br />
DirectX 11 یک روش جدید طراحی عمق میدان دید بر اساس بلوک پیکسل ها دارد. این قابلیت برای دیدن از طریق دوربین به شکل واقعی تر به کار میرود و همچنین تاثیر شکل دیافراگم دوربین را بهتر تخمین میزند.<br />
<br />
بهبود ذرات<br />
<br />
مات شدن در اثر تحرک سریع روی ذرات هم اعمال شده است و همچنین ذرات مثل دنیای واقعی دارای سایه شده اند.<br />
<br />
تاثیرات پچ بافت هایی با رزولوشن بالا<br />
<br />
این پچ باعث میشود که رزولوشن بسیاری از بافت های به کار رفته دو برابر شود اما به یاد داشته باشید که تمام بافت های به کار رفته در بازی جایگزین نمیشوند. اسکرین شات هایی که گرفته ایم نشان میدهد که بهبود رزولوشن بیشتر در مورد عناصری است که دارای نوشته هستند، مثل پوستر ها و نشان ها.<br />
<br />
خوبی این بافت ها این است که نیازی به DirectX 11 ندارند و مستقل از آن هستند.تنظیمات پیشرفته ی گرافیکی<br />
<br />
پچ نسخه ی ۱٫۹ بر خلاف نسخه ی اصلی بازی Crysis 2، دارای تنظیمات گرافیکی به صورت جزء به جزء است. علاوه بر تنظیمات کلی، قابلیت هایی که در حالت Ultra وجود دارد به صورت زیر است:اجسام: تسلیشن (تنها در DirectX 11 است)، ترسیم جفت شدگی به علت اختلاف دیدگاه (تنها در DirectX 11 است)ذرات: سایه زنی (تنها در DirectX 11 است)، مات شدن در اثر تحرک شدید (تنها در DirectX 11 است)پس پردازش: مات شدن در اثر تحرک شدید با کیفیت بالا و عمق میدان دید بهتر (تنها در DirectX 11 است)سایه زنی: سایه ی در اثر تماس اجسام و بازتاب ناحیه ای آنیسایه ها: سایه های واقعی با نیم سایه های متغیرآب: نسخه ی DirectX 11 آب اقیانوس و مخازن به کار رفته است<br />
<br />
بنچ مارک ها<br />
<br />
برای تهیه ی بنچ مارک، (امتیاز به دست آمده توسط تست های معتبر را اصطلاحا بنچ مارک میگویند) از بنچ مارکی که در بازی وجود دارد استفاده نمیکنیم،بلکه برای به دست آوردن یک نتیجه ی واقعی تر و بهتر، یک بخش بازی را بازی میکنیم و چیزی که یک کاربر واقعا تجربه میکند را محک میزنیم.با اورکلاک کردن پردازنده ی چهار هسته ای Core i5-2500K تا ۴ گیگاهرتز، هر نوع مشکل پردازشی که نیاز به پردازنده ی اصلی دارد را حذف میکنیم و تمام تمرکز تست ها به قدرت کارت گرافیک محدود میشود.سخت افزار به کار رفته برای تست کردن پچ های جدید Crytek به صورت زیر است:<br />
سخت افزار به کار رفته در تست ها<br />
پردازنده<br />
Intel Core i5-2500K (Sandy Bridge)<br />
اورکلاک شده تا ۴ گیگاهرتز ، ۶ مگابایت کش سطح L3، تنظیمات کاهش مصرف انرژی فعال شده استTurbo Boost نا فعال است<br />
مادربورد<br />
MSI P67A-GD65 با چیپ ست Intel P67<br />
حافظه<br />
OCZ PC3-16000 2 x 2 GB 1338 MT/s CL 9-9-9-20-1T<br />
هارد درایو<br />
Western Digital Caviar Black 750 GB ۷۲۰۰ RPM 32 MB Cache SATA 3Gb/s<br />
کارت گرافیک<br />
GeForce GT 430<br />
GeForce GT 240 GDDR5<br />
GeForce GTX 550 Ti<br />
GeForce GTX 460 1 GB (تکی و در حالت SLI یا چند کارتی)GeForce GTX 560 Ti<br />
GeForce GTX 570<br />
GeForce GTX 580 در حالت چند کارتی SLIRadeon HD 5570<br />
Radeon HD 5670<br />
Radeon HD 5770<br />
Radeon HD 6850 (تکی و در حالت CrossFire یا چند کارتی)<br />
Radeon HD 6970 (تکی و در حالت CrossFire یا چند کارتی)<br />
پاور<br />
ePower EP-1200E10-T2 1200 W ATX12V EPS12V<br />
خنک کننده ی پردازنده ی اصلی<br />
Cooler Master Hyper TX 2<br />
نرم افزارها و درایور های سیستم<br />
سیستم عامل<br />
Microsoft Windows 7 Ultimate x64<br />
نسخه ی DirectX<br />
DirectX 11<br />
نسخه ی درایور کارت گرافیک<br />
GeForce: 275.33 WHQL<br />
AMD Catalyst 11.6 WHQL<br />
بازی<br />
Crysis 2<br />
ورژن ۱٫۹، بافت های رزولوشن بالا و پچ DirectX 11 نصب شده است، نرم افزار Fraps برای سنجش سرعت اجرای بازی اجرا شده است<br />
<br />
قبل از اینکه چیزی را بررسی کنیم، دوست داریم بدانیم که آیا بازی Crysis 2 برای سخت افزارهای ضعیف بهینه شده است یا نه. هر دو کمپانی AMD و NVIDIA از زمان عرضه ی بازی وقت داشتند که درایور خود را بهینه کنند، حال باید دید که این بازی با سخت افزار ضعیف چه طور اجرا میشود:<br />
<br />
ما سرعت اجرای ۳۰ فریم بر ثانیه را حداقل سرعت برای اجرای روان بازی در نظر میگیرم. با رزولوشن ۱۲۸۰ در ۱۰۲۴ پیکسل، ارزان ترین کارت گرافیک هایی که از پس اجرای روان بازی بر می آیند، GeForce GT 240 GDDR5 و Radeon HD 6570 هستند. با رزولوشن ۱۶۸۰ در ۱۰۵۰ و همچنین ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل، حداقل به کارت گرافیک Radeon HD 5570 یا GeForce GTX 550 Ti نیاز داریم. این بازی سخت افزاری نسبتا خوب لازم دارد اما به یاد داشته باشید که Crysis 2 حتی با کمترین جزئیات هم بسیار عالی به نظر میرسد.بنچ مارک با جزئیات در سطح Ultra با استفاده از DirectX 9<br />
<br />
جزئیات را تا آخرین حد بالا برده ایم ولی DirectX 9 را استفاده میکنیم. این کار معیاری برای مقایسه با DirectX 11 در اختیارمان قرار میدهد.<br />
<br />
سطح جدید تنظیمات، سخت افزاری که تست توسط آن انجام میشود را با وحشی گری هدف قرار میدهد. حتی دو کارت گرافیک Radeon HD 6850 و GeForce GTX 460 1 GB هم نمیتوانند حداقل سرعت لازم برای بازی روان (۳۰ فریم بر ثانیه) در رزولوشن های بالاتر از ۱۲۸۰ در ۱۰۲۴ پیکسل، فراهم کنند. در رزولوشن ۱۶۸۰ در ۱۰۵۰ پیکسل، GeForce GTX 460 کمی به حداقلِ مورد نیاز نزدیک شده است و کارت گرافیک قدرتمند HD 6970 هم به سختی سرعت ۳۳ فریم بر ثانیه را ثبت کرده و حداقل لازم را به دست می آورد.<br />
<br />
در رزولوشن ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل مشاهده میکنید که قوی ترین کارت گرافیک تک هسته ای AMD یعنی مدل HD 6970 هم از حداقل مورد نیاز فاصله میگیرد و کافی نیست. تنها کارت گرافیک GTX 570 و سیستم های دارای ۲ کارت گرافیک باقی میمانند و برای اجرای واقعی تر و روان تر بازی مناسب هستند.بنچ مارک با جزئیات در سطح Ultra با استفاده از DirectX 11<br />
<br />
اینجاست که Crysis 2 سخت افزار را تا آخرین حدی که میتواند، تحت فشار قرار میدهد. همه ی تنظیمات در حالت Ultra هستند و DirectX 11 هم فعال شده است. برای اینکه شانس بیشتری برای دیدن سرعت قابل بازی کردن داشته باشیم، دو کارت گرافیک Radeon HD 6970 را در حالت CrossFire قرار میدهیم، دو کارت گرافیک GeForce GTX 580 را هم در حالت SLI استفاده میکنیم تا بیشترین سرعت اجرای بازی در رزولوشن ۱۰۸۰p را به دست آوریم.<br />
<br />
<br />
با رزولوشن ۱۲۸۰ در ۱۰۲۴ پیکسل، حتی HD 6850 و GTX 460 شرمنده میشوند، با رزولوشن ۱۶۸۰ در ۱۰۵۰ پیکسل حتی HD 6970 و GeForce GTX 570 و HD 6850 در حالت CrossFire و دو کارت گرافیک GTX 460 در حالت SLI هم به سرعت ۳۰ فریم بر ثانیه نزدیک میشوند، اگر رزولوشن ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل را انتخاب کنیم، تنها دو کارت گرافیک HD 6970 یا دو کارت گرافیک GTX 580 از پس اجرای کاملا روان بازی بر می آیند.بنچ مارک بافت های رزولوشن بالا<br />
<br />
Crytek برای فعال کردن بسته بافت های رزولوشن بالا حداقل ۱ گیگابایت حافظه برای کارت گرافیک پیشنهاد میکند، بنابراین ما هم چند کارت گرافیک با حافظه ی ۱ گیگابایت را برای تست کردن در هر دو حالت DirectX 9 و DirecX 11 انتخاب میکنیم تا بفهمیم که آیا استفاده از این بافت ها روی سرعت اجرا تاثیر میگذارد یا نه.<br />
<br />
ظاهر پاسخ منفی است. سرعت اجرا تقریبا تغییر نمیکند. متاسفانه کارت گرافیکی با حافظه ی ۷۶۸ مگابایت در دسترس ما نبود تا ببینیم آیا با حافظه ی کمتر هم تاثیر فعال کردن بافت های رزولوشن بالا همین قدر کم است یا نه. اما به هر حال نتیجه ی خوبی است و کسانی که کارت گرافیکی با ۱ گیگابایت حافظه دارند هم میتوانند از بافت های رزولوشن بالا بدون افت کیفیت استفاده کنند.بنچ مارک CPU یا پردازنده ی اصلی<br />
<br />
با فرکانس های مختلف پردازنده ی اصلی، بازی را اجرا میکنیم تا ببینیم سرعت پردازنده ی اصلی چه تاثیری در سرعت اجرای بازی دارد.<br />
<br />
سرعت اجرای بازی با هر بار افزایش ۵۰۰ مگاهرتز سرعت پردازنده ی Phenom II X4 بیشتر میشود. در مرحله ی آخر درست است که سرعت Core i5-2500K نسبت به مرحله ی قبل ۵۰۰ گاهرتز بیشتر شده، اما افزایش سرعت اجرای بازی را نمیتوان با افزایش سرعت کلاک پردازنده ی اصلی توضیح داد، بلکه مشخص است که بازی از معماری Sandy Bridge کمپانی اینتل به خوبی استفاده میکند. با سرعت ۲ گیگاهرتز پردازنده ی اصلی هم میتوان سرعت قابل قبولی برای بازی روان به دست آورد اما استفاده از پردازنده های Sandy Bridge تاثیر بیشتری دارد.با در نظر گرفتن این نکته که یک پردازنده ی Phenom II برای پردازنده ی گرافیکی GTX 570 محدودیت ایجاد میکند (چیزی که پس از تهیه ی یک کارت گرافیک قدرتمند نمیخواهید با آن مواجه شوید)، آزمایشی دیگری میکنیم. میخواهیم ببینیم بازی Crysis 2 نسبت به تعداد هسته های کمتر پردازنده ی اصلی، چه طور واکنش میدهد.<br />
<br />
با کاهش تعداد هسته ها از ۴ عدد به ۲ عدد، میبینید که کاهش سرعت اجرای بازی زیاد و البته خطی است. بنابراین بهتر است بازی را با پردازنده ای که بیش از ۳ هسته دارد و با سرعت حداقل ۳٫۵ گیگاهرتز اجرا کنید. برای بهترین سرعت اجرا باید سراغ پردازنده های ۴ هسته ای بروید.بازی Crysis 2 در استفاده از قابلیت های DirectX 11، تاکنون بهترین بازی میباشد<br />
<br />
بر خلاف تعداد بسیاری از عناوین DirectX 11 که طبیعتا خیلی سطحی ساخته شده بودند، Crysis 2 از کاربرد نسل امروزی واسط برنامه نویسی (API: Application Programming Interface) یعنی DirectX 11 فایده های اساسی برده است. اگر بدانید که باید دنبال چه تغییراتی بگردید، بسیاری از آنها به راحتی قابل مشاهده هستند. حتی کاربرانی که سخت افزار DirectX 10 یا DirectX 9 در اختیار دارند هم از آپگرید جدید و بسته ی بافت های رزولوشن بالا، استفاده خواهند کرد و بازی زیباتری خواهند داشت.<br />
<br />
برای عرضه ی این بسته و آپگرید، کارهای زیادی صورت گرفته است، کمپانی Crytek بهترین نمونه ی استفاده از DirectX 11 را خلق کرده است. با این همه کار و فعالیت Crytek، تا مدتی بهترین کاربرد DirectX 11 توسط همین بازی خواهد بود. اگر این بازی را با سرعت بالا بازی کنید و به جزئیات دقت نکنید شاید تغییر زیادی در گرافیک آن مشاهده نکنید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[راهنمای خرید سخت افزار برای بازی]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=370</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:31:10 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=370</guid>
			<description><![CDATA[خرید قطعات و سخت افزار مناسب همیشه یکی از دغدغه های کاربران ایرانی در بازار سنتی ایران است که اطلاع رسانی در آن به نحو مطلوبی صورت نمی گیرد و معمولا قیمت قطعه به تنهایی اولین و شاید تنهاترین معیار برای خرید در نظر گرفته می شود. قیمتهای متفاوت و حتی قطعات شبیه سازی شده از اصل و هم به این وضعیت نامطلوب دامن می زند و بسیاری از کاربران را گرفتار خرید قطعات تقلبی، بی کیفیت و یا ناسازگار با هم می کند.در این مقاله سعی می کنیم جدیدترین محصولات سخت افزاری کامپیوترهای شخصی یا PC را معرفی کنیم و مناسبترین ها را با توجه به قیمت و رده فروش بازار مطابق با معیار جهانی و همچنین وجود آنها در بازار داخلی پیشنهاد دهیم و نیز همه کاربران و مخاطبان خود را توصیه می کنیم تا قبل از مراجعه به بازار یا سایتهای فروش آنلاین یا اینترنتی این راهنما را بدقت مطالعه و پویش کنند تا بتوانند بصورت موثر در انتخاب سخت افزار مناسب با کاربرد و بودجه خود آگاهانه عمل کنند. با توجه به این که بیشتر مخاطبان ما را بازیبازها تشکیل می دهند، سیستمهای مناسب این گروه را اولویت معرفی سیستمهای خود قرار می دهیم.<br />
<br />
فصل تابستان برای عده ای زمان مناسب برای خرید سیستم جدید یا ارتقای قطعات و برای عده ای دیگر فصل استراحت و رکود در خرید و فروش قطعات محسوب می شود، اما بهرحال روند معرفی محصولات جدید به مانند بازار فن آوریهای دیگر کند می شود و سازندگان بزرگ خود را برای معرفی محصولات و نوآوریهای جدید در فصل پاییز و قبل از تعطیلات سال نوی میلادی آماده می کنند.<br />
در ابتدای این ماه شاهد معرفی تعدادی از پردازنده های جدید AMD A8-Liano بودیم که مشخصات بارز آنها مصرف پایین در کنار هسته گرافیکی مجمتع خیلی سریع عنوان می شود و برای رده های پایین پردازنده ها و دستگاههایی مثل HTPC ها (Home Theater PC یا دستگاههای نمایش ویدیوی خانگی) که به پردازش سنگین احتیاج ندارند مناسب هستند .<br />
<br />
از طرفی دیگر پردازنده های Intel Core i3 2100 که حدود 2 ماهیست که به بازار عرضه شده اند ثابت کرده اند که در رده خود بی رقیب هستند و راندمان بسیار مطلوبی فراتر از آنچه از پردازنده 2 هسته ای انتظار میرود ارائه می کنند، راندمانی که برای مقایسه در تعدادی موارد بالاتر از راندمان سریعترین 4 هسته ای های AMD مثل Phenom II X4 980 قرار می گیرد و در بسیاری نیز با آن برابری می کند. در رده های بالاتر نیز وجود پردازنده های دیگر سری Sandy Bridge مثل Corei5/i7 2400/2500/2600 انتخاب کاربران را سهولت بخشیده است.<br />
<br />
پردازنده های جدید AMD در راهند<br />
پردازنده های قدرتمند Bulldozer هم که انتظار دیدنشان را در همین فصل داشتیم بدلیل نقص فنی با تاخیر مواجه شده اند و احتمالا تا پاییز به بازار عرضه نخواهند شد. از طرف دیگر شرکت اینتل هم عرضه پردازنده های رده بالای Sandy Bridge-E خود را که با سوکت 2011 عرضه می شوند بدلیل نبودن رقیب از پاییز امسال به فصل اول 2012 موکول کرده است.<br />
<br />
در بازار کارتهای گرافیکی نیز کارتهای Nvidia Geforce GTX 560 (مدلهایی که پسوند Ti ندارند) بتدریج راه خود را به بازار باز می کنند و در رده های پایینتر نیز شاهد عرضه ی کارتهای ضعیفتر Geforce 540/520 هم هستیم که کمتر مناسب بازی هستند و در واقع برای سیستمهای اداری یا چند رسانه ای معمولی یا Low-End که با بازی سر و کار ندارند تدارک دیده شده اند.<br />
<br />
کارت گرافیک 6770 محصول AMD<br />
از AMD نیز مدتیست که کارتهای 6770 که همان کارتهای تغییر نام داده شده HD5770 هستند با تغییراتی جزیی و با قیمت مناسب وارد بازار شده اند و بازیبازهای معمولی و رده متوسط Mid-Range بازار را هدف قرار داده اند.<br />
<br />
پردازنده<br />
پردازنده مدرن امروزی<br />
واحد پردازش مرکزی یا به اختصار CPU اصلی ترین بخش کامپیوتر و مغز آن است که وظیفه محاسبه، پردازش و کنترل داده ها را بر عهده دارد.<br />
جدیدترین نوع پردازنده ها از دو یا چهار هسته تشکیل شده اند تا بطور موازی داده ها را پردازش کنند.<br />
<br />
<br />
رم<br />
ماجولهای حافظه<br />
یک نوع حافظه بسیار سریع از جنس مدارهای مجتمع یا IC با قابلیت دسترسی تصادفی یا به اختصار RAM است که برنامه های سیستم عامل و غیره ابتدا در آن بارگذاری شده و بعد پردازش و اجرا می شوند.<br />
جدیدترین نوع ماجولهای حافظه از نوع DDR3 هستند و با فرکانسهای 1333160018662000 و 2133 عرضه می شوند.<br />
<br />
<br />
مادربرد<br />
یک مادربرد قدیمی ساخت ABIT<br />
بزرگترین مدار الکتریکی داخل سیستم و هماهنگ کننده و رابط اجزای مختلف است. انواع مختلف اسلاتها مثل PCI-e و PCI و رابطهایی نظیر IDE و SATA بر روی آن قرار می گیرند. ارتباط این بخشها با رم، گرافیک و سوکت CPU را تراشه مهم دیگری بنام ChipSet بر عهده دارد. کیفیت کار این تراشه بر روی سرعت قطعات جانبی مثل هارددیسک، کارتهای جانبی و پورتهای USB و 1394 نیز تاثیر گذار است.<br />
<br />
کارت گرافیک<br />
<br />
وظیفه پردازش اطلاعات تصویری و ارسال آنها به مانیتور را بر عهده دارد. بازیها معمولا با بار پردازشی زیادی که دارند فشار زیادی به تراشه مرکزی کارت گرافیک یا به اختصار GPU وارد می کنند و قدرت این تراشه اولین عامل در کیفیت و سرعت اجرای بازیهای امروزی محسوب می شود. شرکتهای NVIDIA و AMD اصلیترین بازیگران این بازار هستند.<br />
<br />
<br />
هارددیسک<br />
نمای داخلی یک هارددیسک<br />
حافظه پر ظرفیت و پایدار سیستم محسوب می شود و معمولا ظرفیتی تا 100 ها برابر حافظه اصلی دارد، حجم اصلی برنامه ها، فایل های چند رسانه ای و انواع مختلف فایلها بر روی این رسانه ذخیره شده و نصب می شوند و در زمان اجرا بخشی از آنها به حافظه فراخوانی و اجرا می شود.<br />
این نوع حافظه از دیسک فلزی مغناطیسی برای ذخیره بهره می گیرد و دستگاهی مکانیکیست، معمولا زمان دسترسی بالایی حدود 8 تا 18 میلی ثانیه دارند.<br />
نوع جدید هارددیسک ها با نام SSD از تراشه های Flash برای ذخیره اطلاعات استفاده می کنند و بسیار سریعتر و با زمان دسترسی تقریبا آنی -حدود 0.1 ثانیه- هستند.<br />
<br />
<br />
درایو نوری<br />
یک درایو نوری رایتر DVD<br />
برای خواندن و نوشتن داده های بر روی دیسکهای پلاستیکی CD و DVD از آنها استفاده می کنیم. DVD-RW ها را می توان در هر سیستمی پیدا کرد و دیسکهای مربوطه برای انتقال اطلاعات رایج و ارزان قیمت هستند.<br />
<br />
<br />
منبع تغذیه<br />
منبع تغذیه<br />
وظیفه تبدیل برق شهری به جریان DC و مناسب برای قطعات مختلف در کامپیوتر را بر عهده دارد. کیفیت این واحد بر روی کارکرد و پایداری تمام قطعات تاثیر مستقیم دارد. مدارات حفاظتی و ایمنی در برابر نوسان در این بخش پیاده سازی می شوند. پاورهای برتر مدارات کنترلی بیشتری دارند و در برابر فشار زیاد و حرارت مقاومت بیشتری دارند و مصرف و تولید جریان خروجی را با سطح مصرف قطعات هماهنگ می کنند.<br />
<br />
<br />
کیس<br />
کیس با پنل شیشه ای<br />
بدنه سیستم و برقرار کننده جریان هوا بر روی قطعات است و سهولت نصب قطعات و کابل کشی مناسب از مزایای کیس با کیفیت است.<br />
<br />
نکاتی در مورد سیستم های پیشنهادی:<br />
<br />
•	این پیشنهادات کپی برداری صرف از پیشنهاد سایتهای خارجی نیست و بر اساس قطعات موجود در بازار ایران و قیمتهای داخلی آماده شده است.<br />
•	قطعات نام برده شده حتما تنها انتخاب موجود نیست و قابل تغییر است، بیشتر برای هدفگذاری انتخابهاست و حکم قطعی نیست. اما در عین حال تک تک انتخابها با مطالعه و بررسی ده ها سایت معتبر تخصصی در زمینه سخت افزار و با بهرگیری از تجربیات نویسنده و تعدادی از کارشناسان متخصص فعال در این زمینه معرفی شده و سلیقه شخصی نبوده است.<br />
<br />
•	پیشنهاد ها با تعصب و بر اساس برند خاص نیست، اما ممکن است مدلهایی از یک برند خاص بیشتر توصیه شده باشد که تنها دلایل کیفی و تکنیکی در آن دخیل بوده اند.<br />
•	قیمتها ممکن است در شهرهای مختلف و تاریخهای بعد از انتشار مقاله متفاوت و متغیر باشد و صرفا جهت اطلاع لحاظ شده است.<br />
•	سعی می شود در رده های کاربری و قیمتی مختلف سیستم مناسب پیشنهاد شود تا نیازهای طیف وسیعی از کاربران مورد توجه قرار گیرد.<br />
•	از آنجا که هارددیسکهای برندهای SeagateWD و SAMSUNG تفاوت زیادی از لحاظ کیفیت و سرعت ندارند در مورد هارددیسک فقط به ذکر مدل و ظرفیت مناسب اکتفا شده است. در سیستمهای قویتر مدلهای با حافظه Cache بیشتر و سرعت بالاتر به همراه دیسک های SSD پیشنهاد شده است. کاربران حرفه ای تر در صورت لزوم می توانند نسبت به تغییر برند و مدل مطابق نیاز خود اقدام کنند. هر چند که اینکار توصیه نمی شود.<br />
<br />
سیستم ارزانقیمت مناسب وب گردی:<br />
<br />
در این دسته اولویت خرید را به ارزانترین قطعات موجود در بازار می دهیم و هدف را فراهم کردن سیستمی مناسب با معمولترین فعالیتهای روزمره مرتبط با کامپیوتر شخصی تعیین می کنیم. گشت و گذار در سایتهای اینترنتی، مدیریت اینترنت بانک و ثبت نام و فعالیت در سایتهای اجتماعی می تواند در کاربردهای این دسته جای گیرد.<br />
<br />
<br />
پردازنده: Athlon II X3 455<br />
پردازنده Athlon II X3<br />
در بازار پردازنده های ارزانقیمت زیر 100 هزار تومان، مدلهای مختلف AMD مدت زیادیست که انتخاب بهتری نسبت به پردازنده های Celeron و Pentium اینتل بخصوص از لحاظ قیمت هستند و برای اجرای بهینه سیستم عامل های نوین، مرورگرهای وب و بیشتر برنامه های کاربردی راندمان کافی را ارائه می کنند، انتخاب مدل سه هسته ای باعث می شود که پردازنده بتواند با برنامه های جدیدی که برای بیش از 2 هسته بهینه شده اند نیز کنار بیاید.<br />
<br />
<br />
مادربرد: ASUS M4N68T-M<br />
مادربرد سوکت AM3<br />
مادربرد ASUS M4N68T-M هم در رده مادربردهای ارزانقیمت سوکت AM3 علاوه بر کیفیت بالای قطعات دارای امکاناتی نظیر گرافیک مجتمع Nvidia Geforce 7025، پورت شبکه ی Gigabit و کارت صدای 8 کاناله می باشد و تمام پورت ها و کانکتورهای استاندارد PCI-e و USB و SATA را پشتیبانی می کند ، ماجولهای حافظه DDR3 تا فرکانس 1800 مگاهرتز را می توان در حالت اورکلاک روی آن استفاده کرد و اینها به لطف تراشه مجتمع یا Chipset مدل nForce 630a مهیا شده است.<br />
<br />
<br />
رم: ADATA DDR3 1333<br />
برای ماجول حافظه یا RAM سیستم هم از ADATA DDR3 1333 استفاده می کنیم که علاوه بر کیفیت خوب توسط سازنده مادربرد هم بر روی مدل مورد نظر ما تست شده و نشان تایید کیفیت یا QVL گرفته است، معمولا تمام سازندگان معتبر مادربرد بیشتر ماجولهای موجود در بازار را در آزمایشگاه خود بر روی مدلهای ساخت خود تست می کنند تا سازگاری و پایداری آنها را تحت شرایط مختلف سنجیده و تایید کنند. سپس لیست بدست آمده را در دفترچه راهنمای مادربرد یا بر روی سایت خود در کنار مدل مورد نظر مادربرد قرار می دهند.<br />
<br />
<br />
منبع تغذیه: GREEN 380W<br />
برای منبع تغذیه یا Power Supply سیستم نیز از پاورهای استاندارد ساخت شرکت GREEN استفاده می کنیم که علاوه بر بهبود مداوم کیفیت محصولاتش در سالهای اخیر از لحاظ کیفی دست کمی از مدلهای مشابه و معتبر خارجی خود ندارد. در مورد منبع تغذیه با کاربران بطور موکد توصیه می کنیم که از پاورهای تقلبی و نامعتبر چینی و متفرقه با قیمتهای 10 یا 12 هزار تومانی پرهیز کنند و به برچسب روی آنها اطمینان نکنند چرا که پاور تقلبی با برچسب مدعی 600 وات شاید تا حد 150 وات واقعی نیز توان دادن خروجی و تثبیت ولتاژهای مختلف مورد نیاز مادربرد و قطعات را نداشته باشد و بعلاوه از مدارات ایمنی لازم برای کنترل نوسانات ورودی و کار در هنگام افزایش خارج از توان خروجی نیز بی بهره باشد و کل سیستم را در شرایط آسیب پذیری خطرناکی قرار دهد.<br />
<br />
<br />
مانیتور مناسب:SAMSUNG E1945NX<br />
مانیتور 1945<br />
مانیتور پیشنهادی متناسب با این سیستم مدل SAMSUNG E1945NX می باشد. دارای رزولوشن 1360768 و زمان پاسخگویی 5ms می باشد. قیمت هم 160 هزار تومان است. سیستم مخصوص کار اداری:<br />
<br />
نرم افزارهای رایج اداری مثل بسته Office و Acrobat، نرم افزار حسابداری و مدیریت فایلهای چند رسانه ای را به اجرای بدون وقفه و بی نقص مرورگرهای مختلف در کنار هم در یک شبکه داخلی اداری اضافه کنید تا کارکردهای مشمول سیستمهای این دسته را بیابید.<br />
<br />
<br />
پردازنده:Intel Core i3 2100<br />
بسته بندی پردازنده Core i3 2100<br />
برای این دسته پردازنده سریع و قدرتمند دو هسته ای از آخرین نسل پردازنده های Intel را انتخاب می کنیم، Core i3 2100 با فرکانس 3100 مگاهرتز و 3 مگابایت کش دارای دو هسته فیزیکی بعلاوه دو هسته مجازی با فن آوری HT می باشد که براحتی پاسخگوی بیشتر پردازشهای مرتبط با نرم افزارهای اداریست و علاوه بر مصرف کم و حرارت پایین، روی سوکت جدید 1155 عرضه می شود که در آینده و در صورت نیاز می توان پردازنده های بسیار قدرتمندتر Core i5/i7 را جایگزین آن کرد و به این راحتی و تا سالها از رده خارج نشده و بهره وری خود را از دست نخواهد داد.<br />
<br />
<br />
گرافیک:Onboard<br />
از قدرت پردازشی عبور کنیم به گرافیک مجتمع در این سری پردازنده ها می رسیم که نسبت به نسل قبلی پیشرفت قابل توجهی داشته اند و برای کاربرد اداری کاملا کفایت می کند. مهمترین فن آوری پیاده شده به همراه گرافیک مجتمع جدید Intel Quick Sync Technology می باشد که در زمینه تبدیل فرمتهای پیچیده ویدیویی به یکدیگر سرعتی چند برابر پردازنده های قدیمی و حتی بیشتر از سرعت شتابدهنده های گرافیکی بر روی GPU های رده متوسط AMD و NVIDIA عرضه می کند، بنابراین در صورت پشتیبانی نرم افزارهای تبدیل فرمتها یا Convertors از این امکان می توان انتظار زمان قابل قبولی برای تبدیل و آرشیو فیلم ها و ویدیوهای شخصی و خانگی داشت. نرم افزار Cyberlink’s Media Espresso 6 از اولین نرم افزارها با پشتیبانی از این قابلیت هست.<br />
<br />
<br />
مادربرد: ASUS P8H61-M PRO<br />
مادربرد ASUS P8H61-M PRO<br />
برای مادربرد سیستم منتخب این دسته هم مدل ASUS P8H61-M PRO را انتخاب می کنیم. این مدل برای سوکت 1155 ساخته شده و با دارا بودن تراشه Intel H61 علاوه بر خروجی مستقیم RGBDVI و حتی HDMI دارای اسلات گرافیکی PCI-e 2.0 16X و پورتهای USB 3.0 و SATA 6Gb/s هم می باشد که آن را برای سریعترین نسل هارددیسک ها و درایوهای خارجی فلش و قابل حمل پر سرعت آماده می سازد.<br />
<br />
<br />
پاور: GREEN GP380A<br />
بدلیل نداشتن گرافیک مجزا در این سیستم، منبع تغذیه مورد نیاز نیز احتیاج به توان بالایی ندارد و پاور GREEN GP380A نیز کفایت می کند.<br />
<br />
<br />
کیس:GREEN Magnum Plus<br />
کیس ارزان و معروف MAGNUM<br />
در مورد کیس باید بگوییم که رده کیس های ارزان قیمتی که متناسب با قطعات و قیمت کلی سیستم باشند بهترین انتخاب از بین کیسهای مختلف مدل GREEN MAGNUM Plus می باشد که برای بیشتر فروشندگان نامی آشناست و در بین مشتریها نیز محبوبیت دارد. از خصوصیات این کیس قابلیت Tool Less یا عدم نیاز به استفاده از ابزار و پیچ بستن درایوهای نوری و هارددیسک برای نصب در کیس می باشد. همچنین دارای ورودی هوا بر روی پنل کناری کیس و بر روی CPU بهمراه فیلتر گرد و غبار و فن 12Cm برای پشت کیس می باشد که نصب قطعات را ساده تر کرده و در زمان مونتاژ نیز صرفه جویی می گردد.<br />
<br />
<br />
<br />
مانیتور مناسب: SAMSUNG LED EX2065X<br />
مانیتور 2065<br />
مانیتور پیشنهادی متناسب با این سیستم مدل SAMSUNG LED EX2065X می باشد. دارای رزولوشن 1600900 و زمان پاسخگویی 5ms می باشد. قیمت آن نیز 195 هزار تومان است. همانطور که می دانید در سیستمهای گیمینگ یا مختص بازی اولویت اول همیشه با یک کارت گرافیکی قدرتمند است. کارتی که با برخورداری از تراشه گرافیکی و حافظه اختصاصی بتواند جوابگوی پردازش داده ها مطابق با موتور گرافیکی بازیهای روز باشد. موتورهای گرافیکی بازیها نیز به نوبه ی خود از API ها یا رابطهای برنامه نویسی استانداری مانند DirectX9/10/11 یا Open GL استفاده می کنند تا بتوانند با کارتهای گرافیکی ارتباط برقرار کنند، سپس شتابدهنده های گرافیکی کارتها این داده ها را پردازش کرده و بعد از تولید خروجی آن را به مانیتور ارسال می کنند.<br />
<br />
بعد از کارتهای گرافیکی پردازنده مرکزی یا CPU در اولویت بعد قرار دارد، پردازنده ای که آنقدر قوی باشد که بتواند اطلاعات پردازش شده را به موقع تحویل کارت گرافیک بدهد تا وقفه ای در روند نمایش و تولید تصاویر ایجاد نشود و از تمام ظرفیت پردازش GPU برای گرفتن بالاترین تعداد فریم در واحد زمان -ثانیه- استفاده شود.<br />
<br />
FPS یا فریم بر ثانیه<br />
از رایجترین اصطلاحات دنیای بازیهای کامپیوتریست که یادآوری مختصر و مفید آن برای بازیبازهای مبتدی به آنها برای پیگیری بهتر مطالب کمک می کند. FPS یا Frame per Second به معنی تعداد فریمهاییست که کارت گرافیکی می تواند در یک ثانیه پردازش کرده و نمایش دهد. طبیعی است که هر چه این میزان بیشتر باشد نمایش صحنه ها روانتر و سرعت پاسخگویی کاربر نیز می تواند سریعتر و طبیعیتر باشد.<br />
<br />
اگر میانگین نمایش بازی با کارتی، پایینتر از 30 Fps باشد عنوان مورد نظر ما قابل بازی نیست و آن کارت یا سیستم نیز توانایی اجرای صحیح آن را ندارد، در این صورت آن کارت یا ترکیب سیستمی از لیست ما حذف می شود.<br />
اگر در زمان اجرای بازی، تصاویر بین 30 تا 40 فریم در ثانیه را شاهد باشیم بازی قابلیت اجرای متوسط به بالایی دارد و در اینصورت کارت گرافیک و سیستم نمره قبولی می گیرند<br />
اگر میانگین اجرای بازی ما بین 40 تا 60 فریم باشد تجربه ما از بازی خیلی خوب خواهد بود و بالای 60 فریم هم برای بازیهایی با سبک Shooter یا Action بسیار ایده آل و خالی از نقص خواهد بود، چرا که فریم بازی را با زمان بازیابی تصویر در مانیتور که معمولا 60 هرتز است هماهنگ می سازد.<br />
بنابراین هدف ما در اینجا داشتن فریم بالاتر از 30 در بازی برای رزولوشن یا وضوح کاری مانیتور می باشد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
پردازنده: Intel Core i3 2100<br />
پردازنده ای که از لحاظ قیمت و راندمان در این گروه جای می گیرد یک پردازنده تازه وارد است که بعد از معرفی به سرعت توانسته پردازنده های رقیب را کنار بزند، پردازنده هایی مانند AMD Phenom II X4 که به هیچ وجه انتظار رقابتی از سوی یک پردازنده دو هسته ای رده پایین را نداشتند و مدتها بود منتخب سیستمهای بازی رده پایین و رده میانی قرار داشتند. بر طبق بررسیهای بسیار صورت گرفته از سایتهای معتبر، Core i3 2100 توانسته پردازنده Phenom II X4 965 را در عناوین زیادی مانند CrysisFar Cry 2StarcraftMetro 2033 و F1 2010 پشت سرگذاشته یا با آن برابر باشد.<br />
<br />
مزیت ارتقای پلاتفرم 1155 به سریعترین پردازنده های موجود در بازار و حتی پردازنده های نسل بعدی Ivy Bridge و عدم نیاز به تعویض مادربرد را نیز باید به لیست برتریهای این پردازنده به همتاهای Phenom II و حتی پردازنده های همچنان قوی نسل قبلی با سوکت 1156 اضافه کرد. بنابراین اگر در ملزومات مورد نیاز یک بازی داشتن یک پردازنده چهار هسته ای را شرط اجرای مناسب بازی دیدید به توان این پردازنده شک نکنید، بار یک پردازنده چهار هسته ای را به دوش خواهد کشید!<br />
<br />
<br />
<br />
مادربرد: ASUS P8H61-M LE<br />
مادربرد ارزانقیمت سوکت 1155<br />
مادربردی که کمترین قیمت را در بین مدلهای پلاتفرم 1155 داشته باشد به قاعده از امکانات جانبی کمتری نسبت به مدلهای دیگر برخوردار است ولی می تواند خواسته ما را در بکارگیری آخرین نسل پردازنده ها برآورده سازد. مادربرد ASUS P8H61-M LE با قیمت 120 هزار تومانی مناسب سیستم مورد نظر ماست. متاسفانه هنوز مدلهای ارزان قیمت از برندهای دیگر در بازار ما کمتر وجود دارد و انتخابهای زیادی نداریم.<br />
<br />
گرافیک<br />
مشخصات کارت گرافیک منتخب:<br />
نام: AMD Radeon HD5670<br />
تعداد Stream/Shader: 400<br />
فرکانس هسته: 775 مگاهرتز<br />
فرکانس حافظه: 1000 مگاهرتز<br />
عرض باند حافظه: 64 گیگابایت بر ثانیه<br />
توان مصرفی: 61 وات<br />
مدل جایگزین: Geforce GT 240 1GB DDR5<br />
<br />
<br />
قبل از معرفی اولین گرافیک منتخب باید اعتراف کنیم که بازار کارتهای گرافیکی در ایران از لحاظ قیمت و نوسانهای مربوطه همیشه تفاوتهای زیادی با بازار جهانی داشته و تاثیر زیادی در انتخاب مدلهای مناسب داشته است، امری که مورد انتقاد بسیار کاربران بوده است. گاهی در کارتهای گرافیکی High End قیمت بازار ایران تا 300 هزار تومان بیشتر از قیمت جهانی آن بفروش می رسد و در مدلهای رده متوسط هم افت قیمت و کاهش های رسمی بعضی مدلهای خاص، در قیمت آنها در بازار داخلی بی تاثیر است.<br />
<br />
گرافیکی که با بودجه محدود این سیستم همخوانی داشته و حداقل های لازم برای اجرای بازیها را داشته باشد مدلیست که نمی تواند زیر 100 هزار تومان قیمت داشته باشد. کارتهای AMD 5470GT210/220 و حتی کارت AMD 5570 کارتهای ارزان قیمتی هستند که به وفور یافت می شوند، گاهی اوقات با حافظه های یک گیگ و حتی دو گیگابایتی، اما بازیبازها را بطور موکد توصیه می کنیم از این کارتها دوری کنند و بخاطر قیمت پایین و به خاطر حجم حافظه زیاد برای خریدشان اقدام نکنند. این کارتها توان این را ندارند که حداقل فریم مناسب را حتی در پایینترین وضوح تصویر و کیفیت در بازیهای نوین امروزی تضمین کنند و در واقع برای بازی هدفگذاری نشده اند.<br />
<br />
<br />
<br />
کارت 5670<br />
مدلهای AMD HD5670 و Geforce GTS 240 DDR5 با قیمت حدود 120 هزار تومانی انتخابهای مناسبی هستند و البته کارت 5670 سرعت بیشتری دارد و انتخاب اول است، کارت GTS 240 هم که جانشین کارت 9600GT شده از دادن راندمان بهتر از سلف خود ناتوان است و در عین حال می تواند مرزی برای جدا کردن کارتهای مناسب از کارتهای غیر مناسب باشد. برای داشتن راندمان بالاتر با صرف هزینه ای حدود 40 هزار تومان بیشتر می توانید یک کارت Geforce GTS 450 یا کارت AMD HD 6770 را خریداری کنید که با فاصله زیادی تا 50 درصد راندمان بهتری دارند و عمر مفید سیستم بازی شما را بیشتر می کند.<br />
<br />
در این دسته بقیه قطعات بجز منبع تغذیه نسبت به سیستم های قبلی تغییری نمی کنند. بدلیل استفاده از کارت گرافیک مجزا باید توان پاور را هم اضافه کنیم تا پاسخگوی مصرف کلی سیستم باشد.<br />
<br />
<br />
مانیتور مناسب: SAMSUNG E1945NX<br />
این سیستم می تواند در بیشتر بازیها با تنظیمات متوسط یا بالا و رزولوشن 1360768 حداقل فریم مناسب را تولید کند و گاهی اوقات در رزولوشن 1600900 نیز خوب عمل می کند.<br />
<br />
<br />
مانیتور SAMSUNG 1945<br />
مانیتور پیشنهادی متناسب با این سیستم مدل SAMSUNG E1945NX می باشد. دارای رزولوشن 1360768 و زمان پاسخگویی 5ms می باشد. قیمت هم 160 هزار تومان است.<br />
<br />
سیستم رده متوسط مخصوص بازی:<br />
<br />
کاربرانی که مقداری بیشتر پس انداز کرده باشند و چیزی بیشتر از حداقل ها را هم برای بازی کردن از سیستم خود متوقع باشند باید در مشخصات سیستم این رده تامل بیشتری داشته باشند. این دسته معمولا طیف زیادی از کاربران را در برمی گیرد و برای همین هم نسبت به دسته های دیگر اهمیت بیشتری دارد.<br />
<br />
<br />
پردازنده:Intel Core i5 2300<br />
برای سیستمی که در این دسته بندی جای گیرد کوچ کردن به دنیای چهار هسته ایها اولین قدم است.<br />
<br />
پردازنده Core i5 2300 از نسل 4 هسته ای های Sandy Bridge و با کنترل کننده حافظه مجتمع قدرتمندیست که نسبت به نسل قبلی Core i5 760/870 بهینه تر کار می کند و راندمان بالاتری را عرضه می کند. فرکانس این پردازنده 2800 مگاهرتز است.<br />
در حیطه پردازنده های 4 هسته ای نسل جدید پردازنده های Intel از Core i3 2100 گرفته تا Core i7 2600K همگی از بهترینها بوده و پردازنده های 4 و 6 هسته ای AMD را در میدان رقابت برای کسب جایگاه منتخب در یک سیستم مختص بازی پشت سر می گذارند.<br />
<br />
<br />
<br />
مادربرد:ASUS P8H67<br />
مادربرد P8H67<br />
مدل P8H67 از ASUS ترکیبی از قیمت مناسب و راندمان بالا را ارائه می دهد. تراشه H67 از خیلی جهت ها شبیه P67 است با دو تفاوت عمده; یکی اینکه پورت خروجی گرافیک برای اتصال به مانیتور را دارد -که البته در این مدل نصب نشده است- و دیگر اینکه به مانند P67 امکان استفاده از قابلیت اورکلاک پردازنده های با پسوند K مثل Core i5 2500K را ندارد. تفاوت دیگر در این است که با نصب کارت گرافیک دوم در اسلات PCI-E سرعتهای دو اسلات بجای حالت 8/8 در حالت 4/16 باقی می ماند که به طبع برای مادربردی با این قیمت و بودجه کلی سیستم قابل اغماض است، اما کاربرانی که می خواهند در آینده از قابلیت چند گرافیکی با راندمان بالا روی سیستم خود بهره بگیرند باید مقدار بیشتری برای خرید مدلی بر پایه تراشه P67 هزینه کنند که دست کم 40 یا 50 هزار تومان قیمت بیشتری دارد.<br />
<br />
<br />
گرافیک<br />
مشخصات کارت گرافیک منتخب:<br />
نام: NVIDIA GeForce GTX 460<br />
تعداد Stream/Shader: 336<br />
فرکانس هسته: 675 مگاهرتز<br />
فرکانس حافظه: 900 مگاهرتز<br />
عرض باند حافظه: 115.2 گیگابایت بر ثانیه<br />
توان مصرفی: 160 وات<br />
مدل جایگزین: AMD Radeon HD6850<br />
<br />
کارت معروف GTX 460<br />
از محبوب ترین کارتهای رده متوسط یا Mainstream بازار است و عملکرد خیلی خوبی در بیشتر بازیها با رزولوشن بالا و گاهی اوقات HD دارد. <br />
خبر خوب برای طرفداران بازیهای اول شخص جنگی مدرن مخصوصا BattleField 3 این است که مشخصات سیستم رده متوسط ما با ملزومات سیستم پیشنهادی سازنده بازی تطابق دارد و بازیبازها می توانند انتظار تجربه قابل قبولی با بازی را روی این سیستم داشته باشند.<br />
<br />
کارت منتخب ما در اینجا از برند EVGA توصیه می شود، چرا که علاوه بر داشتن قیمت مناسب نسبت به دیگر برندها و کیفیت درجه یک ساخت، برنامه ای به نام Free Performance Boost دارد که با آن می توان بیشتر مدلهای مرجع و معمولی ساخت خودش را فقط از طریق آپدیت بایوس کارت افزایش راندمان داده و تبدیل به مدل اورکلاک شده بکند.<br />
Free Performance Boost برای مدلهای عادی GTX 460 فرکانس GPU را از 675 به 720 مگاهرتز افزایش می دهد.<br />
<br />
<br />
<br />
کیس: GREEN X3<br />
مدل GREEN X3 دارای طراحی جدید و مطابق با نیاز های یک سیستم مختص بازی ساخته شده است. این کیس دارای 4 فن 120 میلی متری در قسمتهای مختلف و یک فن 200 میلی متری روی پنل کناری چپ می باشد. همچنین پاور سیستم مثل تمام کیسهای مدرن دیگر در پایین کیس قرار می گیرد.<br />
<br />
کیس X3<br />
از دیگر امکانات دیگر کیس:<br />
•	ولوم کنترل کننده دور فن برای تنظیم سرعت دو عدد فن داخلی<br />
•	پورتهای USB 3.0 و USB 2.0 و خروجی صدا در پنل جلویی کیس<br />
•	قابلیت جدا شدن پنل جلویی<br />
<br />
<br />
مانیتور مناسب: SAMSUNG 20700<br />
این سیستم می تواند در بیشتر بازیها با تنظیمات بالا و رزولوشن 1600900 یا 16801050 فریم خوبی را تولید کند و گاهی اوقات در رزولوشن 19201080 نیز خوب عمل می کند.<br />
<br />
مانیتور 20700<br />
مانیتور پیشنهادی متناسب با این سیستم مدل SAMSUNG 20700 می باشد. دارای رزولوشن 1600900، ورودی دیجیتال DVI و زمان پاسخگویی 2ms می باشد که آن را برای بازی ایده آل می کند. بیشتر بازیبازها هنگام خرید به زمان پاسخگویی مانیتور توجه ندارند و یا از اهمیت آن در تجربه بازی کردن بی اطلاعند، حال آنکه حتی بعضی از مانیتورهایی که در مشخصات رسمی زمان پاسخگویی پایین 5 یا 2 میلی ثانیه را برایشان عنوان می کنند در آزمایشات فنی زمانهایی فراتر از سطح قابل قبول برای بازی را ثبت می کنند. در نتیجه بازیباز هنگام بازی در صحنه های سریع یا حرکات سریع دوربین، سایه شبح مانندی از اشیای در حرکت را مشاهده می کند که اصلا خوشایند نیست. این اثر Ghosting هم گفته می شود. کمپانی های معتبر سازنده، هر یک از فن آوری ساخت خود برای رفع این اثر استفاده می کنند که از کیفیت های متفاوتی نیز برخوردارند. شرکت SAMSUNG از فن آوری Rapid Time Acceleration استفاده می کند که کارآمدی خیلی خوبی هم نشان داده است. قیمت این مدل هم حدود 260 هزار تومان است. سیستم رده بالا مخصوص بازی:<br />
<br />
بازیبازهایی که می خواهند سیستمشان در اجرای بازیهای روز و بازیهای سال آینده هیچ کم و کسری نداشته باشد و می توانند هزینه قابل توجهی هم برای سیستم مورد پسندشان بپردازند باید سیستم پیشنهادی این قسمت را مدنظر بگیرند.<br />
<br />
<br />
پردازنده:Intel Core i5 2400<br />
مدل Core i5 2400 همانند مدل 2300 است اما فرکانس بالاتر 3100 مگاهرتز دارد و مناسبترین پردازنده برای این رده است. اما با پرداخت فقط 20 هزار تومان بیشتر می توانید یک پردازنده Core i5 2500K را بخرید که امکان بهره گیری از قدرت نهفته مادربردهای P67 برای افزایش راندمان پردازنده و در نتیجه افزایش راندمان کلی سیستم را در اختیار شما می گذارد.<br />
<br />
<br />
مادربرد: ASUS P8P67<br />
اجزای P8P67<br />
مادربردی در رده معمولی اما با امکانات حرفه ای و راندمان فوق العاده، این توصیفی است که می توان از این مدل مادربرد ASUS داشت. در ابتدا تصور می شد به سبب معرفی مدلهای بالاتر PRO و DELUXE از همین سری نباید انتظار خود را از قابلیتهای این مدل بالا ببریم اما پس از بررسی ها و آزمایشات زیاد بر روی این مدل، اکثریت سایتهای معتبر نشان ها و امتیازات بسیار خوبی در مقایسه با سایر رقبا به این مدل دادند و آن را به عنوان مدل منتخب با قیمتی مناسب در نظر گرفتند.<br />
مادربرد P8P67 دارای 12 فاز تغذیه یا VRM برای CPU و 2 فاز تغذیه برای رم است و همانند مدلهای حرفه ای قبلی از تراشه های هوشمند TPU برای مدیریت ولتاژها و اورکلاکینگ خودکار و EPU برای مدیریت بهینه سازی مصرف برق بهره می گیرد.بعلاوه ماجول داخلی Bluetooth به شما امکان بهره گیری از رابط های ویژه برای کارهایی از قبیل همگام سازی فایلها، استفاده از تلفن همراه هوشمند بعنوان کنترل از راه دور و حتی برای تنظیمات اورکلاکینگ را هم می دهد.<br />
<br />
امکانات دیگر شامل:<br />
•	4 پورت USB 3.0 و 12 پورت USB 2.0<br />
•	4 پورت SATA 6Gb/s و 4 پورت SATA معمولی<br />
•	بایوس جدید UEFI برای محیط گرافیکی بایوس و استفاده از ماوس و تنظیمات و کنترل بیشتر بر روی سخت افزار<br />
<br />
تصویری از بایوس UEFI<br />
این مادربرد توانست در آزمایش اورکلاک نیز به رکورد خیلی خوب 4.9 گیگاهرتز برای پردازنده 2500K براحتی دست پیدا کند. در مقابل مادربرد MSI P67 GD45 در آزمایش اورکلاک و با استفاده از امکان OC Gene و تغییر تمام تنظیمات ممکن توانست فقط به رکورد 4.4 گیگاهرتز دسترسی پیدا کند. مادربرد GD45 همچنین از فازهای تغذیه کمتر و پورتهای SATA 6Gb/s کمتر بهره می گیرد. بعلاوه با وجود داشتن بایوس UEFI رابط کاربری آن به اندازه مدل ASUS کاربرپسند و سر راست نیست و هنوز جای زیادی برای بهبود دارد. دقت کنید که در صورت خرید مادربردی بر پایه تراشه P67 ، حتما از سری جدید B3 باشد.<br />
<br />
<br />
رم:CORSAIR XMS3 DDR3 1600<br />
حالا با داشتن یک مادربرد عالی با تراشه P67 می توانیم به فکر بهره گیری بیشتر از این قطعات با استفاده از امکان اورکلاک باشیم، امکانی که نه تنها روی راندمان CPU تاثیر می گذارد بلکه می تواند با افزایش فرکانس ماجولهای رم عرض باند حافظه را نیز افزایش دهد.<br />
ماجولهای CORSAIR XMS3<br />
در اینجا معتبرترین ماجولها از برند CORSAIR موجود هستند و با انتخاب ماجولهای CORSAIR 22GB DDR3 1600 از سری XMS3 می توانیم بصورت مستقیم سرعت رم را نیز افزایش دهیم و تا حد امکان از ظرفیت اضافی آنها استفاده کنیم. در صورت علاقه می توانید از ماجولهایی تا فرکانس 2200 مگاهرتز نیز بر روی این مادربرد استفاده کنید که به قیمتهای بسیار بیشتری موجود هستند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
گرافیک<br />
مشخصات کارت گرافیک منتخب:<br />
نام: NVIDIA GeForce GTX 560 Ti<br />
تعداد Stream/Shader: 384<br />
فرکانس هسته: 822 مگاهرتز<br />
فرکانس حافظه: 900 مگاهرتز<br />
عرض باند حافظه: 128 گیگابایت بر ثانیه<br />
توان مصرفی: 170 وات<br />
مدل جایگزین: AMD Radeon HD6950<br />
<br />
کارت گرافیک GTX 560<br />
مشخصات مدل EVGA:<br />
فرکانس هسته: 850 مگاهرتز<br />
فرکانس حافظه: 1026 مگاهرتز<br />
عرض باند حافظه: 131.1 گیگابایت بر ثانیه<br />
<br />
کارت GTX 560 از تراشه بهینه شده نسل قبلی استفاده می کند و بنابراین معماری GPU تفاوت عمده ای نکرده، اما بهینه سازی واحدهای SM، بهره گیری از Texture Unit های بیشتر و فرکانس کاری بالاتر باعث شده تا راندمانی بین 20 تا 30 درصد بیشتر از کارت همرده خود در نسل قبلی یعنی GTX 460 داشته باشد و در واقع همسان با کارت GTX 470 عمل کند.<br />
<br />
مدل پیشنهادی ما در اینجا هم از برند EVGA پیشنهاد می شود چرا که باز هم با پرداخت مبلغ یک مدل مرجع اما سازگار با FPB که در قسمت قبلی گفته شد می توان یک مدل اورکلاک شده و Tuning شده را بدست آورد. فرکانس کاری GPU در این کارت از 822 به 850 مگاهرتز و فرکانس رم گرافیکی هم از 900 به 1026 مگاهرتز افزایش پیدا کرده است که تا حد 5 درصد افزایش راندمان رایگان را بهمراه خواهد داشت. البته این کارت در بیشتر آزمایشها توانسته تا بالای 950 مگاهرتز نیز اورکلاک شود که بالاتر از رکورد مدل مشابه ASUS یعنی GTX 560 Ti TOP و مدل MSI GTX 560 Ti Twin Frozr II با ولتاژ پیش فرض قرار دارد. اما در هنگام افزایش ولتاژ مدل MSI توانست رکورد خیره کننده 1024 مگاهرتز را برای GPU برجای گذارد که بالاترین حد اورکلاک برای کارت GTX 560 محسوب می شود.<br />
البته در بازار ایران برند EVGA وارد کننده و پشتیبان رسمی ندارد و اگر گارانتی و خدمات پس از فروش برای شما در اولویت اول است بهتر است از برند ASUS و همان مدل TOP را انتخاب کنید، هر چند که حدود 40 هزار تومان گرانتر است اما در عوض از فن اختصاصی قویتر و کم صدا تر بهره می گیرد. در مورد کارت خوب MSI GTX 560 Ti Twin Frozr II نیز هیچ مورد منفی نمی توان ذکر کرد و برای خرید می تواند مدنظر باشد.<br />
<br />
<br />
<br />
کیس:<br />
کیس FALCON<br />
کیس Green Falcon یک مدل Mid Tower با طراحی استاندارد جدید که طبق آن پاور در پایین کیس قرار گرفته و از هوای بیرون کیس خنک می گردد. در طراحی ATX قدیمی حرارت پردازنده داخل کیس به درون پاور مکیده می شود که می تواند روی طول عمر مفید قطعات تاثیرگذار باشد.<br />
این کیس علاوه بر پورتهای USB 2.0 متداول دارای پورت e-SATA، پورت مخصوص USB 3.0 نیز می باشد که با استفاده از کابل تعبیه شده و اتصال آن به پورت USB 3.0 Front Header بر روی مادربرد می توان از 2 عدد از پورتهای پرسرعت این مدل مادربرد ASUS نیز بجز پورتهای پشت مادربرد بهره گیری کرد.<br />
این کیس دارای دو فن نصب شده 120 میلی متری و دو فن 140 میلی متری برای تهویه مناسب می باشد.<br />
<br />
<br />
مانیتور: SAMSUNG 23700<br />
مدل SAMSUNG 23700 یک LCD 23 اینچی با رزولوشن HD و کیفیت بالاست و از طرحیهای خاص و زیبای SAMSUNG محسوب می شود. دارای پورت DVI و RGB و زمان پاسخگویی 2 میلی ثانیه می باشد و می توان بطور همزمان دو دستگاه PC را به آن متصل کرد. سیستم رده حرفه ای مخصوص بازی:<br />
<br />
و سرانجام داشتن بهترین قطعات برای سیستم بازی و داشتن بیشترین حد کنترل بر روی اجرای بازیها حتی بیشتر از آنچه که تنظیمات خود بازی اجازه می دهد خصوصیات سیستمیست که در این رده قرار می گیرد. بازیبازهای حرفه ای همیشه علاقه دارند که تنظیمات کیفی بازی مانند AA و AF و Texture Filtering در پنل کنترلی درایور گرافیک را در بالاترین حد قرارداده و در عین حال چیزی از سرعت فریم بازی را هم از دست ندهند.<br />
<br />
<br />
پردازنده:Intel Core i5 2500K<br />
Core i5 2500K یکی از قویترین و مناسبترین پردازنده های مناسب بازیست، چرا که با چشم پوشی از قابلیت HT در مدل 2600 و بکارگیری قابلیت اورکلاک P67 در کنار پردازنده سری K فضای زیادی برای Tunning یا بهینه سازی سرعت پردازش سیستم باقی می ماند. این پردازنده با فرکانس پیش فرض نیز در بیشتر موارد پردازنده های قدیمی تر Core i7 940/960 را دربازیها پشت سر می گذارد. بعلاوه در حالت Turbo فرکانس پیش فرض 3.3 گیگاهرتزی آن تا حد 3.7 گیگاهرتز افزایش پیدا می کند.<br />
<br />
<br />
فن پردازنده: APACK ZEROtherm Nirvana NV120 Premium<br />
Zerotherm NV120 Nirvana محصولی از یک شرکت معتبر و از پربازده ترین مدلها در رده خود است که در بازار ایران نیز موجود است.<br />
فن پردازنده NV-120<br />
برخی خصوصیات این مدل عبارت است از:<br />
•	بدنه آلومینیومی با لوله ها و پایه مسی<br />
•	توان خنک کنندگی بالاتر از 150 وات<br />
•	فن 120 میلی متری با LED آبی رنگ بدون اتصال مستقیم با بدنه برای کم کردن نویز و ارتعاش<br />
•	حداکثر میزان نویز تا 39Dba<br />
•	توان مصرفی 5 وات<br />
•	سازگار با تمام سوکتهای موجود<br />
<br />
این خنک کننده در مقایسه با مدلهای دیگر بسیاری از آنها مانند Cooler Master Hyper 212 و Nocotua NH-U12 و Tuniq Tower را پشت سر می گذارد و تقریبا مشابه Thermalright Ultra 120 Extreme عمل می کند. با توجه به قیمت مناسب و راندمان خیلی خوب این مدل انتخاب اول ما برای یک خنک کننده حرفه ایست.<br />
<br />
<br />
<br />
مادربرد: ASUS P8P67 PRO<br />
اجزای مادربرد P8P67 PRO<br />
مادربرد ASUS P8P67 PRO تشابه زیادی با مدل ابتدایی P8P67 دارد با این تفاوت که از تراشه Intel Gigabit LAN بجای تراشه RealTek برای پورت LAN استفاده می کند که در بعضی آزمایشات راندمان بهتری دارد و دیگر اینکه با پشتیبانی از قابلیت 88 برای کارت گرافیکی و SLI می تواند طرفداران سیستمهای چند کارتی را نیز راضی کند. این قابلیت ارتقای قدرت گرافیکی سیستم را برای آینده و فقط با اضافه کردن یک کارت گرافیک دیگر ساده می کند.<br />
<br />
<br />
<br />
گرافیک<br />
مشخصات کارت گرافیک منتخب:<br />
نام: NVIDIA GeForce GTX 570<br />
تعداد Stream/Shader: 480<br />
فرکانس هسته: 732 مگاهرتز<br />
فرکانس حافظه: 950 مگاهرتز<br />
عرض باند حافظه: 152 گیگابایت بر ثانیه<br />
توان مصرفی: 219 وات<br />
مدل جایگزین: AMD Radeon HD6970<br />
<br />
کارت قدرتمند GTX 570<br />
کارت گرافیکی Geforce GTX 570 از سری کارتهای High End ساخت NVIDIA و آخرین نسل آن است که بر پایه تراشه GF110 از معماری Fermi و تراشه های حافظه DDR5 به تعداد 5 تراشه 256 مگابایتی و مجموع ظرفیت 1280 مگابایت ساخته شده است و بعنوان برادر کوچکتر GTX 580 دومین کارت سریع تک هسته ای NVIDIA محسوب می شود و راندمان عالی آن در رزولوشن 19201080 و حتی 25601600 قابل ستایش است. در مورد بازیهای DX11 نیز بسیار خوب عمل می کند و در بازی سنگینی مانند Crysis 2 با بروزرسانی جدید DX11 و همچنین Ultra Texture Pack از معدود کارتهاییست که می تواند راندمان مینی مم 30 فریم را در اکثر مراحل بازی تامین کند، البته برای داشتن تجربه 60 فریم در کل بازی نیازمند کارتهای دو هسته ای GTX 590 یا HD 6990 و یا ترکیب چند کارتی از کارتهای 580 و یا 6970 می باشد.<br />
<br />
کارت GTX 570 در بیشتر عناوین راندمان بهتری نسبت به رقیب مستقیم خود AMD HD 6950 دارد اما نسبت به 6970 در رتبه پایینتری قرار می گیرد. ما دراینجا مدل ASUS GTX 570 Direct CUII را بخاطر فن اختصاصی موثر و کم صدای آن انتخاب می کنیم. به یاد داشته باشید که این خنک کننده 3 اسلاته هست و شاید برای بعضی از سیستمهای چند کارتی و مادربردها از نظر ابعاد مناسب نباشد.<br />
انتخاب کارت 570 بجای 580 بدلیل کافی بودن راندمان آن برای تمام عنوانهای موجود و عنوانهاییست که در آینده نزدیک یا تا زمستان 2012 قرار است عرضه شوند، اگر قیمتهای بالای کارتهای GTX 580 برای شما مانعی از جهت خرید نیست در انتخاب یکی از مدلهای 580 شک نکنید.<br />
<br />
<br />
<br />
هارددیسک و SSD: OCZ Agility 3 60GB<br />
برای سیستمی با این مشخصات تنها قسمتی که واقعا گلوگاه خواهد شد بخش I/O سیستم و هارددیسک مکانیکیست که برای اجرای سیستم عامل، برنامه ها و بازیهای سنگین بسیار عقبتر از دیگر بخشهای سیستم است. اینجاست که بهره گیری از یک SSD نسل دومی بسیار سریع مثل OCZ Agility 3 بسیار ضروری بنظر می رسد. این دیسک جامد علاوه بر بهره گیری از سریعترین تراشه کنترلی دنیا با نام Sandforce 2281 با قابلیت فشرده سازی همزمان و رابط SATA 6Gb/s از تراشه های NAND-Flash Asynchronous ساخت شرکت Micron بهره گیری کرده و راندمانی تا حد 525 مگابایت بر ثانیه برای خواندن و 500 مگابایت بر ثانیه در زمان نوشتن را ارائه می دهد. مهمترین مزیت SSD ها یعنی زمان دسترسی بسیار پایین 0.1 میلی ثانیه ای نسبت به هارددیسکهای 12 میلی ثانیه ایست که آنها را در اجرای عملیات سیستم سریعتر می سازد.<br />
دیسک SSD ساخت OCZ<br />
مدل انتخابی ما در اینجا OCZ Agility 3 60GB می باشد که برای نصب سیستم عامل ویندوز 7 نسخه ی 64 بیتی و برنامه های سیستمی اصلی و حتی چند عنوان از بهترین بازیهای روز بر روی آن ظرفیت کافی دارد. با این صورت زمان بوت سیستم عامل و اجرای همزمان برنامه ها به نحو چشمگیری افزایش پیدا می کند.<br />
<br />
<br />
پاور:GREEN GP685B Gaming<br />
برای پاور می توانیم مدل 685 وات ساخت GREEN را منتخب خرید کنیم، اما اگر قصد دارید پردازنده را با افزایش ولتاژ قابل توجه اورکلاک کنید مدل 785 وات انتخاب اول خواهد بود که حدود 20 هزار تومان گرانتر است.<br />
پاور GP785B از GREEN<br />
این مدل پاورها از سری Gaming V-Force 2011 و با طراحی نوین شرکت SEVENTEAM و امکانات زیر هستند:<br />
<br />
•	نشان 80 PLUS Bronze برای بهره وری و مصرف بهینه برق و راندمان بالای 84 درصد<br />
• Active PFC<br />
•	فن بلبرینگی 135 میلی متری کم صدا<br />
• Cable Management<br />
•	تمامی مدارهای حفاظتی برای جلوگیری از آسیب سخت افزار<br />
•	پشتیبانی از SLI و CF<br />
<br />
کیس:GREEN INFINITY<br />
کیس INFINITY<br />
کیس INFINITY یکی از بهترین مدلهای موجود در بازار ایران است که با کیفیت ساخت بالا و قیمتی بسیار مناسب براحتی رقبای دیگر در این محدوده قیمت را پشت سر می گذارد. INFINITY بطور کامل توسط شرکت معروف و معتبر Lian Li طراحی و ساخته شده است و علاوه بر تهویه بسیار مناسب و نویز بسیار پایین، قابلیت جای دادن بزرگترین قطعات موجود از جمله کارتهای گرافیک طویل جدید می باشد.<br />
<br />
بعضی قابلیتهای دیگر:<br />
<br />
•	دارای فیلتر گرد و غبار در مسیر فن های مکنده هوا<br />
•	قابلیت Tool-Free که بدون نیاز به ابزار و با استفاده از پیچ های خودکار می توان مادربرد و درایوهای مختلف و حتی کارتهای نصب شونده روی مادربرد را براحتی و در زمانی کم در درون کیس بست و محکم کرد.<br />
•	تمام فن های نصب شده دارای واشرهای ضد لرزش در محل پیچ ها می باشند.<br />
•	پنلهای جلویی و بالایی قابل باز شدن بدون نیاز به ابزار می باشند.<br />
•	قابلیت پشتیبانی از ترکیب چند کارتی و Triple SLI<br />
<br />
<br />
مانیتور:SAMSUNG PX23720<br />
مانیتور PX23720<br />
از ابتدای عرضه در بازار جهانی به موفقیتهای زیادی دست پیدا کرد و بررسیهای مثبت زیادی گرفت.این مدل در ابتدا بصورت خیلی محدود در بازار ما نیز موجود بود تا اینکه شرکت سام سرویس خود اقدام به عرضه مدل اختصاصی آن با نام PX23720 کرد که به ظاهر از همان قطعات مدل اصلی استفاده می کند و تجربه خریداران آن نیز نشان می دهد که از لحاظ کیفی فرقی با مدل اصلی ندارند، هر چند که بصورت رسمی در این مورد اظهار نظری صورت نگرفته است.<br />
<br />
مشخصه های اصلی عبارتند از:<br />
<br />
•	پنل با کیفیت LED Backlit <br />
•	طراحی منحصر به فرد شفاف بدنه<br />
•	رزولوشن 10801920<br />
•	زمان پاسخگویی 2 میلی ثانیه<br />
•	سنسور ALS برای تنظیم خودکار روشنایی<br />
•	پورتهای HDMIDVIVGA<br />
<br />
<br />
سیستم رویایی مخصوص بازی:<br />
<br />
کسانی که بدون توجه به قیمت بهترین و لوکس ترین سیستم مناسب بازی را طلب می کنند و دوست دارند از آخرین و گرانترین فن آوریهای موجود نیز بهره بگیرند باید از سیستم پیشنهادی این رده تبعیت کنند.<br />
<br />
<br />
پردازنده:Intel Core i5 2600K<br />
Core i7 2600K هم سریعترین پردازنده از این نسل است که از قابلیت HT نیز پشتیبانی می کند و 4 هسته مجازی نیز در اختیار می گذارد، بعلاوه با باز بودن Multiplier آن می توان تا رسیدن به سقف فرکانسی پردازنده و با کمک یک مادربرد پایدار از قدرت نهفته آن با اورکلاک بهره گرفت.<br />
<br />
<br />
فن پردازنده: APACK ZEROtherm Nirvana NV120 Premium<br />
در اینجا نیز مدل منتخب ما همان مدل Zerotherm NV120 Virvana است چرا که راندمان آن برای پردازنده 2600 نیز کافیست. اما اگر بدنبال مدلی متفاوت با راندمان بالاتری می گردید ما یکی از خنک کننده های CORSAIR رو معرفی می کنیم.<br />
خنک کننده H70<br />
خنک کننده CORSAIR H70 که یک سیستم خنک کننده مایع است دارای یک چرخه بسته برای گردش مایع روی پردازنده و داخل رادیاتور می باشد و مانند مدلهای دیگر خنک کننده مایع، نیازی به سرویس و بازبینی مکرر ندارد.<br />
<br />
برخی خصوصیات آن:<br />
<br />
•	هسته مسی قالب روی پردازنده برای خنک کنندگی بهتر<br />
•	پمپ سرخود و متصل به لوله های بسته و بدون منفذ<br />
•	رادیاتور 120 میلی متری بهمراه دو فن 120 میلی متری با راندمان بالا<br />
<br />
البته نمی توان این خنک کننده را با خنک کننده های آبی حرفه ای و مجزا مقایسه کرد و از لحاظ صدای فن نیز در حالت 100 درصد، نویز قابل توجی دارد که خوشایند همگان نیست اما با تنظیم دور فن آن بر روی دور کمتر می توان از بابت صدای اضافی نیز آسوده شد. این مدل بدلیل نویز بیشتر در انتخاب اول ما جای نگرفت.<br />
<br />
<br />
<br />
مادربرد: ASUS P8P67 DELUXE<br />
اجزای مادربرد P8P67 Deluxe<br />
برای مادربرد در این رده انتخابهای خوب زیادی وجود دارد و انتخاب یکی از میان آنها کمی سخت می شود. مدلهایی مانند ASUS P8P67 DELUXE ، ASUS Sabertooth P67 ، MSI P67A-GD80 و ASROCK P67 Fatal1ty اما در میان این مدل ها باز هم مدل DELUXE بود که هم از لحاظ راندمان و هم اورکلاکینگ بالاترین رتبه ها را از آن خود کرد و توانست بیشترین جوایز را از سایتهای معتبر کسب کند. بسیاری از امکانات این مادربرد در مدل عادی P8P67 و PRO هم وجود دارد که در بخش های قبل توضیح داده شد.<br />
<br />
<br />
رم: CORSAIR DOMINATOR DDR3 1600 CL7<br />
ماجولهای DOMINATOR<br />
ماجولهای DOMINATOR با دارا بودن دفع کننده های حرارتی اختصاصی و قابلیت اورکلاک بالا انتخاب اول مشتاقان سرعت و حرفه ای های اورکلاک محسوب می شود و آزمایش خود را پس داده است. این ماجولها توانسته اند به فرکانس 2026 مگاهرتز در timing خیلی خوب 9-9-8-24 برسند. ماجولهای سریعتری از همین سری با فرکانس 2000 نیز موجودند که از تراشه های دیگری استفاده کرده اند و میزان اورکلاک آنها به اندازه این ماجولها راضی کننده نبوده است.<br />
گرافیک<br />
مشخصات کارت گرافیک منتخب:<br />
نام: NVIDIA GeForce GTX 580<br />
تعداد Stream/Shader: 512<br />
فرکانس هسته: 772 مگاهرتز<br />
فرکانس حافظه: 1000 مگاهرتز<br />
عرض باند حافظه: 192 گیگابایت بر ثانیه<br />
توان مصرفی: 244 وات<br />
مدل جایگزین: Geforce GTX 590<br />
<br />
کارتهای GTX 580 برای SLI کردن<br />
<br />
پاور: CORSAIR TX950<br />
پاور 950 وات CORSAIR<br />
خصوصیات کلیدی پاور CORSAIR TX950:<br />
<br />
•	دارای نشان 80 PLUS Bronze و مصرفه بهینه بالای 85 درصد<br />
•	ریل 12 ولت تکی با قابلیت خروجی تا 78 آمپر<br />
•	پشتیبانی از SLI و CF<br />
• Active PFC<br />
•	دارا بودن تمام مدارات امنیتی لازم<br />
•	دارا بودت 6 کانکتور 8 پین PCI-e<br />
<br />
این مدل با فن آوری جدید بکار رفته، در تمام تستهای معتبر توانسته است نتایج درخشانی را تحت تست های پیشرفته Load و Ripple برای سنجش کیفیت خروجی بدست آورد و حقیقی بودن مشخصات عنوان شده برای خود را تایید کند.<br />
<br />
<br />
هارددیسک و SSD: OCZ VERTEX 3 120GB<br />
برای دیسک SSD این سیستم از مدل قویتر OCZ VERTEX 3 120GB استفاده می کنیم که علاوه بر داشتن خصوصیاتی که برای مدل Agility 3گفته شد از تراشه های NAND-Flash synchronous ساخت شرکت Intel بهره می گیرد که عرض باند بیشتری را روی هر تراشه فراهم می کند و راندمان کلی SSD را در زمان کار با فایلهای غیر قابل فشرده شدن افزایش می دهد. ا]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[خرید قطعات و سخت افزار مناسب همیشه یکی از دغدغه های کاربران ایرانی در بازار سنتی ایران است که اطلاع رسانی در آن به نحو مطلوبی صورت نمی گیرد و معمولا قیمت قطعه به تنهایی اولین و شاید تنهاترین معیار برای خرید در نظر گرفته می شود. قیمتهای متفاوت و حتی قطعات شبیه سازی شده از اصل و هم به این وضعیت نامطلوب دامن می زند و بسیاری از کاربران را گرفتار خرید قطعات تقلبی، بی کیفیت و یا ناسازگار با هم می کند.در این مقاله سعی می کنیم جدیدترین محصولات سخت افزاری کامپیوترهای شخصی یا PC را معرفی کنیم و مناسبترین ها را با توجه به قیمت و رده فروش بازار مطابق با معیار جهانی و همچنین وجود آنها در بازار داخلی پیشنهاد دهیم و نیز همه کاربران و مخاطبان خود را توصیه می کنیم تا قبل از مراجعه به بازار یا سایتهای فروش آنلاین یا اینترنتی این راهنما را بدقت مطالعه و پویش کنند تا بتوانند بصورت موثر در انتخاب سخت افزار مناسب با کاربرد و بودجه خود آگاهانه عمل کنند. با توجه به این که بیشتر مخاطبان ما را بازیبازها تشکیل می دهند، سیستمهای مناسب این گروه را اولویت معرفی سیستمهای خود قرار می دهیم.<br />
<br />
فصل تابستان برای عده ای زمان مناسب برای خرید سیستم جدید یا ارتقای قطعات و برای عده ای دیگر فصل استراحت و رکود در خرید و فروش قطعات محسوب می شود، اما بهرحال روند معرفی محصولات جدید به مانند بازار فن آوریهای دیگر کند می شود و سازندگان بزرگ خود را برای معرفی محصولات و نوآوریهای جدید در فصل پاییز و قبل از تعطیلات سال نوی میلادی آماده می کنند.<br />
در ابتدای این ماه شاهد معرفی تعدادی از پردازنده های جدید AMD A8-Liano بودیم که مشخصات بارز آنها مصرف پایین در کنار هسته گرافیکی مجمتع خیلی سریع عنوان می شود و برای رده های پایین پردازنده ها و دستگاههایی مثل HTPC ها (Home Theater PC یا دستگاههای نمایش ویدیوی خانگی) که به پردازش سنگین احتیاج ندارند مناسب هستند .<br />
<br />
از طرفی دیگر پردازنده های Intel Core i3 2100 که حدود 2 ماهیست که به بازار عرضه شده اند ثابت کرده اند که در رده خود بی رقیب هستند و راندمان بسیار مطلوبی فراتر از آنچه از پردازنده 2 هسته ای انتظار میرود ارائه می کنند، راندمانی که برای مقایسه در تعدادی موارد بالاتر از راندمان سریعترین 4 هسته ای های AMD مثل Phenom II X4 980 قرار می گیرد و در بسیاری نیز با آن برابری می کند. در رده های بالاتر نیز وجود پردازنده های دیگر سری Sandy Bridge مثل Corei5/i7 2400/2500/2600 انتخاب کاربران را سهولت بخشیده است.<br />
<br />
پردازنده های جدید AMD در راهند<br />
پردازنده های قدرتمند Bulldozer هم که انتظار دیدنشان را در همین فصل داشتیم بدلیل نقص فنی با تاخیر مواجه شده اند و احتمالا تا پاییز به بازار عرضه نخواهند شد. از طرف دیگر شرکت اینتل هم عرضه پردازنده های رده بالای Sandy Bridge-E خود را که با سوکت 2011 عرضه می شوند بدلیل نبودن رقیب از پاییز امسال به فصل اول 2012 موکول کرده است.<br />
<br />
در بازار کارتهای گرافیکی نیز کارتهای Nvidia Geforce GTX 560 (مدلهایی که پسوند Ti ندارند) بتدریج راه خود را به بازار باز می کنند و در رده های پایینتر نیز شاهد عرضه ی کارتهای ضعیفتر Geforce 540/520 هم هستیم که کمتر مناسب بازی هستند و در واقع برای سیستمهای اداری یا چند رسانه ای معمولی یا Low-End که با بازی سر و کار ندارند تدارک دیده شده اند.<br />
<br />
کارت گرافیک 6770 محصول AMD<br />
از AMD نیز مدتیست که کارتهای 6770 که همان کارتهای تغییر نام داده شده HD5770 هستند با تغییراتی جزیی و با قیمت مناسب وارد بازار شده اند و بازیبازهای معمولی و رده متوسط Mid-Range بازار را هدف قرار داده اند.<br />
<br />
پردازنده<br />
پردازنده مدرن امروزی<br />
واحد پردازش مرکزی یا به اختصار CPU اصلی ترین بخش کامپیوتر و مغز آن است که وظیفه محاسبه، پردازش و کنترل داده ها را بر عهده دارد.<br />
جدیدترین نوع پردازنده ها از دو یا چهار هسته تشکیل شده اند تا بطور موازی داده ها را پردازش کنند.<br />
<br />
<br />
رم<br />
ماجولهای حافظه<br />
یک نوع حافظه بسیار سریع از جنس مدارهای مجتمع یا IC با قابلیت دسترسی تصادفی یا به اختصار RAM است که برنامه های سیستم عامل و غیره ابتدا در آن بارگذاری شده و بعد پردازش و اجرا می شوند.<br />
جدیدترین نوع ماجولهای حافظه از نوع DDR3 هستند و با فرکانسهای 1333160018662000 و 2133 عرضه می شوند.<br />
<br />
<br />
مادربرد<br />
یک مادربرد قدیمی ساخت ABIT<br />
بزرگترین مدار الکتریکی داخل سیستم و هماهنگ کننده و رابط اجزای مختلف است. انواع مختلف اسلاتها مثل PCI-e و PCI و رابطهایی نظیر IDE و SATA بر روی آن قرار می گیرند. ارتباط این بخشها با رم، گرافیک و سوکت CPU را تراشه مهم دیگری بنام ChipSet بر عهده دارد. کیفیت کار این تراشه بر روی سرعت قطعات جانبی مثل هارددیسک، کارتهای جانبی و پورتهای USB و 1394 نیز تاثیر گذار است.<br />
<br />
کارت گرافیک<br />
<br />
وظیفه پردازش اطلاعات تصویری و ارسال آنها به مانیتور را بر عهده دارد. بازیها معمولا با بار پردازشی زیادی که دارند فشار زیادی به تراشه مرکزی کارت گرافیک یا به اختصار GPU وارد می کنند و قدرت این تراشه اولین عامل در کیفیت و سرعت اجرای بازیهای امروزی محسوب می شود. شرکتهای NVIDIA و AMD اصلیترین بازیگران این بازار هستند.<br />
<br />
<br />
هارددیسک<br />
نمای داخلی یک هارددیسک<br />
حافظه پر ظرفیت و پایدار سیستم محسوب می شود و معمولا ظرفیتی تا 100 ها برابر حافظه اصلی دارد، حجم اصلی برنامه ها، فایل های چند رسانه ای و انواع مختلف فایلها بر روی این رسانه ذخیره شده و نصب می شوند و در زمان اجرا بخشی از آنها به حافظه فراخوانی و اجرا می شود.<br />
این نوع حافظه از دیسک فلزی مغناطیسی برای ذخیره بهره می گیرد و دستگاهی مکانیکیست، معمولا زمان دسترسی بالایی حدود 8 تا 18 میلی ثانیه دارند.<br />
نوع جدید هارددیسک ها با نام SSD از تراشه های Flash برای ذخیره اطلاعات استفاده می کنند و بسیار سریعتر و با زمان دسترسی تقریبا آنی -حدود 0.1 ثانیه- هستند.<br />
<br />
<br />
درایو نوری<br />
یک درایو نوری رایتر DVD<br />
برای خواندن و نوشتن داده های بر روی دیسکهای پلاستیکی CD و DVD از آنها استفاده می کنیم. DVD-RW ها را می توان در هر سیستمی پیدا کرد و دیسکهای مربوطه برای انتقال اطلاعات رایج و ارزان قیمت هستند.<br />
<br />
<br />
منبع تغذیه<br />
منبع تغذیه<br />
وظیفه تبدیل برق شهری به جریان DC و مناسب برای قطعات مختلف در کامپیوتر را بر عهده دارد. کیفیت این واحد بر روی کارکرد و پایداری تمام قطعات تاثیر مستقیم دارد. مدارات حفاظتی و ایمنی در برابر نوسان در این بخش پیاده سازی می شوند. پاورهای برتر مدارات کنترلی بیشتری دارند و در برابر فشار زیاد و حرارت مقاومت بیشتری دارند و مصرف و تولید جریان خروجی را با سطح مصرف قطعات هماهنگ می کنند.<br />
<br />
<br />
کیس<br />
کیس با پنل شیشه ای<br />
بدنه سیستم و برقرار کننده جریان هوا بر روی قطعات است و سهولت نصب قطعات و کابل کشی مناسب از مزایای کیس با کیفیت است.<br />
<br />
نکاتی در مورد سیستم های پیشنهادی:<br />
<br />
•	این پیشنهادات کپی برداری صرف از پیشنهاد سایتهای خارجی نیست و بر اساس قطعات موجود در بازار ایران و قیمتهای داخلی آماده شده است.<br />
•	قطعات نام برده شده حتما تنها انتخاب موجود نیست و قابل تغییر است، بیشتر برای هدفگذاری انتخابهاست و حکم قطعی نیست. اما در عین حال تک تک انتخابها با مطالعه و بررسی ده ها سایت معتبر تخصصی در زمینه سخت افزار و با بهرگیری از تجربیات نویسنده و تعدادی از کارشناسان متخصص فعال در این زمینه معرفی شده و سلیقه شخصی نبوده است.<br />
<br />
•	پیشنهاد ها با تعصب و بر اساس برند خاص نیست، اما ممکن است مدلهایی از یک برند خاص بیشتر توصیه شده باشد که تنها دلایل کیفی و تکنیکی در آن دخیل بوده اند.<br />
•	قیمتها ممکن است در شهرهای مختلف و تاریخهای بعد از انتشار مقاله متفاوت و متغیر باشد و صرفا جهت اطلاع لحاظ شده است.<br />
•	سعی می شود در رده های کاربری و قیمتی مختلف سیستم مناسب پیشنهاد شود تا نیازهای طیف وسیعی از کاربران مورد توجه قرار گیرد.<br />
•	از آنجا که هارددیسکهای برندهای SeagateWD و SAMSUNG تفاوت زیادی از لحاظ کیفیت و سرعت ندارند در مورد هارددیسک فقط به ذکر مدل و ظرفیت مناسب اکتفا شده است. در سیستمهای قویتر مدلهای با حافظه Cache بیشتر و سرعت بالاتر به همراه دیسک های SSD پیشنهاد شده است. کاربران حرفه ای تر در صورت لزوم می توانند نسبت به تغییر برند و مدل مطابق نیاز خود اقدام کنند. هر چند که اینکار توصیه نمی شود.<br />
<br />
سیستم ارزانقیمت مناسب وب گردی:<br />
<br />
در این دسته اولویت خرید را به ارزانترین قطعات موجود در بازار می دهیم و هدف را فراهم کردن سیستمی مناسب با معمولترین فعالیتهای روزمره مرتبط با کامپیوتر شخصی تعیین می کنیم. گشت و گذار در سایتهای اینترنتی، مدیریت اینترنت بانک و ثبت نام و فعالیت در سایتهای اجتماعی می تواند در کاربردهای این دسته جای گیرد.<br />
<br />
<br />
پردازنده: Athlon II X3 455<br />
پردازنده Athlon II X3<br />
در بازار پردازنده های ارزانقیمت زیر 100 هزار تومان، مدلهای مختلف AMD مدت زیادیست که انتخاب بهتری نسبت به پردازنده های Celeron و Pentium اینتل بخصوص از لحاظ قیمت هستند و برای اجرای بهینه سیستم عامل های نوین، مرورگرهای وب و بیشتر برنامه های کاربردی راندمان کافی را ارائه می کنند، انتخاب مدل سه هسته ای باعث می شود که پردازنده بتواند با برنامه های جدیدی که برای بیش از 2 هسته بهینه شده اند نیز کنار بیاید.<br />
<br />
<br />
مادربرد: ASUS M4N68T-M<br />
مادربرد سوکت AM3<br />
مادربرد ASUS M4N68T-M هم در رده مادربردهای ارزانقیمت سوکت AM3 علاوه بر کیفیت بالای قطعات دارای امکاناتی نظیر گرافیک مجتمع Nvidia Geforce 7025، پورت شبکه ی Gigabit و کارت صدای 8 کاناله می باشد و تمام پورت ها و کانکتورهای استاندارد PCI-e و USB و SATA را پشتیبانی می کند ، ماجولهای حافظه DDR3 تا فرکانس 1800 مگاهرتز را می توان در حالت اورکلاک روی آن استفاده کرد و اینها به لطف تراشه مجتمع یا Chipset مدل nForce 630a مهیا شده است.<br />
<br />
<br />
رم: ADATA DDR3 1333<br />
برای ماجول حافظه یا RAM سیستم هم از ADATA DDR3 1333 استفاده می کنیم که علاوه بر کیفیت خوب توسط سازنده مادربرد هم بر روی مدل مورد نظر ما تست شده و نشان تایید کیفیت یا QVL گرفته است، معمولا تمام سازندگان معتبر مادربرد بیشتر ماجولهای موجود در بازار را در آزمایشگاه خود بر روی مدلهای ساخت خود تست می کنند تا سازگاری و پایداری آنها را تحت شرایط مختلف سنجیده و تایید کنند. سپس لیست بدست آمده را در دفترچه راهنمای مادربرد یا بر روی سایت خود در کنار مدل مورد نظر مادربرد قرار می دهند.<br />
<br />
<br />
منبع تغذیه: GREEN 380W<br />
برای منبع تغذیه یا Power Supply سیستم نیز از پاورهای استاندارد ساخت شرکت GREEN استفاده می کنیم که علاوه بر بهبود مداوم کیفیت محصولاتش در سالهای اخیر از لحاظ کیفی دست کمی از مدلهای مشابه و معتبر خارجی خود ندارد. در مورد منبع تغذیه با کاربران بطور موکد توصیه می کنیم که از پاورهای تقلبی و نامعتبر چینی و متفرقه با قیمتهای 10 یا 12 هزار تومانی پرهیز کنند و به برچسب روی آنها اطمینان نکنند چرا که پاور تقلبی با برچسب مدعی 600 وات شاید تا حد 150 وات واقعی نیز توان دادن خروجی و تثبیت ولتاژهای مختلف مورد نیاز مادربرد و قطعات را نداشته باشد و بعلاوه از مدارات ایمنی لازم برای کنترل نوسانات ورودی و کار در هنگام افزایش خارج از توان خروجی نیز بی بهره باشد و کل سیستم را در شرایط آسیب پذیری خطرناکی قرار دهد.<br />
<br />
<br />
مانیتور مناسب:SAMSUNG E1945NX<br />
مانیتور 1945<br />
مانیتور پیشنهادی متناسب با این سیستم مدل SAMSUNG E1945NX می باشد. دارای رزولوشن 1360768 و زمان پاسخگویی 5ms می باشد. قیمت هم 160 هزار تومان است. سیستم مخصوص کار اداری:<br />
<br />
نرم افزارهای رایج اداری مثل بسته Office و Acrobat، نرم افزار حسابداری و مدیریت فایلهای چند رسانه ای را به اجرای بدون وقفه و بی نقص مرورگرهای مختلف در کنار هم در یک شبکه داخلی اداری اضافه کنید تا کارکردهای مشمول سیستمهای این دسته را بیابید.<br />
<br />
<br />
پردازنده:Intel Core i3 2100<br />
بسته بندی پردازنده Core i3 2100<br />
برای این دسته پردازنده سریع و قدرتمند دو هسته ای از آخرین نسل پردازنده های Intel را انتخاب می کنیم، Core i3 2100 با فرکانس 3100 مگاهرتز و 3 مگابایت کش دارای دو هسته فیزیکی بعلاوه دو هسته مجازی با فن آوری HT می باشد که براحتی پاسخگوی بیشتر پردازشهای مرتبط با نرم افزارهای اداریست و علاوه بر مصرف کم و حرارت پایین، روی سوکت جدید 1155 عرضه می شود که در آینده و در صورت نیاز می توان پردازنده های بسیار قدرتمندتر Core i5/i7 را جایگزین آن کرد و به این راحتی و تا سالها از رده خارج نشده و بهره وری خود را از دست نخواهد داد.<br />
<br />
<br />
گرافیک:Onboard<br />
از قدرت پردازشی عبور کنیم به گرافیک مجتمع در این سری پردازنده ها می رسیم که نسبت به نسل قبلی پیشرفت قابل توجهی داشته اند و برای کاربرد اداری کاملا کفایت می کند. مهمترین فن آوری پیاده شده به همراه گرافیک مجتمع جدید Intel Quick Sync Technology می باشد که در زمینه تبدیل فرمتهای پیچیده ویدیویی به یکدیگر سرعتی چند برابر پردازنده های قدیمی و حتی بیشتر از سرعت شتابدهنده های گرافیکی بر روی GPU های رده متوسط AMD و NVIDIA عرضه می کند، بنابراین در صورت پشتیبانی نرم افزارهای تبدیل فرمتها یا Convertors از این امکان می توان انتظار زمان قابل قبولی برای تبدیل و آرشیو فیلم ها و ویدیوهای شخصی و خانگی داشت. نرم افزار Cyberlink’s Media Espresso 6 از اولین نرم افزارها با پشتیبانی از این قابلیت هست.<br />
<br />
<br />
مادربرد: ASUS P8H61-M PRO<br />
مادربرد ASUS P8H61-M PRO<br />
برای مادربرد سیستم منتخب این دسته هم مدل ASUS P8H61-M PRO را انتخاب می کنیم. این مدل برای سوکت 1155 ساخته شده و با دارا بودن تراشه Intel H61 علاوه بر خروجی مستقیم RGBDVI و حتی HDMI دارای اسلات گرافیکی PCI-e 2.0 16X و پورتهای USB 3.0 و SATA 6Gb/s هم می باشد که آن را برای سریعترین نسل هارددیسک ها و درایوهای خارجی فلش و قابل حمل پر سرعت آماده می سازد.<br />
<br />
<br />
پاور: GREEN GP380A<br />
بدلیل نداشتن گرافیک مجزا در این سیستم، منبع تغذیه مورد نیاز نیز احتیاج به توان بالایی ندارد و پاور GREEN GP380A نیز کفایت می کند.<br />
<br />
<br />
کیس:GREEN Magnum Plus<br />
کیس ارزان و معروف MAGNUM<br />
در مورد کیس باید بگوییم که رده کیس های ارزان قیمتی که متناسب با قطعات و قیمت کلی سیستم باشند بهترین انتخاب از بین کیسهای مختلف مدل GREEN MAGNUM Plus می باشد که برای بیشتر فروشندگان نامی آشناست و در بین مشتریها نیز محبوبیت دارد. از خصوصیات این کیس قابلیت Tool Less یا عدم نیاز به استفاده از ابزار و پیچ بستن درایوهای نوری و هارددیسک برای نصب در کیس می باشد. همچنین دارای ورودی هوا بر روی پنل کناری کیس و بر روی CPU بهمراه فیلتر گرد و غبار و فن 12Cm برای پشت کیس می باشد که نصب قطعات را ساده تر کرده و در زمان مونتاژ نیز صرفه جویی می گردد.<br />
<br />
<br />
<br />
مانیتور مناسب: SAMSUNG LED EX2065X<br />
مانیتور 2065<br />
مانیتور پیشنهادی متناسب با این سیستم مدل SAMSUNG LED EX2065X می باشد. دارای رزولوشن 1600900 و زمان پاسخگویی 5ms می باشد. قیمت آن نیز 195 هزار تومان است. همانطور که می دانید در سیستمهای گیمینگ یا مختص بازی اولویت اول همیشه با یک کارت گرافیکی قدرتمند است. کارتی که با برخورداری از تراشه گرافیکی و حافظه اختصاصی بتواند جوابگوی پردازش داده ها مطابق با موتور گرافیکی بازیهای روز باشد. موتورهای گرافیکی بازیها نیز به نوبه ی خود از API ها یا رابطهای برنامه نویسی استانداری مانند DirectX9/10/11 یا Open GL استفاده می کنند تا بتوانند با کارتهای گرافیکی ارتباط برقرار کنند، سپس شتابدهنده های گرافیکی کارتها این داده ها را پردازش کرده و بعد از تولید خروجی آن را به مانیتور ارسال می کنند.<br />
<br />
بعد از کارتهای گرافیکی پردازنده مرکزی یا CPU در اولویت بعد قرار دارد، پردازنده ای که آنقدر قوی باشد که بتواند اطلاعات پردازش شده را به موقع تحویل کارت گرافیک بدهد تا وقفه ای در روند نمایش و تولید تصاویر ایجاد نشود و از تمام ظرفیت پردازش GPU برای گرفتن بالاترین تعداد فریم در واحد زمان -ثانیه- استفاده شود.<br />
<br />
FPS یا فریم بر ثانیه<br />
از رایجترین اصطلاحات دنیای بازیهای کامپیوتریست که یادآوری مختصر و مفید آن برای بازیبازهای مبتدی به آنها برای پیگیری بهتر مطالب کمک می کند. FPS یا Frame per Second به معنی تعداد فریمهاییست که کارت گرافیکی می تواند در یک ثانیه پردازش کرده و نمایش دهد. طبیعی است که هر چه این میزان بیشتر باشد نمایش صحنه ها روانتر و سرعت پاسخگویی کاربر نیز می تواند سریعتر و طبیعیتر باشد.<br />
<br />
اگر میانگین نمایش بازی با کارتی، پایینتر از 30 Fps باشد عنوان مورد نظر ما قابل بازی نیست و آن کارت یا سیستم نیز توانایی اجرای صحیح آن را ندارد، در این صورت آن کارت یا ترکیب سیستمی از لیست ما حذف می شود.<br />
اگر در زمان اجرای بازی، تصاویر بین 30 تا 40 فریم در ثانیه را شاهد باشیم بازی قابلیت اجرای متوسط به بالایی دارد و در اینصورت کارت گرافیک و سیستم نمره قبولی می گیرند<br />
اگر میانگین اجرای بازی ما بین 40 تا 60 فریم باشد تجربه ما از بازی خیلی خوب خواهد بود و بالای 60 فریم هم برای بازیهایی با سبک Shooter یا Action بسیار ایده آل و خالی از نقص خواهد بود، چرا که فریم بازی را با زمان بازیابی تصویر در مانیتور که معمولا 60 هرتز است هماهنگ می سازد.<br />
بنابراین هدف ما در اینجا داشتن فریم بالاتر از 30 در بازی برای رزولوشن یا وضوح کاری مانیتور می باشد.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
پردازنده: Intel Core i3 2100<br />
پردازنده ای که از لحاظ قیمت و راندمان در این گروه جای می گیرد یک پردازنده تازه وارد است که بعد از معرفی به سرعت توانسته پردازنده های رقیب را کنار بزند، پردازنده هایی مانند AMD Phenom II X4 که به هیچ وجه انتظار رقابتی از سوی یک پردازنده دو هسته ای رده پایین را نداشتند و مدتها بود منتخب سیستمهای بازی رده پایین و رده میانی قرار داشتند. بر طبق بررسیهای بسیار صورت گرفته از سایتهای معتبر، Core i3 2100 توانسته پردازنده Phenom II X4 965 را در عناوین زیادی مانند CrysisFar Cry 2StarcraftMetro 2033 و F1 2010 پشت سرگذاشته یا با آن برابر باشد.<br />
<br />
مزیت ارتقای پلاتفرم 1155 به سریعترین پردازنده های موجود در بازار و حتی پردازنده های نسل بعدی Ivy Bridge و عدم نیاز به تعویض مادربرد را نیز باید به لیست برتریهای این پردازنده به همتاهای Phenom II و حتی پردازنده های همچنان قوی نسل قبلی با سوکت 1156 اضافه کرد. بنابراین اگر در ملزومات مورد نیاز یک بازی داشتن یک پردازنده چهار هسته ای را شرط اجرای مناسب بازی دیدید به توان این پردازنده شک نکنید، بار یک پردازنده چهار هسته ای را به دوش خواهد کشید!<br />
<br />
<br />
<br />
مادربرد: ASUS P8H61-M LE<br />
مادربرد ارزانقیمت سوکت 1155<br />
مادربردی که کمترین قیمت را در بین مدلهای پلاتفرم 1155 داشته باشد به قاعده از امکانات جانبی کمتری نسبت به مدلهای دیگر برخوردار است ولی می تواند خواسته ما را در بکارگیری آخرین نسل پردازنده ها برآورده سازد. مادربرد ASUS P8H61-M LE با قیمت 120 هزار تومانی مناسب سیستم مورد نظر ماست. متاسفانه هنوز مدلهای ارزان قیمت از برندهای دیگر در بازار ما کمتر وجود دارد و انتخابهای زیادی نداریم.<br />
<br />
گرافیک<br />
مشخصات کارت گرافیک منتخب:<br />
نام: AMD Radeon HD5670<br />
تعداد Stream/Shader: 400<br />
فرکانس هسته: 775 مگاهرتز<br />
فرکانس حافظه: 1000 مگاهرتز<br />
عرض باند حافظه: 64 گیگابایت بر ثانیه<br />
توان مصرفی: 61 وات<br />
مدل جایگزین: Geforce GT 240 1GB DDR5<br />
<br />
<br />
قبل از معرفی اولین گرافیک منتخب باید اعتراف کنیم که بازار کارتهای گرافیکی در ایران از لحاظ قیمت و نوسانهای مربوطه همیشه تفاوتهای زیادی با بازار جهانی داشته و تاثیر زیادی در انتخاب مدلهای مناسب داشته است، امری که مورد انتقاد بسیار کاربران بوده است. گاهی در کارتهای گرافیکی High End قیمت بازار ایران تا 300 هزار تومان بیشتر از قیمت جهانی آن بفروش می رسد و در مدلهای رده متوسط هم افت قیمت و کاهش های رسمی بعضی مدلهای خاص، در قیمت آنها در بازار داخلی بی تاثیر است.<br />
<br />
گرافیکی که با بودجه محدود این سیستم همخوانی داشته و حداقل های لازم برای اجرای بازیها را داشته باشد مدلیست که نمی تواند زیر 100 هزار تومان قیمت داشته باشد. کارتهای AMD 5470GT210/220 و حتی کارت AMD 5570 کارتهای ارزان قیمتی هستند که به وفور یافت می شوند، گاهی اوقات با حافظه های یک گیگ و حتی دو گیگابایتی، اما بازیبازها را بطور موکد توصیه می کنیم از این کارتها دوری کنند و بخاطر قیمت پایین و به خاطر حجم حافظه زیاد برای خریدشان اقدام نکنند. این کارتها توان این را ندارند که حداقل فریم مناسب را حتی در پایینترین وضوح تصویر و کیفیت در بازیهای نوین امروزی تضمین کنند و در واقع برای بازی هدفگذاری نشده اند.<br />
<br />
<br />
<br />
کارت 5670<br />
مدلهای AMD HD5670 و Geforce GTS 240 DDR5 با قیمت حدود 120 هزار تومانی انتخابهای مناسبی هستند و البته کارت 5670 سرعت بیشتری دارد و انتخاب اول است، کارت GTS 240 هم که جانشین کارت 9600GT شده از دادن راندمان بهتر از سلف خود ناتوان است و در عین حال می تواند مرزی برای جدا کردن کارتهای مناسب از کارتهای غیر مناسب باشد. برای داشتن راندمان بالاتر با صرف هزینه ای حدود 40 هزار تومان بیشتر می توانید یک کارت Geforce GTS 450 یا کارت AMD HD 6770 را خریداری کنید که با فاصله زیادی تا 50 درصد راندمان بهتری دارند و عمر مفید سیستم بازی شما را بیشتر می کند.<br />
<br />
در این دسته بقیه قطعات بجز منبع تغذیه نسبت به سیستم های قبلی تغییری نمی کنند. بدلیل استفاده از کارت گرافیک مجزا باید توان پاور را هم اضافه کنیم تا پاسخگوی مصرف کلی سیستم باشد.<br />
<br />
<br />
مانیتور مناسب: SAMSUNG E1945NX<br />
این سیستم می تواند در بیشتر بازیها با تنظیمات متوسط یا بالا و رزولوشن 1360768 حداقل فریم مناسب را تولید کند و گاهی اوقات در رزولوشن 1600900 نیز خوب عمل می کند.<br />
<br />
<br />
مانیتور SAMSUNG 1945<br />
مانیتور پیشنهادی متناسب با این سیستم مدل SAMSUNG E1945NX می باشد. دارای رزولوشن 1360768 و زمان پاسخگویی 5ms می باشد. قیمت هم 160 هزار تومان است.<br />
<br />
سیستم رده متوسط مخصوص بازی:<br />
<br />
کاربرانی که مقداری بیشتر پس انداز کرده باشند و چیزی بیشتر از حداقل ها را هم برای بازی کردن از سیستم خود متوقع باشند باید در مشخصات سیستم این رده تامل بیشتری داشته باشند. این دسته معمولا طیف زیادی از کاربران را در برمی گیرد و برای همین هم نسبت به دسته های دیگر اهمیت بیشتری دارد.<br />
<br />
<br />
پردازنده:Intel Core i5 2300<br />
برای سیستمی که در این دسته بندی جای گیرد کوچ کردن به دنیای چهار هسته ایها اولین قدم است.<br />
<br />
پردازنده Core i5 2300 از نسل 4 هسته ای های Sandy Bridge و با کنترل کننده حافظه مجتمع قدرتمندیست که نسبت به نسل قبلی Core i5 760/870 بهینه تر کار می کند و راندمان بالاتری را عرضه می کند. فرکانس این پردازنده 2800 مگاهرتز است.<br />
در حیطه پردازنده های 4 هسته ای نسل جدید پردازنده های Intel از Core i3 2100 گرفته تا Core i7 2600K همگی از بهترینها بوده و پردازنده های 4 و 6 هسته ای AMD را در میدان رقابت برای کسب جایگاه منتخب در یک سیستم مختص بازی پشت سر می گذارند.<br />
<br />
<br />
<br />
مادربرد:ASUS P8H67<br />
مادربرد P8H67<br />
مدل P8H67 از ASUS ترکیبی از قیمت مناسب و راندمان بالا را ارائه می دهد. تراشه H67 از خیلی جهت ها شبیه P67 است با دو تفاوت عمده; یکی اینکه پورت خروجی گرافیک برای اتصال به مانیتور را دارد -که البته در این مدل نصب نشده است- و دیگر اینکه به مانند P67 امکان استفاده از قابلیت اورکلاک پردازنده های با پسوند K مثل Core i5 2500K را ندارد. تفاوت دیگر در این است که با نصب کارت گرافیک دوم در اسلات PCI-E سرعتهای دو اسلات بجای حالت 8/8 در حالت 4/16 باقی می ماند که به طبع برای مادربردی با این قیمت و بودجه کلی سیستم قابل اغماض است، اما کاربرانی که می خواهند در آینده از قابلیت چند گرافیکی با راندمان بالا روی سیستم خود بهره بگیرند باید مقدار بیشتری برای خرید مدلی بر پایه تراشه P67 هزینه کنند که دست کم 40 یا 50 هزار تومان قیمت بیشتری دارد.<br />
<br />
<br />
گرافیک<br />
مشخصات کارت گرافیک منتخب:<br />
نام: NVIDIA GeForce GTX 460<br />
تعداد Stream/Shader: 336<br />
فرکانس هسته: 675 مگاهرتز<br />
فرکانس حافظه: 900 مگاهرتز<br />
عرض باند حافظه: 115.2 گیگابایت بر ثانیه<br />
توان مصرفی: 160 وات<br />
مدل جایگزین: AMD Radeon HD6850<br />
<br />
کارت معروف GTX 460<br />
از محبوب ترین کارتهای رده متوسط یا Mainstream بازار است و عملکرد خیلی خوبی در بیشتر بازیها با رزولوشن بالا و گاهی اوقات HD دارد. <br />
خبر خوب برای طرفداران بازیهای اول شخص جنگی مدرن مخصوصا BattleField 3 این است که مشخصات سیستم رده متوسط ما با ملزومات سیستم پیشنهادی سازنده بازی تطابق دارد و بازیبازها می توانند انتظار تجربه قابل قبولی با بازی را روی این سیستم داشته باشند.<br />
<br />
کارت منتخب ما در اینجا از برند EVGA توصیه می شود، چرا که علاوه بر داشتن قیمت مناسب نسبت به دیگر برندها و کیفیت درجه یک ساخت، برنامه ای به نام Free Performance Boost دارد که با آن می توان بیشتر مدلهای مرجع و معمولی ساخت خودش را فقط از طریق آپدیت بایوس کارت افزایش راندمان داده و تبدیل به مدل اورکلاک شده بکند.<br />
Free Performance Boost برای مدلهای عادی GTX 460 فرکانس GPU را از 675 به 720 مگاهرتز افزایش می دهد.<br />
<br />
<br />
<br />
کیس: GREEN X3<br />
مدل GREEN X3 دارای طراحی جدید و مطابق با نیاز های یک سیستم مختص بازی ساخته شده است. این کیس دارای 4 فن 120 میلی متری در قسمتهای مختلف و یک فن 200 میلی متری روی پنل کناری چپ می باشد. همچنین پاور سیستم مثل تمام کیسهای مدرن دیگر در پایین کیس قرار می گیرد.<br />
<br />
کیس X3<br />
از دیگر امکانات دیگر کیس:<br />
•	ولوم کنترل کننده دور فن برای تنظیم سرعت دو عدد فن داخلی<br />
•	پورتهای USB 3.0 و USB 2.0 و خروجی صدا در پنل جلویی کیس<br />
•	قابلیت جدا شدن پنل جلویی<br />
<br />
<br />
مانیتور مناسب: SAMSUNG 20700<br />
این سیستم می تواند در بیشتر بازیها با تنظیمات بالا و رزولوشن 1600900 یا 16801050 فریم خوبی را تولید کند و گاهی اوقات در رزولوشن 19201080 نیز خوب عمل می کند.<br />
<br />
مانیتور 20700<br />
مانیتور پیشنهادی متناسب با این سیستم مدل SAMSUNG 20700 می باشد. دارای رزولوشن 1600900، ورودی دیجیتال DVI و زمان پاسخگویی 2ms می باشد که آن را برای بازی ایده آل می کند. بیشتر بازیبازها هنگام خرید به زمان پاسخگویی مانیتور توجه ندارند و یا از اهمیت آن در تجربه بازی کردن بی اطلاعند، حال آنکه حتی بعضی از مانیتورهایی که در مشخصات رسمی زمان پاسخگویی پایین 5 یا 2 میلی ثانیه را برایشان عنوان می کنند در آزمایشات فنی زمانهایی فراتر از سطح قابل قبول برای بازی را ثبت می کنند. در نتیجه بازیباز هنگام بازی در صحنه های سریع یا حرکات سریع دوربین، سایه شبح مانندی از اشیای در حرکت را مشاهده می کند که اصلا خوشایند نیست. این اثر Ghosting هم گفته می شود. کمپانی های معتبر سازنده، هر یک از فن آوری ساخت خود برای رفع این اثر استفاده می کنند که از کیفیت های متفاوتی نیز برخوردارند. شرکت SAMSUNG از فن آوری Rapid Time Acceleration استفاده می کند که کارآمدی خیلی خوبی هم نشان داده است. قیمت این مدل هم حدود 260 هزار تومان است. سیستم رده بالا مخصوص بازی:<br />
<br />
بازیبازهایی که می خواهند سیستمشان در اجرای بازیهای روز و بازیهای سال آینده هیچ کم و کسری نداشته باشد و می توانند هزینه قابل توجهی هم برای سیستم مورد پسندشان بپردازند باید سیستم پیشنهادی این قسمت را مدنظر بگیرند.<br />
<br />
<br />
پردازنده:Intel Core i5 2400<br />
مدل Core i5 2400 همانند مدل 2300 است اما فرکانس بالاتر 3100 مگاهرتز دارد و مناسبترین پردازنده برای این رده است. اما با پرداخت فقط 20 هزار تومان بیشتر می توانید یک پردازنده Core i5 2500K را بخرید که امکان بهره گیری از قدرت نهفته مادربردهای P67 برای افزایش راندمان پردازنده و در نتیجه افزایش راندمان کلی سیستم را در اختیار شما می گذارد.<br />
<br />
<br />
مادربرد: ASUS P8P67<br />
اجزای P8P67<br />
مادربردی در رده معمولی اما با امکانات حرفه ای و راندمان فوق العاده، این توصیفی است که می توان از این مدل مادربرد ASUS داشت. در ابتدا تصور می شد به سبب معرفی مدلهای بالاتر PRO و DELUXE از همین سری نباید انتظار خود را از قابلیتهای این مدل بالا ببریم اما پس از بررسی ها و آزمایشات زیاد بر روی این مدل، اکثریت سایتهای معتبر نشان ها و امتیازات بسیار خوبی در مقایسه با سایر رقبا به این مدل دادند و آن را به عنوان مدل منتخب با قیمتی مناسب در نظر گرفتند.<br />
مادربرد P8P67 دارای 12 فاز تغذیه یا VRM برای CPU و 2 فاز تغذیه برای رم است و همانند مدلهای حرفه ای قبلی از تراشه های هوشمند TPU برای مدیریت ولتاژها و اورکلاکینگ خودکار و EPU برای مدیریت بهینه سازی مصرف برق بهره می گیرد.بعلاوه ماجول داخلی Bluetooth به شما امکان بهره گیری از رابط های ویژه برای کارهایی از قبیل همگام سازی فایلها، استفاده از تلفن همراه هوشمند بعنوان کنترل از راه دور و حتی برای تنظیمات اورکلاکینگ را هم می دهد.<br />
<br />
امکانات دیگر شامل:<br />
•	4 پورت USB 3.0 و 12 پورت USB 2.0<br />
•	4 پورت SATA 6Gb/s و 4 پورت SATA معمولی<br />
•	بایوس جدید UEFI برای محیط گرافیکی بایوس و استفاده از ماوس و تنظیمات و کنترل بیشتر بر روی سخت افزار<br />
<br />
تصویری از بایوس UEFI<br />
این مادربرد توانست در آزمایش اورکلاک نیز به رکورد خیلی خوب 4.9 گیگاهرتز برای پردازنده 2500K براحتی دست پیدا کند. در مقابل مادربرد MSI P67 GD45 در آزمایش اورکلاک و با استفاده از امکان OC Gene و تغییر تمام تنظیمات ممکن توانست فقط به رکورد 4.4 گیگاهرتز دسترسی پیدا کند. مادربرد GD45 همچنین از فازهای تغذیه کمتر و پورتهای SATA 6Gb/s کمتر بهره می گیرد. بعلاوه با وجود داشتن بایوس UEFI رابط کاربری آن به اندازه مدل ASUS کاربرپسند و سر راست نیست و هنوز جای زیادی برای بهبود دارد. دقت کنید که در صورت خرید مادربردی بر پایه تراشه P67 ، حتما از سری جدید B3 باشد.<br />
<br />
<br />
رم:CORSAIR XMS3 DDR3 1600<br />
حالا با داشتن یک مادربرد عالی با تراشه P67 می توانیم به فکر بهره گیری بیشتر از این قطعات با استفاده از امکان اورکلاک باشیم، امکانی که نه تنها روی راندمان CPU تاثیر می گذارد بلکه می تواند با افزایش فرکانس ماجولهای رم عرض باند حافظه را نیز افزایش دهد.<br />
ماجولهای CORSAIR XMS3<br />
در اینجا معتبرترین ماجولها از برند CORSAIR موجود هستند و با انتخاب ماجولهای CORSAIR 22GB DDR3 1600 از سری XMS3 می توانیم بصورت مستقیم سرعت رم را نیز افزایش دهیم و تا حد امکان از ظرفیت اضافی آنها استفاده کنیم. در صورت علاقه می توانید از ماجولهایی تا فرکانس 2200 مگاهرتز نیز بر روی این مادربرد استفاده کنید که به قیمتهای بسیار بیشتری موجود هستند.<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
گرافیک<br />
مشخصات کارت گرافیک منتخب:<br />
نام: NVIDIA GeForce GTX 560 Ti<br />
تعداد Stream/Shader: 384<br />
فرکانس هسته: 822 مگاهرتز<br />
فرکانس حافظه: 900 مگاهرتز<br />
عرض باند حافظه: 128 گیگابایت بر ثانیه<br />
توان مصرفی: 170 وات<br />
مدل جایگزین: AMD Radeon HD6950<br />
<br />
کارت گرافیک GTX 560<br />
مشخصات مدل EVGA:<br />
فرکانس هسته: 850 مگاهرتز<br />
فرکانس حافظه: 1026 مگاهرتز<br />
عرض باند حافظه: 131.1 گیگابایت بر ثانیه<br />
<br />
کارت GTX 560 از تراشه بهینه شده نسل قبلی استفاده می کند و بنابراین معماری GPU تفاوت عمده ای نکرده، اما بهینه سازی واحدهای SM، بهره گیری از Texture Unit های بیشتر و فرکانس کاری بالاتر باعث شده تا راندمانی بین 20 تا 30 درصد بیشتر از کارت همرده خود در نسل قبلی یعنی GTX 460 داشته باشد و در واقع همسان با کارت GTX 470 عمل کند.<br />
<br />
مدل پیشنهادی ما در اینجا هم از برند EVGA پیشنهاد می شود چرا که باز هم با پرداخت مبلغ یک مدل مرجع اما سازگار با FPB که در قسمت قبلی گفته شد می توان یک مدل اورکلاک شده و Tuning شده را بدست آورد. فرکانس کاری GPU در این کارت از 822 به 850 مگاهرتز و فرکانس رم گرافیکی هم از 900 به 1026 مگاهرتز افزایش پیدا کرده است که تا حد 5 درصد افزایش راندمان رایگان را بهمراه خواهد داشت. البته این کارت در بیشتر آزمایشها توانسته تا بالای 950 مگاهرتز نیز اورکلاک شود که بالاتر از رکورد مدل مشابه ASUS یعنی GTX 560 Ti TOP و مدل MSI GTX 560 Ti Twin Frozr II با ولتاژ پیش فرض قرار دارد. اما در هنگام افزایش ولتاژ مدل MSI توانست رکورد خیره کننده 1024 مگاهرتز را برای GPU برجای گذارد که بالاترین حد اورکلاک برای کارت GTX 560 محسوب می شود.<br />
البته در بازار ایران برند EVGA وارد کننده و پشتیبان رسمی ندارد و اگر گارانتی و خدمات پس از فروش برای شما در اولویت اول است بهتر است از برند ASUS و همان مدل TOP را انتخاب کنید، هر چند که حدود 40 هزار تومان گرانتر است اما در عوض از فن اختصاصی قویتر و کم صدا تر بهره می گیرد. در مورد کارت خوب MSI GTX 560 Ti Twin Frozr II نیز هیچ مورد منفی نمی توان ذکر کرد و برای خرید می تواند مدنظر باشد.<br />
<br />
<br />
<br />
کیس:<br />
کیس FALCON<br />
کیس Green Falcon یک مدل Mid Tower با طراحی استاندارد جدید که طبق آن پاور در پایین کیس قرار گرفته و از هوای بیرون کیس خنک می گردد. در طراحی ATX قدیمی حرارت پردازنده داخل کیس به درون پاور مکیده می شود که می تواند روی طول عمر مفید قطعات تاثیرگذار باشد.<br />
این کیس علاوه بر پورتهای USB 2.0 متداول دارای پورت e-SATA، پورت مخصوص USB 3.0 نیز می باشد که با استفاده از کابل تعبیه شده و اتصال آن به پورت USB 3.0 Front Header بر روی مادربرد می توان از 2 عدد از پورتهای پرسرعت این مدل مادربرد ASUS نیز بجز پورتهای پشت مادربرد بهره گیری کرد.<br />
این کیس دارای دو فن نصب شده 120 میلی متری و دو فن 140 میلی متری برای تهویه مناسب می باشد.<br />
<br />
<br />
مانیتور: SAMSUNG 23700<br />
مدل SAMSUNG 23700 یک LCD 23 اینچی با رزولوشن HD و کیفیت بالاست و از طرحیهای خاص و زیبای SAMSUNG محسوب می شود. دارای پورت DVI و RGB و زمان پاسخگویی 2 میلی ثانیه می باشد و می توان بطور همزمان دو دستگاه PC را به آن متصل کرد. سیستم رده حرفه ای مخصوص بازی:<br />
<br />
و سرانجام داشتن بهترین قطعات برای سیستم بازی و داشتن بیشترین حد کنترل بر روی اجرای بازیها حتی بیشتر از آنچه که تنظیمات خود بازی اجازه می دهد خصوصیات سیستمیست که در این رده قرار می گیرد. بازیبازهای حرفه ای همیشه علاقه دارند که تنظیمات کیفی بازی مانند AA و AF و Texture Filtering در پنل کنترلی درایور گرافیک را در بالاترین حد قرارداده و در عین حال چیزی از سرعت فریم بازی را هم از دست ندهند.<br />
<br />
<br />
پردازنده:Intel Core i5 2500K<br />
Core i5 2500K یکی از قویترین و مناسبترین پردازنده های مناسب بازیست، چرا که با چشم پوشی از قابلیت HT در مدل 2600 و بکارگیری قابلیت اورکلاک P67 در کنار پردازنده سری K فضای زیادی برای Tunning یا بهینه سازی سرعت پردازش سیستم باقی می ماند. این پردازنده با فرکانس پیش فرض نیز در بیشتر موارد پردازنده های قدیمی تر Core i7 940/960 را دربازیها پشت سر می گذارد. بعلاوه در حالت Turbo فرکانس پیش فرض 3.3 گیگاهرتزی آن تا حد 3.7 گیگاهرتز افزایش پیدا می کند.<br />
<br />
<br />
فن پردازنده: APACK ZEROtherm Nirvana NV120 Premium<br />
Zerotherm NV120 Nirvana محصولی از یک شرکت معتبر و از پربازده ترین مدلها در رده خود است که در بازار ایران نیز موجود است.<br />
فن پردازنده NV-120<br />
برخی خصوصیات این مدل عبارت است از:<br />
•	بدنه آلومینیومی با لوله ها و پایه مسی<br />
•	توان خنک کنندگی بالاتر از 150 وات<br />
•	فن 120 میلی متری با LED آبی رنگ بدون اتصال مستقیم با بدنه برای کم کردن نویز و ارتعاش<br />
•	حداکثر میزان نویز تا 39Dba<br />
•	توان مصرفی 5 وات<br />
•	سازگار با تمام سوکتهای موجود<br />
<br />
این خنک کننده در مقایسه با مدلهای دیگر بسیاری از آنها مانند Cooler Master Hyper 212 و Nocotua NH-U12 و Tuniq Tower را پشت سر می گذارد و تقریبا مشابه Thermalright Ultra 120 Extreme عمل می کند. با توجه به قیمت مناسب و راندمان خیلی خوب این مدل انتخاب اول ما برای یک خنک کننده حرفه ایست.<br />
<br />
<br />
<br />
مادربرد: ASUS P8P67 PRO<br />
اجزای مادربرد P8P67 PRO<br />
مادربرد ASUS P8P67 PRO تشابه زیادی با مدل ابتدایی P8P67 دارد با این تفاوت که از تراشه Intel Gigabit LAN بجای تراشه RealTek برای پورت LAN استفاده می کند که در بعضی آزمایشات راندمان بهتری دارد و دیگر اینکه با پشتیبانی از قابلیت 88 برای کارت گرافیکی و SLI می تواند طرفداران سیستمهای چند کارتی را نیز راضی کند. این قابلیت ارتقای قدرت گرافیکی سیستم را برای آینده و فقط با اضافه کردن یک کارت گرافیک دیگر ساده می کند.<br />
<br />
<br />
<br />
گرافیک<br />
مشخصات کارت گرافیک منتخب:<br />
نام: NVIDIA GeForce GTX 570<br />
تعداد Stream/Shader: 480<br />
فرکانس هسته: 732 مگاهرتز<br />
فرکانس حافظه: 950 مگاهرتز<br />
عرض باند حافظه: 152 گیگابایت بر ثانیه<br />
توان مصرفی: 219 وات<br />
مدل جایگزین: AMD Radeon HD6970<br />
<br />
کارت قدرتمند GTX 570<br />
کارت گرافیکی Geforce GTX 570 از سری کارتهای High End ساخت NVIDIA و آخرین نسل آن است که بر پایه تراشه GF110 از معماری Fermi و تراشه های حافظه DDR5 به تعداد 5 تراشه 256 مگابایتی و مجموع ظرفیت 1280 مگابایت ساخته شده است و بعنوان برادر کوچکتر GTX 580 دومین کارت سریع تک هسته ای NVIDIA محسوب می شود و راندمان عالی آن در رزولوشن 19201080 و حتی 25601600 قابل ستایش است. در مورد بازیهای DX11 نیز بسیار خوب عمل می کند و در بازی سنگینی مانند Crysis 2 با بروزرسانی جدید DX11 و همچنین Ultra Texture Pack از معدود کارتهاییست که می تواند راندمان مینی مم 30 فریم را در اکثر مراحل بازی تامین کند، البته برای داشتن تجربه 60 فریم در کل بازی نیازمند کارتهای دو هسته ای GTX 590 یا HD 6990 و یا ترکیب چند کارتی از کارتهای 580 و یا 6970 می باشد.<br />
<br />
کارت GTX 570 در بیشتر عناوین راندمان بهتری نسبت به رقیب مستقیم خود AMD HD 6950 دارد اما نسبت به 6970 در رتبه پایینتری قرار می گیرد. ما دراینجا مدل ASUS GTX 570 Direct CUII را بخاطر فن اختصاصی موثر و کم صدای آن انتخاب می کنیم. به یاد داشته باشید که این خنک کننده 3 اسلاته هست و شاید برای بعضی از سیستمهای چند کارتی و مادربردها از نظر ابعاد مناسب نباشد.<br />
انتخاب کارت 570 بجای 580 بدلیل کافی بودن راندمان آن برای تمام عنوانهای موجود و عنوانهاییست که در آینده نزدیک یا تا زمستان 2012 قرار است عرضه شوند، اگر قیمتهای بالای کارتهای GTX 580 برای شما مانعی از جهت خرید نیست در انتخاب یکی از مدلهای 580 شک نکنید.<br />
<br />
<br />
<br />
هارددیسک و SSD: OCZ Agility 3 60GB<br />
برای سیستمی با این مشخصات تنها قسمتی که واقعا گلوگاه خواهد شد بخش I/O سیستم و هارددیسک مکانیکیست که برای اجرای سیستم عامل، برنامه ها و بازیهای سنگین بسیار عقبتر از دیگر بخشهای سیستم است. اینجاست که بهره گیری از یک SSD نسل دومی بسیار سریع مثل OCZ Agility 3 بسیار ضروری بنظر می رسد. این دیسک جامد علاوه بر بهره گیری از سریعترین تراشه کنترلی دنیا با نام Sandforce 2281 با قابلیت فشرده سازی همزمان و رابط SATA 6Gb/s از تراشه های NAND-Flash Asynchronous ساخت شرکت Micron بهره گیری کرده و راندمانی تا حد 525 مگابایت بر ثانیه برای خواندن و 500 مگابایت بر ثانیه در زمان نوشتن را ارائه می دهد. مهمترین مزیت SSD ها یعنی زمان دسترسی بسیار پایین 0.1 میلی ثانیه ای نسبت به هارددیسکهای 12 میلی ثانیه ایست که آنها را در اجرای عملیات سیستم سریعتر می سازد.<br />
دیسک SSD ساخت OCZ<br />
مدل انتخابی ما در اینجا OCZ Agility 3 60GB می باشد که برای نصب سیستم عامل ویندوز 7 نسخه ی 64 بیتی و برنامه های سیستمی اصلی و حتی چند عنوان از بهترین بازیهای روز بر روی آن ظرفیت کافی دارد. با این صورت زمان بوت سیستم عامل و اجرای همزمان برنامه ها به نحو چشمگیری افزایش پیدا می کند.<br />
<br />
<br />
پاور:GREEN GP685B Gaming<br />
برای پاور می توانیم مدل 685 وات ساخت GREEN را منتخب خرید کنیم، اما اگر قصد دارید پردازنده را با افزایش ولتاژ قابل توجه اورکلاک کنید مدل 785 وات انتخاب اول خواهد بود که حدود 20 هزار تومان گرانتر است.<br />
پاور GP785B از GREEN<br />
این مدل پاورها از سری Gaming V-Force 2011 و با طراحی نوین شرکت SEVENTEAM و امکانات زیر هستند:<br />
<br />
•	نشان 80 PLUS Bronze برای بهره وری و مصرف بهینه برق و راندمان بالای 84 درصد<br />
• Active PFC<br />
•	فن بلبرینگی 135 میلی متری کم صدا<br />
• Cable Management<br />
•	تمامی مدارهای حفاظتی برای جلوگیری از آسیب سخت افزار<br />
•	پشتیبانی از SLI و CF<br />
<br />
کیس:GREEN INFINITY<br />
کیس INFINITY<br />
کیس INFINITY یکی از بهترین مدلهای موجود در بازار ایران است که با کیفیت ساخت بالا و قیمتی بسیار مناسب براحتی رقبای دیگر در این محدوده قیمت را پشت سر می گذارد. INFINITY بطور کامل توسط شرکت معروف و معتبر Lian Li طراحی و ساخته شده است و علاوه بر تهویه بسیار مناسب و نویز بسیار پایین، قابلیت جای دادن بزرگترین قطعات موجود از جمله کارتهای گرافیک طویل جدید می باشد.<br />
<br />
بعضی قابلیتهای دیگر:<br />
<br />
•	دارای فیلتر گرد و غبار در مسیر فن های مکنده هوا<br />
•	قابلیت Tool-Free که بدون نیاز به ابزار و با استفاده از پیچ های خودکار می توان مادربرد و درایوهای مختلف و حتی کارتهای نصب شونده روی مادربرد را براحتی و در زمانی کم در درون کیس بست و محکم کرد.<br />
•	تمام فن های نصب شده دارای واشرهای ضد لرزش در محل پیچ ها می باشند.<br />
•	پنلهای جلویی و بالایی قابل باز شدن بدون نیاز به ابزار می باشند.<br />
•	قابلیت پشتیبانی از ترکیب چند کارتی و Triple SLI<br />
<br />
<br />
مانیتور:SAMSUNG PX23720<br />
مانیتور PX23720<br />
از ابتدای عرضه در بازار جهانی به موفقیتهای زیادی دست پیدا کرد و بررسیهای مثبت زیادی گرفت.این مدل در ابتدا بصورت خیلی محدود در بازار ما نیز موجود بود تا اینکه شرکت سام سرویس خود اقدام به عرضه مدل اختصاصی آن با نام PX23720 کرد که به ظاهر از همان قطعات مدل اصلی استفاده می کند و تجربه خریداران آن نیز نشان می دهد که از لحاظ کیفی فرقی با مدل اصلی ندارند، هر چند که بصورت رسمی در این مورد اظهار نظری صورت نگرفته است.<br />
<br />
مشخصه های اصلی عبارتند از:<br />
<br />
•	پنل با کیفیت LED Backlit <br />
•	طراحی منحصر به فرد شفاف بدنه<br />
•	رزولوشن 10801920<br />
•	زمان پاسخگویی 2 میلی ثانیه<br />
•	سنسور ALS برای تنظیم خودکار روشنایی<br />
•	پورتهای HDMIDVIVGA<br />
<br />
<br />
سیستم رویایی مخصوص بازی:<br />
<br />
کسانی که بدون توجه به قیمت بهترین و لوکس ترین سیستم مناسب بازی را طلب می کنند و دوست دارند از آخرین و گرانترین فن آوریهای موجود نیز بهره بگیرند باید از سیستم پیشنهادی این رده تبعیت کنند.<br />
<br />
<br />
پردازنده:Intel Core i5 2600K<br />
Core i7 2600K هم سریعترین پردازنده از این نسل است که از قابلیت HT نیز پشتیبانی می کند و 4 هسته مجازی نیز در اختیار می گذارد، بعلاوه با باز بودن Multiplier آن می توان تا رسیدن به سقف فرکانسی پردازنده و با کمک یک مادربرد پایدار از قدرت نهفته آن با اورکلاک بهره گرفت.<br />
<br />
<br />
فن پردازنده: APACK ZEROtherm Nirvana NV120 Premium<br />
در اینجا نیز مدل منتخب ما همان مدل Zerotherm NV120 Virvana است چرا که راندمان آن برای پردازنده 2600 نیز کافیست. اما اگر بدنبال مدلی متفاوت با راندمان بالاتری می گردید ما یکی از خنک کننده های CORSAIR رو معرفی می کنیم.<br />
خنک کننده H70<br />
خنک کننده CORSAIR H70 که یک سیستم خنک کننده مایع است دارای یک چرخه بسته برای گردش مایع روی پردازنده و داخل رادیاتور می باشد و مانند مدلهای دیگر خنک کننده مایع، نیازی به سرویس و بازبینی مکرر ندارد.<br />
<br />
برخی خصوصیات آن:<br />
<br />
•	هسته مسی قالب روی پردازنده برای خنک کنندگی بهتر<br />
•	پمپ سرخود و متصل به لوله های بسته و بدون منفذ<br />
•	رادیاتور 120 میلی متری بهمراه دو فن 120 میلی متری با راندمان بالا<br />
<br />
البته نمی توان این خنک کننده را با خنک کننده های آبی حرفه ای و مجزا مقایسه کرد و از لحاظ صدای فن نیز در حالت 100 درصد، نویز قابل توجی دارد که خوشایند همگان نیست اما با تنظیم دور فن آن بر روی دور کمتر می توان از بابت صدای اضافی نیز آسوده شد. این مدل بدلیل نویز بیشتر در انتخاب اول ما جای نگرفت.<br />
<br />
<br />
<br />
مادربرد: ASUS P8P67 DELUXE<br />
اجزای مادربرد P8P67 Deluxe<br />
برای مادربرد در این رده انتخابهای خوب زیادی وجود دارد و انتخاب یکی از میان آنها کمی سخت می شود. مدلهایی مانند ASUS P8P67 DELUXE ، ASUS Sabertooth P67 ، MSI P67A-GD80 و ASROCK P67 Fatal1ty اما در میان این مدل ها باز هم مدل DELUXE بود که هم از لحاظ راندمان و هم اورکلاکینگ بالاترین رتبه ها را از آن خود کرد و توانست بیشترین جوایز را از سایتهای معتبر کسب کند. بسیاری از امکانات این مادربرد در مدل عادی P8P67 و PRO هم وجود دارد که در بخش های قبل توضیح داده شد.<br />
<br />
<br />
رم: CORSAIR DOMINATOR DDR3 1600 CL7<br />
ماجولهای DOMINATOR<br />
ماجولهای DOMINATOR با دارا بودن دفع کننده های حرارتی اختصاصی و قابلیت اورکلاک بالا انتخاب اول مشتاقان سرعت و حرفه ای های اورکلاک محسوب می شود و آزمایش خود را پس داده است. این ماجولها توانسته اند به فرکانس 2026 مگاهرتز در timing خیلی خوب 9-9-8-24 برسند. ماجولهای سریعتری از همین سری با فرکانس 2000 نیز موجودند که از تراشه های دیگری استفاده کرده اند و میزان اورکلاک آنها به اندازه این ماجولها راضی کننده نبوده است.<br />
گرافیک<br />
مشخصات کارت گرافیک منتخب:<br />
نام: NVIDIA GeForce GTX 580<br />
تعداد Stream/Shader: 512<br />
فرکانس هسته: 772 مگاهرتز<br />
فرکانس حافظه: 1000 مگاهرتز<br />
عرض باند حافظه: 192 گیگابایت بر ثانیه<br />
توان مصرفی: 244 وات<br />
مدل جایگزین: Geforce GTX 590<br />
<br />
کارتهای GTX 580 برای SLI کردن<br />
<br />
پاور: CORSAIR TX950<br />
پاور 950 وات CORSAIR<br />
خصوصیات کلیدی پاور CORSAIR TX950:<br />
<br />
•	دارای نشان 80 PLUS Bronze و مصرفه بهینه بالای 85 درصد<br />
•	ریل 12 ولت تکی با قابلیت خروجی تا 78 آمپر<br />
•	پشتیبانی از SLI و CF<br />
• Active PFC<br />
•	دارا بودن تمام مدارات امنیتی لازم<br />
•	دارا بودت 6 کانکتور 8 پین PCI-e<br />
<br />
این مدل با فن آوری جدید بکار رفته، در تمام تستهای معتبر توانسته است نتایج درخشانی را تحت تست های پیشرفته Load و Ripple برای سنجش کیفیت خروجی بدست آورد و حقیقی بودن مشخصات عنوان شده برای خود را تایید کند.<br />
<br />
<br />
هارددیسک و SSD: OCZ VERTEX 3 120GB<br />
برای دیسک SSD این سیستم از مدل قویتر OCZ VERTEX 3 120GB استفاده می کنیم که علاوه بر داشتن خصوصیاتی که برای مدل Agility 3گفته شد از تراشه های NAND-Flash synchronous ساخت شرکت Intel بهره می گیرد که عرض باند بیشتری را روی هر تراشه فراهم می کند و راندمان کلی SSD را در زمان کار با فایلهای غیر قابل فشرده شدن افزایش می دهد. ا]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آیا الان زمان مناسبی برای خرید کنسول بازی است]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=369</link>
			<pubDate>Sat, 19 May 2012 12:29:06 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=369</guid>
			<description><![CDATA[کنسول های Wii و Xbox 360 و PS3 به خوبی تمام احتیاجات نسل ۷ را بر آورده کرده اند . به طوری که بیش از نیمی از خانواده های آمریکایی یکی از این سه کنسول را در خانه خود دارند .فروش این کنسول ها نیز همچنان در تمام دنیا رو به افزایش است . اما اخیرا زمزمه هایی از کنسول های نسل ۸ شنیده میشود .این زمزمه ها تصمیم گیری را برای گیمر ها کمی سخت می کند .آیا شما به عنوان گیمر صبر می کنید که کنسول های نسل ۸ به بازار بیایند یا نه قصر خرید یکی از کنسول های موفق نسل ۷ را دارید ؟<br />
شاید نوشته های زیر کمی به شما کمک کند . به هر حال تصمیم نهایی با خود شماست .<br />
<br />
نینتندو Wii<br />
<br />
چرا باید Wii بخریم :<br />
با توجه به پیشرفت تکنولوژی ما هر روز شاهد کاهش قیمت ها هستیم . شاید قیمت زیر ۱۰۰ دلار برای این کنسول کمی ظالمانه باشد اما قیمت ۱۵۰ دلاری فعلی ان خیلی منصفانه به نظر می رسد . مخصوصا که این کنسول بیش از ۱۰۰ نوع بازی مختلف را هر ساله رواه بازار می کند .سوپر ماریو گالاکسی همپنان مانند گذشته لذت بخش است .<br />
چرا باید در خرید Wii صبر کنیم :<br />
کنسول بعدی نینتندو با نام Wii U تا اواخر امسال منتشر می شود . یک کنسول با کیفیت بالا و سخت افزار قوی نسبت به نسخه قبلی خود ،این کنسول طبق گفته سازنده ها تمام بازی های کنسول قبلی را پشتیبانی می کند . قیمت این کنسول نیز گویا مقرون به صرفه خواهد بود .نظر ما :بهتر است کمی صبر کنید تا کنسول Wii U منتشر شود .البته این کنسول در ایران زیاد محبوب نیست ولی با توجه به بازی هایی که برای نسل هشت کنسول نینتندو برنامه ریزی شده است به نظر می رسد که با یک کنسول موفق روبرو خواهیم شد .<br />
Xbox 360<br />
<br />
چرا باید Xbox 360 بخریم :<br />
کنسول نسل ۸ مایکروسافت با کد رمز Durango اواخر سال اینده رو نمایی می شود و حد اقل تا دو سال بعد از رو نمایی نیز منتشر نخواهد شد. مایکروسافت به صورت گسترده ای در حال حمایت از کنسول نسل ۷ و فوق محبوب خود است و بهترین امکانات را در اختیار کاربران شبکه ایکس باکس لایو خود قرار داده است . مهمترین دلیل برای خرید این کنسول وجو یک بازی فوق موفق AAA به نام Halo 4 است که امسال منتشر می شود .همچنین کمپانی در یک اقدام جالب کنسول خود به همراه حسگر کینکت را به صورت اقساط و با پیش پرداخت ۹۹ دلار و ماهانه ۱۵ دلار به فروش می رساند . اقساط این کنسول ۲ سال طول می کشد و این یعنی اینکه تا ۲ سال آینده هیچ کنسول جدیدی از کایکروسافت در دنیا منتشر نخواهد شد .<br />
چرا باید در خرید Xbox 360 صبر کنیم :<br />
این پیشنهاد ۹۹ دلاری واقعا یک پیشنهاد وسوسه کننده است چرا که در پایان دوسال شما تنها ۴۰ دلار اضافه از قیمت کنسول را پرداخت کرده اید . به نظر می رسد با این نوع سیستم فروش این کنسول مانند تمام ۱۶ ماه گذشته همچنان در صدر جدول فروش ماهانه در امریکا باشد .به نظر می رسد تا شروع این فروش ویژه باید صبر کرد .<br />
نظر ما :این نوع فروش ویزه واقعا خوب است اما به درد کاربران ایرانی نمی خورد و روز به روز به قیمت این کنسول محبوب در ایران اضافه می شود و اصلا کاری به کاهش قیمت ها در دنیا ندارد. اگر یکی از طرفداران ویژه Halo هستید در خرید این کنسول شک نکنید اما این را مد نظر داشته باشد که عمر کنسول شما بیشتر از چهار سال نخواهد بود ولی در عوض بیش از ۲۰۰ بازی مختلف و جذاب برای بازی کردن خواهید داشت که تا ماه هاو شاید سال ها شما را سرگرم خواهند کرد .PlayStation 3<br />
<br />
چرا باید PlayStation 3 بخریم :<br />
سونی نیز مانند مایکروسافت در حال کار بر روی کنسول بعدی خود است . انها نمی خواهند مانند نسل ۷ یک سال دورتر کنسول خود را روانه بازار کنند و برای به دست گرفتن بازار تلاش مضاعف انجام دهند. سونی با تجربه گرفتن از گذشته پابه پای مایکروسافت در حال کار بر روی کنسول جدید خود است . اما مانند مایکروسافت کنسول فعلی خود را رها نکرده است . سیاست سونی بر چایه ساخت و انتشار انحصاری های فوق جذاب است و برای کنسول PlayStation 3 خود نیز برای سال آینده و امسال انحصاری های زیادی تدارک دیده است . The Last Of US و God of War: Ascension خود به تنهایی بایث فروش بیشتر کنسول فوق محبوب سونی می شوند .همین دو بازی کافی است تا دلایل محکمی برای خرید این کنسول داشته باشم . طبق گفته های سونی سال آینده کنسول جدید رو نمایی خواهد شد و حد اقل دو سال طول می کشد تا کنسول نسل ۸ سونی به دست ما برسد .<br />
چرا نباید PlayStation 3 بخریم :<br />
با توجه به تجربه ای که از کنسول PS2 بدست اورده ایم تمامی بازیهای محبوب این کنسول با کیفیت HD برای کنسول PlayStation 3 پورت شده اند و همین تجربه می تواند به ما ثابت کنند که این اتفاق ممکن است برای بازیهیا انحصاری PlayStation 3 نیز رخ بدهد و بازیهیا موفق این نسل به نسل بعد هم منتقل شوند .همپنین قیمت فعلی این کنسول ۲۵۰ دلار ( ۳۵۰ دلار در بسته بندی ویژه و اکانت ویژه طلایی ) است که نسبت به کنسول های فعلی مقرون به صرفه نیست .باید دید آیا سونی با توجه به اوضاع وخیم مالی خود قیمت کنسول خود را کاهش می دهد یا خیر .نظر ما :قطعا بازی های انحصاری سونی از بهترین های این نسل بوده اندو هیچ کس با خرید این کنسول و انجام آن بازیها پشیمان نشده است اما مشکل خرید اورجینال در کشور ما به توجه به میزان درامد خانواده ها کمی این کنسول را مورد بی مهری قرار داده است . اگر از خدای جنگ در PS2 خاطرات به یاد ماندنی دارید در خرید این کنسول شک نکید اما قبل از خرید به جیب خود و پدر گرامی نگاهی بیاندازید چرا که در ماه بیش از یک بازی نمی توانید برای کنسول خود تهیه کنید در ضمن کنسول جدید سونی را به این زودی ها نخواهید دید .<br />
به هر حال در سال های پایانی نسل ۷ هستیم و خرید کنسول برای خیلی از گیرم ها به یک معضل تبدیل شده است ، با کمی دقت می توانیم در این سال های پایانی نهایت استفاده را از بازیهای ببریم و خود را برای یک نسل رویایی تر اماده کنیم . این را همیشه مد نظر داشته باشید که کنسول ها ی موفق ممکن است بازیهای موفق نسل قبل را نیز پشتیبانی کنند ، مانند کنسول نینتندو .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[کنسول های Wii و Xbox 360 و PS3 به خوبی تمام احتیاجات نسل ۷ را بر آورده کرده اند . به طوری که بیش از نیمی از خانواده های آمریکایی یکی از این سه کنسول را در خانه خود دارند .فروش این کنسول ها نیز همچنان در تمام دنیا رو به افزایش است . اما اخیرا زمزمه هایی از کنسول های نسل ۸ شنیده میشود .این زمزمه ها تصمیم گیری را برای گیمر ها کمی سخت می کند .آیا شما به عنوان گیمر صبر می کنید که کنسول های نسل ۸ به بازار بیایند یا نه قصر خرید یکی از کنسول های موفق نسل ۷ را دارید ؟<br />
شاید نوشته های زیر کمی به شما کمک کند . به هر حال تصمیم نهایی با خود شماست .<br />
<br />
نینتندو Wii<br />
<br />
چرا باید Wii بخریم :<br />
با توجه به پیشرفت تکنولوژی ما هر روز شاهد کاهش قیمت ها هستیم . شاید قیمت زیر ۱۰۰ دلار برای این کنسول کمی ظالمانه باشد اما قیمت ۱۵۰ دلاری فعلی ان خیلی منصفانه به نظر می رسد . مخصوصا که این کنسول بیش از ۱۰۰ نوع بازی مختلف را هر ساله رواه بازار می کند .سوپر ماریو گالاکسی همپنان مانند گذشته لذت بخش است .<br />
چرا باید در خرید Wii صبر کنیم :<br />
کنسول بعدی نینتندو با نام Wii U تا اواخر امسال منتشر می شود . یک کنسول با کیفیت بالا و سخت افزار قوی نسبت به نسخه قبلی خود ،این کنسول طبق گفته سازنده ها تمام بازی های کنسول قبلی را پشتیبانی می کند . قیمت این کنسول نیز گویا مقرون به صرفه خواهد بود .نظر ما :بهتر است کمی صبر کنید تا کنسول Wii U منتشر شود .البته این کنسول در ایران زیاد محبوب نیست ولی با توجه به بازی هایی که برای نسل هشت کنسول نینتندو برنامه ریزی شده است به نظر می رسد که با یک کنسول موفق روبرو خواهیم شد .<br />
Xbox 360<br />
<br />
چرا باید Xbox 360 بخریم :<br />
کنسول نسل ۸ مایکروسافت با کد رمز Durango اواخر سال اینده رو نمایی می شود و حد اقل تا دو سال بعد از رو نمایی نیز منتشر نخواهد شد. مایکروسافت به صورت گسترده ای در حال حمایت از کنسول نسل ۷ و فوق محبوب خود است و بهترین امکانات را در اختیار کاربران شبکه ایکس باکس لایو خود قرار داده است . مهمترین دلیل برای خرید این کنسول وجو یک بازی فوق موفق AAA به نام Halo 4 است که امسال منتشر می شود .همچنین کمپانی در یک اقدام جالب کنسول خود به همراه حسگر کینکت را به صورت اقساط و با پیش پرداخت ۹۹ دلار و ماهانه ۱۵ دلار به فروش می رساند . اقساط این کنسول ۲ سال طول می کشد و این یعنی اینکه تا ۲ سال آینده هیچ کنسول جدیدی از کایکروسافت در دنیا منتشر نخواهد شد .<br />
چرا باید در خرید Xbox 360 صبر کنیم :<br />
این پیشنهاد ۹۹ دلاری واقعا یک پیشنهاد وسوسه کننده است چرا که در پایان دوسال شما تنها ۴۰ دلار اضافه از قیمت کنسول را پرداخت کرده اید . به نظر می رسد با این نوع سیستم فروش این کنسول مانند تمام ۱۶ ماه گذشته همچنان در صدر جدول فروش ماهانه در امریکا باشد .به نظر می رسد تا شروع این فروش ویژه باید صبر کرد .<br />
نظر ما :این نوع فروش ویزه واقعا خوب است اما به درد کاربران ایرانی نمی خورد و روز به روز به قیمت این کنسول محبوب در ایران اضافه می شود و اصلا کاری به کاهش قیمت ها در دنیا ندارد. اگر یکی از طرفداران ویژه Halo هستید در خرید این کنسول شک نکنید اما این را مد نظر داشته باشد که عمر کنسول شما بیشتر از چهار سال نخواهد بود ولی در عوض بیش از ۲۰۰ بازی مختلف و جذاب برای بازی کردن خواهید داشت که تا ماه هاو شاید سال ها شما را سرگرم خواهند کرد .PlayStation 3<br />
<br />
چرا باید PlayStation 3 بخریم :<br />
سونی نیز مانند مایکروسافت در حال کار بر روی کنسول بعدی خود است . انها نمی خواهند مانند نسل ۷ یک سال دورتر کنسول خود را روانه بازار کنند و برای به دست گرفتن بازار تلاش مضاعف انجام دهند. سونی با تجربه گرفتن از گذشته پابه پای مایکروسافت در حال کار بر روی کنسول جدید خود است . اما مانند مایکروسافت کنسول فعلی خود را رها نکرده است . سیاست سونی بر چایه ساخت و انتشار انحصاری های فوق جذاب است و برای کنسول PlayStation 3 خود نیز برای سال آینده و امسال انحصاری های زیادی تدارک دیده است . The Last Of US و God of War: Ascension خود به تنهایی بایث فروش بیشتر کنسول فوق محبوب سونی می شوند .همین دو بازی کافی است تا دلایل محکمی برای خرید این کنسول داشته باشم . طبق گفته های سونی سال آینده کنسول جدید رو نمایی خواهد شد و حد اقل دو سال طول می کشد تا کنسول نسل ۸ سونی به دست ما برسد .<br />
چرا نباید PlayStation 3 بخریم :<br />
با توجه به تجربه ای که از کنسول PS2 بدست اورده ایم تمامی بازیهای محبوب این کنسول با کیفیت HD برای کنسول PlayStation 3 پورت شده اند و همین تجربه می تواند به ما ثابت کنند که این اتفاق ممکن است برای بازیهیا انحصاری PlayStation 3 نیز رخ بدهد و بازیهیا موفق این نسل به نسل بعد هم منتقل شوند .همپنین قیمت فعلی این کنسول ۲۵۰ دلار ( ۳۵۰ دلار در بسته بندی ویژه و اکانت ویژه طلایی ) است که نسبت به کنسول های فعلی مقرون به صرفه نیست .باید دید آیا سونی با توجه به اوضاع وخیم مالی خود قیمت کنسول خود را کاهش می دهد یا خیر .نظر ما :قطعا بازی های انحصاری سونی از بهترین های این نسل بوده اندو هیچ کس با خرید این کنسول و انجام آن بازیها پشیمان نشده است اما مشکل خرید اورجینال در کشور ما به توجه به میزان درامد خانواده ها کمی این کنسول را مورد بی مهری قرار داده است . اگر از خدای جنگ در PS2 خاطرات به یاد ماندنی دارید در خرید این کنسول شک نکید اما قبل از خرید به جیب خود و پدر گرامی نگاهی بیاندازید چرا که در ماه بیش از یک بازی نمی توانید برای کنسول خود تهیه کنید در ضمن کنسول جدید سونی را به این زودی ها نخواهید دید .<br />
به هر حال در سال های پایانی نسل ۷ هستیم و خرید کنسول برای خیلی از گیرم ها به یک معضل تبدیل شده است ، با کمی دقت می توانیم در این سال های پایانی نهایت استفاده را از بازیهای ببریم و خود را برای یک نسل رویایی تر اماده کنیم . این را همیشه مد نظر داشته باشید که کنسول ها ی موفق ممکن است بازیهای موفق نسل قبل را نیز پشتیبانی کنند ، مانند کنسول نینتندو .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اطلاعاتی دیگر از بازی gta v!!!]]></title>
			<link>http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=368</link>
			<pubDate>Thu, 17 May 2012 12:37:18 +0000</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.gamefa.com/showthread.php?tid=368</guid>
			<description><![CDATA[به تازگی شایعات عظیمی از Grand Theft Auto V به بیرون درز پیدا کرده که تقریبا تمامی آن ها هیجان انگیز به نظر می رسد.<br />
فردی با نام Brendan که طرح های گرافیکی بزرگی را در دانشگاه دریانوردی کامل کرده ادعا کرده است که به مدت 12 ماه به عنوان کار آموز برای Rockstar کار می کرده است و در این مدت توانسته اطلاعاتی از Grand Theft Auto V به دست بیاورد . همچنین Brendan حتی تایید کرده است که بازی های Red Dead Rebellion Bully 2 و Wild Metal 2 توسط راک استار در حال ساخته شدن است.<br />
قسمتی از صحبت های این فرد: من خیلی هیجان زده هستم . نه تنها به خاطر GTA V بلکه می توانم بگویم که Red Dead Rebellion ( بله قسمت سوم ) یک Bully جدید و Wild Metal 2 هم تایید شده است.<br />
لس سانتوس تنها شهر بازی است. لس سانتوس تا حد زیادی نسبت به قبل رشد کرده است و تبدیل به شهر و شهرستان هایی شده که به سه استان تقسیم می شود.که عبارتند از:<br />
The Greater Naranja Area<br />
Los Puerta<br />
Greater Los Santos<br />
تعداد کمی از نام های منطقه لس سانتوس باز گشته است مانند مناطق Jefferson Vinewood Mullholland and Idlewood که کماکان به همین نام شناخته می شوند. اما اکثرا بسیاری از مناطق دیگر تغییر نام داده اند. باند خانواده Grove Street بازگشته است یا حداقل چیزی با همین نام. مشخص نیست که ایا اعضای این باند نقش محوری در بازی خواهند داشت یا نه.<br />
بقیه در ادامه مطلب...<br />
<br />
نقشه بازی سه برابر بزرگتر از لیبرتی سیتی است. دو فرودگاه، یک فرودگاه اختصاصی، و یک پایگاه نظامی در این نقشه شامل می شود و همچنین دو فرودگاه کوچک تر هم در مناطق حومه شهر و روستایی پراکنده شده است.<br />
اگر شما اولین تریلر بازی را مشاهده کرده باشید فردی که سقف ماشینش را پایین می آورد در واقع شخصیت اصلیست نام او آدریان می باشد او یک فردی عادیست که البته برای به دست آوردن پول آسان، همه کار می کند. آدریان از اواخر نوجوانی خود دردنیای جنایات بوده است و با استفاده کردن خوب از پول به زن، شهرت جزیی رسیده است. آلبرت مردی که در تریلر با کت و شلوار مشکی رنگ دیده می شود ثروت آدریان را به عنوان فرصتی برای گسترش علاقه مندی های خود می بیند. در طول ماموریت های خودد ممکن است با افراد غریبه ای روبرو شوید که سعی می کنند مهارت ها و تخصص هایشان را به شما ارایه دهند. مثلا ممکن است با فرد غریبه ای برخورد کنید که جزور فروشندگان بازار سیاه اسلحه است اگر او را به استخدام خود در آورید می توانید زمانی که سلاح کم آوردید از او بگیرید یا این که به عنوان یک تک تیرانداز شما را در ماموریت های سخت پشتیبانی کند.<br />
شما می توانید شخصیت خود را سفارشی سازی کنید. لباس ها در GTA V بسیار بهبود یافته است هر لباسی که عابران پیاده می پوشند هم برای شخصیت شما از از همان اول قابل دسترس خواهد بود. آمار سلامتی نیز ممکن است بازگردد. مذاکراتی بین هماهنگی کار کردن و بدن سازی در جریان است. برای بدن سازی شما نیاز به خوردن ندارید. غذا خوردن در کار شما تاثیر نمی گذارد. خوردن هنوز هم جزو موارد اختیاری بازیست اما اگر غذا هم بخورید چاق نخواهید شد اما عدم کار کردن کار هیکل شما را از حالت فیزیکی خارج خواهد کرد. سیستم های stregnth و stamina هم بازخواهد گشت.<br />
<br />
» پول: <br />
پول که در این زمان بسیار سخت به دست می آید هنوز هم در این سری با بسیاری از کارها به راحتی به دست خواهد آمد همچنین همه چیز از لحاظ مقدار پرداخت به واقعیت نزدیک شده است. قیمت گذاری بر روی ، غذا ، ملک ، مسکن ، وسایل نقلیه و بسیاری از موارد دیگر شباهت هایی به دنیای واقعی دارند. قیمت safehouse ( خانه ، انبار ، محل سکونت ) با توجه به محله و مکانش متفاوت خواهد بود. شما باید برای خانه هایتان اجاره هم بپردازید و کم کم با پرداخت اجاره کل خانه از آن شما می شود مثلا اگر اجاره یک خانه ماهی 1000 دلار باشد با جمع شدن 12.000 هزار دلار خانه را خواهید خرید.<br />
تجارت مواد مخدر هم نقش بزرگی در چگونگی به دست آوردن پول خواهد داشت.<br />
در طول بعضی از ماموریت ها ( که عمدتا از سرقت یا دستبرد گروهی تشکیل شده ) می توانید طلاها و جواهراتی که برداشته اید یا ذخیره کنید یا بفروشید. به همین علت فروشگاه های با نام PawnStar به بازی اضافه شده است که هر شخص در فروشگاه خود کالاهای مخصوصی را به فروش می رساند و شما هم در مواقع لزوم می توانید تعدادی از وسایل خود را برای دریافت پول به ان ها بفروشید.همچنین ماموریت های تاکسی هم در این شماره بازگشته است.<br />
<br />
» وسایل نقلیه:<br />
وسایل نقلیه ای که در GTA IV وd The Episodes of Liberty City دیده اید مانند 1984 1986 1992 1998 2001 2008 و 2012 برگردانده شده است حتی خودروهای جدیدی هم مانند Dewbauchee Zagato GT ، the Grotti T2 Widow ، Pfister Hannover و Dinka S-EX در بازی مشاهده خواهید کرد. خبر خوب در این است که دوچرخه هم در بازی وجود دارد.<br />
قطار، سیستم مترو، اتوبوس و تاکسی طوری برنامه ریزی و در سرتاسر نقشه گسترده شده اند که بتوانند به حمل و نقل بازیکن کمک کنند. خود روهایی هم مانند The Caddy Journey Baggage Handler Kart Quad و Vortex در حال بازگشت هستند. <br />
ایرکرافت و طیف وسیعی از هواپیماهای مسافربری و جت های خصوصی در بازی وجود خواهد داشت. سفارشی سازی ماشین ها با عمق بیشتری طراحی شده است حتی می توانید موتورسیکلت خود را هم سفارشی کنید.اطلاعات کاملی از این قسمت در دسترس نیست اما می توان اطمینان حاصل کرد که از سن آندریاس بسیار بهتر است.<br />
<br />
» اسلحه ها:<br />
سلاح های بازی بسیار زیادتر از قبل شده است. حداقل 48 تا 50 سلاح مختلف را در بازی قابل استفاده است. تعدادی از این اسلحه ها از قسمت بعدی Max Payne برداشته شده است. حتی تعدادی از اسلحه های بازی Red Dead Redemption را هم خواهید دید. این اسلحه ها بسیار نادر هستند و فقط افرادی که در ساکن صحرا هستند، مغازه های عتیقه فروشی و فروشندگان بازار سیاه به این سلاح ها دسترسی دارند.<br />
جاروها، صندلی ها، لامپ ها و هر موانعی که در سر راه شما قرار دارد را می توانید برداشته و پرتاب کنید، این درحالی است که در GTA IV فقط قابلیت برداشتن آجر و بطری را از روی زمین داشتید.<br />
هم اکنون می توانید در هنگام بالا رفتن از نردبان، آویزان شدن از جایی یا طناب و ماشین ها هم تیراندازی کنید با این نکته که تیراندازی در این حالت تفاوت های کوچکی خواهد داشت.<br />
در GTA به سلاح های مکس پین هم دسترسی خواهید داشت. HUD بازی همانیست که در GTA IV استفاده شد. سیتم تعقیب بازی به همان صورت باقی مانده است هوش مصنوعی بهبود خوبی یافته است. پلیس ها برای گرفتن یک مظنون با پای پیاده به دنبالش می دوند و با استفاده از تاکتیک های متنوع سعی می کنند بازیکن را زمانی که در جایی پنهان شده به بیرون بکشانند دیگر این که ارتش هم بازگشته است اما در مواقع شش ستاره از تاکتیک APC و جلیقه ضد گلوله استفاده خواهند کرد.<br />
<br />
» ماموریت ها و کارهای فرعی:<br />
کارهای فرعی بازی از GTA IV بازگشته است . شامل موارد trip clubs/drinking ، تجارب مواد مخدر ، مبارزه در باشگا ه ها و مسابقات ریسینگ و چند موارد اندک دیگر هست.قمارهای قاونی و ورق بازی هم به بازی اضافه شده است.<br />
سرقت بخش اعظمی از ماموریت های GTA V را تشکیل می دهد . این بخش در حال حاضر به دو بخش تقسیم می شود . یک سرقت تک نفروه و دو گروهی .اگر زمانی به یک فروشگاه یا خانه به تنهایی دستبرد بزنید تمام پول ها از آن شما می شود اما اگر زمانی گروهی هم همراه شما باشد باید پول را تقسیم کنید. افراد بیشتر باعث راحت کردن کار شما در دزدی خواهد شد اما در عوض با توجه به تعداد افراد بیشتر پول کمتری هم به شما می رسد پس شما مجبور هستید یا آمار مکان های بزرگ و سخت تر را برای پول بیشتر به دست آورید یا کوچکتر که ریسک تنهایی کار کردن خطراتی خواهد داشت.<br />
کلاس های آموزش پرواز و رانندگی بازگشته است. در مدرسه تیراندازی می توانید دقت تیراندازی خود را بالا ببرید همانطور که در بخش قایقرانی هم این بخش وجود دارد اما خبری از سیگار در این نسخه نیست.<br />
دوست دختر ها بازگشته اند اما با پیچ و تاب و فراوان و طیف وسیعی از چیزهای جدید هم به آن ها اضافه شده است . شما می توانید رابطه خود را با آن ها قطع کنید و قلبشان را بشکنید (با جواب ندادن به تماس های تلفنی مکررشان) بازیکن می تواند آیتم های مختلفی را مانند پول ، جواهرات و مواد مخدر را در قسمتی از خانه اش نگه دارد انتخاب اسلحه هنوز هم به همان سادگیست. اما بعضی از سلاح های نادر را می توانید در جای امنی قرار دهید . در بازی می توان از خانه بیرون رفته و مواد مخدر فروخت. دیگر در هنگام کشتن یک فرد پول هایش در اطراف پخش نمی شود بلکه هم اینک باید به مانند Red Dead Redemption با زدن دکمه ای جیب هایشان را بگردید . البته گاهی اوقات به غیر از پول موارد دیگر هم پیدا خواهید کرد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به تازگی شایعات عظیمی از Grand Theft Auto V به بیرون درز پیدا کرده که تقریبا تمامی آن ها هیجان انگیز به نظر می رسد.<br />
فردی با نام Brendan که طرح های گرافیکی بزرگی را در دانشگاه دریانوردی کامل کرده ادعا کرده است که به مدت 12 ماه به عنوان کار آموز برای Rockstar کار می کرده است و در این مدت توانسته اطلاعاتی از Grand Theft Auto V به دست بیاورد . همچنین Brendan حتی تایید کرده است که بازی های Red Dead Rebellion Bully 2 و Wild Metal 2 توسط راک استار در حال ساخته شدن است.<br />
قسمتی از صحبت های این فرد: من خیلی هیجان زده هستم . نه تنها به خاطر GTA V بلکه می توانم بگویم که Red Dead Rebellion ( بله قسمت سوم ) یک Bully جدید و Wild Metal 2 هم تایید شده است.<br />
لس سانتوس تنها شهر بازی است. لس سانتوس تا حد زیادی نسبت به قبل رشد کرده است و تبدیل به شهر و شهرستان هایی شده که به سه استان تقسیم می شود.که عبارتند از:<br />
The Greater Naranja Area<br />
Los Puerta<br />
Greater Los Santos<br />
تعداد کمی از نام های منطقه لس سانتوس باز گشته است مانند مناطق Jefferson Vinewood Mullholland and Idlewood که کماکان به همین نام شناخته می شوند. اما اکثرا بسیاری از مناطق دیگر تغییر نام داده اند. باند خانواده Grove Street بازگشته است یا حداقل چیزی با همین نام. مشخص نیست که ایا اعضای این باند نقش محوری در بازی خواهند داشت یا نه.<br />
بقیه در ادامه مطلب...<br />
<br />
نقشه بازی سه برابر بزرگتر از لیبرتی سیتی است. دو فرودگاه، یک فرودگاه اختصاصی، و یک پایگاه نظامی در این نقشه شامل می شود و همچنین دو فرودگاه کوچک تر هم در مناطق حومه شهر و روستایی پراکنده شده است.<br />
اگر شما اولین تریلر بازی را مشاهده کرده باشید فردی که سقف ماشینش را پایین می آورد در واقع شخصیت اصلیست نام او آدریان می باشد او یک فردی عادیست که البته برای به دست آوردن پول آسان، همه کار می کند. آدریان از اواخر نوجوانی خود دردنیای جنایات بوده است و با استفاده کردن خوب از پول به زن، شهرت جزیی رسیده است. آلبرت مردی که در تریلر با کت و شلوار مشکی رنگ دیده می شود ثروت آدریان را به عنوان فرصتی برای گسترش علاقه مندی های خود می بیند. در طول ماموریت های خودد ممکن است با افراد غریبه ای روبرو شوید که سعی می کنند مهارت ها و تخصص هایشان را به شما ارایه دهند. مثلا ممکن است با فرد غریبه ای برخورد کنید که جزور فروشندگان بازار سیاه اسلحه است اگر او را به استخدام خود در آورید می توانید زمانی که سلاح کم آوردید از او بگیرید یا این که به عنوان یک تک تیرانداز شما را در ماموریت های سخت پشتیبانی کند.<br />
شما می توانید شخصیت خود را سفارشی سازی کنید. لباس ها در GTA V بسیار بهبود یافته است هر لباسی که عابران پیاده می پوشند هم برای شخصیت شما از از همان اول قابل دسترس خواهد بود. آمار سلامتی نیز ممکن است بازگردد. مذاکراتی بین هماهنگی کار کردن و بدن سازی در جریان است. برای بدن سازی شما نیاز به خوردن ندارید. غذا خوردن در کار شما تاثیر نمی گذارد. خوردن هنوز هم جزو موارد اختیاری بازیست اما اگر غذا هم بخورید چاق نخواهید شد اما عدم کار کردن کار هیکل شما را از حالت فیزیکی خارج خواهد کرد. سیستم های stregnth و stamina هم بازخواهد گشت.<br />
<br />
» پول: <br />
پول که در این زمان بسیار سخت به دست می آید هنوز هم در این سری با بسیاری از کارها به راحتی به دست خواهد آمد همچنین همه چیز از لحاظ مقدار پرداخت به واقعیت نزدیک شده است. قیمت گذاری بر روی ، غذا ، ملک ، مسکن ، وسایل نقلیه و بسیاری از موارد دیگر شباهت هایی به دنیای واقعی دارند. قیمت safehouse ( خانه ، انبار ، محل سکونت ) با توجه به محله و مکانش متفاوت خواهد بود. شما باید برای خانه هایتان اجاره هم بپردازید و کم کم با پرداخت اجاره کل خانه از آن شما می شود مثلا اگر اجاره یک خانه ماهی 1000 دلار باشد با جمع شدن 12.000 هزار دلار خانه را خواهید خرید.<br />
تجارت مواد مخدر هم نقش بزرگی در چگونگی به دست آوردن پول خواهد داشت.<br />
در طول بعضی از ماموریت ها ( که عمدتا از سرقت یا دستبرد گروهی تشکیل شده ) می توانید طلاها و جواهراتی که برداشته اید یا ذخیره کنید یا بفروشید. به همین علت فروشگاه های با نام PawnStar به بازی اضافه شده است که هر شخص در فروشگاه خود کالاهای مخصوصی را به فروش می رساند و شما هم در مواقع لزوم می توانید تعدادی از وسایل خود را برای دریافت پول به ان ها بفروشید.همچنین ماموریت های تاکسی هم در این شماره بازگشته است.<br />
<br />
» وسایل نقلیه:<br />
وسایل نقلیه ای که در GTA IV وd The Episodes of Liberty City دیده اید مانند 1984 1986 1992 1998 2001 2008 و 2012 برگردانده شده است حتی خودروهای جدیدی هم مانند Dewbauchee Zagato GT ، the Grotti T2 Widow ، Pfister Hannover و Dinka S-EX در بازی مشاهده خواهید کرد. خبر خوب در این است که دوچرخه هم در بازی وجود دارد.<br />
قطار، سیستم مترو، اتوبوس و تاکسی طوری برنامه ریزی و در سرتاسر نقشه گسترده شده اند که بتوانند به حمل و نقل بازیکن کمک کنند. خود روهایی هم مانند The Caddy Journey Baggage Handler Kart Quad و Vortex در حال بازگشت هستند. <br />
ایرکرافت و طیف وسیعی از هواپیماهای مسافربری و جت های خصوصی در بازی وجود خواهد داشت. سفارشی سازی ماشین ها با عمق بیشتری طراحی شده است حتی می توانید موتورسیکلت خود را هم سفارشی کنید.اطلاعات کاملی از این قسمت در دسترس نیست اما می توان اطمینان حاصل کرد که از سن آندریاس بسیار بهتر است.<br />
<br />
» اسلحه ها:<br />
سلاح های بازی بسیار زیادتر از قبل شده است. حداقل 48 تا 50 سلاح مختلف را در بازی قابل استفاده است. تعدادی از این اسلحه ها از قسمت بعدی Max Payne برداشته شده است. حتی تعدادی از اسلحه های بازی Red Dead Redemption را هم خواهید دید. این اسلحه ها بسیار نادر هستند و فقط افرادی که در ساکن صحرا هستند، مغازه های عتیقه فروشی و فروشندگان بازار سیاه به این سلاح ها دسترسی دارند.<br />
جاروها، صندلی ها، لامپ ها و هر موانعی که در سر راه شما قرار دارد را می توانید برداشته و پرتاب کنید، این درحالی است که در GTA IV فقط قابلیت برداشتن آجر و بطری را از روی زمین داشتید.<br />
هم اکنون می توانید در هنگام بالا رفتن از نردبان، آویزان شدن از جایی یا طناب و ماشین ها هم تیراندازی کنید با این نکته که تیراندازی در این حالت تفاوت های کوچکی خواهد داشت.<br />
در GTA به سلاح های مکس پین هم دسترسی خواهید داشت. HUD بازی همانیست که در GTA IV استفاده شد. سیتم تعقیب بازی به همان صورت باقی مانده است هوش مصنوعی بهبود خوبی یافته است. پلیس ها برای گرفتن یک مظنون با پای پیاده به دنبالش می دوند و با استفاده از تاکتیک های متنوع سعی می کنند بازیکن را زمانی که در جایی پنهان شده به بیرون بکشانند دیگر این که ارتش هم بازگشته است اما در مواقع شش ستاره از تاکتیک APC و جلیقه ضد گلوله استفاده خواهند کرد.<br />
<br />
» ماموریت ها و کارهای فرعی:<br />
کارهای فرعی بازی از GTA IV بازگشته است . شامل موارد trip clubs/drinking ، تجارب مواد مخدر ، مبارزه در باشگا ه ها و مسابقات ریسینگ و چند موارد اندک دیگر هست.قمارهای قاونی و ورق بازی هم به بازی اضافه شده است.<br />
سرقت بخش اعظمی از ماموریت های GTA V را تشکیل می دهد . این بخش در حال حاضر به دو بخش تقسیم می شود . یک سرقت تک نفروه و دو گروهی .اگر زمانی به یک فروشگاه یا خانه به تنهایی دستبرد بزنید تمام پول ها از آن شما می شود اما اگر زمانی گروهی هم همراه شما باشد باید پول را تقسیم کنید. افراد بیشتر باعث راحت کردن کار شما در دزدی خواهد شد اما در عوض با توجه به تعداد افراد بیشتر پول کمتری هم به شما می رسد پس شما مجبور هستید یا آمار مکان های بزرگ و سخت تر را برای پول بیشتر به دست آورید یا کوچکتر که ریسک تنهایی کار کردن خطراتی خواهد داشت.<br />
کلاس های آموزش پرواز و رانندگی بازگشته است. در مدرسه تیراندازی می توانید دقت تیراندازی خود را بالا ببرید همانطور که در بخش قایقرانی هم این بخش وجود دارد اما خبری از سیگار در این نسخه نیست.<br />
دوست دختر ها بازگشته اند اما با پیچ و تاب و فراوان و طیف وسیعی از چیزهای جدید هم به آن ها اضافه شده است . شما می توانید رابطه خود را با آن ها قطع کنید و قلبشان را بشکنید (با جواب ندادن به تماس های تلفنی مکررشان) بازیکن می تواند آیتم های مختلفی را مانند پول ، جواهرات و مواد مخدر را در قسمتی از خانه اش نگه دارد انتخاب اسلحه هنوز هم به همان سادگیست. اما بعضی از سلاح های نادر را می توانید در جای امنی قرار دهید . در بازی می توان از خانه بیرون رفته و مواد مخدر فروخت. دیگر در هنگام کشتن یک فرد پول هایش در اطراف پخش نمی شود بلکه هم اینک باید به مانند Red Dead Redemption با زدن دکمه ای جیب هایشان را بگردید . البته گاهی اوقات به غیر از پول موارد دیگر هم پیدا خواهید کرد.]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>
