امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
یادداشتی کوتاه به مجموعه Team Ico (آقایِ کُدی گونه)
#1
سلام رفقا همین اول کار بگم توی این متن خبری از آقای کُدی بازی نیست چون میخوام دو کلمه جدی در مورد مجموعه هنری که تیم ایکو تولید کرده حرف بزنم اگه خیلی تو جزییات نیستین منظورم سه بازی شاهکار  Shadow of  The Colossus , Ico و The Last Guardian  هست

هشدار این متن حاوی اسپویل از داستان سه بازی میباشد!


Spoiler alert!
ّ

Fumito Ueda شاید از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۶ تنها سه بازی خلق کرده باشد ولی دو بازی ابتدایی وی جزء برترین آثار صنعت گیم است و شکی نیست که آقای اوءدا هنر را با تارُ پود بازی های خود اجین کرده بازی ابتدایی فومیتو اوءدا ICO یک اثر سوم شخص اکشن ماجراجویی / پلتفرمر و داستان محور است و داستان پسری را روایت میکند که روی سرش دو شاخ دارد,پسرک در روستایی زندگی میکند که در آن روستا حوادث ناگواری اتفاق می افتد و اهالی روستا مقصر این اتفاقات را ایکو میدانند ...مردم روستا برای رهایی از این حوادث ایکو را در هنگامی که به سن 12 سالگی رسید به قلعه ای در میان آب بردند تا از سرما و گرسنگی آنجا تلف شود ...اهالی روستا ایکو رو با این فرض در قلعه رها کردنند که کسی در آنجا زندگی نمیکند و پسرک ضعیف از تنهایی,گرسنگی و سرما خواهد مرد و طی مرگ وی نفرینی که به عقیده مردم روستا در اثر ایکو ایجاد شده خاتمه میابد...اما ایکو در قلعه با دختر ملکه آشنا میشود و آن دو درمیابند که به کمک یکدیگر برای زنده ماندن نیاز دارند... شاید برای اولین بار در بازی ایکو بود که ما شاهد داستانی حول رابطه دو نفر و مشکلات سر راه آن ها در تلاش برای زنده ماندن در یک بازی ویدیویی بودیم ایکو به ما یاد داد که یک به تنهایی کاری از پیش نمیبرد ...که میشود حتی برای یک غریبه از خود گذشتگی کرد ... و چه گوهر ارزشمندی را ما بی اهمیت جلوه میدهیم...زندگی را میگویم شاید اگر برای زندگی که به ما داده شده قدری زحمت میکشیدیم اینگونه که اینک هستیم نبودیم...شاید اگر مردم روستای ایکو ارزش زندگی را میدانستند هیچ گاه تقصیر کس دیگر را گردن کس دیگری نمی انداختند حالا آن کس میخواهد شاخ داشته باشد میخواهد نداشته باشد...آهان تا یادم نرفته ایکو به ما یاد میدهد نژاد پرست نباشیم ... زیرا من یا شما خواننده این مطلب یا آن جوان سیاه پوست اهل آفریقا همگی انسان هستیم تنها تفاوت در میزان انسانیت است...ایکو را بار ها بازی کردم و بار ها از خود پرسیدم چرا پسر دخترک را رها نمیکند مگر غیر از این است که سبک تر راحت تر میشود فرار کرد اما ایکو همیشه جواب این سوال را در هر لحظه نشانم میداد این روز ها هر بی خرد را شاهکار ساز ُهر زباله را شاهکار مینامند ولی بیایید با هم روراست باشیم ICO بدون شک شاهکار و Fumito Ueda استاد شاهکار ساز است...اما بازی ایکو برای اثر بعدی مثل یک نسیم قبل از طوفان است....سال 2005 بود که بازی بعدی Team Ico که پیشتر با نام رمز Nico شناخته میشد با نام Shadow of the Colossus برای کنسول افسانه ای Playstaion 2 عرضه شد Team Ico به طور رسمی اعلام کرد که بازی شدو اف دِ کلوسوس برای بازی اول آنها حکم یک پیش درامد دارد این بازی با دید سوم شخص در سبک اکشن ماجراجویی/پلتفرمر داستان پسری بنام واندر را حکایت میکند که در پی نجات جان یک دختر پا به سرزمین ممنوعه میگذراد نجوایی به گوش میرسد که به پسرک وعده میدهد اگر شانزده غول موجود در سرزمین ممنوعه را نابود کند او در عوض زندگی دختر را به وی باز میگرداند واندر سوار بر اسب خود اگرو در پی شانزده غول عظیم الجسه راهی سفری خطر ناک میشود و داستان شروع میشود...اگر با این دید به بازی نگاه کنیم واندر یک قهرمان بی باک است که سوار بر اسب با وفا ی خود قصد کمک به دختری بی چاره را دارد اما به چه قیمتی؟....وقتی به غول اول میرسیم لحظه ای تامل میکنیم و با خود میگوییم من واقعا میتوانم این غول را بکشم ,با تلاش از غول بالا میریم شمشیر خود را در سر وی فرو میکنیم....ایول مرد...یا صبر کن چه آوای تامل برنگیزی چرا با وجود غلبه  به این غول من حس پیروزی ندارم مگر غیر از این است که من قهرمانم...یکی پس از دیگری غول های غظیم الجسه نابود میشوند و ما کم کم در درستی کار خود شک میکنیم..."نکند اشتباه کرده باشم,ولی نه بازی مرا به جلو سوق میدهد پس من در مسیر درستی قرار دارم" به آخرین غول میرسیم با وجود تمام سختی ها خود را به وی میرسانیم از او بالا میرویم ضربان قلبمان هر لحظه بالا تر میرود...غول نگاهی به ما می اندازد اما این یکی از آن آخرین نگاه های طعمه به شکارچی نیست...ضربه آخر..."بالاخره تمام شد اما هنوز حس پیروزی ندارم" میان پرده آخر پخش میشود و ما بالاخره دلیل همه آن چرا ها را در میابیم....Shadow of the colossus به ما خیلی چیز ها یاد میدهد ارزش زندگی.....اهمیت شجاعت حتی در سخت ترین لحظات,تلاش برای هدف والا و خیلی چیز های دیگر اما خیلی بیشتر بهما میفهماند که بعضی چیز ها درست شدنی نیستند و شاید ما در تلاش برای درست کردنشان مجبور شویم خراب کاری کنیم که خون با خون شسته نمیشود حالا خون هر جانوری میخواهد باشد شما به من بگویید این بازی شاهکار نیست؟ اما بازی سوم این مجموعه The last Guardian درسال 2016 منتشر شد این بازی با دید سوم شخص در سبک اکشن ماجراجوعی /معمایی داستان پسری را روایت میکند که در یک مکان ناشناخته گرفتار شده وی با موجودی بنام تریکو آشنا میشود و آن ها به هم کمک میکنند تا زنده بمانند داستان بازی حول رابطه این دو روایت میشود,اما چه چیز آخرین نگهبان را خاص میکند؟! 
شاید این اولین سوالی باشد که یک بازیباز که از قضا دو بازی قبلی Team Ico را بازی کرده از خوب میپرسد..این رابطه بین پسرک و تریکو است که آخرین نگهبان را خاص میکند رابطه ای که در آغاز برپایه نیاز شکل گرفته آما رفته رفته عمیق تر میشود...مراحل شخصیت پردازی این دو کاراکتر بازی را خاص میکند...دنیای زیبا,موسیقی...این ها باعث میشوند آخرین نگهبان تک باشد...شاید این بازی به مذاق عشق اکشن های بی اعصاب خوش نیاید ولی مطمعنم خیلی ها هستند که در آخرین بخش های پایانی بازی سر مانیتور داد کشیدند یا در کات سین پایانی حتی اشک ریختند یک بازی چه چیز بیشتری باید داشته باشد؟ 


بیایید سراغ بازی برویم که از آن چیزی یاد بگیریم...


مرسی که مطالعه کردید نظرات خودتون زیر همین مقاله بنویسید

منتظر آقایِ کُدی گونه های بشتر باشید S0 (24)
صفرُ یکتم سالار...
The following 1 user Likes mr_code's post:
  • alireza_raad
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  دانه درشت های 2018#گیمیطور(آقایِ کُدی گونه) mr_code 0 589 01-16-2018, 07:52 PM
آخرین ارسال: mr_code

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان